۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

شونیسم فارس ، در حال مرگ.


شونیسم فارس ، در حال مرگ.
به برکت وجود و استقامت بی نظیر ملت ستم کشیده بلوچ و در نتیجه مبارزات چشمگیر فرزندان دلیرش و شهامت و پایمردی سرمچاران بیباک و شهدای پاک بلوچستان ، حال و آینده سرزمین بلوچستان و مردم زجرکشیده مان ، خیلی ها را به خود مشغول کرده است و شونیستان خون آشام و چپاولگر فارس را به وحشت انداخته است.
از وزیر عاجز اطلاعات و جاسوسی رژیم گرفته تا حسینعلی شهریاری نمک نشناس زبون ، آن چه را که می خوستند، طی هفته های اخیر گفتند و نشخوار کردند ، مبارزات طولانی و بر حق مردم بلوچ را کار بیگانگان دانستند، دروغگویی کردند و بالاخره طبق معمول بازهم ملتمان را تهدید کردند و بدین ترتیب بار دیگر به شکست و عجز و زبونی خویش در مقابل فرزندان مصمم بلوچستان اعتراف کردند.
آوای رسای مبارزات ملت بلوچ چنان در منطقه و جهان طنین افکن شده که سرتاپای سیستم پوشالی شونیستی ـ مذهبی به لرزه افتاده است. سرکردگان جاهل و کوته فکر رژیم شیعی ـ فاشیستی تهران باید بدانند که بلوچستان تنها نیست زیرا آ ذربایجان جنوبی سرزمین صمد و پیشه وری نیز قد علم کرده است. بلوچستان تنها نیست زیرا کردستان قهرمان عزم راسخ دارد تا حقوق تاریخی و از دست رفته اش را بگیرد. فرزندان شیخ خزعل هم بیدارند و برای آزادی الاهواز وبرای بازپس گرفتن و کنترل نفت خویش، با شونیستان فارس در جنگ هستند. ترکمنهای ستم کشیده خواهان حقوق ملی
خویش و خواهان نام گذاشتن وطن خویش به نام زیبا و تاریخی ترکمنستان هستند. پس بلوچستان تنها نیست. به همین دلیل است که حکومت شیعی ـ شونیستی ایران همه را، هم ملیتهای در بند و مبارز و هم کشورهای دورو نزدیک را به دخالت در امورکشور «ایران» متهم میکند. اما کار به جایی رسیده که بهانه پوچ وفارس فریبانه «حفظ تمامیت ارضی» هم کمکی به شونیسم مذهبی و غیر مذهبی نمی کند.
وحشت و ترس چنان برپیکر شوم و در حال مرگ شونیسم مذهبی و غیر مذهبی فارس چیره گشته که حتی برخی ازشونیستان پیر و مکار فارس که چندین دهه در اروپا و امریکا در بدر و سرخورده هستند و به فسیل های سیاسی بدل گشته اند ، نشخوار ذهنیات و نظرات شونیستی خود را از سر گرفته اند.
اولا این فسیلهای سیاسی هیچ گونه احترامی نه به وجود و حقوق ملت بلوچ قائل هستند ونه به دیگر ملل تحت ستم..
ثانیا این آقایان تا حدی در افکار و توهمات شونیستی و برتری طلبانه شان غرق هستند که حتی قادر نیستند در مورد احترام به وجود و حقوق فرد یا ملیت غیرفارس فکرکنند.
ثالثا هیچ کس ازاین آقایان در مورد حال و آینده بلوچستان نه پرسیده و نه خواهد پرسید. البته خودشان هم می دانند که نظراتشان هیچ تاثیر مثبتی برای آینده تابناک بلوچستان ندارند. می خواهند باز هم کارشکنی کنند و بیهوده سعی بر آن دارند تا چند روزی به عمر پایان یافته حکمرانی شونیسم افزوده شود.
و اما رابعا تنها کمکی که این شونیستان پیر ناتوان و غیر مذهبی می توانند به خودشان و بقیه بکنند این است که لطف نموده و به تکرار و نشخوار افکار برتری طلبانه و عقب مانده شان پایان دهند، بیانیه حقوق بشر را که در کشورهای غربی دستیاب است برای یکبار هم که شده بخوانند . به خود وبه دیگر انسانها و حقوقشان احترام بگذارند. هنوزهم برایشان دیر نیست ! تا خود را ازدام افکار و توهمات پوچ برتری طلبانه و شونیستی رها سازند و بالاخره به انسانهایی آزاد تبدیل شوند.
حکمرانان و شونیستان شیعی آخوندی و شاهی که مانع اصلی پیشرفت و ترقی بلوچستان در هشتاد سال اخیر بوده اند ، علاوه بر چپاولگری و غارت منابع و معادن بلوچستان وبه سرقت بردن اموال مردم بیدفاع با قساوت ، وحشیگری و ددمنشی آنقدر بلوچ به قتل رسانده اند که هیچ کس نمی تواند آمار دقیقی از شهدای بیشمار بلوچستان ارائه دهد. آنها ( شونیستان شاه پرست و شونیستان شیعی حاکم ) چهره کریه شونیسم نژاد پرستانه فارس را در بلوچستان از سال ۱۳۰۷ هجری شمسی تا به حال ، بخوبی به نمایش گذاشته اند.
هیچکدام فارس چه سیاسی یا غیر سیاسی قادر به درک آن نیست که بر بلوچ و بلوچستان چه ظلم و بیعدالتی هایی شده، زیرا حاکمیت طولانی شونیسم و برتری طلبی جنون آمیز آمیخته با فرهنگ فارس چنان مردم عادی فارس و حتی زابلیهای فارس و نمک نشناس را در دام تنگ نظری ، خودخواهی و منفعت پرستی گرفتار کرده است که خود را از تمام انسانهای روی زمین برتر می دانند. به آنها از کودکی یاد داده اند که از دیگران برتر و بالاتر هستند. کم کم این توهم عجیب و مشکل سازرا باور کرده و بزرگ که شدند به خود اجازه می دهند که به عنوان شهروند "ایرانی درجه اول"، صرفا به خاطر فارس بودن از دیگران مزایای بیشتری داشته باشند ، حقوق فردی و اجتماعی دیگران را سیستماتیک پایمال کنند وبا اعمال زور، قلدری وحشیگری بر دیگران حکمرانی کنند. این توهمات و آموخته های مخرب را خواسته، آگاهانه و برنامه ریزی شده از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند. با پایمال کردن حقوق دیگران است که غریزه های برتری طلبی و زیاده خواهی شونیستان فارس تشدید می یابد.
بدین دلیل است که برای شونیستان «خون بلوچ رنگین نیست» و به خود اجازه هر جنایتی دربلوچستان می دهند.
برای ادامه غارت منابع بلوچستان و ادامه زندگی انگلی شان به ددمنشی ها و جنایات آشکارو پنهان خود شبانه روز ادامه می دهند. تا کی ما بلوچها و ملیتهای دیگر که در « تمامیت ارضی»ایران اسیرهستیم بهای حکمرا نی جنون آمیز و برتری طلبی های سیری ناپذیر شونیستان کوته فکر و خون آشام فارس را بپردازیم؟
تاکی شاهد باشیم که اراذل و اوباشان انگل صفت و حکومتی های منفعت پرست صادراتی با ملت مان و با فرد فرد ملت برخورد تحقیر آمیز می کنند؟
بلوچ می خواهد آزاد باشد ، نه میخواهیم ونه اجازه خواهیم داد تا سیاسیون مذهبی و غیرمذهبی فارس به حکمرانی شونیستی، برتری طلبانه و چپاولگرانه خود در بلوچستانمان ادامه دهند.
می خواهیم آینده بلوچستان از وجود نگهدارها، مجاهدین، سلطنت طلبان و آخوندها ی رافضی و افکار مخرب و برتری طلبانه شان پاک و مبرّا باشد.. نیازی به این وارثان شونیسم فارس در بلوچستان نیست.
بلوچ به عنوان یک ملت نه به قیم نیاز دارد و نه به بیگانگان غارتگر و مفت خور برتری طلب.
حالا اگر شونیستان فارس خون خود را زرد می بینند یا سیاه برای ما مهم نیست ، این گرگ صفتان ، مکاران، قاتلین بیرحم ، غارتگران و حکمرانان صادراتی و بی صلاحیت این بلوچ کشان وحشی هشتاد سال است مانند غده های بدتر از سرطان در بلوچستان ، خود را نشان داده اند.
باید این غده های ما فوق سرطانی از بیخ و بن کنده شوند تا بلوچ با آسودگی خاطر به تعمیر
خرابی ها و به علاج اثرات و زخمهای عمیق هشتاد ساله بپردازد و برای آبادانی و پیشرفت سرزمین مادری خویش برنامه ریزی کند. البته بدون دخالت مستقیم یا غیرمستقیم شونیستان فارس. هرچند که قبول این امر برای آنان به مثابه مرگ شان است. اما هیچ چاره ای غیر قبول این واقعیت برای شان نمانده است.
برای خودشان بهتر است برای یکبار هم که شده به خود بیایند. باید گورشان را از بلوچستان گم کنند. مگر هشتاد سال تخریب ، ویرانگری قتل و غارت هنوز کافی نیست ؟
بلوچ می خواهد و می تواند آینده را خودش رقم بزند، بدون دخالت شونیستان جور واجور فارس. عمران و آبادی سرزمین مادری مان بلوچستان، پس از آزادی از چنگال کثیف شونیستان فارس میسر است.
تا کوچکترین اثری ازحکمرانی شونیستان غارتگر فارس در بلوچستان باقی است ، نباید آرام نشست.
محمد کریم بلوچ

هیچ نظری موجود نیست: