۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

قدرت و دگردیسی



همه آنچه را که یادآور شدم عیناً درکشور خودمان پیاده کنید. شما فکر میکنید آقای سیدعلی خامنه ای ذاتاً آدم بدی بود و از جنایت و بستن دهانها و به زنجیر کشیدن آزادیخواهان لذت میبرد؟

یک بار نوشته ام درست در فردای بازگشت آقای خمینی به ایران، آقای خامنه ای روی پله های مدرسه علوی نشسته بود و پیپ دود میکرد. عبدالرحیم ربانی شیرازی و صادق خلخالی و فضل ا لله محلاتی پشت پنجره ای که از آن آقای خمینی برای مردم دست تکان میداد، در کنار آقا ایستاده بودند و مثل رهبران ارکستر، جمعی را که در حیاط بودند با اشاره و تکان دادن لب و لوچه هدایت میکردند. آقای خامنه ای با پوزخندی گفت:میبینی، هنوز هیچی نشده این بوزینه ها مشغول خوشرقصی شده اند و فردا هم از آقا ــ خمینی ــ شاهی میسازند صد درجه بدتر از شاه.

امروز به آقای خامنه ای چه باید گفت که در حلقه بوزینه هایی صد بار زشتتر و آلوده تر از بوزینه های پشت پنجرة مدرسه علوی، گرفتار شده است؟ زمانی که برنامه «هویت» از تلویزیون پخش میشدموسوی اردبیلی نزد خامنه ای رفته بود که حضرت، این چه مسخره بازی است که فردی همچون استاد زرین کوب را با این بی حرمتی و شناعت، در تلویزیون، مورد حمله قرار میدهید؟ آقای خامنه ای به او گفته بود شما مسائل را نمیدانید بنابراین حرفتان بی پایه است. این آخرین ملاقات موسوی اردبیلی با نایب امام زمان بود. آقای خامنه ای از منتظری اجازه میگرفت و می نشست، هم او پس از جریان سیزده رجب، زشت ترین واژگان را علیه منتظری به کار برد.

اگر در کشور ما مشروطیت ادامه یافته بود، بدون شک امروز با بودن جامعه مدنی قانونمند و دادگستری مستقل و مطبوعات آزاد و نهادهای اجرایی و قانون گذار منتخب، یک آدم ــ گیرم پسر پیغمبر ــ نمیتوانست برای 70 میلیون ایرانی تکلیف معین کند و به جای آنها تصمیم بگیرد.

چندی قبل گروهی از کارشناسان رژیم گزارشی برای حداد عادل و شاهرودی فرستاده بودند که بستن روزنامه ها و غیر سیاسی کردن روزنامه های باقیمانده و بیرنگ و بو ساختن دانشگاهها و محیط علمی و فرهنگی کشور یک شمشیر دو لبه است و میبینیم چنان جامعه را از سیاست و دستگاه دولتی بیزار کرده که چند هفته مانده به انتخابات هیچ نوع جوش و خروشی در مردم مشاهده نمیشود.

خاتمی و شاهرودی به حداد عادل گفته بودند از آنجا که حضرتعالی جزء اهل بیت آقا هستید و علاوه بر آنکه دخترتان عروس آقاست، مقام استادی بر ولی فقیه دارید، این گزارش را به ایشان بدهید... حداد عادل استادی که تا دیروز اعتبار و حرمتی نزد اهل فرهنگ و دانشجویان داشت و نان حرام از گلویش پایین نرفته بود در پاسخ زیر لبی گفته بود من جرأت این کار را ندارم... چرا باید کسی جرأت نکند به خامنه ای بگوید حضرت، راه و کار و عملت غلط است و این ره که تو میروی به ترکستان است؟

بازمیگردیم به مقولة قدرت خانم و این که قدرت فساد میزاید. قدرت بوزینه های مداح جنایت پیشه خلق میکند. قدرت ویرانگر است. سیدی خراسانی نیم تبریزی را که در خانه ای چهل متری با فقر اما شرافت زندگی کرده و عمری سنگ آزادی و عدالت را به سینه زده، و رفیقانش همگی از اهل نظر و ساکنان فقرستان شعر و موسیقی و فرهنگ بوده اند، در دو سه سال، پس از چشیدن شربت وصال قدرت خانم، در هیأتی مشاهده میکنیم که هیچ شباهتی با آن سید دیروزی ندارد. اصغر حجازی و علی فلاحیان و مصطفی پورمحمدی اصحاب خاصه اش میشوند و حسین شریعتمداری کاتب وحی اش. سعید مرتضوی قاضی القضات اوست و محمد باقر ذوالقدر سپهسالارش. و احمد جنتی قانون پردازان او هستند و... حتی آدمی مثل حداد عادل زمانی که به حلقة اصحاب او وارد میشود، تلاش نمیکند او را از خواب بیرون آورد و تلخی بیداری را یادآورش شود.

بلکه به سه شماره همرنگ اصغر حجازی و حسین شریعتمداری میشود تا کرسی ریاست مجلس و امتیازات ویژه مصاهرت با قدرت را از دست ندهد...

دکتر نوری زاده

هیچ نظری موجود نیست: