ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه

گفتگوي خواندني با مدير حوزه تخريب شده زابل


اشاره
در اين روزها كه قضيه‌ي تخريب حوزه‌ي علميه عظيم آباد زابل ذهن بسياري را به خود مشغول ساخته است، گفتگو با ـ مولانا حافظ محمد علي حفظه الله ـ مديريت محترم حوزه‌ي مزبور از اهميت فوق العاده‌ي برخوردار است
اما آنچه به اهميت اين گفتگو مي افزايد اين است كه طي اين روزها حرف و حديث هاي بسياري در رابطه با اين حادثه به گوش مي رسد ، گفته هاي حافظ محمد علي حفظه الله مي تواند فصل الخطاب اين موضوع بوده و كساني كه اعتقاد به سخنان مستند دارد مي توانند به خوبي از آن استفاده كنند
آنچه در پي مي آيد ماحصل گفتگوي اختصاصي ما با ايشان است كه از نظر گذراندن آن را خالي از لطف نمي بينيم
*********************************************
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: با عرض سلام و خسته نباشيد. با توجه به اينكه در سحرگاه روز چهارشنبه ششم شهريور ماه 1387 يكي از مدارس فعال اهل سنت كه با مديريت جناب عالي چند سالي است با رويكردي رو به رشد به فعاليت مي پردازد توسط مأموران دولتي تخريب شده است ، قبل از هر چيز از شما مي خواهيم به تشريح كامل جزئيات اين حادثه بپردازيد .
حافظ محمد علي: بسم الله الرحمن الرحيم

بنده شخصاً آنجا حضور نداشته ام ولي با توجه به تماسهاي تلفني و صحبتهاي حضوري كه با اساتيد ، طلاب و كارمندان و برخي مردم منطقه داشته ام جريان اينطور بوده است كه از اوائل شب چهارشنبه نيروهاي فوق العاده از اطراف رامشار گرفته تا نزديكي شهر محمدآباد مشاهده شده اند كه با رهگذرهاي گازوئيل كش يا افغان كش كار نداشته اند همين موضوع مقداري براي عده اي سوال برانگيز بوده است اما هيچ كس ذره اي ذهنش به اين طرف نرفته است كه فردا صبح قرار است اتفاق مهمي بيفتد ، ساعت 3 صبح برخي مردم، نيروهاي بيشتري را اطراف عظيم آباد و لوتك مشاهده كرده اند باز هم متوجه چيزي نشده اند ، در هر صورت موقع نماز صبح ناگهان طلاب كم سن و سال و غرق در خواب با لگد و دشنام و ضرب و شتم بيدار شده اند ، حتي اجازة وضو و نماز هم داده نمي شود! همه بيرون صف كشيده بطرف شمال محله برده مي شوند و از آنجا به شهر زابل منتقل مي شوند ، بعد لودرها كه 3 دستگاه بوده اند شروع به تخريب دارالصديق مي كنند ، متأسفانه تمام اطاقها ، كانكس ها ، انبار و آشپزخانه را با كولرها و پنكه ها ، يخچال فريزرها و آب سردكن ها ، اجاق گازها و تانكرهاي آب و تمام وسايل هاي موجود در انبار بزرگ و انبار آشپزخانه ، با قرآن هاي موجود در اطاقها و كانکس ها ، نان هاي موجود در نگهباني و فروشگاه حوزه را با هر چه داشته اند از جمله قرآنها را با لودرها در هم مي كوبند و چنان مچاله مي كنند كه برخي اقلام اصلاً تشخيص داده نمي شود مانند آب سردكن ها
سرويس هاي بهداشتي ، حمام ها و وضوخانه در هم كوبيده مي شوند اين كار چنان سريع و با بي رحمي انجام گرفته كه قابل تصور نيست انگار بمب هاي 15 تني هواپيماهاي B52 آمريكا بر سر آنها ريخته شده است ، اين در حاليست كه مي توانستند با صدها مأمور حاضر در صحنه و اطراف، ظرف كمتر از 10 دقيقه تمام وسايل و كالاهاي منقول ، كتابها و قرآنها ، كولرها و پنكه ها را بيرون گوشه اي بگذارند ، طلاب را بدون كتك و توهين بيدار كرده بطرف محله يا مسجد راهنمايي كنند ، خلاصه پس از تخريب اين بخش به سراغ منازل مردم كه حدود 53 سال قبل يا خشت و گل ساخته شده مي روند اين منزل مدرسة البنات حضرت صفيه بود كه حدود 400 نفر آنجا تا بخش دورة حديث مشغول به تحصيل بوده اند اين مكان نيز با نهايت بي رحمي تخريب مي گردد يك اطاق كه مملو از كتب درسي و غيره از جمله قرآن ، تفسير و حديث بوده روي همان كتب و قرآنها تخريب مي شود تا حالا كه سه روز گذشته هنوز همه كتابها و قرآنها زير آوارها آه و ناله دارند .
سپس به سراغ منزل سوم كه منزل محقر و كوچكي است و محل يكي از شعبه هاي حفظ بوده مي روند و تخريبش مي كنند اين منزل عاريه در اختيار حوزه بوده و قدمت 30 ساله داشته است
آري به اين ترتيب ساختمان اصلي دارالعلوم حضرت امام ابوحنيفه و مدرسة البنات حضرت صفه در آستانه هفته دولت و ماه مبارك رمضان صد در صد تخريب مي شود ، قلوب ميليونها مسلمان را در ايران و سراسر جهان جريحه دار مي نمايد . انا لله و انا اليه راجعون( اللهم انا نعوذ بک من الفتن ما ظهرمنها و ما بطن ، اللهم اكفنا كل مهم من حيث شئت و من اين شتت ، و لن يصينا الا ما كتب الله لنا هو مولنا و علي الله فليتوكل المؤمنون . بنده روستا بودم و مرتب تلفني پيگير قضيه بودم دوستان با گريه و آه و ناله جزئيات را برايم شرح مي دادند
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: بفرمائيد اين اقدام تحت نظارت و سرپرستي چه دستگاهي انجام گرفته است؟
حافظ محمد علي: دقيق نميتوانم چيزي بگويم ولي علي الظاهر تمام ارگانها نظامي و انتظامي ، بسيج ، اطلاعات و غيره همه شريك و سهيم بوده اند آمران كي بوده اند؟ بهتر است قضاوت را به مردم حواله كنيم . خداي احكم الحاكمين و عزيز ذوانتقام كه همگي را، آمران و عاملان را خوب مي داند
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: آيا دليل قابل توجيهي براي اين اقدام از سوي عاملين تخريب عنوان شده است؟
حافظ محمد علي: اصلاً و ابداً! البته برخي ظاهرا عنوان كرده اند كه اين مدرسه مجوز نداشته در صورتي كه همه مي دانند طبق اصل 12 قانون اساسي آموزش مسايل مذهبي و ديني اهل سنت كاملا آزاد است و نيازي به مجوز ندارد ، گرچه اين مدرسه جديدي هم نبود همان مدرسه قبلي اسلام آباد بود كه از سر ناچاري و مجبوري به اين محل منتقل و با نام ديگري فعاليت خود را ادامه مي داد . اساتيد ، طلاب و پرسنل همه آنها همان نيروهاي مدرسه اسلام آباد بودند ، گيريم كه مدرسه، جديد التأسيس بود و مجوز نداشت ، آيا تنها راه برخورد و حذف آن همين بود ؟ آيا چارة ديگري نبود ؟
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: رفتار آنان با طلاب و مدرسين حوزه‌ي شما در هنگام حادثه چگونه بوده است؟
حافظ محمد علي: قبلاً عرض كردم كه بسيار بسيار بد و خشن بوده است ، تخم نفرت و كينه بيش از پيش در دل طلاب و مردم براي هميشه كاشته شده است
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: شما به همراه ديگر همكارانتان به چه مقدار ، با ارتباط برقرار نمودن با مسئولين رده بالاي دولتي به پيگيري اين ماجرا پرداخته ايد؟
حافظ محمد علي: از آنجا كه سرپرستي كل اين مدرسه با حضرت شيخ الاسلام حفظه الله مي باشد در ابتداي سال تحصيلي حوزوي حضرت مولانا زياد پيگير موضوع بودند. زماني بنده اسير بودم در مشهد و پس از آن علي رغم عدم نياز به مجوز، تقاضاي مجوز شده و پس از اعلام دولتمردان هيچ نوع كار عمراني ساخت و سازي انجام نگرفته ، روز سه شنبه (روز قبل از تخريب) يكي از مردم زاهدان كه از نزديكان حاج آقاي طباطبائي امام جمعه شهرستان زابل است پيغام داده بود كه حاج آقا مشهد هستند و گفته است كه فرماندار شهر زابل برايم زنگ زده و گفته كه « مثل اينكه در مدرسه عظيم آباد ساخت و ساز انجام گرفته ، لذا مجوز تخريب آنها گرفته شده است » لذا شما از مولانا تحقيق كنيد كه آيا صحت دارد ؟ و اگر صحت ندارد من دفاع كنم و مانع تخريب و يورش بشوم اتفاقاً بنده همانجا حضور داشته و عرض كردم كه ساخت و ساز در داخل حوزه بجاي خود كه به اين زودي ها حتي همسايه ها نيز براي خود كاري نكرده اند ، بنابراين حضرت شيخ الاسلام فوراً و شخصاً با طرف صحبت كردند و فرمودند كه اين موضوع كذب محض است حتي براي ماکياني نيز لانه اي ساخته نشده و .... ، پس از آن با جناب حافظ عبدالرشيد امام جمعه اهل سنت شهرستان زابل صحبت شد كه با فرماندار در اين خصوص صحبت نمايد ، لذا حافظ صاحب نيز زنگ مي زند و به فرماندار مي فرمايد كه اين موضوع كاملاً دروغ و كذب محض است شما شخصي را بفرستيد تا ما به او نشان بدهيم كه آيا واقعاً كاري شده يا خير ؟ كه پس از اين تماس، فرماندار به حافظ صاحب مي گويد که حرف شما سند است و اصلاً نيازي به فرستادن نماينده جهت بازرسي نيست و از نحوي كلامش بخوبي معلوم مي شود كه موضوع حل است ، حافظ صاحب نيز نتيجه را اعلام كردند و ما هم خاطر جمع شده پراكنده شديم
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: يكسري از شنيده هاي ما حاكي از هتاكي و حرمت شكني قرآن توسط كساني است كه عاملين اين تخريب بحساب مي آيند . در اين باره اطلاعات دقيق تري را در اختيار كاربران ما قرار دهيد؟
حافظ محمد علي: بي نهايت نسبت به قرآن عظيم الشأن بي حرمتي شده ، زيرا قرآنها و كتب ديني در آورده نشده ، بلكه زير لاستيك هاي لودرها لگدمال و له شده اند حتي قرآن عظيم الشأن را از داخل (چاه و دستشويي ها) درآورده اند .
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: بفرمائيد چنين اقدامي چه پيامدهايي را مي تواند براي جمهوري اسلامي ايران در پي داشته باشد؟
حافظ محمد علي: مهمترين پيامد آن فاصله گرفتن مردم و نااميد شدن آنها از جمهوري اسلامي است و پيامد ديگر آن لقمه تبليغاتي است كه مخالفان نظام بسيار از آن بهره برداري خواهند كرد چنانكه از گفتار و نوشتار بسياري از آنها نمايان است
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: چه توصيه اي به مسئولين نظام داريد؟
حافظ محمد علي: فكر مي كنم به توصيه امثال بنده توجه نمي كنند اينطور معلوم مي شود كه برخي ها نمي خواهند بر قانون عمل كنند و يا بر ما حكومت كنند ، با توجه به شرايط جهاني و داخلي جمهوري اسلامي و مسئله هسته اي و حضور آمريكا و غرب در شرق و غرب ما و نفوذ آن در شمال و جنوب و تهديدات خارجي كه متوجه ايران است و ... ، اين نوع برخوردها و اعمال سليقه ها و محدوديتها اصلاً قبال هضم و باور نيست يا ما خيلي ساده لوح و كوته فكر و نظريم كه خير و شر خود را تشخيص نمي دهيم يا جنگ ما با غربي ها بالاخص آمريكائي ها باصطلاح زرگري است .
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: وضعيت آينده‌ي حوزه ، طلاب و مدرسين شما چگونه خواهد بود؟
حافظ محمد علي: الله اعلم ، تصميم با حضرت شيخ الاسلام است. فعلاً مشوره همه آنست كه يا مرگ يا عظيم آباد بهر قيمتي شده در عظيم آباد ان شاء الله مي مانيم و لو سر خاك و آفتاب باشد
پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز: سخن آخر
حافظ محمد علي: مدرسه ماية خير و بركت براي منطقه است ، تا حالا چه ضرري براي نظام يا مردم شيعه منطقه داشته؟ به تعالي فرهنگ ديني و اجتماعي و حتي سياسي مردم كمك شاياني كرده است ، بهترين مدرك و نمونه دموكراسي ، آزادي در جمهوري اسلامي و حكومت قانون و عدل در منطقه بوده است. وجود مدارس همراه با آزادي و استقلال در منطقه خيلي از بهانه را از دست مخالفين مي گيرد ، جلوي طلاب را از سفر جهت تحصيل به پاكستان و غيره مي گيرد ، به امنيت منطقه كمك چشمگيري مي شود با توجه به اينهمه مزايا نمي دانم چرا دولتمردان و حكمفرمايان مدارس ما را تحمل نمي كنند و سعي در محدود نمودن مساجد و مدارس مي نمايند ، حتي با تخريب مدارس از ناراحتي و تنفر شديد مردم و آه و نالة سحري آنها پرواهي ندارند در هر صورت همانگونه كه حضرت شيخ فرمودند فالي الله المشتكي ما شكايتمان را پيش خداوند مي بريم و بهمين شيوه اي كه تا حالا در چارچوب قانون عمل كرده ايم ان شاء الله ادامه مي دهيم مطمئناً خداوند ما را تنها نخواهد گذاشت ، ما را كه بندگان موحد و دوستداران انبياء و اصحاب آنها و اولياي او هستيم ان شاء الله ذليل و خوار نخواهد كرد
نصر من الله و فتح قريب ، ان تنصروا الله ينصركم و ان تصبروا و تتقوا لايضركم كيدهم شيئا
والسلام

زواياي پنهان تراژدي عظيم آباد زابل



يک مدرسه ديني اهل سنت تخريب مي شود و تعدادي از طلاب آن بازداشت و تعدادي ديگر نيز اخراج مي شوند
ساعاتي بعد در چاه فظلاب حوزه تخريب شده نسخه هايي از قرآن کشف مي شود
پرداختن به اينکه علت ماجرا چه بوده و چرا اين حوزه توسط مامورين دولتي با لودر و بلدوزر تخريب شده است موضوع بحث اين يادداشت کوتاه نيست در اين باره در يادداشت ها و گزارش هاي آينده مفصلا بحث خواهيم کرد
و اما اينکه نسخه هاي قرآن، کتاب خدا و بزرگترين کتاب مسلمانان چگونه از چاه فاضلاب سر در مي آورد و چه کساني به اين اقدام دست يازيده اند ، به نظر آن قدر پرواضح و مبرهن مي رسد که نيازي به اشاره به سوي آن نيست
اگر به ياد داشته باشيد ـ که حتما داريد ـ چند سال قبل از سوي سربازان آمريکايي در زندان گوانتانامو ، قرآن مجيد مورد اهانت قرار گرفت . آن اتفاق قلب و رح ميليونها مسلمان را بشدت آزار داد و ميليونها مسلمان را جهت اعتراض به خيابانها کشاند
اما آنچه تراژدي عظيم آباد زابل را تأسف انگيزتر جلوه مي دهد اين است که اين اتفاق در کشور ايران که خود را نه تنها يک کشور اسلامي که ام القراي جهان اسلام به حساب مي آورد ،کشوري که جمعيت غالب آن را مسلمانان تشکيل مي دهند آن هم نه از سوي يک گروه انحرافي بلکه از سوي يک دستگاه دولتي و رسمي انجام گرفته است
اين در حالي است که واقعه گوانتانامو توسط سربازاني که صراحتا خود را ضد اسلام دانسته و از توهين به قرآن هيچ ابايي ندارند. کساني نه خود ادعاي مسلماني دارند و نه کشور خود را ام القراي جهان اسلام به حساب مي آورند صورت گرفته است
نکته ديگر اينکه فاجعه عظيم آباد در اوج بي شرمي و البته در سکوتي مرگبار انجام گرفته است
رسانه ملي کشور به کنار که تمام روزنامه ها و خبرگزاري ها و سايت ها ي خبري چنان بي توجه از کنار اين ماجرا تأسف بار گذشتند که گوئي هيچ اتفاقي رخ نداده است و توهيني به قرآن صورت نگرفته است که در نتيجه نه مسلمانان جهان از اين حادثه مطلع شدند و نه تظاهرات اعتراض آميزي به منظور محکوم نمودن توهين کنندگان انجام گرفت. در حالي که خبر واقعه گوانتانامو در ابتدايي ترين ساعات به تمام جهان مخابره شده و همه در جريان امر قرار گرفتند و عاملين جنايت بشدت محکوم شدند
حال سوال اينجاست که چرا رسانه هاي کشورمان توهين آميز مهر سکوت بر دهان نهادند؟
اينکه در اين حادثه يک حوزه علميه تخريب شده است خود موضوعي جدا به حساب مي آيد موضوعي که با توجه به اينکه به اقليت اهل سنت مربوط است نمي توان انتظار پوشش خبري آنرا از سوي رسانه هاي گروهي در کشور ي که اکثريت آن را جريان شيعي تشکيل مي دهد، داشت
اما بايد گفت در رابطه با اين حادثه بحث پيچيده تر و در عين حال اسفناک تر از اين حرفهاست
در اين واقعه قرآن مجيد مورد اهانت قرار گرفته است همان کتابي که ما آن را آئين نامه رستگاري خويش مي دانيم چنين امري ديگر شيعه و سني و اقليت و اکثريت نمي شناسد و بايد به اطلاع عموم رسانيده شود تا در نتيجه با عاملين خيره سر آن بشدت برخورد شود
با اين همه شايد برخي ها اين خبر را غير موثق و بي اساس پنداشته و مدعي آن باشند که به هيچ وجه توهيني به قرآن صورت نگرفته و فقط طلاب اين حوزه آن هم با احترام اخراج شده اند و بس که بايد گفت: آنچه ما مدعي آن هستيم بر اساس اخباري از راويان موثق و شاهدان عيني ماجرا بهوده اند ضمن اينکه برخي از تصاويرمستندي که از ماجرا تهيه شده را مشاهده مي کنيد دوما اينکه اين گمانه زني خود باعث آن شود که خبر نگاران مطبوعات و ديگر رسانه هاي کشور بيش از پيش به اين موضوع پرداخته و از صحت و سقم اعاهايي که در اين باره مطرح شده است مطلع گردند
ضمن اينکه ما بر اين باوريم که تمامم زواياي اين فاجعه بر مسولين رده بالاي نظام و نيز سائر شخصيتهاي غير متعصب و مطلع تشيع پوشيده مانده است و در حقيقت واکنش نشان ندادن آنان در قبال اين موضوع بر اين اساس مي باشد در واقع قصد ما نيز از طرح اين چنين مسائل آگاه نمودن اين شخصيات از زواياي پنهان اين ترaتژدي است
آميدواريم آنان هم با بررسي موضوع از حقايق پوشيده اين ماجرا خويشتن را با خبر سازند
در يادداشتهاي بعدي مان به تحليل و بررسي بيشتر موضوع خواهيم پرداخت
منتظر بمانيد.

تخريب حوزه علميه دينى ابوحنيفه را محکوم ميکنيم



تخريب حوزه علميه دينى ابوحنيفه را محکوم ميکنيم

بر اساس گزارشات رسيده از بلوچستان و سيستان٬ رژيم ولايت فقيه حوزه علميه دينى ابوحنيفه در لوتک را تخريب و ھمه طلاب را بازداشت کرده است ٬ کتب دينى٬ اساسيه طلاب و قرآن کريم را زير آوار ساختمان مدفون کرده است. از يک رژيم اسلامى انتظار چنين بى حرمتى به مقدسات اھل سنت نمى رفت٬ اما شيطان ولايت حد و مرزى براى مقدسات٬ حقوق شھروندى٬ کرامت انسانى نميشناسد و فقط در پى ايجاد رعب و وحشت براى تداوم وحشى گرى ولايى است. از اين رو جبھه متحد بلوحستان جمھوريخواھان فدرال اين عمل شنيع ولايت فقيه را شديدأ محکوم کرده و خواھان آزادى بدون شرط طلاب تحت بازداشت٬ آزادى ھمه زندانيان عقيدتى و سياسى بلوچ و ايران است. دولت ولايت فقيه بايد از ملت بلوچ به دليل بى حرمتى به مقدسات آنھا و بازداشت طلاب٬ و مولوى احمد نارويى عذر خواھى کرده و مدرسه دينى ابوحنيفه را نوسازى کرده٬ کتب دينى و قرآن کريم را به مردم بلوچ و طلاب و مدرسين حوزه علميه ابوحنيفه باز گرداند.
وظيفه دينى و مذھبى سران اھل سنت و بلوچ است که اين عمل ننگين ولايت فقيه را قاطعانه تقبيح کرده و درخواست اعاده حيثيت از مردم لوتک٬ طلاب مدرسه٬ ملت بلوچ و اھل سنت کنند٬ تا در آينده اين ولايت سفيه٬ جرأت انجام چنين اعمال ننگنينى در بلوچستان را نداشته باشد.

جبھه متحد بلوچستان جمھوريخواھان فدرال

2008-08-28

الشيخ عبدالحميد يدين تخريب مدرسة الإمام أبي حنيفة



أدان فضيلة الشيخ عبدالحميد في الخطبة التي ألقاها أمام جماهير من المصلين في الجامع المكي بمدينة زاهدان، ما قامت به القوات المسلحة الإيرانية أخيرا من تدمير مدرسة الإمام أبي حنيفة الدينية لأهل السنة في قرية عظيم آباد من قری "سيستان" والإساءة للقرآن الكريم أثناء عملية التخريب والتدمير، معتبرا إياها أعمالا وممارسات مؤلمة ومؤسفة جارحة للمشاعر والأحاسيس.
وقال فضيلته: "كنا بصفتنا أبناء هذه المحافظة التي كانت مضيفة قائد الثورة أثناء منفاه في عهد النظام السابق نرجو منه ومن ممثليه في المحافظة سلوكا حسنا وتعاملا صادقا بالنسبة إلی أهلها، وما كنا نحلم في يوم من الأيام أن يُدمّر مسجد أو تخرّب مدرسة دينية أو تُهدّم بيوت لأهل السنة والجماعة في هذه المنطقة.مع الأسف قامت الحكومة في الآونة الأخيرة بتخريب بيوت السنة في ضواحي مدينة زاهدان، ومن جانب آخر تقوم بدفع أراضي هذه المدينة إلی غير أهلها القادمين من سائر المدن والمحافظات".وفي الأخيرقال فضيلته: "كان من المناسب في هذا الأسبوع الذي سمّي بأسبوع الدولة أن أهنئكم وأهنئ رجال الحكومة بهذه المناسبة، ولكن بدل ذلك مع الأسف البالغ أعزّيكم بهذه الأعمال التي ارتكبتها الدولة".وأضاف قائلا: "إننا ولا شك لا نملك طاقة ولا قوة مقابل هذه الأعمال والممارسات إلا أن شكاوينا مرفوعة إلی الله تعالی، فإلی الله المشتكی".

انجمن جوانان نداي بلوچ





انا الله وانا اليه راجعون
امت اسلام. ملت شريف ايران. برادران وخواهران ايراني ومردم مسلمان وهميشه در صحنه اهل سنت: بار ديگر رژيم منحوس وبه اصطلاح اسلامي ايران رژيم اخونديسم وضد بشري ولايت وقيه با حمايت جوخه هاي قتل وترور خود زابليهاي صهيونيسم وكثيف دست به جنايتي بس هولناك در استان بلوچستان وسيستان زد .

ديروز مسجد ومدرسه ديني اسلام اباد لوتك را محاصره نموده وعلما وطلاب را از محل علم ودانش با توسل به زور وخشونت وتهديد بيرون كرد ومدير اين مدرسه را بازداشت وزنداني نمودند به خاطر تعليم قران به فرزندان شما امت اسلامي .

وامروز كور دلان وخفاشان خون اشام حوزه علميه عظيم اباد ومسجد جامع اين منطقه را كه بعد از اخراج از لوتك به اين مكان آمده بودند وسكنا گزيدند درتاريخ 5/6/87 با حمايت دفتر نماينده ايت الله خامنه اي رهبر رژيم ايران در استان شب گذشه توسط نيروهاي نظامي وانتظامي مورد حمله قرار داده وحوزه علميه ومسجد جامع راتخريب وبا خاك يكسان نموده وقران مقدس را زير چكمه هاي خود لگد مال كردند . وعلما وطلاب را به گروگان گرفته اند . بدينوسيله انجمن جوانان نداي بلوچ تخريب مدرسه ديني ومسجد جامع منطقه عظيم اباد سيستان را به امت اسلام وايران باالخصوص اهل سنت تبريك وتسليت عرض نمودهو اين حملات وحشيانه ودرد منشانه وتخريب حوزه ومسجد را به شدت محكوم نموده واز جواناني كه حاضرند جان خود را جهت دفاع از اسلام وقران فدا كنند واماده اي عمليات شهادت طلبانه هستند مي خواهد به ادرس زير پيام هاي خود را ارسال نمايند تا در صورت لزوم با انها مكاتبه شود email: bras20000@yahoo.com
با تشكر انجمن جوانان نداي بلوچ

نماز جمعه امروز



بسم الله الرحمن الرحیم
نماز جمعه امروز

نماز جمعه امروز در جو خاصی برگزار گردید خبر تخریب مدرسه عظیم آباد مردم را بشدت ناراحت و حیرت زده کرده بود. برادران نیروی انتظامی و یگانهای مختلف مسجد را از هر طرف در محاصره گرفته بودند . تعداد جمعیت از روزهای قبل بیشتر معلوم می شد برای آنکه در داخل مسجد مشکلی بروز نکند و کسانی احساساتی نشوند انتظامات داخل مسجد نیز تقویت شده بود با اینهمه مردم بشدت احساساتی و ناراحت بودند و فریاد و شعارهایشان چند مرتبه سخنان مولانا را قطع نمود . مولانا بطور شفاف ماجرای تخریب مدرسه عظیم آباد را برای مردم تعریف نمود . بعد از سخنانش چندین بار تاکید نمودند که به هیچ وجه کسی حق شعاردادن و ... را ندارد .
موقعی که حافظ اذان دوم قبل از خطبه ها را گفت در اذان گریه اش گرفت و بهمین خاطر تمامی مسجد پر از شیون و گریه شد همه گریه کردند. بعد از نماز نیز مولانا مردم را سفارش نمودند به آرامی مسجد را ترک کنند و به هیچ وجه نگذارند کسی سوء استفاده نماید.
پس از نماز خدا خدا می کردیم مشکلی بروز نکند.
و با وجود احساساتی بودن مردم الحمدلله بخیر گذشت. الحمدلله
خاطرات روزانه ابوعمار

ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۸, جمعه

یکی از رهبران ناسیونالیست و ملی گرای بلوچ:زنده به گور کردن زنان پاسداری رسوم ملی می باشد

یکی از رهبران ناسیونالیست و ملی گرای بلوچ:زنده به گور کردن زنان پاسداری رسوم ملی می باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی اردو یکی از رهبران ملی گرای بلوچ به نام اسرار زهری زنده به گور کردن زنان توسط افراد جاهل و متعصب یکی از قبائل را پاسداری رسوم ملی و قبیله ای دانست و از این عمل شنیع حمایت کرد.


اسرار زهری روز جمعه در مجلس سنا با حمایت از زنده به گور کردن پنج دختر توسط افراد جاهل و نادان یک قبیله گفت : هر قومی رسومی دارد و از آن پاسداری می نماید.


در این هنگام یاسمین شاه یک عضو زن مجلس سنا گفت جرم این پنج زن فقط این بوده که می خواستند طبق رضای خود ازدواج نمایند و اسلام هم این حق را به زنان داده است و کسانیکه در این جنایت دست داشته اند باید محاکمه گردند و به سزای عمل خود برسند.

مسلمانان این کتاب الله است که چنین مظلومانه زیر پای منافقان له شده است

مسلمانان این کتاب الله است که چنین مظلومانه زیر پای منافقان له شده است
انتظار مسلمانان از شیخ الاسلام این بود که اعلام جهاد نمایند
آری مسلمانان
این کتاب الله است
این کلام رب العالمین است
این فرقان عزیز است
این برهان اعظم است
این کلام مقدس باری تعالی است
که منافقان با پاهای کثیفشان آن را به این سو و آن سو پرتاب کرده اند
مومنین به پا خیزید و از کلام الهی دفاع کنید
مسلمانان دیگر منتظر چه هستید؟


ببنید ظالمان و کافران با قران کتاب الله چه کار کردند








شيخ الاسلام هفته ي دولت را تسليت گفت



علاوه بر اينکه ما به شدت اين اقدام را محکوم مي کنيم ، از مسؤلين استان گلايه منديم و گلايه منديم از مسؤلين نهاد نمايندگي مقام رهبري انتظار نداشتيم که با بودن نماينده مقام معظم رهبري چنين اتفاقي رخ دهد از دستگاه رهبري نيز ما چنين انتظاري نداشتيم اين اقدام به دور از اخوت و برادري اسلامي بود برخي ها ادعا کرده اند که اين مدرسه مجوز نداشته است.

سلام بر رهبر بلوچ

سلام بر رهبر بلوچ
سلام ای ازاده ازاد اندیش
سلام اي یار بر حق رسول خدا
سلام اي فخر جوانان بلوچ
سلام ای دوستدار جهاد وسربلندی اسلام وبلوچ
ديگر طاقت هيچي را ندراريم.
کار از کار گذشته ديگر اين رژیم شيطاني دنیا را براي ما تنگ کرده.
ای فرزند اسلام؛ وای جوانان غيور ایران؛ بدانيد که هر چه بر سر ما می اورندومی ايد ضعف وناتوانی ما هست. که بر سر ما مسلط شده است تا کي به ضعفاي مان بی توجهی کنیم اي جوانان غيور اهل سنت بلوچ اگاه باشيد اينها چیزی نيست غير از ازمايش الهی که ببينیم تا چه اندازه پايبندبه ایمان عزت وعهدو شرفمان هستیم ايا صبر کردن معنايش همین است که دست روي دست بگذاریم و همه چیز را به امان خدا و قضا وقدر بسپاریم لا؛ حاشا؛ کلا ؛ این معناي صبر کردن نيست و نبوده ونخواهد بود صبر یعني استقامت همراه تلاش وارام ننشستن تا قطره خون . علما ؛ جوانان مومن؛ دین امانتي هست که خداوند به مابه امانت سپرده و در نگهداری امانت نبايد کوچکترين بی توجهی رخ بدهد و اگر رخ داد در قيامت جلوی صاحب امانت چه جوابي را بدهیم ايا جوابي خواهيم داشت؟
مولوي عبدالمالک ریگي دوستت داریم وهميشه گوش به فرمانتيم از خداوند طلب پيروزی واستقامت وپايداري وعمر طولانی را براي شما دارم
اهل تسنن هرمزگان

ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

The destruction of another Sunni mosque in Iran and its consequences



This was the mosque that was destroyed today, 27 August 2008

The security forces of Iran attacked a mosque and a religious school at three o'clock in the morning today, 27 August 2008, arrested the students and staff and destroyed the mosque and the religious school in the North East of Baluchistan, Iran. The security forces used several bulldozers and tractors to completely destroy the building of Imam Abu Hanifa Mosque in Azimabad, a suburb of the city of Zabol. Nobody knows what has happened to the students, teachers and staff of the school and the mosque. The people who witnessed this morning operations observed that the students and teachers were very frightened. The security forces began beating them as soon as they attacked the school and bundled them into secure police cars as they were crying and screaming. The attack happened at a time that all of the students and staff were sleeping. There was not any warning by the police or security forces about the destruction of the mosque and the school.
The Iranian authorities destroyed another mosque about a year ago in the northern part of Iran and its Imam and staff were arrested and thrown into prison. Several mosques which belonged to the Sunnis of Iran have been destroyed since the emergence of the Shia fanatic Republic of Iran. There are 15 to 20 million Sunnis in Iran. They have been discriminated against systematically. Molana Ahamad Narouee, the deputy director of the main theological school in Zahedan was arrested two weeks ago. The security forces have demanded that the religious school must expel all foreign students who are studying at the school. According to the head of the school a small number of students from the Central Asian republics are studying in the school. But they have been denied students visas. There are hundreds of Shia students from the Central Asian republics who are studying in different Shia theological schools of Iran.
Fifteen thousand foreign students are studying in the Iranian Shia schools. The Iranian regime has given them scholarship and pays for their families too. These students learn the Iranian version of Shia which believes the Sunnis are infidels. The students will return back to their home countries with very strong radical, militant and anti-Sunni studies which will create enormous divisions between the Sunnis and Shia population of Islamic countries.
Imam Abu Hanifa Mosque was destroyed once before and the people had to relocate it. The religious leaders of Baluchistan and Iran protested against destruction of the Sunni mosques but so far the Iranian regime has continued its policy of destroying Sunni mosques in different parts of Iran while it is building new Shia mosques in Sunni dominated villages and cities. The Irna news agency reported on 25th of August that the government has sent 600 Shia missionaries to the Sunni dominated areas of Baluchistan to convert the Sunnis in Islam as if the Sunnis are not Moslems. The way they have trained these missionaries indicate that they clearly believe that the Sunnis are not Moslems and they must be converted into Shiism which is the real Islam. The process of Shiaeezation of the Sunnis began from the beginning of Islamic Republic but so far the regime has very little success in converting the Sunnis into Shiism, yet the financial rewards that the Iranian regime is providing for the newly-converted Moslems
( Shia) have been very tempting as some of the Afghani and Pakistani Shias have gone to Iran and claimed to be Baluch Sunnis and they were ready to have the honour of becoming Moslems (Shia). The Shia fanatic regime pays thousands of dollars to the newly converted Shias to persuade them to convert their relatives and children. Consequently some bloody disputes have happened among the members of the same family who have refused to change their religion.
The destruction of Imam Abu Hanifa Mosque in Azimabad will not be the last onslaught of the Shia regime on the Sunnis of Iran. The Iranian constitution allows diversity of religion and respects the performance of religious duties but the Iranian regime ignores its own constitution and arrests religious leaders, destroys the Sunni schools and mosques. In reaction to the systematic Shia offensive on the Baluch and other Sunnis of Iran, the process of intensification of religious feelings in Sunnis are widening and deepening all over ran. As the Iranian regime defines itself as the lawful and legitimate heritage of Islam, the Iranian Sunnis have responded by identifying themselves as true Moslems.
The Iranian Sunnis were usually secular minded people but the Shia aggression has turned them into Sunni political militants. Lack of support by the international community and Islamic countries have pushed the Sunni Muslims of Iran towards the only sources of support that are available and they are Taleban and Alqaedah. The international community could have supported the Sunnis of Iran to move them away from Taleban and Alqaedah but it seems that there is a concerted effort to allow the Islamic Shia regime of Iran to continue the oppression of the Sunnis. There was some news that some young Iranian Sunnis who have been disappointed by the Islamic and Arab governments have become sympathetic to Taleban. The majority of the people who live in the Eastern part of Iran are Sunnis and when they become sympathetic to Taleban, the movement of Taleban and Alqaedah members and the power of their manoeuvres in the region become more dynamic and widespread. The pressure by the government on the Sunnis is so brutal that the Sunnis feel desperate for any kind of help which relieves some of the pressures on them. The Sunni governments and countries so far have refused to help them directly as the Iranian regime is widely supporting the Shias of all countries, or exerting some practical pressure on the Iranian regime to stop further discrimination and pressure on them.
The international community must use all United Nations Conventions and human rights charters which allow freedom of worship to exert pressure on the Iranian regime to halt the destruction of Sunni mosques and media onslaught on Sunni principles. The Iranian Sunnis witness everyday unbearable offences against the Sunni principles of Islam. The intensification of pressure on Sunnis would have severe consequences, not only for Iran and Iranians but also for international community when the patience of Sunnis ran out and a religious war between the two sects of Islam may begin. At the same time when the pressure becomes unbearable on the Sunnis of Iran they may look for separation from Iran as their locations are located near the borders of Iran with other countries.
The Iranian government, the Shia population of Iran and the opposition groups of Iran, Iranian intellectuals, journalists and human rights activists will be responsible for any civil or religious war in Iran or for any separatist movement that maybe created in Iran if they do not stop the regime from further execution of the Sunni leaders and destruction of their schools, mosques and violations of their rights. The political, social and cultural discrimination against the Sunnis would have added consequences in which the Sunni people of Iran will lose any hope for a better life in Iran. Those Iranian who choose silence over the brutal oppression of the Iranian nationalities and Sunnis will be responsible for any civil war that might follow as the consequence of these repressive policies.
Reza Hossein Borr is an NLP Master Trainer an

?till when, till when shall we keep quiet

?till when, till when shall we keep quiet
O Muslimoon, O Ahl as-Sunnah of Iran ! On daily basis, On a daily basis, these Rawafid are slandering one of the greatest personalities of Islam, Omar Farooq [ra] and we keep quite quiet!!??
They imprison and assassinate our scholars like, Sheykh Kheyrshahi, etc…. Sheykh Abdul-Hamid Dosari and others and we keep quiet!!??
They shut down and destroy our Masaajid in Bejnurd, Mashad, Golestan, Ahvaz, Karaj, Zabol etc. and we keep quiet!!??
They chop off the hands and legs of our youth and persecute and assassinate the Sunni activists under the pretexts of “mobarezeh with Wahhabism” !!?? (resistance against “Wahhabism”
They slander our beliefs on a daily basis on their television stations, radio stations, news papers etc. and we, more than 15 mio. Sunnah Iranians keep quiet!!??
These are our Iranian Balochi brethren, without a shadow of doubt the most suffering people of Ahl as-Sunnah Iran, but o my Persian brethren of Ahl as-Sunnah in Khorassan and the south what is with you ? did you forgot the assassination of the pride of the Persian Sunnis, the late Allahmeh Sheykh Ziya’ee of Bandar Abbas? did you forgot Sheykh Radmehr ??? what is with our Iranian Kurdish brethren of Ahl as-Sunnah of east Iran did you not suffer with the imprisonment and executions of your noble Shuyookh, the likes of Sobhani and Ganji ? Or our Turkmen brethren of Ahl as-Sunnah in north Iran??? How many Masaajid of yours where bulldozed by this heretic Rafidi Shia regime ?
When will you wake up O Ahl as-Sunnah of Iran ??? WHEN ?
تا کی سکوت ؟ تا کی ذلت ؟
Stand up O Ahl as-Sunnah of Iran, lift your arms and defend your beliefs and your honor, the honor of the Sunnah Iranian sisters who are abused on daily basis by these sons of prostitution (Mot’ah) and Shirk. Defend your beliefs and honor and leave the fading world ! Salvation lies only in Jihad and resistance !
Take the leader of the “Resistance movement of the Iranian people – JUNDULLAH” as an example !!! The Satans of Tehran and Qom are still shaking whenever they here the name of this 24 years old lion and Mujahid of Ahl as-Sunnah Iran, Abdul-Malek Rigi ! Stand up and fight this frowzy regime of Rafidah which is going to crack soon by the permission of ALLAH !
برخیزید راهی جز مبارزه مسلحانه وجود ندارد سی سال است که سخن گفتیم و اکنون حالمان این است پس امروز روز عمل است برخیزید که این دستور قران است که در مقابل ظلم و شرک و جور قیام کنید و به حق آنان که گفتند پروردگار ما الله است نه ترسی بر آنان است نه اندوهگین می شوند.

اطلاعيه مطبوعاتي : از حقوق اهل سنت در ايران دفاع کنيم

به نام آزادي
ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر صراحتا عنوان ميدارد "هرکس حق دارد ازآزادي انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادي تغيير مذهب يا باور و نيز آزادي اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجاي آوردن آيين‌ها چه به تنهايي و چه به‌صورت جمعي نيز مي‌گردد".
جامعه حداقل 15 ميليوني اهل سنت در ايران که بيشتر در مناطق مرزي ايران بالاخص در مناطق ترکمن صحرا ، بلوچستان ،خراسان جنوبي، خوزستان ، هرمزگان و کردستان ساکن هستند بعنوان واحدي از اجتماع حق برخورداري از حقوق کامل شهروندي برمبناي قانون اساسي و بالاتر از آن معاهدات و ميثاقهاي بين المللي را دارند.
اهل سنت در ايران پس از انقلاب براي اولين بار در تدوين قانون اساسي مورد تضييع حقوق قرارگرفتند ، در قانون اساسي مذهب رسمي نه اسلام بلکه شيعه اثني عشري بعنوان اصل بدون تغيير تصويب گرديد.
پس از اعتراض آنان وعده هايي مبني بر اصلاح يا اضافه نمودن متممي که حقوق اهل سنت در ايران تضمين گردد از سوي مقامات داده شد اما اين اصلاحات هيچگاه صورت نپذيرفت.همچنين به گواه مستندات اصل نهم قانون اساسي که نسبت به وظيفه دولت در رفع تبعضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه در تمام زمينه هاي مادي و معنوي صحه ميگذارد در مورد اهل سنت کمتر رعايت گرديده است به طوريکه طبق آمار رسمي بيشترين محروميت ، بي سوادي و فقر در استانها و مناطق سني نشين است و آمار بيکاري در اين استانها با تفاوت فاحشي از ساير مناطق ايران اعلام ميگردد
.جامعه اهل سنت از دراختيار داشتن مناسب مهم دولتي و همچنين سهميه استخدام محروم و مورد تبعيض هستند به طوريکه در کشور يک مقام عالي سني نيز وجود ندارد.
لازم به ذکر است که اين افراد از سهميه هاي دانشگاه و هيئت هاي علمي نيز بصورت حداقلي برخوردارند.
از ديگر موارد نقض حقوق اهل نست در ايران برخورد با مبلغان مذهبي اهل سنت است ، اينگونه برخوردها مخالف نص صريح اصل نهم و دوازدهم قانون اساسي مي باشد ، دهها تن از مبلغان مذکور مورد آزار و اذيت و تني نيز بازداشت گرديده اند که در حال حاضر حدود بيش از 34 تن از آنان در زندانهاي مختلف سراسر کشور بازداشت و زنداني هستند.
مهمترين موارد برخورد با علما و مبلغان اهل سنت در طي ماههاي اخير عبارت است از
-دستگيري وشکنجه امام جماعت يکي از مساجد سنندج به نام ماموستا ايوب گنجي
-دستگيري اسد وفائي مبلغ مذهبي در تهران-
دستگيري يحيي سهرابزهي مبلغ مذهبي در زاهدان
-دستگيري نوراحمد کهرازي مبلغ مذهبي
-دستگيري دوازده مبلغ مذهبي در کرج و انتقال آنان به زندان رجايي شه
ر-دستگيري مولوي احمدناروئي از علماي برجسته اهل سنت
-دستگيري مولوي خيرشاهي از علماي اهل سنت
-دستگيري دو مبلغ مذهبي ترکمن در منطقه آق قلا استان گلستان
-ضرب و شتم ، دستگيري و برخورد با بيش از 200 طلبه و مدرس اهل سنت در روستاي عظيم آباد زابل و همچنين تخريب ساختمانهاي آنان
-اعدام دو روحاني اهلسنت با نامهاي مولوي عبدالقدوس ملازهي و مولوي محمد يوسف سهرابي در زندان مرکزي زاهدان
همچنان اهل سنت در ايران براي اجراي مناسک مذهبي خود تحت فشار هستند به طوريکه در پايتخت ايران اين افراد اجازه داشتن حتي يک مسجد جهت انجام مراسم مذهبي را ندارند و محلي که به نام مدرسه پاکستانيها در تهران شناخته ميشد و سالها محلي بود براي حضور اهل سنت جهت شرکت در برنامه نماز جمعه نيز تعطيل گرديد.
البته اين محدوديت در مناطق و شهرهاي ديگر نيز وجود دارد به طوريکه تنها مسجد مربوط به اهل سنت در شهر فاضل آباد نيز اخيراً پلمپ گرديد.
برگزاري نشست ها و سمينارهاي تفرقه انگير ، پخش فيلم و آثاري از رسانه ملي که توهين به مقدسات اهل سنت بوده است از ديگر موارد مورد اعتراض است ، متاسفانه تاکنون اعتراضات مکرر به چنين رويه اي واکنش مثبت و موثري از سوي مسئولان را در بر نداشته است.
"مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران" معتقد است که تداوم چنين رويه اي ازسوي دولت ايران غيرقابل قبول است و احقاق حقوق مسلم شهروندي و انساني جامعه اهل سنت وظيفه اي است که دولت ايران تقبل نموده و متعهد به اجراي آن شده است.
اين مجموعه خواستار رعايت شئون شهروندي و انساني اهل سنت در ايران مي باشد و هرگونه اقدام براساس باورهاي ايدئولوژيک و تبعيض مذهبي که به تضييع حقوق انساني بيانجامد را محکوم مينمايد ، همچنين خواستار توجه ساير جوامع و مدافعان حقوق بشر به وضعيت اهل سنت در ايران مي باشيم.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران
/ 7 شهريور ماه 1387 برابر با 28 آگوست 2008

تجاوزی دیگر

انا لله و انا الیه راجعون
یک بار دیگر با اندوه فراوان می نویسم اندوهی که همراه با امیدی مضاعف مرا به سوی آینده ای سوق میدهد که بنده این آینده را روشن میدانم.اکثر مطالبی که بنده ناچیز مینویسم مظلومیتهای جامعه ایست که روز به روز مدعیان اسلام و آزادی آنرا به زور به مردمی که هرگز چهره واقعی آزادی را ندیده اند به شکل جدی تری تحمیل میکنند.مظلومیتهایی که تا به حال جامعه مظلوم بلوچستان آن را تجربه کرده است بیشتر به دلیل سنی بودن این جامعه بوده است.
دشمن تا بن دندان مسلح سی سال تمام بلوچستان را مرکز جنایات خود قرار داده است به امید این که شاید به خیال خام خود بتواند عقاید شیر مردان و شیر زنان بلوچ را که قرنهاست قوم بلوچ با افتخار تمام از آن مواظبت کرده است سست و متزلزل کند.
اما من بلوچ به جانیان و سفاکان و خون آشامان متجاوز اطمینان میدهم که این حرکات ددمنشانه آنها هرگز به ثمر نخواهد نشست چرا؟چون دوران قرون وسطی که زور میتوانست عاملی برای رسیدن به هدف باشد به پایان رسیده است و اکنون قرن بیست و یکم است.عصری که بشر با عقائد گوناگون همزیستی در کنار یکدیگر را برگزیده است. اخیرا دشمن ضد اسلامی تیرهایش را به سوی هدف که همان دین مبین اسلام است پرتاب میکندچندیست که دستگیری علمای اهل سنت به صورت بی سابقه ای شدت گرفته است.
علما بزرگوار یکی پس از دیگری روانه سیاهچالهای مخوف دشمنان اسلام میشوند .سکوت جامعه اهل سنت ایران و علی الخصوص بلوچستان که بنابر توصیه بزرگان اهل سنت ادامه دارد.باعث شده است که دشمن به جنایات خود علیه اهل سنت بیفزاید.وقتی دشمن سکوت جامعه در برابر دستگیری علما را دید دست به جنایتی بس هولناک تر زد.آری این بار برای چندمین بار در ایران و برای نخستین بار در تاریخ بلوچستان دشمنان متجاوز یک مسجد ویک مدرسه علمیه را در شمال بلوچستان با خاک یکسان نمودند(انا لله و الیه راجعون).
مسجد و مدرسه امام ابو حنیفه روستای عظیم آباد در واقع بزرگترین حوزه علمیه اهل سنت در شمال بلوچستان بود که سال گذشته با دخالت جمهوری اسلامی و تحریک برخی از عوامل خود فروخته این مدرسه به اجبار از لوتک به محل دیگری یعنی عظیم آباد منتقل شد اما مشکل دشمنان اهل سنت مکان این حوزه و مسجد نبود بلکه وجود این حوزه و مسجد تیری بود که به قلب زنگ زده آنها اصابت کرده بود.
طلاب و مدرسین این حوزه مانند تمام حوزه های دینی اهل سنت هرگز به اعتقاد دیگران حمله ور نمیشدند اما خاخامهای اسلام نما با حمله به این مسجد وحوزه علاوه بر تخریب کامل آن تمامی طلاب و کارکنان را به همراه تجهیزات و کتب موجود در مدرسه ربودند.
بیست و دوم بهمن ماه سال گذشته یک طلبه نوجوان این حوزه بنام حسن شه بخش فرزند بندو که فقط پانزده سال سن داشت به اتهام هتک حرمت به رهبر سابق و فعلی جمهوری اسلامی دستگیر و پس از مدتها بازداشت به پنج سال زندان محکوم شد.خبر هایی هم مبنی بر احضار مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه زاهدان به دادگاه به گوش میرسد که هنوز به صورت رسمی کسی آنرا تایید ویا رد نکرده است.
امیدواریم الله تعالی این فشارها را به نفع اسلام رقم بزند. همانطور که الله تعالی حافظ دین است حافظ دینداران هم است از خواهران و برادران در خواست داریم دست به دعا برداشته و از الله تعالی مدد و یاری بخواهند.

باید بتکده های شیعه در بلوچستان منفجر شوند و زابلیهای اشغالگر کشته شوند

باید انتقام گرفت و به آتش کشید و منفجر کرد لانه های تشیع صفوی را در بلوچستان
باید حسینیه های ولایه فقیه و بتکده های خمینی شیطان در زاهدان و زابل و چابهار و ایرانشهر و تمام بلوچستان منفجر گردند
آتش خشم ما با به آتش کشیدن مسجدها و حسینیه های شیعیان مهاجر در بلوچستان آرام می گیرد
جوانان نارنجک بردارید و بیاندازید در بین دشمنان اصحاب پیامبر
بمب بیاندازید بین کسانی که با زبان کثیفشان به یاران و یاوران و اصحاب و همسران پیامبر لعن می کنند و با زبان کثیفشان به حریم پیامبر اعظم ، نبی اکرم ، سرور کونین تعرض می کنند.
نارنجک بیاندازید در حسینیه هائی که صدای شر و کفر از انها بلند می شود و فضای عشق آفرین بلوچستان را پلید می نماید.
منفجر کنید حسینیه های کسانی را که مسجد شیخ فیض و مسجد گورناک و الان مسجد و مدرسه عظیم آباد را با خاک یکسان کردند.
منفجر کنید خانه های زابلیهائی را که تخریب کردند خانه خدا را
چه می خواهند زابلیها در زاهدان ؟
آیا زاهدان مرکز بلوچستان نیست؟
چرا اشغال کردند زاهدان را؟
زابلیها مانند اسرائیلیهای صهیونیست هستند و اشغالگرند و همه باید کشته شوند
قسم به الله هیچ گناهی بر شما نیست اگر بکشید آنان را
همانگونه که اشغالگران اسرائیلی در فلسطین کشته می شوند باید زابلیها در زاهدان کشته شوند.
هر زابلی اشغالگر است و باید نابود گردد
جوانان همه شما سلاح دارید
حداقل کلت کمری داری
پس چرا نشستید هر جا زابلی اشغالگری دیدید بکشید.
اگر کسی گفت جائز نیست بگوئید پس چرا فلسطینیها اسرائیلیها را می کشند؟
بکشید و ببرید سرشان را و آوار کنید خانه هایشان را
و منفجر کنید حسینیه هایشان را
بس و بس و بس
در غیر این صورت فردا منتظر تخریب خانه خود بر سرتان باشید.
از من گفتن
و ما علینا الا البلاغ

قرآن کریم در زیر خروارها خاک

قرآن کریم در زیر خروارها خاک
حادثه تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم آباد زابل، نه تنها قلوب اهل‌سنت ایران و حتی جهان را جریحه‌دار کرد، بلکه وقتی مقداری وارد جزئیات این حادثه بشویم متوجه خواهیم شد که متاسفانه در این حادثه اسفبار، جنایت‌هایی صورت گرفته است که قلب هر انسان مسلمان باوجدان را به لرزه در می‌آورد.
طبق اخبار رسیده از این حادثه، نیروهای مسلح به طرز ناجوانمردانه‌ای بعد از یورش سحرگاهی به این مدرسه، طلاب را که در حال استراحت بوده‌اند از اتاق‌ها بیرون کرده و آنها را سوار بر ماشین‌هایی که تعداد آنها را بیش از پنجاه دستگاه گزارش داده‌اند کرده و به بازداشتگاه برده‌اند.
اما دردناک‌ترین و تاسف‌بارترین اتفاقی که در این حادثه باعث جریحه‌دار شدن قلبهای بیدار و مسلمان شد این بود که نیروهای مسلح در حالی اقدام به تخریب اتاقها و کلاس‌های درس طلاب نمودند که تعداد زیادی از نسخه‌های کلام‌الله مجید و دیگر کتب دینی و ومذهبی- که مملو از لفظ جلاله«الله» می‌باشند- در آنها موجود بودند که نیروهای تخریب‌گر نه تنها به این نکته توجه نکرده و شرافت و قداست قرآن کریم را نادیده گرفته و آن را در زیر خروارها خاک مدفون کردند بلکه طبق گرارش‌های رسیده، هنگامی‌که یکی از سربازان ورقهای تکه تکه شده‌ای از قرآن را در زیر چرخ‌های یکی از لودرها مشاهده می‌کند آنها را برداشته و خطاب به یکی از همراهان خود می‌گوید:«جواب این برگه‌های تکه تکه شده قرآن را چگونه خواهیم داد». اما یکی از افسران با مشاهده این صحنه برگه‌ها را از دست او گرفته و او را شدیداً مورد توبیخ و تهدید قرار می‌دهد.( ربنا لاتؤاخذنا بما فعل السفهاء منا) بارالها! ما را به سبب اعمال انسانهای نادان مورد مؤاخذه قرار مده.
همچنین در این اقدام وحشیانه مغازه‌های مدرسه را نیز به همراه وسایل آنها از قبیل یخچال، فریزر و دیگر وسایل، با خاک یکسان کردند.به راستی! پرده تعصب چنان روی عقل و دل انسان‌های افراطی را پوشانده است که خدا، قرآن و شعایر اسلامی را کاملا از یاد برده و دست به هتک حرمت قرآن کریم می‌زنند و باز ادعای مسلمانی و پیروی از قرآن را نیز می‌کنند.
چو کفر از کعبه برخیزد کجا ماند مسلمانی!
چو دزد از خانه برخیزد کجا ماند نگهبانی !
حال انجام اینگونه اقدامات در کشوری اسلامی چه قضاوت‌هایی را از سوی کشورهای دیگر و ملتهای مسلمان به دنبال خواهد داشت؟!
زیرا همان مسلمانانی که به خاطر توهین صورت گرفته توسط سربازان آمریکایی در زندان گوانتانامو به خیابان‌ها ریخته و دست به تظاهرات زدند- که مردم کشورمان ایران هم جزو آنان بودند- اینگونه حوادث را نیز مورد قضاوت و تجزیه و تحلیل قرار خواهند داد.
مخصوصا هنگامی‌که اینگونه اعمال ناشایست از جانب افرادی که مدعی اسلام هستند صورت گیرد بر جانها و قلبها سنگینتر تمام خواهد شد زیرا ضرب المثل مشهوری است که:"هرچه بگندد نمکش می‌زنند، وای بر آن روز که بگندد نمک".

گناه من چیست؟!



گناه من چیست؟!
من که مسجدم, خانه خدایم, من که عبادتگاهم, تقصیر من چیست؟ به چه گناهی در و دیوارم را خراب می‌کنید؟ چرا نمی‌گذارید بندگان خدا در چهار دیواری من به عبادت الله یکتا و متعال بپردازند؟ دیروز اگر هندوهای گاوپرست و جاهل و متعصب در هندوستان مرا خراب کردند گله‌ای نداشتم زیرا آنها کافر بودند, اما شما که ادعای مسلمانی دارید! شما چرا؟ شما که مدعی اسلام ناب محمدی هستید! کدام اسلام ناب با مسجد دشمنی کرده و مسجد و عبادتگاه را به خاک و خون کشیده است؟! مگر شما نمی‌دانید که خداوند متعال در کلام محبوبش چه فرموده است:
«مساجد خدا را تنها کسى آباد مى‏کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده است». (التوبه: 18).
پس آیا کسانی که مساجد را خراب می‌کنند به خدا و روز آخرت ایمان دارند؟ و در جای دیگر می‌فرماید:
«و کیست ظالمتر از آن که مانع پرستش و عبادت و ذکر خدا در مساجد می‌شود و سعی می‌کند که آن را ویران کند؟!». (البقره: 114).
پس از کسی که در تضعیف و تخریب مسجد سعی و تلاش دارد کسی ظالمتر نیست, تعجب من از این است کسانی که امروز خود را پیرو و عاشق اهل بیت پیامبر ص معرفی می‌کنند و حکومتشان را حکومت اهل بیت و امام زمان! می‌خوانند چگونه به خودشان جرأت می‌دهند که مرا تخریب کنند! و یا درم را قفل بزنند! یا از ساخت و توسعه من جلوگیری کنند! عجبا! این چه معمایی است؟! آیا اهل بیت پیامبر ص مسجد خراب می‌کردند؟ مسجد قفل می‌زدند؟ آیا امام زمان چنین دستوری صادر کرده؟ اگر این طور نیست پس شما چگونه این جسارت را می‌کنید؟! و چگونه تعظیم و حرمت مرا پاس نمی‌دارید؟! مگر نخوانده و نشنیده‌اید که پیامبر اکرم اسلام ص درباره من چه فرموده‌اند؟!
پس
بترس از آه مظلومان که هنگام دعا کردن
به اجابت از در حق بهر استقبال می‌آید
http://lootakian.blogfa.com/

عبدالمالک ریگی رژیم تهران را به اقدام تلافی جویانه تهدید کرد


ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

الشرطة الإيرانیة تهدم مدرسة الإمام ابوحنیفة الدینیة



الأنباء التي وصلتنا من زابل إحدی مدن محافظة "سيستان وبلوشستان" تحکی عن هجوم مسلح من قبل القوات المسلحة الإیرانیة في الساعة الثالثة صباح الیوم علی أحد أكبر مدارس أهل السنة في إيران وهی مدرسة الإمام أبوحنیفة الدينية الواقعة في قرية "عظيم آباد" وهي في الحقیقة من فروع جامعة دارالعلوم زاهدان وناشطة تحت إشرافها برئاسة الشيخ محمد علي
جدير بالذكر أن هذه المدرسة هي نفس المدرسة التي كانت في قرية "لوطك " المحل والمكان الأصلي لها والتي تم انضمامها إلی جامعة دارالعلوم قبل سبعة عشر سنة بعد اتفاقية بين رئيسها المرحوم الشيخ محمد غل والشيخ عبد الحميد حفظه الله رئيس جامعة دارالعلوم زاهدان، وأصبحت شعبة رسمية لها، وقد قدمت في السنوات المنصرمة نشاطات علمية وثقافية مرموقة ومنتجة في منطقة سيستان (سجستان) التي يشكل أهل السنة والجماعة 40 بالمائة من سكانها، ويبلغ عدد طلابها إلی 600 طالبا، وهي بذلك تحتل المكانة الثانية من ناحية التعداد، والمكانة الأولی من حيث الكيفية والتقدم المنشود في الأمور التعليمية والدعوية بين اتحاد المدارس العربية الإسلامية لأهل السنة في المحافظة، ولقد كان أكثر الفائزين بدرجات الشرف والامتياز في الاختبارات السنوية وسائر المسابقات العلمية من بين طلابها.
مع الأسف في السنة الماضية قامت القوات المسلحة للحكومة الإيرانية بإخراج الطلبة والأساتذة منها بأعذار مختلفة، وقد اتخذ الطلبة والأساتذة بعد مغادرتهم "لوطك" و بعد ما سيطرت الحكومة علی مدرستهم فيها إلی هذه القرية علی طلب أهلها المؤمنون المحبون للعلم. من المؤسف جدا أن المتعصبين الذين أعمت العصبية أبصارهم لا يستطيعون أن يشاهدوا هذا القدر المتواضع من نشاطات السنة في المنطقة، فقاموا صباح اليوم الاربعاء عند السحر بتدمير المدرسة وتخريبها.
يذكر أن أكثر من ثمانين سيارة للشرطة الإيرانية المسلحة أحاطت مبنی المدرسة في الساعات الأخيرة من الليل وقبضوا علی الطلبة والاساتذة الموجودين فيها وأخذوا كل ما في غرفات النوم وصفوف الدرس من الأمتعة والأثاث، ثم نقلوها إلی أماكن غير معلومة، وبادروا في تلك الساعة من الليل باستخدام الجرافات والأجهزة المخربة الأخری بتدمير الغرف والصفوف وتسطيحها بالأرض تماما. حتی الآن لم تكشف أي جهة من الجهات الحكومية الأمنية ولا الانتظامية ولا السياسية عن أسباب هذه الهجمة الشرسة.
نحن إذ ندين هذه الممارسة التي لا نظير لها في عالمنا المعاصر وهي مغايرة تماما بما ورد في دستور البلاد الذي أعطی الحرية التامة لأتباع المذاهب المختلفة في أمورهم التربوية والتعليمية وهي كذلك ضد مبادئ حقوق الإنسان، نرفع شكوانا إلی العزيز الغفار ونقدم مراتب تعازينا بالنسبة إلی هذه العملية المشئومة والممارسة الشرسة إلی جميع المسلمين والمنصفين والأحرار في العالم.

پیام رهبر جنبش مقاومت مردمی در مورد حادثه دلخراش تخریب مسجد و مدرسه دینی عظیم آباد زابل


بسم الله الرحمن الرحیم

و لو لا دفع الناس بعضهم ببعض لهدمت مساجد (آیه)


شب گذشته باری دیگر فاجعه ای وحشتناک در بلوچستان رخ داد و احساسات مردم اهلسنت و بلوچ را به شدت جریحه دار نمود و مزدوران فاشیست رژیم جنایتکار ولایت فقیه با یورش و تخریب مسجد و حوزه علمیه عظیم آباد زابل پرده از چهره کریه خویش برداشته وماهیت شیطانی خویش را آشکار کردند.


بنده این جنایت وحشیانه رژیم را محکوم نموده و این ضایعه عظیم را به محضر مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت ایران تسلیت عرض می نمایم.این جنایت ادامه سیاستهای رژیم جهت سرکوب اهلسنت و مردم بلوچ می باشد تا بدین طریق بتواند عزم راسخ مردم این دیار را برای مبارزه متزلزل ساخته و آنان را از آزادی خواهی و حق طلبی باز دارد ، اما رژیم بداند که با اعمال چنین دسیسه های ضد بشری به اهداف شوم خویش نائل نخواهد شد و مردم این دیار هرگز از مبارزه و جهاد دست برنخواهند داشت.


در این پیام لازم دانستم علمای اهلسنت را که سیاست سازش و مدارا را پیشه کرده اند مورد خطاب قرار دهم تا بدانند اتخاذ سیاست منفعلانه و برخورد از موضع ضعف هر روز ضربه ای جدید به جامعه وارد ساخته و دست رژیم را در جنایت بازتر می کند و این گونه سیاستها صلاحیت رهبری آنها را مورد تردید قرار می دهد و مردم را از آنها مایوس و دور خواهد کرد و آنگاه که متوجه شوند دیگر دیر شده و پایگاه مردمی خویش را از دست داده اند و این خود سیاست رژیم است تا با ایجاد فاصله بین علما و مردم به راحتی سیاستهای فاشیستی و ضد بشریش را به اجرا در آورد .


سکانداران رهبری جامعه اهلسنت و مردم بلوچ که در برابر اعدام علمائی همچون مولانا عبدالقدوس ملازهی و مولوی محمد یوسف سهرابی و فعالان مدنی همچون یعقوب مهرنهاد سکوت پیشه کردند و هیچ گونه واکنشی از خود نشان ندادند باید منتظر عواقب سکوتشان می بودند.


آری رژیم ولایت فقیه در مرحله نخست دو عالم را به دار آویخت و سکوت علمای اهلسنت به رژیم این جرات را داد تا طرحی برای کنترل و تصرف حوزه های علمیه ارائه دهد و پس از آن یکی از با نفوذترین علمای منطقه (مولوی احمد ناروئی) را بازداشت کرد و عدم اتخاذ سیاست درست راه رژیم را برای جنایتی هولناک تر هموار نمود و رژیم متجاوز ولایت فقیه در بلوچستان که 95 در صد جمعیت آن را اهلسنت تشکیل می دهد به مسجد و حوزه علمیه ای حمله نموده و طلاب را می رباید و مسجد و مدرسه را با خاک یکسان می کند.

علمای کرام


آیا پس از این همه جنایات رژیم باز هم باید شما به سیاست انفعال ادامه و از موضع ضعف با مسائل برخورد نمائید ؟و آیا همچنان باید مدارا و سازش نمود؟ و جهاد و مبارزه را نفی کرد؟آیا زمانیکه زنان ملت مورد تجاوز قرار گرفته و تکه پاره شده و جنازه هایشان در بیابانها انداخته می شود و جوانان همه روزه به دار آویخته می شوند و مساجد و مدارس چنین با بی حرمتی تخریب و منهدم می شوند باز هم جهاد و مبارزه محکوم است؟

علمای عظام


به خود آئید و بدانید که شما دارای پشتوانه الهی و مردمی هستید و اگر این بار نیز سکوت کنید و به عجز و التماس روی آورید نصرت و مدد الهی را از دست خواهید داد وموجبات بی اعتمادی مردم را نسبت به خودتان فراهم خواهید کرد.مگر کلام مولانا عبدالعزیز( ره) را به یاد نمی آورید که فرمودند : آنگاه که کارد به استخوان رسد دیگر جهاد بر مرد و زن و جوان و پیر و همه فرض می گردد و اکنون کارد استخوان را نیز بریده است و دیگر هیچ دلیلی برای سکوت نمانده است و باید علمای اهلسنت اعلام جهاد نمایند و مفتیان فتوای جهاد دهند تا رسالتشان که همانا حق گوئی و ظلم ستیزی است خدشه دار نگردد.

علمای کرام


ترس و هراس را کنار نهید زیرا فقط باید از الله ترسید ( فالله احق ان تخشاه)و بهترین الگو برای مسلمانان پیامبر بزرگوار اسلام می باشند و در آموزه های آنحضرت (ص) چیزی به نام ترس و هراس از ظالمان و ستمگران وجود ندارد مگر نه آنکه پیامبر اسلام (ص) به خاطر نجات جان یک نفر در حدیبیه از1500 نفر بیعت مرگ گرفت!؟امروز در بلوچستان خون هزاران نفر به ناحق ریخته می شود و به مقدسات و مشاعر الهی آشکارا اهانت می شود و باز هم علمای کرام سیاست مصالحه و مدارا و سکوت را پیشه کرده اند.
آیا به این آیه قران توجه نفرموده اید:
(و مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا)
ترجمه: و چرا نمی جنگید در راه الله در حالی که مردان و زنان و کودکان مستضعف می گویند پروردگارا ما را از شر ظالمان این شهر نجات ده و....

و اگر پس از اعدام دو عالم و پس از دستگیری مولوی احمد ناروئی نمازگزاران روز جمعه به خیابانها می ریختند و اعتراض خود را اظهار می داشتند ما هرگز شاهد جنایت روستای عظیم آباد زابل در بلوچستان نمی بودیم.

علمای عظام

ما نباید از قدرت ظاهری رژیم هراسی به خود راه دهیم زیرا قدرت واقعی ایمان و اعتقاد راسخ و اعتماد و یقین می باشد و اگر رژیم مجهز به قدرت ظاهریست ما دارای سلاح ایمان هستیم و پرودرگار می فرماید : کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن اللهایمان و جهاد تنها راه مستضعفین برای رسیدن به عزت و آزادی و عدالت و برابری می باشند و در طول تاریخ مبارزان و مجاهدین راستین با تکیه بر الله همواره قدرتهای شیطانی و ستمگر را به زانو در آورده اند.و فرزندان مومن و غیور جنبش نشان دادند علیرغم کمبود امکانات مادی با سلاح ایمان و توکل بر الله توانسته اند ضربه های سختی بر پیکر پوشالی رژیم وارد سازند ومبارزات اهلسنت را در بلوچستان بازتاب جهانی دهند.


علمای کرام


رسیدن به عزت و سربلندی ،عدالت و آزادی بهای سنگینی دارد ودر این راه باید مشکلات و سختیها را به جان خرید و هیچ ملتی بدون گذر از سختیها به عزت و آزادی دست نیافته است.

علمای کرام


سرزمین ما از نظر استراتیژیکی دارای بهترین موقعیت برای جنگ و مبارزه علیه متجاوزان می باشد و ما دارای جوانانی مومن ، غیور ، متعهد و سلحشور هستیم که در غیرت و شجاعت نظیر و مثالی در جهان ندارند و مشتاقانه منتظر اعلام جهاد عمومی از طرف شما هستند.
علمای عظام
این سیاست ضعیف را کنار بگذارید و برخیزید که دیگر سکوت نه تنها جرم که ویران کننده است.پیامبر اسلام (ص) فرمودند اذا ترکتم الجهاد سلط الله علیکم الذلةو اگر این بارنیز سکوت کرده و به سیاست انفعالی خود ادامه دهید جنبش در سیاست خود در قبال شما علما تجدید نظر خواهد کرد.

هشدار به رژیم


و اما رژیم و عمال ولایت شیطانی فقیه ،
سوگند به ذات الله ، پروردگار محمد(ص) پاسخی بس سنگین تر از آنچه فکر می کنید به این جنایتتان داده خواهد شد.

یا زندگی با عزت یا مرگ با شرف

عبدالمالک بلوچ

رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

یک خبر ناگوار دیگر

یک خبر ناگوار دیگر
امروز صبح زود چند پیامک تلفنی دریافت داشتم با این عبارات که :
مدرسه امام ابوحنیفه عظیم آباد (زابل) سحرگاه امروز با خاک یکسان شد و تمامی طلاب و کارکنان به جای نامعلومی منتقل شدند.
ساعت ده رفتم حوزه . متاسفانه خبر درست بود . سحرگاه امروز تعداد زیادی از برادران مامور (ارگانهای مختلف) وارد آنجا شده اند و با لدر و... اتاقکهای گلی مدرسه را تخریب نموده اند . که تا این لحظه هنوز آنجا تشریف دارند.
سختیها و مشکلات برای علما و طلاب بسیار امیدوار کننده است زیرا سبب می شود این گروه زحمت کش به خداوند بیشتر نزدیک شوند ولی چیزی که مایه تاسف و نگرانی است اینکه : دشمنان اسلام و حکومت اسلامی بنحو احسن از چنین چیزهایی سوء استفاده خواهند کرد.
اللهم انا نعوذ بک من الفتن ما ظهر منها و ما بطن .
شیعه و سنی و همه دلسوزان باید دعا کنند و از خداوند بخواهند جلوی فتنه ها و ... را خودش بگیرد .
قابل ذکر است که مدرسه عظیم آباد همان مدرسه اسلام آباد سابق زابل است که مدتی پیش پس ازبروز مشکلات زیادی به عظیم آباد منتقل شده بود.
ابوعمار

شهید نمودن مسجد و حوزه علمیه عظیم آباد

شهید نمودن مسجد و حوزه علمیه عظیم آباد
هنوز از بازداشت مولانا احمد چند روزی نمی گذرد که دوباره مخالفان سنت رسول الله به مسجد وحوزه عظیم آباد لوتک را شهید نموده اند
هر کس خانه الله را خراب کند الله خانه او را خراب می کند و دنیا و آخرتش تباه خواهدشد الله تبارک و تعالی به ملت مظلوم اهل سنت ایران و اهل لوتک صبر عنایت فرماید و موجبات بیداری اهل سنت گردد و این ضایعه را خدمت مولانا حافظ محمد علی حفظه الله تسلیت عرض می نمائیم و ان شاءالله الله تبارک و تعالی رحمت های و امداد های غیبی خودش را بر سر مردم مظلوم لوتک سرازیر فرماید .
طلبه مدرسه البنات دارالعلوم زاهدان

تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم آباد زابل

تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم آباد زابل
سنی آنلاین : دارالعلوم زاهدان و تحت نظر مدیریت این حوزه با مسؤولیت داخلی جناب مولوی حافظ محمد علی اداره می‌شد.
این مدرسه در واقع همان مدرسه دینی لوتک بود که حدود هفده سال پیش طی قراردادی بین مرحوم مولانا محمد گل و مدیریت دارالعلوم زاهدان حضرت شیخ‌الاسلام رسماً شعبه‌ای از شعب حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان قرار گرفت و در طول سنوات گذشته خدمات علمی، فرهنگی و تبلیغی شایسته‌ای برای اهل‌سنت منطقه سیستان که بیش از 40 درصد جمعیت سیستان را تشکیل می‌دهند ارائه داده است و نیز این مدرسه با 600 نفر طلبه از نظر جمعیت، دومین مدرسه شورای هماهنگی مدارس اهل‌سنت سیستان و بلوچستان بوده و در سال جاری رتبه اول را از نظر کیفیت و ارتقاء درسی در بین تمام مدارس استان داشته‌ است و بیشترین طلاب ممتاز در امتحانات و مسابقات شورای هماهنگی از این مدرسه بوده‌اند.اما متاسفانه سال گذشته بنابر دعوای ارث فرزندان مرحوم مولانا محمد گل و حمایت بعضی ارگان‌ها از آنان، این مدرسه را مسلحانه تصرف و اساتید و طلاب را از مدرسه اخراج نمودند. بعد از این جریان بنابر تقاضای اهالی محترم روستای عظیم‌آباد که در نزدیکی لوتک قرار دارد، مدرسه به آنجا منتقل شد و در طول این مدت محل سکونت طلاب خانه‌های قدیمی‌ای که مردمِ محل آنها را یا وقف مدرسه نموده و یا موقتاً به صورت امانت در اختیار طلاب قرار داده بودند، بود.اما با تاسف شدید این وضعیت نیز برای برخی تنگ‌ نظران قابل تحمل نبود تا اینکه بالأخره سحر‌گاه روز چهارشنبه 6 شهریور ماه، نیرو‌های مسلح با استفاده از لودرها و ماشین‌آلات سنگینی به این مدرسه یورش برده و کلیه اتاق‌ها، حجره‌ها و کانکس‌های طلاب و نیز خانه‌های امانتی مردم را با خاک یکسان نمودند و حدود 300 نفراز طلاب این مدرسه را به مکان نامعلوم منتقل نمودند.با توجه به اینکه این نوع اعمال در هیچ جای دنیا سابقه ندارد و بر خلاف قانون اساسی کشورمان که به پیروان تمام مذاهب در امور مذهبی و تعلیم و تعلم آزادی داده و نیز بر خلاف حقوق اسلامی و بشری می‌باشد این عمل ناجوانمردانه را به جامعه اهل‌سنت و شیعیان منصف و آزاداندیش که اکثریت شیعه را تشکیل می‌دهند تسلیت عرض نموده و شکایت، آه و ناله خویش را به بارگاه خداوند مقتدر عرض می‌نمائیم.
و إلی الله المشتکی

شهادت دومين حوزه بزرگ اهل سنت ايران وربوده شدن دهها استاد وطلبه طرح كلاسهاي تابستان پس از دستگيري



حوالی ساعت3 بامداد چهار شنبه نیروهای پلید حکومت ضد اسلامی ایران با وقاحت تمام ؛ حوزه علمیه امام ابو حنیفه واقع در روستای عظیم آباد رامظلومانه شهید کرده ودهها استاد وطلبه طرح كلاسهاي تابستاني راربودند.
لشکر کفر به همراه چندین دستگاه بولدوزر ودهها اتومبیل نیروهای ویژه وچندین دستگاه موتور سیکلت وبه همراه نیروهای ضد شورش؛ به روستای مزبور یورش برده ودر نبود طلاب اصلی که برای تعطیلات تابستانی به خانه های خود رفته اند، تمام حوزه را با خاک یکسان کردند.
به نقل از شاهدین واهالی محل که در محل حاضر شده بودند؛ این نیروها تمام طلاب کم سن وسال که در کلاسهای تابستانی مشغول تحصیل بوده، به همراه طلاب دارالتحفیظ واساتید وکارمندان را با خود بردند. همچنین تمام اموال منقول حوزه شامل اجاقها وکپسول های گاز ، تانکرهای آب، کولرها .خیمه ها وخلاصه همه چیز را بردند.
در این حمله نابرابر خانه های عاریتی خشت وگلی ومحقر که محل دایر بودن کلاسهای حفظ بود ، نیز با خاک یکسان شد ، کتب حوزه وقرآنهادر خیابانها پخش وپلا شده وزیر لاستیک های بولدوزرها ولندکروزها لگد مال شد. وخیمه ها در هم پیچده شد! و.......
اینچنین برگ سیاه دیگری به پرونده سراسر ظلم وکفر رژیم منحوس ولایت سفیه اضافه شد، روی رژیم غاصب صهیونیست سفید شد.

خبرفوري!!



طبق گزارشهاي رسيده از زاهدان حوزه علميه امام ابوحنيفه رحمه الله سيستان واقع در روستاي عظيم اباد 30كيلومتري شهرزابل بامدادامروز پس ازمحاصره نيروهاي صهيوني صفت ارگانهاي مختلف وحشت وترور دولت; تخريب شد.

انالله وانا اليه راجعون

حمله نیروی انتظامی به حوزه امام ابوحنیفه رح عظیم آباد لوتک

حمله نیروی انتظامی به حوزه امام ابوحنیفه رح عظیم آباد لوتک
طبق گزارشات رسیده مردمی دیشب ۵/۶/۸۷نیروی انتظامی با یورش به روستای عظیم آباد لوتک واقع در ۳۵ کیلومتری شهرستان زابل اقدام به تخریب و ویران نمودن حوزه عظیم آباد لوتک کرده است .
اشخاصی که اقدام به ارتباط تلفنی با علما و طلاب این حوزه مظلوم کرده اند موفق نشده اند و ارتباط تلفنی قطع است و هیچ خبری از علما و طلاب نیست .

ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

مصاحبه با حضرت مولانا در مورد آخرین وضعیت علمای زندانی



مقدمه : از آنجا که دوستان بزرگوار مرتبا از من اطلاعاتی از وضعیت علمای زندانی می خواستند ، با توجه به مسافرت و بی اطلاعی اینجانب از وضعیت علمای زندانی ، مجبور شدم حضرت مولانا حفظهم الله را زحمت دهم و از ایشان مطالبی را جویا شوم.
خدمت ایشان رسیدم و از ایشان خواستم جهت مطلع نمودن دوستان ما ، چند لحظه ای وقتشان را در اختیار ما بگزارند. حضرت مولانا لطف فرمودند و قبول کردند.
اولین سوال من این بود که : علت این بازداشتها چیست؟
حضرت مولانا فرمودند: همانطور که میدانید حامیان حکومت اسلامی بخصوص در این استان ، بیشتر علما بوده اند و بهمین خاطر از از طرف کسانی که مخالف نظام بودند و یا احیانا موافق اما قدری تندرو و گاهی افراد دلسوزی بودند اما معتقد بودند با این خط مشی که ما گرفتیم حق ما ضایع می شود، همواره مورد انتقاد بوده اند. مدتی بود که علما از جانب حکومت مشکل خاصی نداشتند اما اخیرا احساس می شود وضعیت قدری تغییر نموده و دادگاه ویژه روحانیت به کار افتاده و برای علما احضاریه ارسال می نمایند و احیانا مانند این علما بازداشت می شوند.
ابوعمار : بنظر حضرتعالی ، علت بازداشت مولانا احمد چیست؟
مولانا : مولانا احمد از اشخاصی هستند که خیلی مواظب و قانونمند و با تدبیر هستند و با مسئولین در ارتباط بودند در جلساتی که برگزار می گردید از جانب ما بیشتر ایشان شرکت می نمودند و لذا بنظر ما هیچ نقطه ضعفی ندارند . ایشان گاهی به حدی مصلحت آمیز حرف می زدند که از جانب برخی از افراد بسیار مورد انتقاد بود که مثلا شما چرا این اندازه محافظه کاری می کنید. گاهی حتی به ما گوشزد می کردند که به ایشان بگوییم خیلی ملاحظه کاری نکنند و تعادل را رعایت نمایند.
بنابر این مولانا احمد بنظر ما هیچ نقطه ضعف و مشکلی ندارد .
چیزی که به ما گفته اند اینکه: مولوی احمد باید تعهدی بدهد که در مدرسه مکی دیگر طلاب خارجی را نپذیرند.
در حالیکه این مسئله ربطی به ایشان ندارد و با گفتگو و مذاکره قابل حل است و بنظر ما اصلا صلاح نیست که به اینصورت ایشان را نگه دارند.
ابوعمار : مسئله طلاب خارجی شاید برای دوستانی که دور هستند زیاد روشن نباشد اگر ممکن است مقداری توضیح دهید.
حضرت مولانا : طلاب خارجی منظور طلاب تاجیکستانی است . در این چند سال اخیر ما تعدادی طلاب تاجیکستانی داشته و داریم.
کشورهای اسلامی که هفتاد سال زیر ستم و اشغال کمونیستها بودند پس از فروپاشی شوروی آزاد شدند و لذا وظیفه تمام مسلمانان است که به این مسلمانان آزاد شده از بند کمک و یاری نمایند. یکی از این کشورهای آزاد شده تاجیکستان است مردم این کشور به دلیل نزدیکی فرهنگی و هم زبانی با ایران تمایل خاصی به این کشور دارند. در این چند سال اخیر با وجود مشکلات شدیدی که این برادران و خواهران برای سفر دارند تعداد زیادی به مدارس ما مراجعه نموده و خواهان تحصیل علم دین در این مدارس هستند .
اینها با گذرنامه و کاملا قانونی می آیند اما ویزای تحصیلی ندارند. ما چند سال است با مراکز ذیربط در قم و تهران در ارتباط و پیگیر قضیه هستیم قابل ذکر است تعداد بیشماری از اینها یعنی تاجیکستانیها در حوزه های قم ، مشهد، گرگان و.. نیز مشغول تحصیل هستند. ما به برادران مسئول خود گفته بودیم همانطور که برای آن برادران و خواهران طلبه ویزا صادر می شود برای این تعداد اندک نیز صادر شود . که با وجود مذاکرات طولانی و ارائه لیست و مدارک و.. هنوز نتیجه نگرفتیم اما امیدواریم هرچه زودتر مشکل این بندگان خدا حل شود.
ما به برادران مسئول خود گفته ایم که این افراد همدین ما هستند و ما وظیفه داریم به آنان کمک کنیم ما متاسفانه پول و مال و غیره نداریم که به آنان کمک کنیم تنها کمکی که از دست ما بر می آید همینکه قرآن کریم را به فرزندانشان تعلیم دهیم اغلب اینها قرآن را حفظ می کنند و می روند.
وقتی برادری دینی به ما پناه می آورد دور از جوانمردی است که ما او را از خود برانیم.
ابوعمار : از وضعیت سایر علمای بازداشتی مثل مولانا خیرشاهی شما اطلاعی دارید؟
مولانا : نه من هیچ اطلاع خاصی ندارم فقط همین اندازه شنیده ام که در بازداشت هستند. و با وجود گذشت چندین ماه همچنان بلاتکلیف هستند.
جناب آقای شاهرودی رئیس محترم قوه قضاییه مرتب تاکید به قانونگرایی می فرمایند و بارها تذکر داده اند که نباید یک متهم بیشتر از بیست و چهار ساعت در بازداشت بماند و باید به دادگاه مراجعه داده شود و وضعیت زندانی معلوم شود در حالیکه آنچه که ما مشاهده می کنیم چه در مورد مولانا خیر شاهی و چه در مورد مولانا احمد نحوه بازداشتشان و ادامه بازداشتشان فکر می کنیم مطابق با قانون نیست.
وقتی مسئولین و ارگانهای مجری قانون، قانون را رعایت نمی کنند و به آن بی توجهی نشان میدهند ، چه انتظاری از مردم داریم ؟
ابوعمار : در مورد اتهام مولانا خیرشاهی اطلاعی دارید؟
مولانا : ایشان واعظی بودند و کارشان وعظ و سخنرانی اصلاحی بود و سعی می کرد منکرات و مفاسد را از زندگی مردم دور نماید.
ایشان اتهام دیگری ندارند همینکه ادبیاتش شاید مقداری تند بوده که این با مذاکره و تذکر قابل حل بود و نیازی به زندان نبود. ضمنا ایشان مدرس مکتب خواهران بودند که در منطقه تاجر آباد مشهد قرار داشت و ایشان تحت فشار بودند که آن مکتب را تعطیل نمایند. در حالیکه نظام جمهوری اسلامی فلسفه وجودیش بر نشر معروفات و جلوگیری از مفاسد و گسترش تعالیم دینی (برای خواهران و برادران) است.
ابوعمار: آیا این بازداشتها تاثیری در اذهان عمومی نسبت به حکومت دارد؟
مولانا: متاسفانه تاثیر منفی دارد زیرا این علمای بازداشتی سرشناس و مورد علاقه مردم بودند. امیدواریم و انتظار داریم هر چه زودتر مسایل حل شوند و با آزادی علما نگرانی مردم پایان بپذیرد.

ابوعمار : از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم

ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۴, دوشنبه

گفتار دوم از کتاب" درد کویر" رویا

مطلبی را که در ذیل خواهید خواند گفتار دوم از کتاب" درد کویر" برگرفته شده از حقایقی دردناک که در بلوچستان بوقوع پیوسته است می باشد ، این کتاب هم اکنون در دست نگارش است اما بنا به ضرورت زمان و مشورت دوستان لازم دانستیم در حین نگارش در اختیار عموم قرار گیرد . از خوانندگان گرامی خواهشمندیم با ارسال شرح حالهایی از بیدادها و ظلمهایی که در بلوچستان روی داده است و نیز با پیشنهادات و انتقادات خویش ما را یاری نمایند. یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com

گفتار دوم از کتاب" درد کویر" رویا

دخترک دوازده ساله بلوچ ، رویا سارانی اهل زاهدان با جست و خیزهای کودکانه و رویاهای بچه گانه و دلی سرشار ازعشق و محبت ، نا آشنا با درد کویرش، در شبی ظلمانی به تاریکی عدم که نفیری منفورتر ازسکوتمان را در دل خویش پنهان کرده بود با قلبی پر نور به وسعت خورشید کویری وعشقی جان سوز به داغی ریگهایش به انتظار فردا ،چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد وهشتاد وشش لحظه ها را برای رسیدن اولین آزمون عمرش سپری می کرد ، او می خواست با قبولی در این آزمون به مادرش اثبات کند که ازصمیم قلب کوچکش به او عشق می ورزد
و فردا ، با طلوع خونینش بر بام آسمان، گویی صور اسرافیل را در قلب رویاها دمیده اند
اینک لحظه آزمون و شاید هم آزمودن ،آری آزمودن عشق و نفرت در این مکاره بازار ناپاک دلان ...
رویا بی خبر از آنکه هیبتی شوم بر معصومیت رویاهایش سایه افکنده به جلسه آزمون رفت تا امتحانش را با موفقیت پشت سر بگذارد ،شورو حالی بس عجیب در دلش حکمفرما بود گویی چشمانی شوم به درهم شکستن رویاهای کودکی چشم دوخته است و او همچنان در رویای کودکانه اش غوطه ور به سوالات آزمون چشم دوخته و یکی پس از دیگری به آنها پاسخ می داد تا آخرین سوال و آخرین جواب
شادمان لحظه ها را سپری میکرد تا به مادرش برسد و به او بگوید که "بیخودی دلشوره داشتی مامان امتحانمو خوب دادم"
حدود ساعت شش و نیم مادر به الیاس برادر رویا گفت که به دنبال خواهرش برود ،الیاس هم که خیلی مشتاق بود تا بداند که آیا خواهر کوچکش امتحانش را با موفقیت پشت سر گذاشته است یا نه ، به سرعت خودش را به جلسه امتحان رسانید، حدود ده دقیقه ای منتظر ماند که ناگهان خواهرش را در حالی که لبخندی حاکی از موفقیت بر لب داشت دید که از درب سالن امتحانات به بیرون می آید ،وقتی خواهرش نزدیکتر شد به شوخی گفت: " بازم امتحانتو خراب کردی، آره ؟!... رویا جواب داد:" نخیرم من که مثل شما پسرا تنبل نیستم ..." لبخندی زد و سوار ماشین شد الیاس هم که از موفقیت خواهرش به وجد آمده بود به سرعت به سمت خانه به حرکت افتاد در راه برادر لحظه ای در برق چشمان پاک رویا خیره شد غافل از پیامی که راوی وداعی خونین بود
در راه بازگشتشان ناگهان مزدوران رژیم که متوجه سن کم الیاس شده بودند (الیاس هفده ساله بود) با روشن کردن آژیر به دنبال او افتادند ، الیاس شکه شده بود و چون نداشتن گواهینامه در سرزمینش را بسان جرمی سنگین می پنداشت وهمچنین رعب و وحشتی که بعنوان یک شهروند بلوچ از پلیس!!! داشت تنها به فکر فرار از چنگالشان و پناه بردن به خانه افتاد و به سمت خانه اش که در چند دقیقه ای آنجا قرار داشت گریخت و ماشین مزدوران همچنان به دنبال او
پدرش که از دلشوره ای عجیب رنج می برد نتوانسته بود در خانه بماند و در خارج منزل منتظر بچه هایش ایستاده بود که ناگهان پسرش را دید که به سرعت به سمت او می آید و مزدوران هم به دنبالش . رویا و الیاس به محض رسیدن به خانه و دیدن پدرشان پیاده شدند ، در آنطرف هم مزدور نیروی انتظامی ستوان کشتگراسلحه بدست پیاده شد
سکوت در لحظه ای حکمفرمای حریم کودکانه رویا و همه رویاهای زخمی گیتی گشته بود ،قلب زمان دیگر نمی تپد ، گویا خورشید کویر در سوگ حادثه ای قریب در خود میسوخت و می گداخت. رویا که از دیدن کشتگر وحشت زده شده بود به سمت پدر شروع به دویدن کرد و الیاس در حالی که دستانش را از ترس بالا برده بود در جایش خشکش زد پدرنیز به سمت دخترکش می دوید تا با در آغوش گرفتنش به او بفهماند که جای هیچ گونه نگرانی نیست ، کشتگر که از بلوچ بودن آنان مطمئن شده بود بر لبان کبود رنگش زهرخندی پدیدار شد و با قساوتی ناباورانه به سمتشان شلیک کردو همچنان شلیک ، شلیکهای پی در پی ، تا جایی که گلوله در تفنگ بود شلیک کرد و باز هم شلیک ...
.
در یکسو زهرخند پر از نفرت سربازان که از عملکرد وحشیانه رئیسشان درحال وجد بودند ودهن باز ودندانهای زرد و به هم فشرده کشتگراز نفرت و خشم و در سوی دیگر جنایت کشتگر که در یک طرف سینه الیاس را هدف قرار داد و در سمتی دیگردندان کینه توزیش قلب پاک و کوچک رویایی که به سمت پدرش میدوید را درید ، تا دخترک در جلوی پاهای پدرش با صورت به زمین بخورد
مادر رویا باشنیدن صدای گلوله ها سراسیمه از خانه بیرون آمد ، مادربهت زده، با ظاهری آشفته و قلبی مالامال از هراس و نفسی در سینه حبس به سان شخصی مسحور ، رویایش را دید که در خون پاک خویش غلطیده است ، توان حرکت و رویارویی با حقیقت از وی سلب شده بود ، قدم لرزانش را پیش نهاد اما نگاه رویا دیگر او را نمی دید ، دیگر رویا در آغوشش نبود، قلب رویایش دیگر نمی تپید ، این بار رویایش با قلبی بی تپش وتنی بی تحرک زمین سرد و خون گرمش را در آغوش گرفته بود
آری چند گلوله، چند گلوله با هزاران کینه و نفرت، قلبی کوچک و مهربان ، کوچک و سرشار از عشق را بی تپش کرد و دستان بی رحم و جنایتکار دژخیم خامنه ای باری دیگر رویایی را برای همیشه از مادر جدا نمود و دستان لرزان مادر ، بی قرار و بی رمق قصد برچیدن آن گلبرگهای سپید که بر سوگ سیاه زمین پراکنده شده بود می کرد . گلبرگهای سپیدی که در دیده او به رخت عروسی رویای پرپر شده اش می مانست
یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com


ه‍.ش. ۱۳۸۷ شهریور ۳, یکشنبه

بیمارستان تامین اجتماعی زاهدان فاقد متخصص قلب است

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از ایسنا در حالی که بسیاری از پزشکان برای گذران زندگی خود به فعالیت هایی غیر از طبابت روی آورده اند بیمارستان ‏تامین اجتماعی سیستان و بلوچستان همچنان فاقد متخصص قلب است. ‏
رئیس بیمارستان تامین اجتماعی استان با اعلام این مطلب گفت: با وجود در خواست ها و درج آگاهی مکرر ‏این بیمارستان در زمینه ی جذب متخصص قلب و دیگر تخصص ها، تاکنون در این خصوص هیچ مراجعه کننده ای ‏نداشته ایم به گونه ای که این بیمارستان همچنان با کمبود متخصص قلب مواجه است.‏
دکتر رامین زارع در گفت وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه ی سیستان و بلوچستان، با اشاره به مشکلات این بیمارستان در خصوص پذیرش بیماران قلبی گفت: در حال حاضر بیماران ‏قلبی مراجعه کننده به این بیمارستان توسط متخصص داخلی ویزیت می گردند و در صورت حاد بودن ‏بیماری، به مراکز دیگر ارجاع داده می شوند.
‏ وی از متخصصان قلب خواست تا در صورت تمایل به همکاری با این بیمارستان، هر چه سریع تر مراتب ‏موافقت و همکاری خود را اعلام نمایند.‏

پرویز مشرف در بازداشت حفاظتی است



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبرگزاري پ.تي.آي،يكي از مقامات پاكستان اظهار داشت، پرويز مشرف كه روز دوشنبه از سمت خود استعفا كرد، در حال حاضر در بازداشت حفاظتي به سر مي‌برد و تنها پس از انتخاب رييس‌جمهور جديد و بازگشت قضات بر كنار شده به سر كار خود، حق رفت و آمد آزادانه را پيدا خواهد كرد.

اين مقام افزود: مشرف در بازداشت حفاظتي به سر مي‌برد، اما حق دارد دوستان و خويشاندانش را ملاقات نمايد.اين مقام همچنين اضافه كرد، بازداشت حفاظتي مشرف به دلايل امنيتي صورت گرفته است و پس از انتخاب رييس‌جمهور جديد و ابقاي قضات معزول، به مشرف اجازه خروج از كشور داده خواهد شد.

قضات معزول در نوامبر 2007 و همزمان با اعلام وضعيت فوق‌العاده از سوي مشرف از سمت خود كنار گذاشته شده بودند.اين در حالي است كه ائتلاف حاكم بر پاكستان دچار اختلافات داخلي است و نواز شريف رهبر حزب مسلم ليگ نواز (PML-N) مهلت روند ابقاي قضات معزول را كوتاه‌ كرد و حمايت خود از حزب مردم پاكستان (PPP) به رهبري آصف علي زرداري را نشان نداد.

پس از اعلام مهلت براي انجام روند بازگشت قضات معزول تا روز چهارشنبه، نواز شريف اعلام داشت اين روند بايد تا روز دوشنبه صورت پذيرد.نواز شريف به خبرگزاري پي.تي.آي گفت: در روز دوشنبه حكم اجرايي ابقاي قضات معزول مي‌تواند صادر شود و قضات مي‌توانند تا دوشنبه شب سر كار خود باشند.

یک جنگ دیگر در خلیج فارس در حال شكل گیری است

مؤسسه مطالعات ژئوپلیتیک مسكو اعلام كرد یک جنگ دیگر در خلیج فارس در حال شكل گیری است.
روزنامه كویتی الوطن كه گزارش این موسسه را درج كرده نوشت حركت ناوهای جنگی آمریكا، فرانسه و انگلستان به سوی خلیج فارس به منظور محاصره ایران یكی از نشانه های این جنگ است.
گزارش موسسه مطالعات ژئوپلیتیک مسكو در روزنامه "ستاره سرخ" ارگان وزارت دفاع روسیه نیز منتشر شده است.
در گزارش این موسسه آمده است علت وقوع جنگ دیگر در خلیج فارس، گسترش برنامه های تسلیحات هسته ای رژیم تهران و اصرار این رژیم بر ادامه این برنامه هاست كه به گفته آمریکا دارای ابعاد نظامی است. رژیم تهران با تهیه میزان لازم اورانیوم غنی شده درصدد دستیابى به سلاح هسته ای است.

به مناسبت روز پزشک و به عنوان تبریک این روز، رکورد اخراج پزشکان در کردستان به یک ماه رسید

به دنبال اخراج دکترطاهر قریشی از بیمارستان بعثت سنندج، دکتر هادی محمدی پزشک بیمارستان توحید و اوژانس حمزه سنندج نیز بعد از چهار سال خدمت صادقانه به جرم مکتب قرآنی بودن اخراج شد..
لازم به یاد آوری است که پاکسازی نیروهای متخصص و کارآمد از دانشگاههای علوم پزشکی و کردستان ونیز مراکز دولتی همچون بیمارستان ها از جمله اساتید دانشگاه ،پزشکان ،پرستاران و کادر خدمات که از افراد وابسته به مکتب قرآن می باشند با سرعت هر چه تمام تر در حال انجام است و این در حالی است که برای جبران کمبود شدید نیروهای مورد نیاز- بدلیل اخراج افراد - از سایر مناطق دیگر افراد استخدام می کنند.
قبلا نیز چندین نفر به دلیل مشابهی از مراکز پزشکی همانند مسلم ابراهیمی، کریم محمدی ، سیروان محمدپور ، نجم الدین دوستی و ... اخراج شده بودند.

محسني‌اژه‌اي: گروگان‌هاي ايراني آزاد نشده‌اند، اما كشته‌ را هم تاييد نمي‌كنيم

به گزارش آزانس خبری تفتان به نقل از ایسنا وزیر اطلاعات رژیم ولایت فقیه از ناکامی دولت در بازگرداندن پاسداران جنایتکار دستگیر شده توسط جنبش مقاومت خبر داد.
محسنی اژه ای افزود: هنوز متاسفانه اقداماتي كه صورت گرفته منجر به آزادي گروگان‌ها نشده است.
وی مانند گذشته هلاکت جنایتکاران جنگی سراوان را رد کرد و گفت : البته خبرهايي مبني بر كشته شدن آن‌ها منتشر شده ولي اين خبرها را تاييد نمي‌كنيم این در حالیست که فیلم هلاکت پاسداران از شبکه های ماهواره ای پخش شده است.

احمدی نژاد عاشق آمریکاست و برای چهارمین بار عازم دیار عشقش آمریکاست



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از انتخاب رئیس دفتر رئیس جمهور از چهارمین سفر دکتر محمود احمدی نژاد به آمریکا به منظور شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل خبر داد.
عبدالرضا شیخ الاسلامی رئیس دفتر رئیس جمهور در گفتگو با مهر با تائید سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک ، اظهار داشت : برنامه سفر به آمریکا در برنامه کاری رئیس جمهور قرار دارد.

چاوز: امیدوارم جانشين بوش مانند او ديوانه و مست نباشد



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از رویترز هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا در جديد ترين حمله لفظي خود به جرج بوش رئيس جمهوري امريکا ابراز اميدواري کرد جانشين بوش در کاخ سفيد ديوانه يا مست نباشد.
چاوز تاکنون در اظهارتش با عباراتی چون شيطان و الاغ، بوش را مورد خطاب قرار داده است.
هوگو چاوز در سخنراني تلويزيوني روز جمعه خود تصاوير حضور بوش در مراسم افتتاحيه المپيک پکن را که در اينترنت منتشر شده به تمسخر گرفت.
چاوز به شوخي گفت در اين تصاوير بوش که مست به نظر مي رسد خطاب به شنوندگانش مي گويد الکل براي الکليسم.
رئيس جمهوري ونزوئلا در ادامه سخنراني تلويزيوني خود ابراز اميدواري کرد مردي جدي به عنوان رئيس جمهوري امريکا انتخاب شود مردي که مست نباشد، به جهانيان احترام بگذارد و مردي که ديوانه نباشد.