۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه

بیانیه جمعی از طلاب وجوانان اهل سنت سیستان


بیانیه جمعی از طلاب وجوانان اهل سنت سیستان

با وجود گذشت چندین روز از سانحۀ دلخراش تخریب دارالعلوم حضرت امام ابوحنیفه(رح) یاد این داستان جان کاه همچنان مردم غیور وفهیم اهل سنت را زجر می دهد. اخبار وتصاویر تخریب، جهان اسلام را به تکان درآورد واقشار مختلف مردم با دیدن صحنه های"پاکسازی " روستای عظیم آباد از مدرسه، قرآن وکتب دینی چهرۀ واقعی مدعیان وحدت وعدالت را مشاهده نمودند.
در این شکی نیست دارالعلوم حضرت امام ابوحنیفه(رح) در واقع همان حوزه سابق اسلام آباد است که با حمله افراد مسلح تحت حمایت برخی ارگانهای حکومتی مورد غصب وتصرف عدوانی قرار گرفت که تمام اساتید وطلاب آن پس از مشاورت رهبران اهل سنت منطقه وریش سفیدان وبنابر درخواست اهالی روستای عظیم آباد به مسجد وحجره های اطراف آن منتقل شدند.
بعضی منازل خود را بطورعاریه در اختیار طلاب گذاشتندوبعضی خانه ها جهت اسکان طلاب آواره وقف شد. پس این مدرسه کاملاً قانونی بود ونیازی به مجوز نداشت.از طرفی طبق قانون اساسی تعلیم وتعلم برای اهل سنت آزاد است با وجود این افراد مربوطه از باب محکم کاری درخواست مجوز ساخت وساز کرده بودند که مسئولین از خود " سعۀ صدر " نشان داده ومخالفت کرده بودند. مسئولین حوزه علمیه هم هیچ بنائی بجز چند باب سرویس بهداشتی وحمام موقتی چیزی دیگر نساخته بودند.
ولی کی نمی داند که مدرسه نام بناها وساختمان نیست بلکه مدرسه به انگیزه ومکان تعلیم وتعلّم می گویند؟ چنانچه حوزه مزبور همچنان خار چشم مسئولین محلی متعصب بود وبالاخره از کنترل خشم درونی خود عاجز مانده وتصمیم به انهدام حوزه گرفتند.
بهنگام تخریب اطاقهای گلی وساده با آنچه در آنها بود با خاک یکسان شد وعلاوه از کالاهای حوزه، اموال بیت المال و وسایل شخصی طلاب کلام خدا قرآن مجید وکتب حدیث وغیره نیز زیر آوار رفتند و حتی نسخه هایی از قرآن به داخل چاه فاضلاب انداخته شد.
اما شاید مسئولین محلی وعوامل تخریب وجنایت بی احترامی به قرآن مجید فکر نکرده بودند مرتکب چه جنایت هولناکی شده اند وپس از واکنش افکار عمومی تازه متوجه سنگینی جنایت تاریخی شده اند؟
مساجد ومدارس اهل سنت پیش از این مورد عتاب حکام کوردل محلی قرار گرفته بودند اما جنایت تازه آنها در عظیم سیستان ثابت کرد آنها چقدر به آخرین کتاب خدا وکلام الهی عقیده و ارادت دارند؟
بنظر می آید آنها از این بابت بیشتر تحت فشار خودیها وغیر خودیها قرار دارند چنانچه عمل تخریب حوزه را با غیر مجاز وغیر قانونی بودن آن توجیه می کنند اما بی احترامی به قرآن وثبوت آن از رسانه های گوناگون خواب آنها را پرانده است..
چند روزیست جنایتکاران صهیونیست صفت تلاش بی فائده خود را برای تبرئه از این جنایت دلخراش آغاز نموده اند.
لازم دانستیم برادران وخواهران خویش را مطلع کنیم مسئولین افراطی وفاشیست صحنه های بی حرمتی به قرآن وآن وقایع جان گداز را ساختگی قرار می دهند تا بتوانند از خشم مردم وفشار افکار عمومی بکاهنددر حالی که همه دنیا می داند لودرهای تحت هدایت مسئولین حاضر در صحنه جنایت به دستور همین ظالمین وفاسقین مرتکب جنایت غیرقابل فراموش شدنیِ بی حرمتی به قرآن شدند. همه طلاب ومردم روستای عظیم اباد گواه مدعای ما هستند.
اهل سنت بیش از تصور جنایتکاران بی عرضه به کلام خدا و آوردۀ خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم اعتقاد و ارادت دارند وهرگز حاضر نشده ونخواهند شد کوچکترین بی ادبی نسبت به قرآن از آنها صادر شود. اما صدور این امر از کسانی که به محرف بودن قرآن معتقدندبعید نیست بلکه ثابت هم شد که چگونه با له کردن نسخه های قرآن وانداختنشان درچاه فاضلاب کفرشان رابه قرآن نشان دادند.
امید است مسئولین مرکزی کشور، سران کشورهای اسلامی وسازمانهای بین المللی مربوطه گول مکاری های عوامل تخریب حوزه علمیه حضرت امام ابوحنیفه(رح) را نخورند وهرچه سریعتر جنایتکاران بزدل وعاری از غیرت را محاکمه نمایند ودشمنان قرآن را به کیفر اعمال ننگین شان برسانند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد را به مداخله دراموربلوچستان واداریم!

رژیم آخوندها درایران با بیرحمی وصف نا پذیری به جان مردم ستمدیده و
بیدفاع بلوچ افتاده وروزی نیست که دهها نفردرگوشه وکناربلوچستان ربوده
نشوند وروانه سیاهچالهای رژیم نگردند. مدارس دینی تخریب گشته
وروحانیون بلوچ دستگیر، شکنجه واعدام میشوند. زندانیان بلوچ ممنوع الملاقات هستند و
گروه گروه به استانهای دیگرانتقال یافته وسربه نیست میشوند و....
ملت بلوچ را فریادرسی نیست وسردمداران جمهوری اسلامی ایران، با امکانات مالی
وارتباطات گسترده ای که دراختیار دارند، حتی مانع آن میشوند تا صدای مردم بلوچ به
گوش مردم سایرمناطق ایران برسد.
دولت احمدی نژاد، بلوچستان را منطقه ای جنگی توصیف کرده وتمامی
نیروهای سرکوبگررا به آنجا اعزام داشته است تا مردم بلوچ را قتل عام کنند.
بلوچها جرم دیگری بجز بلوچ وسنی بودن ندارند که آخونها این چنین
وحشیانه به جانشان افتاده اند.
ازاحزاب وسازمانهای سیاسی بلوچستان، شخصیتهای ملی بلوچ، فعالین حقوق
بشربلوچی و... که درخارج ازبلوچستان بخصوص اروپا وآمریکا فعالیت دارند،
تقاضا میشود تا دراین برهه حساس تاریخی، کلیه اختلاف نظرها را کنار
گذاشته ودراقدامی مشترک، شورای امنیت سازمان ملل متحد را ناچاربه مداخله
درامور جاری بلوچستان نموده و ملت بلوچ را ازنابودی کامل نجات دهند.
با اوضاعی که هم اکنون مشاهده میکنیم فردا دیرخواهد بود.
امیربلوچ
۲۲ شهریورماه ۱۳۸۷

دستگیری های اخیر علماء وجوانان اهل سنت را فشار سیاسی می دانیم


دستگیری های اخیر علماء وجوانان اهل سنت را فشار سیاسی می دانیم
به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید در بخش دوم سخنان اش در مراسم نمازجمعه فرمودند: دستگیری های علماء وجوانان اهل سنت را فشار سیاسی می پنداریم که نتیجه ای در برنخواهد داشت.
امام جمعه زاهدان ورهبر اهل سنت ایران افزود: نباید کاری کرد که بحران، بحرانی تر شود؛ بحرانی با بحرانی دیگر حل نمی شود. باید با سعه صدر وگفت وگو مسائل را حل کرد.
خطیب مسجد جامع مکّی از مسئولین محلی بنابر گزارش های کذب وافترا پردازی آنها شدیداً انتقاد کرد. حضرت شیخ الاسلام فرمودند: گاهی که به تهران یا به شهرهائی همچون قم سفر می کنیم وبا حکام مرکزی ملاقات می کنیم متوجه می شویم که برداشت آنها از سیستان وبلوچستان ومسائل رخ داده کاملاً اشتباه است. علتش هم عدم راستگوئی مسئولین محلی در گزارش ها به دولت مرکزی ومقامات کشوری است. ایشان افزود: خیلی کم گزارش درست رسانده می شود ومتأسفانه دروغ گوئی غالب است.
رهبر اهل سنت ایران به دروغ گوئی اخیر بعضی از مسئولین اشاره کردند که مدعی شوند نسخه های قران وکتب دینی در مدرسه عظیم آباد سیستان زیر خاک نشده وصحنه های گواه در عکسها وفیلم " صحنه سازی " است؛ ودر اینمورد تأکید کردند که از مسئولین اشتباهی شده وبه قرآن مجید وکتب دینی اهانت شده است. افراد مسئول باید پاسخگو باشند واز خداوند متعال وتمام مسلمانان عذر خواهی کنند نه اینکه درصدد توجیه حرکت ناشایسته خود برآیند.
حضرت شیخ الاسلام همچنین اظهارات برخی از مسئولین در مورد حوزه علمیه سیستان را رد کرده ومختصراً چگونگی پیوستن این حوزه به دارالعلوم زاهدان را بیان داشتند.

اعتراض به نقض حقوق مدنی هموطنان اهل سنت

اعتراض شورای فعالان ملی و مذهبی به نقض حقوق مدنی هموطنان اهل سنت
در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان مطلع شدیم که مدرسه امام ابوحنیفه عظیم‌آباد زابل، با دستاویزی از اختلافات ارثی و خانوادگی، توسط نیروهای انتظامی با بولدوزر تخریب و با خاک یکسان شده و مسجدی دیگر در استان گلستان پلمپ شده است. همچنین مولوی احمدنارویی روحانی برجسته اهل سنت سیستان و بلوچستان و مسئول یک سایت اینترنتی هموطنان اهل سنت، با انتساب اتهاماتی تند، توسط دادگاه ویژه روحانیت مشهد بازداشت گردیده است.

پس از ابلاغ اساسنامه شورای برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت از طرف رئیس‌جمهور (۱۱/۱۲/۸۶)، نظارت دولتی و دخالت در مدارس مذهبی و مساجد اهل سنت تشدید شده و علیرغم نامه‌ی مجمع نمایندگان اهل سنت مجلس به رئیس‌جمهور، روند نامداراگری و برخوردهای غیرقانونی با مدارس و علمای اهل سنت مجلس ادامه یافته است. در شرایطی که جمهوری اسلامی، در برابر تعرض به مسلمانان و مساجد آنها در گوشه و کنار جهان، واکنش نشان می‌دهد، تعرض به مسجد هم‌میهنان مسلمان ما، مصداق سیاست‌های دوگانه در داخل و خارج است.اما بر اساس قانون اساسی: «هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.» (اصل ۹) و «مذاهب اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می‌باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‌ها رسمیت دارند و در هر منطقه‌ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذاهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب.» (اصل ۱۲)شورای فعالان ملی – مذهبی، نامداراگری مذهبی، تخریب مساجد و مکان‌های مذهبی، دخالت دولت‌ها در مدارس و حوزه‌های علمیه را مصداق نقض قانون اساسی و حقوق اساسی ملت دانسته و نسبت به عواقب و مخاطرات چنین سیاست‌هایی هشدار می‌دهد.
چنین اقداماتی، وحدت ملی و همبستگی مردم ایران را مخدوش می‌سازد و نه تنها موجب ارتقای امنیت در سطح ملی نخواهد شد، بلکه باعث تشدید اختلافات مذهبی و زمینه‌ساز شکل‌گیری گرایش‌های بنیادگرایانه می‌شود. هم‌چنین مدتی است که فشار بر فعالان سیاسی و مدنی در بین هم‌وطنان کرد ما (اعم از شیعه و سنی) تشدید شده است.
یکی از آخرین اقدامات در این روند، بازداشت معلم ملی و متعهد مسعود کردپور می‌باشد. ما تشدید فشار به هم‌وطنان کرد را نیز عملی خلاف قانون و نقض حقوق بشر و مغایر وحدت، امنیت و منافع ملی می‌دانیم و خواهان توقف این روند و آزادی کلیه زندانیان عقیدتی و سیاسی و دادرسی قانونی و با حضور وکیل مدافع نسبت به هر نوع اتهامی که به فعالان سیاسی و مدنی منتسب می‌شود و برخورد قضایی عادلانه، علنی و با حضور هیئت منصفه و پرهیز از هر نوع پرونده‌سازی امنیتی در مورد فعالیت‌های قانونی و دلسوزانه و ملی شهروندان کشور می‌باشیم.
شورای فعالان ملی – مذهبی
۱۹/۶/۱۳۸۷

۱۳۸۷ شهریور ۲۱, پنجشنبه

گفتگوى آقاى عدنان سلمان سخنگوى رسمى كنگره مليتهاى ايران فدرال با روزنامه كويتى الوطن

كميته ترجمه حزب همبستگى دمكراتيك الأهواز
سخنگوي رسمي كنگرة مليتهاى ايران فدرال از تفكرات ايراني براي نفوذ در صدا و سيما و مؤسسات فرهنگى در كويت و كشورهاي خليج هشدار داد . او در اين خصوص اظهار ميكند كه اين كار بصورت خريد اعتبار در ميان مردم خليج و نشان دادن چهره اى زيبا از رژيم ايران و دادن صيغه اي اسلامي و انساني خواهد بود.
آقاى عدنان سلمان كه در حال حاضر در كويت بسر ميبرد, از كشورهاي ناحيه خليج درخواست كمك و پشتيبانى از كنگره مليتهاى ايران فدرال كرد. اين كنگرة داراي 16 حزب سياسي ميباشد كه نماينده اكثريت ملتهاى غير فارس هستند
آقاي عدنان سلمان اضافه كرد: ايران داراي عناصر نفوذي در تمام كشورهاي عربي ميباشد و ميتواند دوباره گروهاى مرگ را كه در عراق تجربه كرد در كويت و كشورهاى خليج نيز اجرا كند
و ي در حالي كه احتمال جنگ بر عليه ايران را رد مي كند ، تاكيد دارد كه كنگرة مليتهاى ايران فدرال به تفكر و راه حل هاي مسالمت اميز ايمان دارد و بر تلاش كنگره مليتهاى ايران درجهت بدست آوردن تأييد جهاني سعى ميكند.
عدنان سلمان همچنين در باره پذيرش اعضاي جديد در كنگره مليتهاي ايران فدرال اظهار كرد حزب جند الله سني خواهان پيوستن به كنگره مليتهاى ايران فدرال شده و با توضيح اين كه در مراحل آينده احزاب نماينده ملت فارس كه به اعطاء حق تعيين سرنوشت و حقوق قومى به مليتهاى غير فارس ايمان دارند اجازه پيوستن به اين كنگره داده شد.
آقاى عدنان سلمان تأكيد كرد كه كشورهاي ناحيه خليج با مشكلاتى كه مردم غير فارس ايران دارند با خبر هستند و مشكلات قومى عرب الاهواز و نژاد ستيزى رژيم كنوني را مثالي بر آن دانست.
سخنگوى رسمى كنگره مليتهاى ايران فدرال به تحركات بين المللى براي توجه به مظلوميت مردم غير فارس ايران اشاره كرد و توضيح داد كه روابطى با پارلمان هاي اروپايي بخصوص آلمان وجود دارد و روبه رشد است.
و ي گفته هاي خود را با هشدار بر آنچه كه در بحران بحرين بيش آمد ، در اين مصاحبة مطبوعاتي به اتمام رساند . گفته ميشود كه در بحرين سازمان هاى جامعه مدني مسائل حقوق انسان را به نماد مذهبي تبديل كرده و مسؤلين امر مسبب آن را اطلاعات ايران ميدانند.

www.alwatan.com.kw/ArticleView/tabid/205/Default.aspx?article_id=444967

پیامی کوتاه به روحانیت بلوچ!

پیامی کوتاه به روحانیت بلوچ!
رژیم ولایت فقیه ومزدوران زابلی اش دربلوچستان، طی روزهای اخیروبخصوص پس ازتخریب مدرسه دینی عظیم آباد زابل، حالتی تهاجمی ترازپیش به خود گرفته وبیرحمانه به جان جوانان ومولویهای بلوچ افتاده وهمه روزه جمع کثیری را مورد ضرب وشتم قرارداده وروانه شکنجه گاههای قرون وسطائی میکنند.
سیاست سرکوب وکشتارمردم بلوچ، پدیده تازه ای نیست وبلافاصله پس ازروی کارآمدن جمهوری اسلامی ایران بمورد اجرا گذاشته شد واین روش شوم همچنان ادامه دارد
. مشکل اساسی درجائی دیگرنهفته است. خمینی رؤیای شیعه کردن منطقه راطی ۵۰ سال طرح ریزی ودراختیاربازماندگان خویش قرارداد. تلاش جهت دستیابی به سلاح هسته ای ازهمین زاویه، با لجاجت هرچه بیشتربه پیش میرود تا پشتوانه ای باشد برادامه امیال فاشیستی سردمداران رژیم تهران.
برچسب " وهابی" به پیروان اهل سنت، مفهوم دیگری بجزاینکه بگویند سنی ها مسلمان نیستند، وهابی هستند، ندارد. واژه ای که خود مفهوم آنرا نمیدانند.
۳۰ سال گذشت وبلوچها شیعه نشدند. بنابراین چاره ای بجزتوسل به زوربرایشان باقی نمانده است. ابتدا کسانی را دستگیروسربه نیست میکنند که از آگاهی بیشتری برخوردارند وبه خیال سران حاکمیت، برایشان مشکل سازهستند. پس ازآن نوبت به مردم عادی میرسد.
خصومت حکام تهران وزابلیهای مزدور، صرفاً به مذهب بلوچ محدود نمیشود. آنها از ملت بلوچ نفرت دارند وتلاش خواهند کرد تا بلوچستانی بدون بلوچ تصاحب کنند.
جهت بقای خویش ومقابله با توحش رژیم دربلوچستان، دنباله روی ازسیاستهای "مهاتما گانـدی" و"نلسون ماندلا" کارساز نخواهد بود. گاندی وماندلا با دشمنانی باشعور وبمراتب انسان ترمبارزه میکرده اند.
به یقین میتوان مدعی شد که اگرگاندی درشرائط بلوچستان کنونی مبارزه میکرد، خود اسلحه بدست میگرفت وبا دشمن می جنگید.
به صلاح مردم بلوچ نیست که مولویهای ما دست به سینه منتظربمانند تا تفنگچی های مزدورآنان را دستگیرودسته دسته اعدام کنند.
زمان آن فرا رسیده است تا خواسته های مبارزاتی خویش را بعدی وسیعترداده ومبارزه جهت احقاق حقوق مذهبی را با مسئله ملی بلوچستان پیوند دهیم.
ما زمانی ازآزادی کامل مذهبی برخوردارخواهیم شد که سایه شوم این ناپاکان ازسرزمینمان بلوچستان محوشود.
روحانیت بلوچ باید تغییرسیاست دهد وتمامی ارتباطات منطقه ای وبین المللی خویش را جهت جلب توجه افکارعمومی ازستمی که توسط حکومت آخوندها، بربلوچ واهل سنت میرود، به کارگیرند.
روحانیت بلوچ میتواند، اوضاع کنونی را دگرگون ساخته وبه تقویت مبارزه مسلحانه دربلوچستان، یاری رساند. مبارزه ای که دشمنان ملت بلوچ را ازپای درخواهد آورد.
امیربلوچ
۲۰ شهریورماه ۱۳۸۷

تصاویر تخریب مدرسه و توهین به کلام الهی













باز هم نمایندگان مجلس به کرسی ذلت خود بچسبند تا مثلا چه کار کنند!!
آقایون فروزش و پشنگ ریگی و دهقان و ... از شرم بمیرند رواست

مصاحبه سنی آنلاين با مولانا عبدالحمید



سنی آنلاین: به دنبال تشدید فشارهای مذهبی و سیاسی بر اهل سنت در ایران و تخریب حوزه علمیه امام ابوحنیفه زابل، گفتگویی را با مولانا عبدالحمید: ؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان و ریاست محترم شورای هماهنگی مدارس اهل سنت انجام دادیم.


در آغاز این گفتگو علت حادثه دلخراش تخریب حوزه علمیه امام ابوحنیفه را از ایشان جویا شدیم.

مولانا عبدالحمید: : تخریب این حوزه نمی‌تواند دلیل دیگری به جز تنگ‌نظری، کوته بینی و عدم تحمل فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی که حق مردم اهل‌سنت سیستان و بلوچستان است، داشته باشد.

برخی این مسأله را عنوان کردند که چون حوزه امام ابوحنیفه عظیم آباد در کنار جاده ترانزیتی و بین المللی قرار دارد و از نظر عموم قابل مشاهده است، قابل تحمل برای بعضی از متعصبین نیست.

این‌گونه برخوردها تبعات بسیار نامناسبی دارد و موجب افزایش تنش بین مردم و اوجگیری تعصبات مذهبی می‌شود. تخریب مسجد ی مدرسه که از اماکن مقدس و متعلق به یک مذهب هستند و مسایل، احکام و اعتقادات مذهبی در آن تدریس می‌شوند، برای مردم قابل توجیه نیست و امری برخلاف وحدت است، روابط دوستانه و محبت میان شیعه و سنی را خدشه‌دار می‌کند و این ذهنیت را به وجود می‌آورد که چون حکومت مذهبی ایران، شیعه است نمی‌تواند برادران اهل‌سنت خود را تحمل کند.

پیامد دیگر این برخوردها شادی دشمنان و ایجاد تفرقه میان مسلمانان خواهد بود. بارها استکبار جهانی مدعی شده است که برای ایجاد اختلاف و براندازی نیازی به سرمایه‌گذاری در ایران نیست و زمینه این مسایل از طریق چنین برخوردها و مشکلاتی فراهم است.

سنی آنلاین: آیا پس از تخریب حوزه امام ابوحنیفه، اقدامی جهت پیگیری این موضوع از سوی مسئولان انجام شده است؟

مولانا عبدالحمید: : متاسفانه ما شاهد اقدامی در این مورد نبوده‌ایم و چندان به حل این مسأله خوش‌بین نیستیم. با این حال اگر باز هم مسئولین بیاندیشند و راه حل معقولی برای حل این مسأله ارائه کنند ودغدغه جامعه اهل‌سنت را برطرف نمایند، التهاب موجود کاهش خواهد یافت و از تنش جلوگیری خواهد شد.

در این زمینه چه تخریب و چه حل این مشکل، نمایندگی رهبری که تصمیم‌گیرنده هستند نقش بسزایی دارند. چون ما نمی‌خواهیم کینه و عداوتی بر جای بماند مایلیم این مشکل حل شود و آرامش به جامعه بازگردد.


سنی آنلاین: از سرنوشت طلاب و مدرسین حوزه چه اطلاعی در دست است؟

مولانا عبدالحمید: : سرنوشت طلاب ومدرسین هنوز مشخص نیست. اکنون 500 طلبه برادر و 300 نفر خواهر و حدود 60 نفر از اساتید و کارکنان مدرسه، آواره و سرگردان هستند، اگر چه در حال حاضر طلاب تعطیل هستند اما عده زیادی در کلاس‌های حفظ و دوره‌های صرف و نحو و کلاس‌های تابستانی شرکت کرده بودند، همه منتظرند تا تکلیفشان مشخص شود و از سرگردانی و آوارگی نجات یابند.

سنی آنلاین: نظرتان در مورد بازداشت مولانا احمد چیست؟

مولانا عبدالحمید: : مولانا احمد شخصی هستند که تقریبا بیشتر زندگی خود را برای خدمت به مردم وقف کرده و علاوه بر تدریس که از مدرسان بسیار خوب حوزه می‌باشند، مسئولیت حل وفصل اختلافات مردم و ریاست شورای حل اختلاف حوزه را بر عهده دارند و دراستان چهره شناخته شده‌ای می‌باشند. ایشان مهارت ویژه‌ای در داوری و صلح و سازش دارند و با توجه به مشغله زیاد و گرفتاری‌های بنده، بیشتر کارهای داوری و مشکلات مردم را حل وفصل می‌کنند و از آنجایی که شخص قانونمداری هستند، همه مسایل را رعایت نموده و بر خلاف قانون قدمی برنداشته‌اند.

ایشان از طرف بنده در برخی جلسات اداری شرکت می‌کردند و کوچکترین نقطه ضعفی ندارند. پرونده ایشان از آیینه هم صاف‌تراست. ابتدا ایشان را احضار و سپس بازداشت کردند و اظهار داشته‌اند که باید تعهد بدهند که طلاب خارجی از این پس در این مدرسه ثبت‌نام نشوند تا ایشان آزاد شوند. در این باره باید بگویم که؛ طلاب خارجی فقط در حوزه علمیه دارالعلوم نیستند و در مدارس دیگر نیز طلابی از تاجیکستان و افغانستان با توجه به حضور مهاجرین افغانی در ایران حضور دارند. این امر پدیده مرسومی در همه کشورها است.

در کشورهای عربی که سبک مدارس تغییر کرده و به دانشگاههای اسلامی تبدیل شده‌اند از جمله در سوریه، امارات، مصر، و دانشگاههای مدینه منوره، مکه مکرمه و ریاض، طلاب از تمام کشورهای اسلامی حضور دارند. در کشورهایی نیز که به سبک سنتی اداره می‌شوند مانند؛ پاکستان و هندوستان جذب طلاب خارجی یک افتخار محسوب می‌شود. زمانی‌که بنده به مرکز جهانی اسلامی در قم رفتم و با مدیر آنجا صحبت کردم، ایشان گفتند: حدود ده هزار طلبه خارجی دارند و طبق بررسی‌های ما اکثر آنها اهل‌سنت هستند.

در حوزه امام خمینی و دیگر حوزه‌های علمیه در قم طلاب خارجی به کثرت وجود دارند و گاهی که ما به قم می‌رویم این تصور پیش می‌آید که ما در یک کشور آفریقایی قرار داریم، چون طلاب سیاه‌پوست زیادی در خیابان‌ها مشاهده می‌شوند و طلاب تاجیک نیز در قم درس می‌خوانند.

بنابر این نباید سیاست‌های نظام با شهروندانشان تا این حد متناقض و دوگانه باشد.

وقتی در قم برای تحصیل طلاب خارجی مجوز داده می‌شود م نیز باید این اجازه را داشته باشیم. ما اهل‌سنت و ایرانی هستیم و طلاب خارجی نیز اهل‌سنت هستند، از لحاظ فقهی بیشتر طلاب آسیای میانه حنفی هستند و در حوزه ما فقه حنفی را می‌آموزند، و ما برای آموزش این طلاب اولی‌تر هستیم. طلابی که در اینجا حضور دارند به دعوت ما در راهپیمایی روز قدس، 22بهمن و....و جلسات هفته وحدت که با حضور مسئولین برگزار می‌شود شرکت می‌کنند و مبلغ فرهنگ ایرانی در کشورهای خارجی می‌شوند.

ما بارها گفته‌ایم حضور طلاب خارجی برای آموزش در اینجا به نفع نظام است و آنان خود را مرهون احسان ایرانی می‌دانند.

بسیاری از آنان در یک نظام کمونیستی(شوروی سابق) زندگی کرده و اکنون برای فراگیری قرآن و دین نزد ما آمده‌اند و هیچ هدف دیگری ندارند. کار ما صرفا کار فرهنگی و راه م راه اعتدال است و در مسیر تقریب حرکت کرده‌ایم. اگر ما کسانی را که برای کسب علم آمده‌اند اخراج کنیم، پاسخ خدا را چگونه خواهیم داد؟. در طی این 5-6 سال که ما پیگیری کرده‌ایم حتی به یک نفرهم مجوز نداده‌اند.


ما در پی جنجال و هیاهو نیستیم و اگر مجوز به طلاب خارجی داده شود، ما متعهدیم که حتی یک نفر را بدون مجوز ثبت‌نام نکنیم. بر اساس آماری که ما داریم حدود سی هزار نفر طلبه خارجی در ایران حضور دارند، حال در کل استان حداکثر 50 یا 60 نفر طلبه خارجی هستند که ما می‌گوییم برای تحصیل آنها مجوز صادر شود. زیرا آنان با گذرنامه و ویزای موقت می‌آیند، ام ویزای تحصیلی ندارند. ما امیدواریم که این مشکل - إن شاءالله- به زودی حل شود. ما همکاران خود را می‌شناسیم و در مورد مولانا احمد یقین داریم که ایشان از دیدگاه ما هیچ پرونده‌ای ندارند. ما امیدواریم که به زودی آزاد شوند و به آغوش جامعه بازگردند. آزادی این‌گونه افراد به نفع جامعه است و بازداشت آنان برای نظام سودی ندارد.


سنی آنلاین: اخیرا فشارهای مذهبی بر اهل سنت شدت گرفته است. این فشارها چه پیامدهایی دارد و موضع شما در قبال آنها چیست؟

مولانا عبدالحمید: : ما شهروندان نظام هستیم و آنچه حق ما است و قانون برای ما مشخص کرده است باید به ما داده شود، و آنچه در چارچوب قانون اساسی باشد می‌پذیریم و فراتر از آن چیزی نمی‌خواهیم. قانون به جز در موارد خاص و محدودی از جمله ریاست‌جمهوری که قید مذهب رسمی کشور( شیعه اثنی عشری) را ذکر کرده است، علیرغم اینکه این موارد نیز دارای اشکال و قابل اعتراض بوده و با این حال محترم شمرده شده‌اند، برای همه شهروندان حقوق مساوی قایل شده است. با این وجود بر خلاف انتظار ما فشارهای مذهبی زیادی برما وارد شده و خدا می‌داند که تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. ما انتظار نداشتیم که به طور مثال نمازهای ما را تحمل نکنند و به ما بگویند که مانند ما نمازتان را جمع کنید و پشت سر ما بطور فرادی نماز بخوانید.

طبیعی است که اختلافاتی میان شیعه و سنی وجود داشته باشد و نمی‌توان در محل آنها نماز خواند مگر در موارد خاصی همانگونه که برادران شیعه در سفر حرمین شریفین نماز می‌خوانند. با این وجود باز هم بسیاری از آنان در هتلها، خیابانها و کنار قبرستان بقیع مراسم بزرگی برگزار می‌کنند و نماز می‌خوانند و از سوی حکومت هم منعی برایشان وجود ندارد.

در اینجا ما در خیابانها نماز نمی‌خوانیم، بلکه در منازل شخصی خود یا در سالن‌های اجاره‌ای نماز می‌خوانیم زیرا در شهرهای بزرگ اجازه ساخت مسجد به ما نمی‌دهند، در مراکز آموزش نظامی و ... همه باید اجازه داشته باشند نمازشان را با آزادی کامل بخوانند.

در بسیاری جاهها بر خلاف قانون مانع برگزاری نمازهای ما از جمله نماز جمعه تهران شدند. در برخی روستاهای بلوچستان که یک خانوار شیعه زندگی می‌کند، مسجد شیعه وجود دارد و مراسم دارند. اهل تشیع در همه مناطق سنی نشین برنامه دارند و هیچ مشکلی برای برگزاری نمازهای یومیه، جمعه و حسینیه ندارند.

اهل‌سنت در ایران در این مناطق نیز ب وسعت نظر به آنان کمک کرده و پول و زمین داده‌اند. ما همواره ثابت کرده‌ایم که دید بلند و بردباری بیشتری داریم. اگر ما حاکم بودیم به جرأت می‌گویم برادران شیعه را در حکومت مشارکت می‌دادیم و مایه افتخار ما بود که آنان را نیز وزیر و سفیر خود قراردهیم، و چنان حکومت می‌کردیم که این تصور پیش نیاید که حکومت در دست اهل‌سنت است. اینکه ما نتوانیم نماز یکدیگر را تحمل کنیم به دور از وحدت و برادری است. م زمانی می‌توانیم مدعی وحدت و برادری باشیم که بتوانیم یکدیگر را تحمل کنیم و سعه صدر داشته باشیم. ما امیدواریم مسئولین بیشتر بیاندیشند تا عرصه بر اهل‌سنت بیش از این تنگ نشود.

هراس ما از آن است که اگر در ایران تفرقه ایجاد شود، دامنه آن در جهان گسترش می‌یابد. گاهی من به این فکر می‌کنم که در دنیا در همه مسایل، استکبار جهانی بدنام است اما خود ما گاهی در جهت آنها حرکت می‌کنیم و در راستای تفرقه و جدایی از یکدیکر گام برمی‌داریم.

هر جا که اهل‌سنت حسینیه ی حوزه شیعه را تخریب کنند، عامل استکبار و تفرقه اهل‌سنت خواهند بود که نتوانسته‌اند برادران شیعه خود را تحمل کنند، و هر جا که شیعیان حوزه یا مسجد اهل‌سنت را تخریب کنند و مانع نماز آنها شوند، عامل استکبار و تفرقه شیعیان خواهند بود. چرا ما کاری را که خود انجام می‌دهیم به دیگران نسبت می‌دهیم.

این خلاف عدالت است و امیدواریم این فشارها پایان یابند. در مسایل مذهبی قرا ر نیست ما کوتاه بیاییم.

ما مصرانه می‌خواهیم که فشارهای مذهبی هر چه زودتر برطرف شوند و اینگونه نباشد که از یک سو شعار برادری مطرح شود و از سوی دیگر خلاف آن عمل نمایند.« لا إکراه فی الدین» ما در مسایل مذهبی آزاد هستیم و هر کس سلیقه و فتوا و فقه خودش را دارد.

سنی آنلاین: چه توصیه‌ای به جامعه اهل‌سنت دارید؟

مولانا عبدالحمید: : توصیه ما به جامعه اهل‌سنت به ویژه استان آن است که یکپارچگی خود را حفظ کنند و حقوق خود را از راه قانون مطالبه نمایند. در مسایل مذهبی استقلال مذهبی خود ر حفظ کنند و در مسایل مذهبی دیگران دخالت نکنند. از لحاظ قانونی کسی حق دخالت در مسایل مذهبی را ندارد. توصیه دیگر بنده به اهل‌سنت این است که به الله تعالی رجوع کنند و از بی‌نمازی، گناهان و کوتاهی‌ها توبه کنند و رابطه خود را ب خداوند اصلاح نمایند و حق دیگران را ادا کنند.

نمایندگان اهلسنت چرا سکوت کرده اند؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

نمایندگان اهلسنت چرا سکوت کرده اند؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
آقای فروزش آیا نمایندگی و کرسی مجلس برای شما از کلام الله بیشتر ارزش دارد
آقای حمید رضا پشنگ غیرت و شرافت شما کجا رفته است؟
آقای دهقان مگر شما نماینده مردم نیستید؟
اگر کاری از دستتان برنمی آید که نمی آید حداقل اگر کلام الهی برای شما عزیز است از این کرسی بی سود مجلس استعفا دهید و نیازی به نمایندگانی مثل شما نیست.
نمایندگان بلوچستان از غصه و شرم بمیرید بهتر است از اینکه خود را نماینده مردم معرفی نمائید.

درد کویر

مطلبی را که در ذیل خواهید خواند گفتار سوم از کتاب" درد کویر" برگرفته شده از حقایقی دردناک که در بلوچستان بوقوع پیوسته است می باشد ، این کتاب هم اکنون در دست نگارش است اما بنا به ضرورت زمان و مشورت دوستان لازم دانستیم در حین نگارش در اختیار عموم قرار گیرد . از خوانندگان گرامی خواهشمندیم با ارسال شرح حالهایی از بیدادها و ظلمهایی که در بلوچستان روی داده است و نیز با پیشنهادات و انتقادات خویش ما را یاری نمایند. یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com

گفتار سوم از کتاب درد کویر

درد کویررا چه می باید؟
سوزاین سرزمین را چه می باید؟
چشمان بی نور و مردم خموشش را چه؟
مرهمی، مرهمی می باید تا تسلی دردش ،
بارشی تا از سوزش بکاهد ،
تشعشعی تا چشمان خلقش را بگشاید و فریادی به بلندی تفتانش بر بالین خفتگان
نه دردی بر درد دیگر،
نه باران گلوله بر خلقش،
و نه چشم برق عفریط پیر ونعره دشنه جلاد بر قلب فرزندانش.
باز دردی دیگرازقلب کویر، ویرانه سرای زاهدان ، قتلگاه مردم بلوچ.
باز قلب کویر در جولان جلادان ، جلادان مار بردوشی که به دنبال قربانی خویش در کوچه پس کوچه های زاهدان پرسه می زنند تا عطش مارهای بر دوششان را سیراب کنندآنانی که دیگر رنگ خون در کتمان سیرابشان نمیکند وتنها نعره ای گستاخانه از جنایتشان در پیش دیدگان خلق را برای سیرابیشان می طلبند افسار گسیخته به دنبال ارضای خویشند وتا گرمی خون بی گناهی را در پیش روی خلق خاموش حس نکنند نمی آرامندو امشب ، امشب قرعه مرگ به نام که خواهد بود.
دوم بهمن سال یکهزارو سیصد هشتاد وچهار، زاهدان خیابان خرمشهر مقابل نمایشگاه اتومبیل قصر.
سه نوجوان از طایفه نوتی زهی روح الله شانزده ساله کلاس دوم دبیرستان، عبدالله ، سال اولی بود و تازه دبیرستان را تجربه میکرد وی تنها پانزده سال داشت
و مسعود که تمام حواس و فکرش را معطوف کنکوری کرده بود که در پیش داشت .
آن شب آن سه به سمت بیمارستانی که عموزاده شان در آن بستری بود در حرکت بودنند تا روح الله به پرستاری عموزاده اش شب را در
بیمارستان سپری کند که ناگهان در جلوی ددان تشنه به خون خامنه ای نمایان شدند تا دژخیمان ، بی لحظه ای درنگ با قصاوتی بی انتها سوار بر پژوی سیاه رنگ به آنان بزنند و نقش بر زمینشان کنند مزدوران بعد از زمین خوردن آن سه به سرعت اسلحه به دست از ماشین پیاده شدند وبه سمت آنان دویدند ، از نفرتی که در چشمانشان میشد دید معلوم بود که از آن سربازان گمنام امام زمانند ومغز پوکشان را که یقین دارم بیشتر از روح و ذات چرکینشان نیازی به شستشو نداشته آنچنان با خرافات و نفرت و دروغ شستشو داده و دروازه های شرافت و انسانیت قلبشان را با قفلهای سنگین تعصب و نفرت مسدود کرده بودند که دیگر هیچ امیدی حتی کوچک به نفوذ شفقت و انسانیت به این قلب های متعصب و لبریز از باورهای تهی نبود ، تعصب بر باوری که چشمان انسانی آنان را کور کرده و خوی وحشی گری و درندگی آنان را تا اعماق قلب ناپاکشان رسوخ داده بود و انسانیتشان را تا ژرفای دره های رذالت نزول.
عبدالله که هنوز از ضربه ای که به علت زمین خوردن به سر او اصابت کرده بود گیج و منگ بود دستانش را به زمین گذاشت و سعی به بلند شدن نمود که ناگهان هیبت شوم دژخیم به روی او سایه افکند وبا قنداق تفنگ وحشیانه به صورت نوجوانی پانزده ساله کوبید تا وی قبل از برخاستن با فریاد (آخ) باز به زمین بخورد.
دژخیم ضربات را پی در پی به او وارد نمی کرد و به او اندکی فرصت می داد تا به خود آید و بعد ضربه بعدی را به سر و صورت خونین آن نوجوان مظلوم بلوچ می کوبید تا خوی درندگی خویش را کاملا ارضا کند، چند ثانیه ای گذشت و عبد الله لحظه ای به خود آمد و صورتش را به سمت زمین چرخانید و دندانهای شکسته و خونالودش را به زمین ریخت که ناگهان دوباره همه چیز جلوی چشمانش سیاه گشت آری ضربه ای دیگر بر پشت سرش سبب شد که با صورت به زمین بخورد تا گیج و مبهوت و متعجب بگوید که "چرا می زنی مگر من چکار کردم؟"و جوابهای نا معقول و نیش دارمملو از ناسزا بشنود.
مزدور آنقدر تا قنداق به سر عبدالله کوبید که وی لحظه ای از هوش رفت و او فرصت کرد که به همقطاران جانیش که در حال جنایت بودند بنگرد، بنگرد که روح الله چگونه درحالتی که بر روی زمین افتاده تقلا می کند که چگونه با وحشت دست وپا می زند و به عقب می رود تا جانش را از چنگال دژخیم افسار گسیخته که با سر نیزه به جانش افتاده بود برهاند اما نتوانست و دژخیم سر نیزه را در سینه نوجوان شانزده فرو کرد و تا دست دیگر زیر چانه او را گرفت و دشنه را از بالای سینه تا شکم وی کشید تا با شکاف خوردن سینه روح الله خون پاکش به روی صورت کریه دژخیم و گرمای خونی پاک عطش درنده خویی او اندکی بکاهد.مسعود با اینکه خود زیر ضربات پی در پی قنداق نیمه جان گشته بود هنوز نگران دوستانش بود وهر وقت به سمت آنها می نگریست دژخیم با نفرت بیشتری به او ضربه می زد اما همچنان او نگاهش را به یاران دوخته بود که دیگر دژخیم نتوانست خود را کنترل کند و با نفرتی بی انتها او را پی در پی هدف گلوله قرار داد .عبد الله که لحظه ای بی هوش شده بود از صدای شلیک دژخیم چشمانش را گشود تا انتظار دژخیمی را که در بالای سرش ایستاده بود به پایان رساند.آن مزدور پلید با نفرت و خشم به نوجوان پانزده ساله نگریست و با قصاوتی ناباورانه به بدن نحیف آن نوجوان شلیک کرد .
آن مزدوران بعد از تیرهای خلاصی اجساد به خون غلطیده آنان را در جلوی دیدگان مردم به روی زمین کشانیدند تا اهل زمین و آسمان را به تماشای تبلور جنایت و رذالت بنشانند .

انعکاس خبردستگیریها در زاهدان درروزنامه های پاکستان


۱۳۸۷ شهریور ۲۰, چهارشنبه

احضار مولوی عبدالحكيم عثمانی به دادگاه ویژه روحانیت



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از سنی آنلاین دستگیریها، بازداشتها و احضاریه‌ها در حق علما و جوانان اهل سنت ایران همچنان ادامه دارد و هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. آخرین خبر از روند اقدامات مسئولین امنیتی حاکی ازآن است که؛ مولوی عبدالحکیم عثمانی یکی از اساتید برجسته دارالعلوم زاهدان که دربخش پایگاه اطلاع‌رسانی اهل سنت ایران نیزهمکاری‌هایی دارد، طی احضاریه‌ای که در روز چهارشنبه 20\6\1387 از طرف دادگاه ویژه روحانیت به ایشان ابلاغ شده است، ملزم شده‌اند تا در روز شنبه 23\6\1387 در محل دادگاه ویژه روحانیت مشهد حاضر شوند.

یکی از اعضای پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت دستگیر شد



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از سنی آنلاین بعد از جریان حادثه تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه، اوضاع استان تا حد زیادی نگران کننده شده است به طوری که هر روز شاهد دستگیری و بازداشت تعداد زیادی از جوانان اهل سنت هستیم. طبق اخبار رسیده، بعد از ظهر روز سه شنبه 19\6\87 مولوی محمدیوسف اسماعیل‌زهی یکی از اعضای پایگاه اطلاع‌رسانی اهل سنت ایران در مسیر منزل خودش توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بازداشت شد. لازم به ذکر است تاکنون اطلاع دقیقی از علت دستگیری و محل بازداشت وی در دست نیست.

احضار یکی دیگر از علمای بزرگ اهلسنت به دادگاه ویژه روحانیت

به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان یکی دیگر از علمای بزرگ اهلسنت به دادگاه ویژه روحانیت احضار شده است.
گزارشها از زاهدان حاکیست که وزارت اطلاعات رژیم پلید ولایت فقیه با همکاری بیدادگستری زاهدان با ارسال احضاریه ای مولانا عبدالحکیم عثمانی استاد دارلعلوم زاهدان که از علمای برجسته اهلسنت می باشد را به دادگاه ویژه روحانیت در مشهد احضار نموده اند.
این دومین عالم اهلسنت می باشد که به دادگاه ویژه روحانیت احضار می گردد قبلا جناب مولانا احمد ناروئی به این دادگاه احضار و فورا بازداشت شد و پس از مدتی به تهران منتقل گردید.
دستگیریها گسترده اخیر که تعدادشان به صدها نفر می رسد و فقط اسامی چند تن تاکنون گزارش شده است موجی از خشم مردمی را در زاهدان و دیگر شهرهای سنی نشین بوجود اورده است.
و جامعه اهلسنت ایران شدیدا در خشم به سر می برد و با افزایش جنایتها بر خشم و نفرت عمومی از رژیم افزوده می گردد.

دخالت دولت در مدارس دینی و اعتراض روحانیون اهل تسنن

شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد، اساسنامه "شورای دولتی برنامه ‌ریزی‎ ‎مدارس ‏علوم دینی اهل‌سنت" را تصویب کرد. رهبران دینی اهل تسنن این اقدام را آغاز دخالت مستقیم دولت در مدارس دینی خود می‌دانند.
مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان به این اقدام اعتراض کرد. "مجمع نمایندگان اهل سنت" در مجلس شورای اسلامی نیز، با نوشتن نامه اعتراضی به رئیس جمهور، خواستار لغو مصوبه جدید و جلوگیری از دخالت دولت در اداره مدارس دینی اهل‌سنت شد. اما رئیس‌جمهور تاکنون واکنشی نشان نداده است.
احمد قابل پژوهشگر دینی که در حوزه علمیه قم تحصیل کرده است، در مصاحبه با دویچه وله اقدام شورای عالی انقلاب را مغایر با قانون اساسی ارزیابی کرد:
دویچه وله: اخیرا شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی مصوبه‌ای با عنوان "اساسنامه شورای دولتی برنامه‌ریزی‎مدارس ‏علوم دینی اهل‌سنت" را تصویب کرد که اعتراض بسیاری از روحانیان و حتی نمایندگان سنی مجلس را در پی داشت. کار این شورا چیست و چرا اهل سنت ایران به آن اعتراض کردند؟
احمد قابل: شورای عالی انقلاب فرهنگی از لحاظ قانون اساسی و یا قوانین مصوب مجلس جایگاه قانونی ندارد. این شورا در زمان حیات آقای خمینی برای مشاوره با رهبری تشکیل شد. بعدا در قانون اساسی کشور آمد که سیاست‌گذاری های کلی نظام بر عهده رهبر است. پس می توان آن را در زمان آقای خامنه ای و پس از اصلاح و بازنگری قانون اساسی در سال 1368 بازوی مشورتی رهبری در نظر گرفت. با توجه به این زمینه، مصوبات شورا، چون به تائید رهبری می رسد، می تواند به عنوان سیاست‌های کلی نظام جنبه قانونی داشته باشد. ولی تصمیم اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، با متن خود قانون اساسی سازگاری ندارد. در قانون اساسی اقلیت های دینی و مذهبی مختارند در محدوده خودشان برنامه ریزی کنند.
موارد بی توجهی به خواسته‌های دینی و مذهبی اهل سنت به‌نظر شما آیا ریشه در قانون اساسی کشور ندارد، که مذهب رسمی کشور را شیعه اثنی عشری اعلام کرده؟ و آیا این مسئله سبب نمی شود که اهل سنت در ایران خودش را در برابر قانون نابرابر بداند؟
درست است که مذهب رسمی کشور شیعه اثنی عشری اعلام شده است، اما در همان قانون اساسی ذکر نام شده از مذهب اهل سنت. در نتیجه آنها هم رسمی هستند و ذکر نام یعنی رسمی بودن. منتهی اکثریت مردم در ایران شیعه هستند. همانطورکه در بعضی مناطق، مثل بلوچستان یا کردستان، اکثریت اهل سنت هستند. این‌ها واقعیت‌هائی هستند که کسی نمی تواند آن را انکار کند. در قانون اساسی حقوق خوبی برای اهل سنت در نظر گرفته شده، از جمله اینکه آن‌ها در محیط هائی که اکثریت هستند، باید حتی مراکز حقوقی مثل دادگستری براساس فقه آنها اجرای احکام بکنند. یعنی در حقیقت یک نوع خودمختاری و خودگردانی در آنجاست. ولی با کمال تاسف، از همان ابتدا، حکومت‌های مرکزی در ایران به اقلیت های قومی و مذهبی میدان نمی دادند و فکر می کردند که اگر آنها حالتی از استقلال داشته باشند، فردا ممکن است موی دماغ آنها بشوند و در صحنه سیاسی آزار و اذیت داشته باشند. به این لحاظ، سعی می کنند با دخالت علاج واقعه را قبل از وقوع آن بکنند. آنها بر خلاف قانون مصوب خودشان رفتار می کنند.
روزنامه کیهان با چاپ مصاحبه‌ای به اعتقادات اهل سنت توهین کرده، در برنامه‌های تلویزیونی به شخصیت های مورد احترام اهل سنت توهین می شود و اخیرا هم مساجد و مراکز دینی اهل سنت نابود شده است. به‌نظر شما این‌گونه برخوردها تا چه حد می‌تواند برای جامعه ایران حساس و خطرناک باشد؟
من، براساس آموزه های قرآنی، تخریب هرگونه محل عبادت را حرام شرعی می‌دانم. در دو آیه قرآن رسما تاکید شده هرگونه تخریب مسجد، خواه مال شیعه باشد، خواه مال اهل سنت و یا مثلا مال دراویش شیعه، حرام است. یعنی این جزو مواردی است که قرآن آن‌ها را فساد فی‌الارض معرفی می کند. حتی تخریب کلیسا و کنیسه، از سوی هر مسلمانی، در هر جای عالم صورت بگیرد، بر خلاف خواست خدا و فساد فی الارض است. این به لحاظ شرعی. تخریب مسجد فیض اهل سنت در مشهد و مدرسه علمی آن‌ها در زابل، بر خلاف نص صریح قرآن است. حالا این حکومت ادعای مشروعیت و اقدامات مشروع دارد. من نمی دانم چطور این‌ها را توجیه می کند؟ به‌نظر من، از دولتی‌ها که باید قطع امید کرد، اما مراجع بزرگ شیعه که غیر حکومتی هستند، واقعا وظیفه دارند جلوی این مسائل بایستند.
رابطه اهل سنت را با اهل تشیع شما در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خود مردم در مسالمت زندگی می کنند. مثلا من شیعه هستم با همین اندیشه‌ها. اگر یک سنی این مطالب من را بشنود از جانب من احساس خطر نمی کند که بخواهد با من برخورد بدی بکند. ما در حقیقت دو دوست و دو برادر دینی می شویم که فوقش این است که من اینگونه می‌اندیشم و او آنگونه می‌اندیشد و این اندیشه‌ها هیچ تعرضی را به یکدیگر اجازه نمی دهند. مردم عادی ما صرف نظر از اندیشه‌های احتمالا غلطی هم که در دو طرف دارند، در شهرها و روستاهای مختلف، کاملا دوستانه و صمیمانه زندگی می کنند.
مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی

پس غیرتمان کجاست؟

دردی بسیار سنگین قلبم را می فشارد و تردیدی که به نوشتن دارم دستان غیرتم را می لرزاند
چه بگویم ؟
به خدا سوگند غیرتم مجالم نمی دهد که از این بی غیرت مردمان بگویم!
آنان که بی حیائی را به حد کمال رسانیده اند؛
آنانی که بی شرمانه به غیرتمان زهرخند می زنند؛
آنانی که در برابر دیدگانمان به خواهرانمان تجاوز می کنند و ما را بی غیرت می نامند؛
آنانی که خواهران و مادرانمان را می ربایند و بعد از چندین روز تجاوز بی رحمانه قطعه قطعه و در پلاستیکهای زباله بسته بندی وگستاخانه در جلوی درب کاشانه مان رها می کنند.
تا کی به این نامحرمان اجازه دهیم تا چشم تجاوز را بر عفت خواهران پاک و معصوممان بدوزند و دست تعدی بر آنان دراز کنند.

الله اکبر
پس غیرتمان کجاست؟
تا کی بی تفاوت به آنان اجازه دهیم در دیارمان بلوچستان بتازند و ما فقط به نظاره جنایتشان بنشینیم؟
تا کی شاهد تخریب خانه های پروردگارمان باشیم و هیچ نگوئیم؟
تا کی به قتل عام برادران و خواهرانمان بی تفاوت باشیم؟

به خدا سوگند اگر به این سکوت ننگین ادامه دهیم این بار قرعه ذلت و تجاوز به ناموس در خانه ما را نیز خواهد کوبید.
هنگامیکه آنان بی شرمانه به تمامی مقدسات و حتی پیامبرمان توهین می کنند و همسر محبوبش ام المومنین را ( العیاذ بالله ) لقب فاحشه می دهند و ما باز سکوت می کنیم ! این بار عذاب الهی بر ما نازل خواهد شد و همین شیاطین مادران و خواهرانمان را از خانه هایمان به برون کشیده و به کنیزی خواهند برد.
ای مردم
ای برادران
ای مسلمانان
اگر با دشمنان خدا نمی جنگید با متجاوزان به ناموستان بجنگید
به خدا سوگند که جهاد فرض عین است
به خدا قسم تمام این متجاوزان واجب القتلند. تمامشان
کجائید ای مسلمین که ببینید در دیار بلوچستان این مشرکان زابلی خانه های خدا را تخریب می کنند ، به کتاب الله بی حرمتی کرده و به فاضلاب می اندازندش ، به ناموس مسلمین تعدی و به حرمت محمد رسول الله ( صلی الله علیه و سلم ) توهین می کنند.
یاایها المسلمون فجروهم و اخرجوا هولاء المشرکین من دیارنا ، دیار الاسلام
جای جای بلوچستان را به آتش بکشید و منفجر کنید این زابلیهای مشرک را و در دیوار بلوچستان را به تکه پاره های تن کثیفشان مزین کنید ؛ بکشید از این متجاوزان دین و ناموس ای فرزندان بلوچستان
مگر عبدالمالک کیست ؟!
او نیز فرزندی از فرزندان این مرز و بوم است که مرگ باعزت را بر زندگی با ذلت ترجیح و در مقابل این همه ظلم و تجاوز و تعدی بپاخواسته است.
سوگند به ذات الله که تنها وظیفه او نیست که وظیفه تک تک ماست جهاد فی سبیل الله برای دفاع از دین و ناموس و وطن مسلمین.
دیگر جای درنگ و تردید نیست ؛ قتل عام کنید از این بی شرفان زابلی و شرافت و عزتتان را باز پس ستانید ، گروه گروه شوید و اسلحه بردارید و بکشید این مشرکان را و بدانید که هیچ قدرتی جلودارتان نخواهد بود ، به والله نخواهد بود چرا که پروردگارتان با شماست و او شما را نصرت و مدد خواهد کرد.
و ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم
......و ان الله لا یخلف المیعاد

بلوچستان را جبهه و کوههای سر به فلک کشیده اش را سنگر کنید به خدایتان اعتماد کنید و مگذارید دینتان ، غیرتتان و ناموستان را این مشرکین بستانند.
و علی الله فلیتوکل المومنون
نصر من الله و فتح قریب
یارمحمدزهی - خاش

دستگيري چهار فعال فرهنگي و مدني در سيستان و بلوچستان



به نام آزادي


صبح روزجاري نيروهاي امنيتي با يورش به نقاط مختلف در شهرهاي زابل و زاهدان استان سيستان و بلوچستان اقدام به دستگيري تعدادي از فعالان فرهنگي بلوچ نمودند ، "مولوي يوسف اسماعيل زهي" داماد مولانا عبدالحميد امام جمعه زاهدان و عالم برجسته اهل سنت و همچنين "محمد عمر بلوچ" شاعر جواني که در هفته گذشته شعري را در مراسم نمازجمعه زاهدان خوانده بود ، همينطور "محمودگله بچه" (مسئول انتظامات مسجد جامع اهل سنت زابل) و نيز "محمد علي گله بچه" از فعالان فرهنگي زابل منجمله دستگير شدگان روزجاري هستند.

همچنين گزارش گرديده است که افراد مذکور در زمان بازداشت خود مورد ضرب و شتم نيروهاي امنيتي قرار گرفتند ، افراد مذکور پس از بازداشت به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند ، از اتهامات اين افراد نيز اطلاعي در دست نيست اما گمان ميرود که مرتبط به اعتراضات اجتماعي پس از تخريب مدرسه اهل سنت در منطقه عظيم آباد زابل در هفته گذشته باشد.

تلاش عوامل رژیم برای ترور رئيس دفتر العربيه در بغداد

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از ایران پرس نیوز هوشيار زيباري وزير امور خارجه عراق تلاش براي کشتن رئيس دفتر شبکه العربيه را در بغداد محکوم کرد.
به گزارش شبکه تلويزيوني العربيه زيباري تاکيد کرد به شبکه العربيه به علت آنکه رويدادهاي عراق را با واقعگرايي منعکس مي کند حمله مي شود .
وزير خارجه عراق گفت ما با شبکه العربيه و جواد حطاب رئيس اين شبکه در بغداد و نيز خبرنگاران العربيه در عراق که در فضاي دشوار امنيتي در اين کشور فعاليت مي کنند ابراز همسبتگي مي کنيم.
زيباري گفت با وجود آنکه اوضاع امنيتي عراق بهتر شده است اما بايد جوانب احتياط رعايت شود.
وي افزود اين موضوع بسيار ضروري است که براي جلوگيري از هرگونه تلاشي عليه خبرنگاران به ويژه خبرنگاران موفق شبکه العربيه تدابير لازم اتخاذ شود.
رئیس دفتر شبکه العربیة در بغداد روز گذشته از یک انفجار ناشی از بمبگذاری در اتومبیلش به طرز معجزه آسا جان بدر برد.
دوستان جواد حطاب گفتند، تروریستها از جمهوری اسلامی دستور گرفته بودند.
گفتنی است جمهوری اسلامی هفته گذشته رئیس دفتر شبکه العربیة در تهران را از ایران اخراج کرد.
در پی اقدام جمهوری اسلامی برای اخراج حسن فحص از تهران، رئیس بین المللی العربیة تاکید کرد که رژیم تهران می خواست آقای حسن فحص بله قربان گوی این رژیم باشد و مجیز جمهوری اسلامی را بگوید.

زلزله 6.1 ریشتری استان هرمزگان را لرزاند



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی زلزله نسبتا شدیدی استان هرمزگان در جنوب ایران را لرزانده است. مرکز زمین شناسی آمریکا بزرگی این زمین لرزه را 6.1 درجه در مقیاس ریشتر اعلام کرده است.
مرکز این زمین لرزه در بندر خمیر در 45 کیلومتری بندرعباس در جنوب ایران بوده است.زلزله در ساعت 3 و نیم بعد از ظهر امروز به وقت محلی (یازده به وقت گرینویچ) به وقوع پیوسته است.
مرکز زمین شناسی آمریکا اعلام کرده که مرکز اين زلزله در عمق 55 کیلومتری از سطح زمین بوده است.
خبرگزاری های ایران تاکنون از مرگ دست‌کم چهار نفر و زخمی شدن 26 نفر ديگر در پی اين زلزله گزارش داده اند.
گفته شده این چهار نفر در جزیره قشم و بندرعباس کشته شده اند.
همچنین مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران خبر از دو زلزله نسبتا قوی پس از اين زلزله نیرز خبر داده است. که به بزرگی 4.4 و 4.7 ریشتر بوده اند.
فاصله مرکز این زمین لرزه تا تهران 1052 کیلومتر اعلام شده است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، اين زلزله در دوبی و امیرنشینهای هم جوارش نیز حس شده است، بطوريکه کارکنان برخی از ساختمانهای بلند اداری اين شهر به سرعت از ساختمان نارج شده اند.
رنه اندرسون، معلمی کانادایی که در امیرنشین راس الخیمه زندگی می کند، گفته است که هنگام زلزله تختش به دیوار کوبانده شده است

زلزله شدید در استان هرمزگان

به گزارش آژانس خبری تفتان زمين لرزه ای شدید بعدازظهر امروز پيش استان هرمزگان در جنوب ایران را لرزاند.
اين زمين لرزه که حدود 30 ثانيه ادامه داشت مناطق بندرعباس، بندر لنگه، رودان، ميناب، رويدر، رودخانه، قشم و حاجي آباد را بشدت تکان داد.
شدت اين زمين لرزه به حدي بود که ساکنان شهر بندرعباس وحشت زده از منازل خود خارج شدند.
مرکز زمین شناسی آمریکا قدرت این زمین لرزه را 6.1 ریشتر اعلام کرده است.

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اعلام می دارد که در برابر آزادی دو عضو جنبش که ماهها پیش توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده بودند یک تن از پاسداران رژیم آزاد گردید.
و جنبش مقاومت ادعاهای دروغین معاونت فرماندهی نیروی انتظامی در مورد آزادی بدون معاوضه پاسدار و همچنین زنده بودن دیگر پاسداران را تکذیب می نماید.
طی این اطلاعیه جنبش اعلام می دارد که 2 پاسدار دیگر هنوز در بازداشت به سر می برند و اگر رژیم اعضای جنبش را آزاد نکند آن دوپاسدار هم به زودی اعدام خواهند شد.

جنبش مقاومت مردمی ایران

دستگیری جوانان فعال در زاهدان و زابل ادامه دارد

به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان موج دستگیریها همچنان در زاهدان و زابل ادامه دارد و جوانان فعال فرهنگی با جرم فعالیتهای فرهنگی دستگیر و به بازداشگاههای رژیم منتقل می شوند.

طبق گزارش خبرنگار تفتان از زاهدان بامداد امروز نیروهای رژیم با یورش به نقاط مختلفی در بلوچستان مولوی یوسف اسماعیل زهی داماد شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید و محمد عمر بلوچ شاعر جوانی که هفته گذشته سرودی در مراسم نماز جمعه خوانده بود و همچنین محمود گله بچه(مسئول انتظامات مسجد جامع اهلسنت زابل و محمد علی گله بچه از جوانان فعال فرهنگی زابل را دستگیر کرده و به سیاه چالهای وزارت اطلاعات منتقل کرده اند.

طبق گزارشهای رسیده ماموران رژیم با بی رحمی کامل و با ضرب و شتم این جوانان را دستگیر کرده اند و مردم بلوچستان کاملا از این نوع برخورد خشمگین هستند و هنگامیکه در جلوی مردم با این جوانان چنین برخورد شده است احتمال شکنجه های غیر انسانی خیلی زیاد وجود دارد.
دستگیری جوانان بی گناه توسط رژیم مستکبر ولایت فقیه موجی از خشم و نفرت مردمی را در بلوچستان آفریده است و اوضاع این منطقه کاملا متشنج است و هر لحظه امکان آتش گرفتن را دارد.

اطلاعيه : نگراني از سرنوشت مولانا احمد نارويي

مولانا احمد نارويي معاونت اداري دارالعلوم زاهدان ، استاد حديث اين حوزه و مدير پايگاه اطلاع رساني اهل سنت (سني آنلاين) صبح روز شنبه مورخه 9 مرداد ماه سال جاري به دادگاه ويژه روحانيت شهر مشهد احضار و پس از انجام بازجويي مختصري بازداشت شد .
اين روحاني اهل سنت پس از بازداشت به اداره اطلاعات شهر مشهد منتقل و سپس به نقطه نامعلومي در شهر تهران منتقل گرديده است.عليرغم سپري شدن بيش از يکماه از بازداشت نامبرده ، وي تاکنوني تماسي با خانواده خود برقرار ننموده است و پيگيريهاي خانواده وي براي کسب اطلاع از سرنوشت ايشان نتيجه اي در بر نداشته است ، بي خبري از وضعيت آقاي نارويي و نامشخص بودن اتهامات وارده به ايشان با توجه به جايگاه مذهبي وي باعث نگراني و التهاب افکار عمومي به خصوص جامعه 15 ميليوني اهل سنت در ايران گرديده است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبهم بودن اتهامات ايشان و همچنين روند توام با نقض حقوق همچون عدم اجازه تماس و ملاقات به ايشان و همينطور عدم اجازه حضور وکيل در پرونده ايشان را مايه نگراني ميداند و جايگاه حساس مذهبي ايشان را مد نظر قرار داده و به تداوم رويه مذکور در تبعيض و برخورد با اهل سنت در ايران اعتراض خود را اعلام مي نمايد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران
، 20 شهريور ماه 1387 برابر 10 سپتامبر 2008

برخورد با قومیت ها‎ ‎سرکوب جامعه مدنی،مصاحبه با تقی رحمانی



حسین محمدی
«روز»‌: به دنبال افزایش فشارها بر فعالین کرد،‎ ‎بلوچ،... با تقی رحمانی ـ فعال ملی مذهبی ـ در مورد علت این ‏برخوردها گفت و گو کرده ایم. رحمانی معتقد است احکامی که به فعالین کرد می دهند حتی با استناد به قوانین ‏جمهوری اسلامی، خلاف قانون است. این مصاحبه در پی می اید. ‏
‎‎آقای رحمانی، اخیرا در مناطقی هم چون کردستان و بلوچستان فشارها بر نهادهای و فعالان مدنی ‏افزایش یافته است. دلیل این امر چیست؟‎ ‎
متاسفانه در سال های اخیر به دلیل فشارها و مسایلی که در مناطقی هم چون کردستان وجود دارد،و همچنین ‏محرومیت ها و فشارها، شکاف پیرامون– مرکز افزایش یافته است. عواملی هم در تشدید این مساله نقش ‏داشته اند. به طور مثال باید دید در استان سیستان و بلوچستان چند کارخانه وجود دارد؟ چند درصد افراد بومی ‏این منطقه در کارخانه ها فعالند؟چقدر شغل ایجادشده است؟ مهم ترین دستاورد کردستان در چند سال اخیر ‏بازرگانی مرزی است و البته توسعه ظاهری شهرها. وابستگی نیروها به فعالیتی که در عرف قاچاق محسوب ‏می شود و شامل برنامه منظمی نیست، اساسا نمی تواند امید به آینده ایجاد کند. بسیاری از جوانان کرد برای ‏کارهای ساختمانی به تهران آمده اند. اگر دقت کنید در دوران اصلاحات، جز یک نفر عضو هیات رییسه،کرد ‏دیگری در مجلس نبود یا بلوچ وجود نداشت. این ها همه دوری از مرکز ایجاد می کند. در تهران هنوز مسجد ‏اهل سنت وجود ندارد. آنها هنوز نمی توانند اذان خودشان را از بلندگوهای مساجدشان در شهرهایی که ‏اکثریت دارند، بگویند. ‏
‎‎با روی کارآمدن دولت نهم این فشار تغییر کرده است؟‎ ‎
‏ بعد از آمدن دولت نهم یک نوع برخورد شدید با فعالیت های مدنی همراه شده است. برخورد با فعالیت های ‏مدنی از احکام سنگین تا اعدام بوده. مثلا حکم سنگینی که به کبودوند داده شد یا دادن هشت حکم اعدام که البته ‏دو تای آن ها در آستانه شکستن است(هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور). ‏
‎‎یعنی این احکام قابل بحث اند؟‎ ‎
حکمی که برای فرزاد کمانگر داده شد یا اعدام یعقوب مهرنهاد از چند لحاظ قابل بررسی است. به همین دلیل ‏همه نیروهای مرکزی و اقوام دیگر ایرانی باید از لحاظ حقوقی این حکم ها را نقد کنند. حتی اگر بپذیریم تمام ‏این جرایم که رسما اعلام شده، درست باشد باز هم حکم این ها اعدام نیست. ‏
‎‎یعنی حکم افرادی که با گروه هایی تماس دارند که مثلا اقدام به بمب گذاری یا ترور می کنند ‏اعدام نیست؟‎ ‎
ماده 181 قانون مجازات اسلامی و تبصره هایش، اعلام می کند هواداران گروه های محارب هم حکم اعدام ‏خواهند گرفت؛‎ ‎البته اگر کمک موثر کرده باشند. اماتبصره هایی هم دارد مثل اینکه مرکزیت گروه وجود ‏داشته باشد ومسایل این چنینی. گرچه به همین قانون هم انتقادات زیادی وارد است، اما در بسیاری موارد همین ‏قانون هم اجرا نمی شود. این قانون در واقع کاملا سیاسی است. ‏
‎‎یعنی در موارد دیگر به گونه ای دیگر انجام می شود؟‏‎ ‎
بله،‎ ‎مثلا اگر در احکام متهمان قتل های زنجیره ای دقت کنید می بینید که تقسیم بندی عامل و آمر ومباشر و... ‏انجام شده؛ یعنی این تفکیک همیشه وجود دارد. حتی در قتل های کیفری هم همین تقسیم بندی وجود دارد. ولی ‏برای جریانات سیاسی و هواداران آن ها این مساله رعایت نمی شود. اما در هر حال دادگاه منصفانه این است ‏که علنی و در حضور هیات منصفه باشد. حکم یک زندانی وقتی مورد قبول است که در دادگاه علنی صادر ‏شده باشد. اگر آقای لطیف زاده یک بمب صوتی هم منفجر کرده باشد، حکم آن نمی تواند اعدام باشد. به نظر ‏من هیچ کدام، حتی آقای مهرنهاد، به فرض هم اگر با گروه ریگی ارتباط برقرار کرده باشد، حکمش اعدام ‏نیست. چون ایشان بعد از بازگشت در ایران دستگیر شده و حتی به اوقول شکستن حکم هم داده شده بود. وی ‏اقدام تبلیغی هم برای گروه ریگی یا برای مبارزه مسلحانه هم نکرده است. به فرض هم دیداری صورت گرفته ‏باشد، صرف دیدار جرم نیست. مثلا اگر به کسی اتهام جاسوسی بزنند به خاطر همکاری با کشوری که شما با ‏آن کشور تخاصم داشته باشید، حکم آن اعدام است. مثلا در پرونده موسسه آینده – آقایان عبدی و گرانپایه و... ‏‏– وکلا استدلال کردند که اولا کار آقای گرانپایه جاسوسی نبوده و تحقیق بوده. در ضمن آمریکا کشور ‏متخاصم نیست که به ایشان حکم اعدام دادند. مطابق قوانین فعلی و حتی اگر هم فرض بگیریم این اتهامات ‏وارد باشد، باز هم حکم نباید اعدام‏‎ ‎باشد. ‏
‎‎در صورت وارد بودن اتهام چه؟‎ ‎
بحث این است که فعالین کرد همه اتهامات را انکار می کنند. مثل آقای کمانگر. او معلمی بوده که نشریه می ‏داده، کار مدنی می کرده است. بعد از وی هم سه نفر دستگیر می شوند و به آن ها هم حکم اعدام می دهند. در ‏حالی که همه این ها معلم اند و فعالیت مدنی می کرده اند. این حکم حتی مطابق قوانین جمهوری اسلامی هم ‏خلاف قانون است. ‏
‎‎به این فعالین اتهام همکاری با گروه هایی چون پژاک و جندالله را وارد آورده اند.‏‎ ‎
طبق ماده 181 برای این مساله نباید حکم اعدام صادر شود. این حکم ها با عدالت هماهنگی ندارد. قانون ‏وظیفه اجرای عدالت را دارد نه انتقام گیری سیاسی. یکی هم بحث هماهنگی قانون با حقوق بشر است. چون ‏ایران تمامی قوانین حقوق بشر را امضا کرده، خود به خود قوانین حقوق بشر بر قوانین داخلی برتری دارد. ‏البته از نظر فقهی هم می توان به این احکام خدشه وارد کرد. ‏
‎‎به چه صورت؟‎ ‎
برداشت از محاربه و گروه محارب؛ آنچه که در قرآن مطرح بوده و همان طور که آقای صالحی نجف آبادی ‏هم در کتاب خود بحث کرده است، بین محارب و اپوزیسیون تفاوت وجود دارد. این برداشت ها هم از خود این ‏آیات است. ‏
‎‎چه تفاوتی هم دارند؟‏‎ ‎
محاربین افرادی هستند که در مقابل مردم قرار می گیرند و نه حکومت. آن هایی که با رژیم ها مواجه می ‏شوند، اپوزیسیون هستند؛ البته این بحث اپوزیسیون در مباحث فقهی و حقوقی یک بحث کاملا جدید است. ‏
‎‎فکر می کنید پیامد این احکام در مناطق مز بورچیست؟‎ ‎
با دادن این احکام یک نوع رادیکالیسم تندروانه ای در مناطق مزبور حاکم می شود. رادیکالیسم کور. در دنیا ‏هم همین گونه است. وقتی در نقطه ای از دنیا جونظامی می شود، در نقاط کناری هم نظامیان به قدرت می ‏رسند. مثلا با به قدرت رسیدن بوش و یازده سپتامبر، فضایی در جهان به وجود آمد که به نفع دموکراسی نبود. ‏
‎‎یعنی به دموکراسی و جامعه مدنی ضربه می زنند.‏‎ ‎
بله باید قبول کنیم که جامعه ما یک جامعه مدنی بی اندامی دارد. اندام وار کردن یک جامعه مدنی نیاز به ‏فضایی دارد که بتوان در آن کار مدنی کرد و نهادهای مدنی را شکل داد. کمانگر یک فعال مدنی است. یا مثلا ‏مهرنهاد، باید دید چه برخوردی با ‏NGO‏ صدای عدالتش شده است. این ها را باید بررسی کرد. منطقه ای مثل ‏کردستان – که ایرانی ترین اقوام ایران هستند – چرا باید این گونه محدودیت ومحرومیت داشته باشد؟
‎‎این محدودیت ها و محرومیت ها برای دیگر اقلیت ها هم وجود دارد؟‎ ‎
بسیاری از فعالان سنی به دادگاه هایی خوانده می شوند که اعضای دادگاه ها از لحاظ مذهبی با آن ها هماهنگ ‏نیستند. در حالی که براساس قانون اساسی – تاکید می کنم، حتی قانون اساسی فعلی – اقلیت های مذهبی ‏مطابق آیین خود می توانند مراسم برگزار کنند. مثلا دستگیری مسوول سایت "سنی آنلاین" چه توجیه قانونی ‏می تواند داشه باشد؟ این سایت چه خطایی کرده است؟ چرا برای سایت های خودی این غمض عین صورت ‏می گیرد، اما برای جریانی که باید بیشتر به آن توجه شود کم کاری صورت می گیرد؟ ‏
‎‎شما فکر می کنید چرا؟‎ ‎
همه این ها فشار بر نهادهای مدنی است. همه این فشارها برای این است که مانع انداموار شدن جامعه مدنی ‏ایران شوند. مثلا در افغانستان و عراق جامعه مدنی نداشتند. ایران نهادهای مدنی دارد ولی جامعه مدنی ‏انداموار ندارد. وقتی کسی مثل کمانگر در شهر کامیاران، فعالیت های مدنی می کند، به نظر من هر حکومتی ‏باید از وی تجلیل کند چون تنها در این صورت است که امکان مدنی شدن و گفتگو درباره خواسته ها امکان ‏پذیر می شود. برخورد با اقوام ایرانی، بخصوص ترک و کرد و بلوچ – که از سه سال پیش تشدید هم شده ‏است – بیشتر در راستای سرکوب جامعه مدنی است. در حالی که بیشتر این خواست ها قابلیت گفتگو و ‏مذاکره را دارند. ‏
‎‎و با وجود این سرکوب ها، امکان گفتگو از بین می رود.‏‎ ‎
مساله خطرناک تری هم که وجود دارد این است که وقتی امکان گفتگو نباشد، دو طرف منازعه فقط حرف ‏خودشان را می زنند و آن هم با صدای بلند. وقتی هم این اتفاق می افتاد، هر دو تصور می کنند که طرف ‏دیگری هم وجود ندارد. طرف قدرتمندتر هم – که معمولا حکومت مرکزی است – حرف خودش را پیش می ‏برد. طرف ضعیف تر فقط آرمان هایشان باقی می ماند، اما حرف طرف قوی تر پیش می رود. در حالی که ‏باید گفتگو صورت بگیرد. در گفتگو تعدیل مواضع به صورت منطقی پیش می رود. ‏
‎‎نیروهای سیاسی و مدنی در این میان چه وظیفه ای دارند؟‏‎ ‎
حمایت بعضی از جریان ها در مرکز از اقوام قابل تامل است، اما کافی نیست. بلکه باید شدت بیشتری بگیرد. ‏باید تاکید شود که در ایران همه باید از حقوق مساوی و برابر برخوردار باشند. فشارهایی که بر جریانات ‏مختلف وارد می شود – مثل مواردی که مثال زدم – یا فشار بر "مکتب قرآن" در کردستان، خطرناک است. ‏باید به این فشارها اعتراض کرد و البته این اعتراضات مدنی در مرکز هماهنگ شود. این باعث می شود ‏امکان گفتگوی مدنی بین اقوام به وجود بیاید. ‏
‎‎شما فکر می کنید این برخوردها بعد ایدئولوژیک دارد یا سیاسی؟‎‎
نگاه امنیتی است. بعد ایدئولوژیک در برخورد با اهل سنت شاید وجود داشته باشد. اما مساله امنیتی – سیاسی ‏است. وقتی معاون رییس جمهور اعلام می کند که مردم اسراییل را دوست دارد، باید گفت مردم کردستان ‏ایرانی ترند و باید بیشتر آن ها را دوست داشت. این ها که بیشتر دوست ما هستند. من معتقدم نگاه سیاسی – ‏امنیتی وجود دارد. نمی خواهم بگویم ایدئولوژیک نیست، ولی بعد امنیتی – سیاسی آن بیشتر است. نگاه مرکز ‏‏– پیرامون براساس همان مساله تهران محوری، فارس محوری، مرکز محوری تبدیل به یک بحران مرکزی ‏شده است. این ساختار همین گونه شکل گرفت و بعد از انقلاب هم از بین نرفت. مثلا نگاهی که به اهل سنت ‏وجود داشت و محرومیت های آن ها. یا مثلا محرومیت های کردستان و بلوچستان.

۱۳۸۷ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

حسن روحانی: درآمد دولت صرف چه شده است؟



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی حسن روحانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام روز سه شنبه با مرور آنچه "از دست دادن فرصت های طلایی توسط دولت محمود احمدی نژاد" خوانده، انتقاد های کم سابقه ای از رئیس جمهور ایران کرده است.
آقای روحانی که در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه سخن می گفت، سه "فرصت طلایی" را افزایش بی سابقه قیمت نفت، ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ برای خصوصی سازی و درگیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان و عراق و لبنان خوانده است.
آقای روحانی که نماینده آیت الله خامنه ای، رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی نیز هست، گفت: "در این سه سال فرصت‌هایی برای نظام ایجاد شد که تقریبا بی‌سابقه یا کم‌سابقه بود چنان که در سه سال گذشت قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور ‌آن را نیز نمی ‌کردند، آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت؟"
حسن روحانی با یادآوری قیمت نفت در سال های گذشته، گفت: " پیش از این دولت‌ها آرزو داشتند که نفت ایران به ۲۰ دلار برسد، در اواخر عمر دولت صدام که نفت در مقطع کوتاهی به ۲۵ دلار رسیده بود، دولتمردان می ‌گفتند که اگر همین قیمت ثابت بماند همه اهداف تحقق پیدا می‌کند."
وی گفت: "ظاهرا عده‌ای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جارو زدن حساب ذخیره ارزی شده‌اند . . . سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشت‌سازی انجام شد؟"
به گفته آقای روحانی سخنان و شعار‌های محاسبه نشده و بدون مطالعه و دقت برای ملت و کشور هزینه فراوانی داشته و در این سه سال فاتحه کار کارشناسی خوانده شده و ظاهراً دیگر نیازی به کارشناس وجود ندارد.
"انتخاب فرد با تجربه"
حسن روحانی درباره ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی درباره خصوصی سازی نیز گفته است که "اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود."
"آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل ۴۴ استفاده کرده است؟"
آقای روحانی همچنین گفت از ابتدای انقلاب که اواخر دوران ریاست جمهوری کارتر بود تا ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر، هیچ‌گاه آمریکا تا این حد گرفتار نبوده است.
" ما می‌توانستیم از فرصت طلایی ضعف دشمن در صحنه بین‌المللی و منطقه استفاده کنیم؛ اما چه استفاده‌ای شد؟ به جای تثبیت منافع ‌ملی و تحکیم امنیت‌ ملی به جلسه‌ای رفتیم با تابلوی 'خلیج دول عربیة' و سپس مثل همیشه قطعنامه‌ علیه جزایر سه‌گانه ایرانی دریافت کردیم."
از حسن روحانی به عنوان یکی از کاندیدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری ایران که ۲۲ خرداد ماه سال آینده برگزار خواهد شد، یاد می شود.
وی روز سه شنبه در مورد انتخابات ریاست جمهوری گفت که "در شرایط فعلی این وظیفه ملی ما است که فردی را انتخاب کنیم که تجربه، دانش، تدبیر و توان تلاش بیشتری را داشته باشد."
انتقاد های آقای روحانی از دولت ایران در حالی صورت گرفته که آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران به تازگی منتقدان دولت را مخاطب قرار داده بود و آنها را تخریب کننده دولت توصیف کرده بود.
آقای خامنه ای گفته بود:"انکار امتیازات و نقاط مثبت، برجسته کردن ضعفها و بدگویی مستمر، تخریب است نه انتقاد."

بازداشتها در زاهدان ادامه دارد



بازداشتها در زاهدان ادامه دارد


فعالان حقوق بشر در ايران
مسئول موسسه فرهنگي خليلي به همراه معاونت این موسسه صبح امروز در تداوم موج بازداشتهاي گسترده در منطقه زاهدان توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند.
از سرنوشت محمد حسين خليلي و محمدرضا رخشاني و همچنين ساير بازداشت شدگان اطلاعات دقيقي در دست نيست.
گفتني است موج جديد برخورد با فعالان مدني و سياسي در منطقه بلوچستان به دليل اعتراضات اجتماعي به تخريب مدرسه اهل سنت در منطقه عظيم آباد شهر زابل صورت گرفته است.

فیلم جدید تخریب مدرسه دینی عظیم آباد

دستگیری برخی از بستگان مدیر مدرسه امام ابوحنیفه



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از سنی آنلاین خبر تخریب مدرسه امام ابوحنیفه عظیم آباد و مسائل مربوط به آن، این روزها در رأس اخبار اهل‌سنت قرار دارد. البته تاکنون خبری که بیانگر بهبودی اوضاع و رسیدگی مثبت به این قضیه باشد مشاهده نشده است.
اما آخرین اخبار واصله در این موضوع حاکی از آن است که عصر روز یکشنبه 17\ 6\1387 هفت نفر از جوانان اهل‌سنت توسط مأمورین اطلاعات زاهدان دستگیر و بازداشت شده‌اند که اسامی این هفت نفر عبارتند از: 1- عبدالرحمن شه بخش 2- نورمحمد شه بخش ( دو برادر مولوی حافظ محمد علی مدیر مدرسه امام ابوحنیفه 3- عبدالکریم (خواهرزاده حافظ محمدعلی) 4-عبدالقادر نارویی 5- عزیزالله نارویی 6- محمد حسین خلیلی (مسئول مؤسسه فرهنگی خلیلی) 7- محمد رضا رخشانی( دستیار محمد حسین خلیلی).لازم به ذکر است که افراد دستگیر شده در هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و منازل بعضی از آنها مورد بازرسی قرار گرفته است.

دستگيريهاي گسترده در زاهدان



به نام آزادي


پس از تخريب مدرسه اهل سنت در عظيم آباد زابل در هفته گذشته و آغاز اعتراضات مردمي ، نيروهاي امنيتي اقدام به بازداشت تعدادي از معترضين و مردم زاهدان نمودند ، از تعداد دستگير شدگان که دهها تن تخمين زده ميشود اطلاعات دقيقي در دست نيست .اسامي مستند گشته بازداشت شده به قرار ذيل است :1- نورمحمد شه بخش 2- عبدالرحمن شه بخش3- عبدالکريم شه بخش4- عزيزالله نارويي5- عبدالقادر ناروييدستگير شدگان پس از بازداشت در اماکن مختلف به نقاط نامعلومي منتقل گرديدند و پيگيري خانواده و بستگان براي کسب اطلاع از سرنوشت آنان تاکنون نتيجه اي در بر نداشته است .گزارش گرديده است پس از تخريب مدرسه اهل سنت توسط نيروهاي نظامي در منطقه عظيم آباد زابل جو منطقه متشنج است .


مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

فیلم جدید تخریب مدرسه دینی عظیم آباد زابل

فیلم جدید تخریب مدرسه دینی عظیم آباد

مسلمانان ببینید کافران چه کردند

ببینید ظالمان چه کردند

ببینید صفویان چه کردند

بپاخیزید مسلمانان و ریشه زابلیها را از بلوچستان برکنید

http://www.sunnionline.ir/farsi/images/stories/videos/takhrib_b_3.flv

دکتر به بلوچستان تشریف بردند

جناب دکتر علی کردان (کماکان فارغ‏التحصیل آکسفورد) چون کسی در بلوچستان نبود، استاندار قبلی ایلام را به استانداری سیستان و بلوچستان گمارد.
ایشان در نشست مطبوعاتي با خبر‌نگاران در محل پاويون فرودگاه زاهدان اظهار داشت: سياست كلي وزارت كشور بر عدم تغيير استانداران است! در ادامه ایشان فرمودند: در كل تغيير كردن استانداران قابل پيش بيني نيست!
بعد از سفرِ ایشان، چندنفر از مرز نشینان غیور این دیپلم را به ایشان تقدیم کردند که عیناً کپی آن را اینجا می‏گذارم
عبدالقادر بلوچ

باید بتکده های شیعه در بلوچستان منفجر شوند و زابلیهای اشغالگر کشته شوند

باید انتقام گرفت و به آتش کشید و منفجر کرد لانه های تشیع صفوی را در بلوچستان
باید حسینیه های ولایه فقیه و بتکده های خمینی شیطان در زاهدان و زابل و چابهار و ایرانشهر و تمام بلوچستان منفجر گردند
آتش خشم ما با به آتش کشیدن مسجدها و حسینیه های شیعیان مهاجر در بلوچستان آرام می گیرد
جوانان نارنجک بردارید و بیاندازید در بین دشمنان اصحاب پیامبر
بمب بیاندازید بین کسانی که با زبان کثیفشان به یاران و یاوران و اصحاب و همسران پیامبر لعن می کنند و با زبان کثیفشان به حریم پیامبر اعظم ، نبی اکرم ، سرور کونین تعرض می کنند.
نارنجک بیاندازید در حسینیه هائی که صدای شر و کفر از انها بلند می شود و فضای عشق آفرین بلوچستان را پلید می نماید.
منفجر کنید حسینیه های کسانی را که مسجد شیخ فیض و مسجد گورناک و الان مسجد و مدرسه عظیم آباد را با خاک یکسان کردند.
منفجر کنید خانه های زابلیهائی را که تخریب کردند خانه خدا راچه می خواهند زابلیها در زاهدان ؟
آیا زاهدان مرکز بلوچستان نیست؟
چرا اشغال کردند زاهدان را؟
زابلیها مانند اسرائیلیهای صهیونیست هستند و اشغالگرند و همه باید کشته شوند
قسم به الله هیچ گناهی بر شما نیست اگر بکشید آنان را
همانگونه که اشغالگران اسرائیلی در فلسطین کشته می شوند باید زابلیها در زاهدان کشته شوند.
هر زابلی اشغالگر است و باید نابود گردد
جوانان همه شما سلاح دارید
حداقل کلت کمری دارید
پس چرا نشستید هر جا زابلی اشغالگری دیدید بکشید.
اگر کسی گفت جائز نیست بگوئید پس چرا فلسطینیها اسرائیلیها را می کشند؟
بکشید و ببرید سرشان را و آوار کنید خانه هایشان راو منفجر کنید حسینیه هایشان را
بس و بس و بس
در غیر این صورت فردا منتظر تخریب خانه خود بر سرتان باشید.
از من گفتن
و ما علینا الا البلاغ

یورش مردم به یک مغازه و آتش کشیدن آن ،وضعیت در زاهدان غیر عادی است

به گزارش آژانس خبری تفتان پس از دستگیری چند جوان در زاهدان مردم به خشم آمده به مغازه ای در منطقه شیعه نشین حمله ور شده و مغازه فرش فروشی را به آتش کشیدند.
اوضاع در زاهدان غیر عادی است و مردم شدیدا خشمگین هستند و هر لحظه امکان شورش عمومی در زاهدان وجود دارد مردم از رژیم و زابلیهای مزدور رژیم شدیدا خشمگین هستند و آماده حمله به مزدوران زابلی هستند.
تخریب حوزه عملیه عظیم آباد در هفته پیش و دستگیری جوانان در زاهدان مردم را وادار کرده است تا برخیزند و متجاوزان را از بلوچستان اخراج نمایند.

اتحاد حتی با "شیطان" برای مقابله با رژیم خطرناک تهران



به گزارش سایت حکومتی فردا، روزنامه الوطن چاپ عربستان در یادداشتی تند علیه جمهوری اسلامی از نزدیکی اعراب و ترکیه استقبال کرد و نوشت امید زیادی وجود دارد تا ورود ترکیه به همکاری استراتژیک سیاسی - نظامی با اعراب آغازی باشد برای مقابله با شر و نفوذ رژیم تهران در منطقه.
این روزنامه نوشت دبیر کل شورای همکاری خلیج فارس بر اهمیت دیدار پیش رو با ترکیه که اولین دیدار بین طرفین است و با هدف بهبود روابط کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ترکیه برگزار می شود تاکید کرده است. ترکیه کشور مهمی است و در امنیت و صلح خاورمیانه نقش دارد.
این روزنامه نوشت امیدی از تلاشهای امیر قطر برای نزدیک کردن دیدگاه اعراب و رژیم تهران نمی رود. همانطور که دیدار شورای همکاری با این رژیم درباره رویدادهای مهم راه به جایی نخواهد برد. شورای همکاری هم به دلیل بی فایده بودن گفتگو با رژیم تهران با وجود رییس جمهور فعلی، پیشنهاد قطر برای انجام گفتگو را رد کرد.
الوطن نوشت چنین نشستی رژیم تهران را از خلق بحران و تهدید دائمی کشورهای خلیج فارس و رویارویی با اجماع جهانی باز نخواهد داشت. این رژیم تهدیدی دائمی برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است. تنها راه برای مبارزه با گستاخی رژیم تهران و نفوذ آن اینست که حتی با "شیطان" هم علیه این رژیم متحد شویم.

دستگیری دهها نفر در زاهدان

دستگیری دهها نفر در زاهدان
به گزارش آژانس خبری تفتان نیروهای رژیم با یورش به چندین نقطه در شهر زاهدان چندین جوان را دستگیر گرده اند.
طبق این گزارش نیروهای رژیم که پس از تخریب حوزه علمیه عظیم آباد با خشم شدید مردمی مواجه شدند دست به دستگیری گسترده جوانان در زاهدان زده اند تا با ایجاد جو رعب و وحشت مردم را از حق طلبی بازدارند و با چنین جو پر خفقانی به حکومت ننگین خود ادامه دهند.
طی این عملیات دستگیری جوانانی با نامهای نورمحمد شه بخش و عبدالرحمان شه بخش و عبدالکریم شه بخش و عزیز الله ناروئی و عبدالقادر ناروئی دستگیر و به سیاه چالهای وزارت اطلاعات منتقل شده اند.
رژیم ننگین ولایت فقیه گمان باطل می کند که با دستگیری جوانان بتواند آزادی خواهی و حق طلبی مردم این دیار را خفه نماید اما کور خوانده است و دستگیری جوانان بی گناه مردم را بیش از پیش بیدار نموده و بیداری مردمی دمار از روزگار رژیم پوسیده ولایت فقیه در می آورد.

دسته گل اطلاعاتی های زابلی، نوچه ها و نوکران دست بسته نهاد رهبری، در اولین روز کاری استاندار جدید



دستگیری چهار جوان اهلسنت در زاهدان

صبح امید: چهار نفر به جرم بی گناهی و نسبت با مولوی حافظ محمدعلی اسماعیل زهی مسئول مدرسه دینی تخریب شده عظیم آباد زابل دستگیر و به برادران خود که تحت شکنجه و آزار زابلی ها صهیونیست صفت هستند ملحق شدند.
دو نفر از دستگیرشدگان برادران مولوی حافظ محمدعلی هستند که بنامهای نورمحمد و عبدالرحمن می باشند و یکی بنام عبدالکریم خواهرزاده ایشان است و چهارمی آقای عزیزالله (عموی عبدالکریم) می باشد.
نحوه دستگیری نامبردگان شبیه گروگانگیری بوده است چون آقای نورمحمد که نسخه پیچ با سابقه ای است از داخل داروخانه مولوی (محل کارش) با ضرب وشتم توسط لباس شخصی های کافر برده شده است وآقایان عبدالرحمن وعبدالکریم از سر خیابان ربوده شده اند.
بنابر گزارش های رسیده بی نهایت با آنها بدرفتاری شده ومی شود و سخت تحت شکنجه هستند. «اللهم انصرهم وثبت اقدامهم»
آری! برای آنهایی که در آستانه ماه مبارک رمضان و همزمان با هفته دولت یکی از شعائر خدا را که همانا مدرسه دینی حضرت امام ابوحنیفه عظیم آباد زابل باشد با خاک یکسان کردند و تمام کتب دینی موجود و قرآنهای موجود در آنجا را نیز زیر آوارها دفن نمودند آنهم به بدترین شکل ممکن که از یهود ونصاری، کمونیست ها وهندوهای افراطی چنان جنایتی با این وسعت و شکل سابقه ندارد دستگیری جوانان بی گناه وبی دفاع، شکنجه و آزار که چیزی نیست.
اولین انتقام الهی از آنها اینست که خداوند اسباب رسوایی آنها را بدست جوانان اهل سنت فراهم کرده و گوشه ای از جنایات آنها افشا شده و در تمام جهان پیچیده است و تمام جهانیان را به تعجب وا داشته است که علمبرداران وحدت، داعیان تقریب، مدعیان ولی امر مسلمین بودن جهان اسلام، علی الظاهر مبلغان و محافظان قرآن، در حقیقت و داخل کشور خود چه کاره هستند؛ بیرون داعی تقریب و داخل ساعی تخریب. در شعار داعی وحدت و در عمل بزرگترین تفرقه افکن؛ علی الظاهر ضد استعمار، ضد امریکا وانگلیس، لیکن در واقع نوچه و نوکران امریکا و انگلیس می خواهند خدمت برای اربابان خود انجام دهند که همتای مرتد و ذلیل شده آنها پرویز مشرف هم نتوانست انجام دهد.
حال از فرط رسوایی و شرمندگی خود سر درگم و هار شده شروع به دستگیری جوانان بی گناه و مظلوم کرده اند و مورد شکنجه، اذیت و آزار قرار می دهند، فکر می کنند با این نوع اعمال ننگین و شرم آور خویش می توانند روی جنایت خود سرپوش بگذارند و جوانان غیور و دلاور بلوچ را مرعوب نموده وادار به عقب نشینی می کنند.
لیکن کور خوانده اند این نوکران سلیمانی و هاشمی های هار و خوار که بزودی ان شاء الله گرفتار اعمال شوم خود خواهند شد و ذلیلانه به درک واصل خواهند شد؛ دیگر جوانان غیور و با شهامت اهل سنت در جهت بیداری ملت مظلوم از خواب غفلت همیشگی و خرگوشی از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد.
از این ببعد ان شاء الله مظالم و جنایات آنها را برملا و افشا خواهند کرد، حال آن وقت تمام شده است که عوامل مزدور اطلاعاتی هر بلایی سر جوانان دلاور اهل سنت بیاورند آنها آخ هم نگویند و انتقام نگیرند یا از وبلاگ نویسی، تکثیر سی دی و امثال این کارها که مایه رسوایی بیشتر زابلی های صهیونیست صفت و افشای جنایات آنها می شوند دریغ ورزند؛ الحمدلله بفضل الهی در هر خانه ای کامپیونر و سواد و غیرت الهی و شعور سیاسی و با حس آزادی خواهی وارد شده است و زمان خایه مالی، مخبری و منافقی بعضی ها کم کم دارد به سر می آید و بزودی ان شاءالله کمکهای الهی بصورت تمام و کمال شامل حال شده، بساط این جنایت گران جمع خواهد شد.
نتیجه جنایات زابلی های بدبخت جز اینکه آنها را بیش از پیش منفور خواهد کرد چیزی دیگری نخواهد بود. سیستانی های اصل و خانواده فکری برای آینده طوایف خوشنام و دارای سابقه نیکویی سیستان که دارای حسب و نسب و شرافت و اصالت خانوادگی هستند آستین همت را بالا کشیده ونگذراند که عده ای از زابلی ها پس فطرت و بی اصل و نسب و اغلب هزاره زاده یا حرام زاده آبروی همه سیستانی ها را ببرند و بیشتر از این تخم نفرت و عداوت را بین دو طائفه بلوچ و سیستانی بکارند. سیستانی ها جلوی پای خود را نگاه نکنند دور اندیشی داشته باشند مرز طولانی افغانستان وپاکستان و.... را در نظر داشته باشند می خواهند در این خطه و در جوار ملت بزرگ بلوچ پراکنده در سه کشور ایران و... زندگی نمایند!!؟

۱۳۸۷ شهریور ۱۷, یکشنبه

بوی شفا دهنده

دختری از بوی چفیه حضرت رهبر شفا یافت. چفیه یک تیکه پارچه است و از خودش نه تنها بویی بلکه خاصیتی هم ندارد. البته دروغ نگفته باشم بو دارد اما خاصیت ندارد. بویش هم بوی شفا بخشی نیست و بستگی دارد چفیه‏اش ساخت کجا باشد. اگر ساخت چین باشد بوی پولیسترش بوی هیچ رهبری را نمی‏گذارد که به مشام بیماری برسد. چفیه‏های ساخت هند ادعا می‏کنند که صد در صد کتان هستند اما بوی لته کهنه را می‏دهند. ترکیه هم چفیه می‏سازد اما بوی پلاستیک می‏دهند که اصلاً با بوی رهبری نزدیکی ندارد. همین خود اسرائیل هم چفیه می‏سازد اما آنقدر صهیونیست هست که عمداً آنها را بی بو می‏سازد تا بیماران حضرت رهبر شفا پیدا نکنند! اگر خبر درست باشد صد در صد این بو بوی چفیه حضرت رهبر نبوده بلکه بوی خود ایشان بوده. این به عهده‏ی دانشمندان متعهد است که پیدا کنند در انسان چه چیزی بو می‏دهد و چرا آن بو در بعضیها شفا دهنده می‏شود.

مولوی احمد میهمان حضرت رهبر


مولوی احمد نارویی را به تهران منتقل کردند.
واز آنجاییکه کسی از محل نگهداری این روحانی ممنوع‏الملاقات خبری ندارد بازار شایعات داغ شده. وعده‏ای می‏گویند بازجوهای زاهدان و مشهد از پس شکستن او بر نیامدند لذا او را برای آنکه به مصاحبه تلویزیونی تن در دهد به زندان اوین سپرده‏اند.
و بعضی‏ها که خوش خیال به دنیا آمده‏اند می‏گویند حضرت رهبر در راستای فرمایش همبستگی و برادری و برابری، ماه مبارک رمضان ایشان را برده تا در کلبه‏ی ویرانه‏ی ایشان سحر و افطاری میل فرموده عید فطر نزد خانواده بر گردد.
و از نظر بنده همینقدر که شما حواستان باشد که در اعدامها او را به جای اراذل و اوباش قالبتان نکنند خودش کلی تشکر دارد

وهابی!



اين كلمه "وهابي" هم عجب بلايي شده به جان اهل سنت!
در دنيا اصلا مذهب و فقهي به اين نام وجود ندارد! اما در كشور ما اگر برخي از فرد يا افرادي از اهل سنت خوششان نيايد و بخوان اونا رو يه جورايي از بين ببرن، بدون تامل اين "مارك" را بهشان مي‌چسبانند و فوري حكم صادر مي‌كنند.
نمونه‌اش همين مدرسه
"امام ابوحنيفه" عظيم آباد
محلي كه اسم صاحب مذهبش (امام ابوحنيفه) بر آن گذاشته شده و كتب فقه امام اعظم در آن تدريس مي‌شود، مدرسين و طلابش شديداً پيرو اين امام هستند، اما وقتي قصد تخريبش به ميان مي‌آيد،‌حاج آقايي كه مسووليت عقيدتي نيروهاي آماده براي از بين بردن را به عهده دارد، بهشان در مراسمي كه قبل از اقدام برگزار مي‌كند، مي‌گويد: مي رويم براي تخريب يكي از مراكز وهابيت!!
جل الخالق! آنهايي هم كه معروف به وهابيت هستند، حتي تقليد از ائمه را كفر مي‌دانند!! حالا چطور ممكن است مقلدان سرسخت يك امام، بشوند وهابي!!

آیا حمله نظامی به رژیم تهران قریب الوقوع است؟

میدل ایست تایمز چاپ انگلستان نوشت رئیس جمهور فرانسه در دمشق گفت رژیم تهران با ادامه فعالیتهای هسته ای دست به قمار بزرگی می زند زیرا یک روز بیدار می شویم و می بینیم كه اسرائیل حمله كرده است.
این منبع نوشت آیا حمله نظامی به رژیم تهران قریب الوقوع است؟ اظهارات نیکلاس سركوزی تحول غیرمنتظره ای است كه احتمال حمله را بیشتر می كند.
روزنامه اخبار الخلیج چاپ بحرین نیز نوشت كشورهای عربی خلیج فارس باید وقوع جنگ در منطقه را جدی بگیرند و خود را برای آن آماده كنند.
این روزنامه نوشت اگرچه برخی تحلیلگران معتقدند تحولات جاری در منطقه قفقاز و نزدیک بودن پایان دوران ریاست جمهوری پرزیدنت بوش احتمال حمله را كم كرده اما كشورهای عربی نباید از احتمال وقوع جنگ غافل باشند.
اخبار الخلیج نوشت توقف عملیات اطلاعاتی هلند كه سالها با همكاری سازمان اطلاعاتی آمریكا در داخل خاک ایران صورت می گرفت و اكنون به دلیل احتمال حمله نظامی متوقف شده، از علائم جدی است كه نباید نادیده گرفته شود.