ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۳, شنبه

سرکرده نیروی انتظامی جانشین کردان؟


سایت فرارو: احمدی نژاد به احتمال زیاد سرتیپ پاسدار احمدی مقدم، فرمانده کل نیروی انتظامی، را به زودی به سرپرستی وزارت کشور منصوب خواهد کرد.
خبرنگار فرارو از برخی منابع کسب اطلاع کرد که رییس جمهور، حضور علی کردان را در کابینه، بیش از این به مصلحت نمی داند و در صدد ایجاد شرایطی است که او را وادار به استعفا کند و سرتیپ احمدی مقدم را به جای وی بگمارد.
برخی آگاهان می گویند احمدی نژاد نمی خواهد کردان را عزل کند زیرا وی از سوی علی لاریجانی به احمدی نژاد معرفی و سفارش شده و مجلس هشتم هم به او رای داده است. بدین سبب و به منظور در امان ماندن از فشارهای آینده ی مجلس بر او، رییس جمهور نمی خواهد کردان را عزل کند بلکه ترجیح می دهد او خودش استعفا دهد.
موضوع مدرک جعلی دکترای علی کردان و رسوایی های ناشی از آن و نیز زیر سوال رفتن صحت مدارک لیسانس و فوق لیسانس او، یکی از بزرگ ترین لطمه های معنوی و سیاسی را به رییس جمهور وارد آورده و او را به ویژه برای اداره ی انتخابات حساس ریاست جمهوری در خرداد آینده ، با مشکل مواجه ساخته است.
منتقدان می گویند آقای احمدی نژاد که وزرای خود را به راحتی و بدون ملاحظات مدیریتی، خیلی زود و بدون رو در بایستی عزل می کند ، چرا در اخراج علی کردان از کابینه تعلل می ورزد؟
در این میان ، گفته می شود علی لاریجانی و هواداران او نیز علی کردان را تشویق می کنند که استعفا ندهد و برای اداره ی انتخابات آینده ، در وزارت کشور بماند. کردان در زمان ریاست لاریجانی بر سازمان صدا و سیما ، معاون اداری و مالی او بود اما عملا بر تمام امور این سازمان تسلط داشت.
به گزارش خبرنگار فرارو ، علاوه بر مسئله ی دکترای جعلی کردان و فشارهای اجتماعی و سیاسی ناشی از آن بر رییس جمهور ، گفته می شود عملکرد وی در دوران کوتاه وزارتش هم مورد رضایت رییس جمهور نبوده و نتوانسته به تعهداتش به احمدی نژاد عمل کند.

شلوغی پمپ بنزین های سیستان و بلوچستان رانندگان را کلافه کرده است



آژانس ایران خبر: جایگاه های سوخت در سیستان و بلوچستان از دیرباز مملو از صف های طولانی خودروها بوده است و شهروندان برای پر کردن باک اتومبیل ساعتها در پمپ بنزین ها معطل می مانند و کسی تا به حال فکری برای حل این معضل نکرده است . هر چند مسئولان ادعا می کنند قاچاق سوخت به خارج از مرزها دلیل شلوغی جایگاه هاست ولی شهروندان مشکل را در جایی دیگر می دانند . چه آنکه به عقیده آنها خرابی اکثر پمپ ها و پایین بودن فشار دستگاه های سوخت گیری علت شلوغی ها و تشکیل شدن قطاری از خودروها در جایگاه های سوخت می باشد و این گونه رانندگان ساعتها در صف کلافه می شوند تا بتوانند از سهمیه بنزین شان استفاده کنند . به راستی مگر تعمیر یک پمپ چقدر کار دارد ؟ چرا مسئولان هیچ اهمیتی برای وقت شهروندان که این چنین در صف های متعدد از شیر و نان و کوپن گرفته تا گاز و بنزین و... تلف می شود قائل نیستند؟

تصویر شهید عبدالصمد ریگی از شهدای جندالله


ایران اعدام برخی از سربازانش را توسط جندالله تایید کرد



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی اسماعیل احمدی ‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران، کشته شدن تعدادی از ۱۶ سرباز ایرانی را که در گروگان گروه جندالله قرار دارند، تایید کرده است.
آقای احمدی مقدم گفته است: "سربازی که از سوی گروگانگیرها آزاد شده است از سلامت ۷ نفر از گروگان ها خبر داده است و بر اساس شواهد ما فکر می کنیم تعدادی از گروگان ها به شهادت رسیده باشند."
گروه سنی جندالله به رهبر عبدالمالک ریگی که در جنوب شرقی ایران دست به نبرد مسلحانه علیه دولت ایران زده است، از روز ۲۴ خرداد امسال ۱۶ سرباز را در سراوان از شهرهای سیستان و بلوچستان گروگان گرفته است.
این گروه می گوید تاکنون در سه نوبت ۶ نفر از گروگان ها را اعدام کرده است اما فرمانده نیروی انتظامی ایران گفته است "نمی‌توانیم بگوییم که چه کسانی شهید شده و چه کسانی زنده هستند."
آن طور که از صحبت های فرمانده نیروی انتظامی معلوم است، دولت ایران از وضعیت دقیق سربازانش که در گروگان گروه جندالله قرار دارند، اطلاع دقیقی ندارد.
چندی پیش محمد علی ابطحی معاون محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران از دولت به خاطر به توجهی به سرنوشت و جان شهروندانش که در گروگان به سر می برند، انتقاد کرده بود.

آقای ابطحی با اشاره به پخش فیلم اعدام گروگان های ایرانی، در سایت شخصی اش نوشته بود که "دیدن این منظره برای هر ایرانی دردناک و اهانت مستقیم به همه ملت ایران است که مورد بی توجهی مسئولان قرار می گیرد و نیز نشانه بی کفایتی مدیرانی است که از شهروندان بی پناه خود نمی تواند حمایت کنند."
عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله، گفته است که گروه وی آماده است تا با حضور ناظران بین المللی با دولت ایران وارد گفت و گو شود.
جندالله هدف خود را احقاق حقوق قومی و مذهبی اقلیت بلوچ در ایران عنوان می کند اما ایران این گروه را تروریستی می داند. تاکنون دهها نظامی، مقام دولتی و
غیرنظامی در عملیات خشونت بار این گروه کشته شده اند.
اعضای گروه جندالله معمولاً در خاک پاکستان پناه می گیرند و افرادی را که گروگان می گیرند نیز به این کشور انتقال می دهند.
ایران می گوید پاکستان نیز که با گروههای جدایی طلب بلوچ درگیر است، در مقابله با این گروهها با ایران همکاری نمی کند.
برخی از نمایندگان مجلس به تازگی خواستار احضار سفیر پاکستان در تهران و توضیح دولت این کشور درباره حضور رهبران گروه جندالله در پاکستان شدند.
پاکستان اواخر خردادماه امسال، عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی، را پس از حدود یک سال بازداشت در پاکستان به ایران تحویل داد اما دو کشور تاکنون درباره تحویل رهبر این گروه توافقی نداشته اند.

اغتیال واحد من اکبر جواسیس الایرانی فی بلوشستان

اغتیال واحد من اکبر جواسیس الایرانی فی بلوشستان

تفتان:قد اغتیل واحد من اکبر جواسیس الایرانی فی منطقة سرجنکل من توابع مدینة خاش فی بلوشستان علی ید قوات المقاومة باسم انور بن لشکران.
و هذا ثانی اغتیال لجواسیس الایرانی علی ید القواة المقاومة فی هذا الاسبوع و قد اعلن قبل ذالک حرکة القماومة الشعبیة (جندالله) بانها لا تاذن لاحد فی بلوشستان بان یخون الناس و الدین و و طلبت الحرکة من الجواسیس بان یتوبوا الی الله و یترکوا الخیانة لعل الله یغفر لهم ما سلفوا من الاعمال الشنیعة ضد شعب البلوشی و السنی.

ان حرکة المقاومة الشعبیة (جندالله) بزعامة امیر عبدالمالک البلوشی اکبر حرکة سیاسیة و نظامیة فی بلوشستان و هی قامت لاجل تحقیق حقوق الانسانی و الدینی و السیاسی و الاجتماعی لشعب البلوشی المظلوم و المنکوب من جانب الحکومة الدیکتاتوریة الرافضیة الایرانیة و الی الان قامت بعملیات کثیرة و کبیرة و ناجحه ضد قوات الحکومة فی بلوشستان و هذه الحرکة تمتثل الشعب البلوشی و لها مکانة عظیمة فی قلوب شعب البلوشی.

سرکرده انتظامی کشته شدن تعدادی از گروگانها را تائید کرد

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل ازخبرگزاری مهر: فرمانده نیروی انتظامی صبح امروز در یک نشست خبری در رابطه با وضعیت گروگان های حادثه سراوان گفت "سربازی که از سوی گروگانگیرها آزاد شده است از سلامت 7 نفر از گروگان ها خبر داده و بر اساس شواهد ما فکر می کنیم تعدادی از گروگان ها به شهادت رسیده باشند."
این در حالیست که تا کنون مقامات امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هرگونه اخبار مربوط به کشته شدن گروگانهای رژیم در بلوچستان را تکذیب می کردند.
گروه ریگی اعلام کرده از 16 گروگان رژیم تا کنون هشت تن از آنان را که پاسدار بوده اند، اعدام کرده است.
این گروه همچنین از آزادی یک سرباز وظیفه خبر داده بود.

دومين توليدكننده خرمای كشور محروم از صنعت فرآوری

روزنامه خراسان: با وجود كيفيت بسيار بالاي خرماي سيستان و بلوچستان، نخلستان هاي اين استان همچنان سنتي اداره مي شود و از امكانات مورد نياز براي بسته بندي، فراوري و صادرات خرما در اين منطقه محروم خبري نيست.
كاشت و پرورش نخيلات از روزگاران قديم در نقاط متعددي از سيستان و بلوچستان مرسوم بوده و در حال حاضر نيز خرما، مهم ترين محصول باغي است كه توليد آن در جنوب اين استان به ويژه منطقه بلوچستان مورد توجه قرار دارد.به گفته بسياري از كارشناسان كشاورزي، سيستان و بلوچستان از لحاظ وسعت نخلستان ها، اولين استان و از لحاظ ميزان توليد خرما دومين استان كشور به شمار مي آيد.
شهرستان هاي سراوان و ايرانشهر نيز مراكز عمده توليد خرما در سيستان و بلوچستان محسوب مي شود. شهرستان سراوان اولين منطقه توليد انواع و اقسام خرما در اين استان است كه خرماي ربي آن در دنيا انحصاري و خرماي مضافتي آن از نظر وزن، كيفيت و مرغوبيت در دنيا بي نظير است.
توليدكنندگان خرما مي گويند وزن خرماي مضافتي سراوان دو برابر خرماي توليدي در كشورهاي خرماخيز جهان همچون عراق است كه يكي از دلايل پرطرفدار بودن آن نيز همين امر است. با اين حال، نبود ابزار و امكانات مناسب توليد، بسته بندي، نگهداري و صادرات، باعث شده است تا كشاورزان نخل كار اين استان توليدات خود را به قيمت اندك قبل از زمان برداشت به صورت سلف به خريداران كرماني يا پاكستاني بفروشند.
تاجران پاكستاني در زمان توليد خرما، خريد خود را به صورت فله در كيسه گوني هاي ٤٠ تا ٥٠ كيلويي به صورت قاچاق از مرز خارج و در كشور خود بسته بندي و با مارك كشورشان به ديگر نقاط دنيا صادر مي كنند و از اين بابت هر سال سود كلاني به دست مي آورند. بخش ديگري از خرماي مضافتي اين استان نيز به سردخانه هاي بم تحويل و پس از بسته بندي با مارك ويژه آن شهرستان به داخل يا خارج كشور صادر مي شود.در شرايطي كه در مناطق مرزي سيستان و بلوچستان، مرغوب ترين خرماي دنيا توليد مي شود و در اكثر نقاط دنيا با مارك هاي گوناگون به قيمت هاي بسيار بالايي به فروش مي رسد، نخل كاران اين منطقه جزو فقيرترين مردم كشور هستند و هميشه به واسطه ها، دلالان و تجار ايراني و پاكستاني بدهكارند. اين در حالي است كه با كمي توجه، سرمايه گذاري و ايجاد صنايع وابسته و آسان كردن شرايط صادرات مي توان ضمن ايجاد اشتغال درآمدهاي مناسبي را هم نصيب نخل داران محروم اين منطقه كرد تا بدين شكل بسياري از مشكلات مردم اين منطقه برطرف شود.
معاون باغباني سازمان جهاد كشاورزي سيستان و بلوچستان مي گويد: اين استان با دارا بودن حدود ٤٥ هزار هكتار سطح زير كشت نخيلات، مقام اول را در سطح كشور به خود اختصاص داده است. «حيدري» مي افزايد: از اين مقدار سطح زيركشت سالانه حدود ١٦٨ هزار تن خرما برداشت و به بازارهاي مصرف داخل و خارج عرضه مي شود.وي تصريح مي كند: در اين استان پهناور، ٧٢ نوع رقم خرما برداشت مي شود كه مهم ترين ارقام توليدي آن مضافتي و ربي است.شهرستان ايرانشهر نيز از عمده مراكز توليد خرما در سيستان و بلوچستان محسوب مي شود. مدير جهاد كشاورزي ايرانشهر سطح باغ هاي خرما در اين شهرستان را حدود ١٣ هزار و ٥٠٠ هكتار اعلام مي كند و خاطرنشان مي سازد: اين شهرستان داراي ١٢ هزار هكتار سطح زير كشت است. «دهمرده» مي گويد: از اين ميزان سطح زيركشت، سالانه ٥٦ هزار تن خرما برداشت و به بازارهاي مصرف عرضه مي شود.
به گزارش خبرنگار ما اين استان پهناور كه داراي مقام اول سطح زير كشت خرماست از داشتن حتي يك كارگاه يا واحد توليدي فراورده هاي خرما محروم است. از خرما فرآورده هاي زيادي تهيه مي شود كه در حال حاضر استان هاي همسايه سيستان و بلوچستان عسل خرما، چيپس خرما، كرم خرما و... توليد و به بازارهاي مصرف اين استان عرضه مي كنند.براساس اين گزارش در سيستان و بلوچستان فقط چند كارگاه بسته بندي وجود دارد كه بسته بندي اكثر اين كارگاه ها نيز استاندارد نيست.
«ملازهي» نخل دار ايرانشهري مي گويد: محصول اين منطقه با نام شهرهاي ديگري بسته بندي و توزيع مي شود.
«دهواري» كشاورز سراواني نيز مي گويد: خرماي مرغوب سراوان در گذشته در كارتن هاي خرماي مضافتي بم، بسته بندي و به بازارهاي مصرف عرضه مي شد و در حال حاضر نيز در بسته بندي ها نام و نشاني از استان ديده نمي شود.براساس اعلام مسئولان در اين استان ٧٢ رقم خرما كشت و توليد مي شود كه «مضافتي» و «ربي» مرغوب ترين آ ن هاست كه بازار مصرف خوبي نيز در داخل و خارج از كشور دارد.

فرمانده نیروی انتظامی رژیم کشتن سربازان رژیم را توسط مبارزین ملت بلوچ را تایید کرد


فرمانده نیروی انتظامی رژیم کشتن سربازان رژیم را توسط مبارزین ملت بلوچ را تایید کرد

به گزارش آژانس خبری تفتان فرمانده نیروی انتظامی کشور گفت: به مناسبت هفته ناجا از روز دوشنبه 200 نمایشگاه عمومی و تخصصی با موضوعات مشارکت اجتماعی، پلیس خدمتگزار و پیشگیری از جرم در سراسر کشور برگزار می شود.به گزارش خبرنگار مهر ، سردار اسماعیل احمدی مقدم صبح امروز در نشست خبری گفت:
شعار هفته ناجا " هدف من امنیت و آرامش تو " است و در سال جاری تلاش شده تا نیروی انتظامی تعامل بیشتری با مردم داشته باشد.وی با اعلام این که از روز دوشنبه به طور رسمی 200 نمایشگاه تخصصی در کشور به مناسبت هفته ناجا افتتاح می شود ، گفت: این نمایشگاه با موضوعات مشارکت اجتماعی ، پلیس خدمتگزار و پیشگیری از جرم برپا می شود.
رئیس پلیس کشور ادامه داد: شعار روز اول هفته ناجا " پلیس ، اقتدارو امنیت اخلاقی است" ، روز دوم " پلیس ،پیشگیری و محله محوری" ، روز سوم" پلیس ، مردم و مشارکت اجتماعی " ، روز چهارم " پلیس ، معنویت و ارزشها" ، روز پنجم " پلیس خدمتگزار " ، روز ششم " پلیس ، جامعه و قانونمند" و روز هفتم " پلیس و فناوری " نامگذ اری شده است و همچنین تلاش شده مسئولین ناجا جلساتی با مساجد و مسئولان محلات داشته باشد.
وی در رابطه با وضعیت گروگان های حادثه سراوان گفت: سربازی که از سوی گروگانگیرها آزاد شده است از سلامت 7 نفر از گروگان ها خبر داده است و بر اساس شواهد ما فکر می کنیم تعدادی از گروگان ها به شهادت رسیده باشند.
احمدی مقدم در پاسخ به شایعه سرپرستی وی به عنوان سرپرست وزارت کشور گفت: این موضوع را من هم شنیده ام ولی کسی در این رابطه با من صحبتی نکرده است.
پیک ایران

شهیدان بلوچستان روحتان شاد و یادتان گرامی باد ...

سلام
لینک فوق کلیپ سرمچاران بلوچیست که در چاه جمال پهره (ایرانشهر) توسط دژخیمان خمینی جام شهادت نوشیدند و این دیار فانی را وداع گفتند و به قول آزاد بلوچ : آن وارستگانی که ترک این وادی فانی کردند و در آن نورد شکوهمند آسمانها حتی نظری بما در خاکماندگان نیفکندند.
روحشان شاد و یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد
ننگ و نفرین بر رژیم خمینی سفاک و عمالش در بلوچستان
عمران

هلاکت یک مزدور دیگر رژیم در بلوچستان

هلاکت یک مزدور دیگر رژیم در بلوچستان
به گزارش اسماعیل زهی خبرنگار آژانس خبری تفتان از خاش یکی دیگر از مزدوران خود فروخته رژیم به نام انور فرزند لشکران در منطقه سرجنگل از توابع خاش توسط مبارزان بلوچستان به هلاکت رسید.
این دومین مخبر و جاسوس رژیم است که طی یک هفته گذشته در سرجنگل به هلاکت می رسند.
انور فرزند لشکران یکی از جنایتکارترین جاسوسان منطقه به شمار می رفت که همیشه پیشاپیش نیروهای رژیم دنبال مبارزین بود و با اینکه مبارزین بارها به این مزدور هشدار داده بودند ولی وی همچنان به مخبری و جاسوسی ادامه می داد و نهایتا به سزای جنایات ننگین خود رسید.
دیگر مخبران بدانند که مبارزین لیست آنها را در دست گرفته و هر جا که باشند تحت تعقیب خواهند بود و کشته خواهند شد برخی از مزدوران بلوچستان را ترک کرده و به دیگر شهرستانها رفته اند اما بدانند که خائن در هیچ جا امنیت و آسایش نخواهد داشت.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۲, جمعه

معاناة أهل السنة في إيران

الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء وسيد المرسلين وبعد.
إن قضية السنة في إيران وما يواجهونه من مصاعب وحرب إبادة اتخذت أشكالاً وصوراً عدة تبلورت كلها في عصر الآيات الذين يقبعون على سدة الحكم الآن لا يعني بالضرورة أن المعركة محصورة فقط على نطاق أهل السنة في إيران، كما أنه من الخطأ جداً أن يتصور أن المعركة قد تنتهي بانتهاء السنة هناك، أو أن لظى نيران هذه المعركة لا تحرق ولا تصيب إلا من يعيش فيها من السنة في إيران فقط، إذ أن نظرة بسيطة إلى أسباب ومبررات هذه المعركة لكفيلة بأن تضع المرء أمام الحقيقة التي غابت عن أذهان الكثير خاصة تلك الأهداف التي قامت عليها الثورة وعلى رأسها مصطلح تصدير الثورة على حد تعبير قادة طهران، ولقد نوه الدستور الإيراني بهذا العمل - أي تصدير الثورة - وذلك حين نص على ما يلي:
"فإن جيش الجمهورية الإسلامية وقوات حرس الثورة لا يتحملان فقط مسؤولية حفظ وحراسة الحدود؛ وإنما يتكفلان أيضاً بحمل رسالة عقائدية أي الجهاد في سبيل الله والنضال من أجل توسيع حاكمية قانون الله في كافة أرجاء العالم"،
وقانون الله الذي تقصد ثورة إيران فرضه على العالم هو المذهب الجعفري الاثنا عشري والذي يعيش الملايين من السنة تحت ويلات عذابه، ومن أجل ذلك نرى أن هذا المبدأ له تأثير كبير على السياسة الخارجية وعلى القرارات السياسية عموماً التي تتخذها إيران، إن مبدأ تصدير الثورة والذي ينتهجه قادة طهران ما هو في حقيقته إلا سعي لإيجاد قوة شيعية على مستوى عالمي يكون لها الدور في اتخاذ القرارات أو على الأقل تؤخذ في الحسبان عند اتخاذ القرارات في تلك الدول،
ولا يقتصر مصطلح تصدير الثورة على نشر المذهب الشيعي والدعاية له فحسب؛ بل يتعداه إلى العمل على احتلال الأراضي والسيطرة عليها أيضاً من خلال استغلال الواجهة الدينية واستغلال المذهب الشيعي والدفاع عن حقوق معتنقيه للوصول إلى أطماعهم السياسية،
وأكبر دليل على ذلك هو أنه قبل مجيء ثورة الخميني لم يكن هناك أي حزب شيعي مسلح أو معارض في الدول العربية والإسلامية، ولكن بعد نجاح الثورة واستلامها مقاليد الحكم في إيران نجد أن الشيعة قد شكلوا أحزاباً سياسية معارضة أو على شكل فصائل عسكرية ذات ولاء تام للقيادة الحاكمة في إيران، فمن خلال استغلال مبدأ الدفاع عن حقوق الشيعة في لبنان شكلت إيران منظمة حزب الله التي لا تقل ميزانيتها عن 150 مليون دولار سنوياً وذلك لخدمة مصالح إيران على الأراضي اللبنانية،
وبنفس الأسباب والمبررات أسست إيران حزب "وحدت" الشيعي في أفغانستان والتي استطاعت أن تمثل الدور الإيراني أفضل تمثيل على الساحة الأفغانية بحيث أصبح لها تأثير على القرارات الأفغانية فيما يخص مصالح إيران على أرضها، وكذلك إنشاء حزب الدعوة والذي مثل أكبر الأحزاب المعارضة المسلحة في العراق والذي كان له دور كبير في زعزعة أمن الخليج إبان معارك إيران والعراق خاصة في دولة الكويت حيث محاولة اغتيال الأمير والقيام بعمليات تفجير كبيرة فيها،
وأيضاً الأحزاب الشيعية في المملكة العربية السعودية والتي ثبت تورطها في محاولة تفجير الحرم المكي - حفظه الله من كل سوء -
وكذلك الأحزاب الشيعية المعارضة في البحرين والتي حاولت أكثر من مرة الانقلاب على الحكم هناك، وما زالت تثير القلاقل والاضطرابات إلى يومنا هذا حيث أعلنت الحكومة البحرينية رسمياً تورط إيران في هذه الأحداث،
وكذلك الأحزاب الشيعية المعارضة في باكستان وعلى رأسها حزب جنود محمد ومنظمة الطلاب الإمامية ومنظمة تطبيق الفقه الجعفري وحركة أمل الباكستانية، تلك الأحزاب التي كان لها الدور الكبير في اغتيال أشهر علماء وقادة السنة هناك كالشيخ إحسان إلهي ظهير والشيخ حق نواز جنكوي والشيخ إيثار القاسمي والشيخ ضياء الرحمن فاروقي وغيرهم من العلماء،
إن عدم وجود هذه المنظمات قبل انتصار الثورة الخمينية ووجودها فجأة وبهذه القوة والعدد بعد الثورة ليؤكد لا محالة دور إيران في قيادة هذه الأحزاب واستغلالها لمصالحها السياسية وأن إيران لا تسعى إلى أن يكون لها دور قيادي للشيعة يقتصر على الأمور الفقهية فقط بل - كما هو واضح - إنها تسعى إلى تسخير هذه المنظمات الشيعية كجنود لها لتنفيذ أطماعها السياسية أيضاً، وليس وجود مثل هذه الأحزاب إلا ثمرات قريبة المدى جنتها القيادة في طهران وذلك تمهيداً لثمار كبيرة تنوي وتخطط إيران لقطفها في المستقبل،
وإنه لمن المؤكد أن حجمها سيكون أكبر بكثير من تلك التي قطفتها الآن، كما يجب ألا ننسى شعار طريق القدس يمر عبر مكة والمدينة وشعار تحرير الحرمين الشريفين من الاحتلال الوهابي، تلك الشعارات التي نادى بها الخميني قائد هذه الثورة والأب الروحي لقيادتها الحالية،
ولم يكتف بذلك فقط بل جند جميع الأجهزة الإعلامية والتربوية والعسكرية لتعمل على تحقيق هذه الشعارات كي يكون لها المكان والمكانة الأولى في قلب وفكر رجل الشارع الإيراني من الشيعة،
ولكن وجود أهل السنة وبنسبة لا تقل عن 25% في إيران ليشكل حجر عثرة أمام تطبيق تلك الأهداف البعيدة والكبيرة التي ينشدها حكام طهران، وذلك للانتماء العقائدي الذي يربط أهل السنة في إيران مع إخوانهم السنة في الخارج والذين يقعون داخل دائرة أحلام التوسع الشيعي في المنطقة، ومن أجل هذه الرابطة تصنف الحكومة أهل السنة دائماً مع الطابور الخامس، لأنها في الواقع تنتظر في أي لحظة ردة فعل من السنة في الداخل جراء السياسة العدوانية التي تنتهجها الحكومة ضد كل ما يتعلق بالسنة على النطاق الداخلي والإقليمي،
هذا إضافة إلى أن الموقع الجغرافي الذي تمتاز به مناطق أهل السنة في إيران هو بحد ذاته أمر لا يقتصر على إثارة قلق ومخاوف حكام طهران فحسب بل يتعداه إلى إيجاد نوع من التهديد لأمن واستقرار الحكم الشيعي في إيران، وأن تكون طهران هي المقبرة التي تدفن فيها أحلام وأهداف حكام طهران التوسعية في المنطقة وذلك في حال قيام السنة في إيران مطالبين بحقوقهم على غرار ما تفعله حكومة طهران الآن الإيعاز للشيعة في البحرين وأفغانستان ولبنان وغيرها من الدول للمطالبة بحقوقهم،
من أجل ذلك أدرك حكام طهران خطورة وجود الكيان السني في إيران وأنها بمثابة القنبلة الموقوتة التي تهدد مستقبل مصالحها السياسية والعقائدية في الداخل والخارج على السواء، لذا فقد سعت منذ نشأتها الأولى ليومنا هذا إلى إبادة هذا الكيان بشتى الوسائل وجميع الطرق للتقليل من أثر هذا الانفجار وللحد من آثاره المترتبة، والتي كما أسلفنا أنها لا تودي بحياة أحلام وأهداف حكام طهران فقط بل تتعداها إلى القضاء على حياة من يخططون لها أيضاً، وقد أخذت هذه الإبادة صوراً شتى وأساليب عدة بدءاً بأسلوب الغزو الفكري وغسيل الأدمغة وانتهاء بأساليب محاكم التفتيش والتطهير المذهبي على غرار ما فعله صرب البوسنة من التطهير العرقي ضد المسلمين هناك.
إن هذه السياسية التي تنتهجها الحكومة لم تترك للسنة مجالاً إلا وحاربتهم فيه فمن الحرمان من الحقوق المدنية والسياسية والمذهبية إلى محاربة الاقتصاد والتعليم والنمو السكاني لدى السنة والسعي الحثيث لطمس معالم أهل السنة في البلد حتى ولو كانت على شكل مساجد ومدارس تاريخية، بل حتى التاريخ نفسه لم ينج من هذا الطمس من حيث تزويره والتلفيق فيه وعزل السنة عنه، هذا عدا سياسة التصفية الجسدية لقادة وعلماء السنة.
كل ذلك هو بعض ما يعانيه السنة في إيران، وإن هذه المعاناة تكتمل مع التكتم الإعلامي الشديد والذي تفرضه الحكومة حول هذه المجازر التي ترتكبها بحق السنة، إلى درجة أنها لا تسمح ولو بنقل صور فوتوغرافية لهذه المجازر أو السماح للإعلاميين والصحفيين من الخارج للدخول إلى مناطق السنة وتقصي حقائق هذه الأحداث، ونستطيع القول أن الإجرام الإيراني فاق الإجرام الصربي في البوسنة واليهودي في فلسطين شناعة ووحشية من حيث هذا التكتم الإعلامي حول الأحداث هناك.
ولأضع القارئ أمام الصورة فإنني أنقل بعض مشاهد هذه المعاناة كي يدرك كنه وحقيقة حملة الإبادة الوحشية التي يقودها حكام طهران بحق السنة تلك الحملة التي إن لم تتكاتف جهود السنة في الخارج والداخل على السواء لوضع حد حاسم ونهائي لها فإنها - لا قدر الله - ستستمر لتضع المنطقة كلها تحت نفس المصير الذي يعيشه ويعاني منه السنة في إيران الآن.
ونستطيع تلخيص حديثنا حول الحرب المعلنة من قبل الحكومة الإيرانية ضد السنة في النقاط التالية:
1· تصفية العلماء والدعاة.
2· سياسة تحديد النسل والحد من النمو السكاني للسنة.
3· سياسة التهجير والاستيطان.
4· حصر القوة العسكرية بيد الشيعة فقط.
5· الحرمان الاقتصادي والصناعي.
6· الغزو الفكري ومحو الشخصية السنية؟
7· إبعاد الشباب عن ساحة المعركة.
8· هدم المساجد والمدارس الدينية.
9· الحرمان من المناصب السياسية والإدارية.

تصاویر شهدای جنبش











اهل سنت ایران واستبداد ولایت فقیه

انقلاب ایران دربهمن ماه1357 انعکاس بسیارگسترده ای درسطح جهان داشت. شعارها ومرگ گوئیها و وعده های توخالی و فریبنده، ستم دیدگان را به امید آزادی و رسیدن به حقوق ازدست رفته شان، به خیابانها کشاند.
وشعارهای فریبنده ای همچون شعارآزاد سازی قدس ونیزشعاراستقلال،آزادی درهمه جا طنین افکند و رهبران جهان اسلام خوشبینانه ازآن استقبال کردند،ولی دیری نپایید که کینه ها وعداوتهای نهفته درسینه های بیمارگونه رهبران انقلاب فاش و عقده های چندین ساله آنان نسبت به جهان اسلام و اماکن مقدسه مسلمین برملا گشت وبه موازات آن مسیرآزاد سازی قدس ازکربلا ونجف وپس ازمدتی از راه مکه ومدینه، تعیین گردید.
سردمداران انقلاب با شعارهای توخالی وعاری ازحقیقت و در راستای تحقق آرزوهای استبداد وخود کامگی خویش، توده ها را بسیج کردند وبرای رسیدن به اهداف شومشان برادامه جنگ تحمیلی وبی حاصل ایران وعراق پافشاری وبه آرمانهای ملت وانقلاب خیانت کردند.
گروههای سازمان یافته ای همچون مجاهدین خلق،فدائیان خلق وتوده ای هارا یکی پس ازدیگری با حیله وترفند ازمیان برداشتند تا پایه های لرزان حکومت استبدادی خویش را مستحکم سازند، به همسنگران و همرزمان قدیمیشان همچون آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری و... پشت کردند.
طالقانی را مسموم ومنتظری را خانه نشین نمودند وعلامه احمد مفتی زاده ازرهبران کرد اهل سنت را راهی سیاه چالهای مخوف کردند وبدین طریق همه قول وقرارهایی که درمورد اعطای حقوق اهل سنت ازجمله اجازه بنای مسجدی که درتهران داده بودند را زیرپا گذاشتند وازمرزشرافت وانسانیت وصداقت گذشتند وبرسکوی شرارت وخیانت تکیه زدند.
آن کسانی که خارمسیرشرارت بار وسد انحصارطلبی وخود کامگیشان بودندبا نیرنگ ازسرراه برداشته شدند.حتی به سید احمد خمینی خانه نشین نیزرحم نکردند واورا مسموم ساختند.
تارهای عنکبوتی ولایت فقیه را برگرد ملت تنیدند ودربیدادگاه های خویش تازیانه جور و ستم را بر مردم بی نوا نواختند.
بسیاری از آزادی خواهان و دانش وران را اعدام و جمع کثیری از زندانیان بی گناه را درسیاه چالهای قرون وسطایی خویش به قتل رساندند.
به بهانه های واهی،همچون عدم التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه،دانشجویان وقشرتحصیل کرده وبویژه اقلیتهای اهل سنت را ازاستخدام درادارات دولتی وحقوق مسلم اجتماعی وسیاسی محروم کردند وقشربی سواد وخود رای وخود سر را بر سرملت حاکم ساختند.
مستبدان رژیم درتریبونها و درمحافل ومجالس، خشونت وترور را دراذهان قشرکج اندیش تزریق کردند و به دنبال آن نوچه ها وعمال تروریستی آنان موجی ازخشونت و ارعاب وترور را در داخل وخارج از کشور به راه انداختند، که قتهایزنجیره ای درتهران، مشهد و... وشهادت بیش از ده هزار
نفر از روحانیون سرشناس اهل سنت ایران، نمونه کوچکی از جنایات بیشمار رژیم است.
ولایت سالاران ایران که دربدوانقلاب با قیل وقال مدعی گسلاندن زنجیرهای ظلم وستم و رهانیدن انسانها ازاسارت و سلطه استکباربودند با گذشته نازیباوعملکرد سفاکانه خویش نشان دادند که خود مردم را به سوی ظلمت و بردگی و استبداد رهنمون اند و درآفرینش وایجاد فتنه و آشوب رهبرند وبنام اسلام ودین هرجنایت وهرخیانت وظلم وغارتی را مرتکب شدند.
ارتشاء، فساد اداری، سوء مدیریت، جور، اختناق،ارعاب،ترور، بازداشتهای غیرموجه، شکنجه، زندان، اعدام، تفتیش عقاید، تضییع حقوق اقلیتهای قومی ومذهبی، تخریب اماکن مقدسه وتوهین به مقدسات اهل سنت، بیکاری،گرانی، تورم، به تاراج رفتن بیت المال، حیف ومیل ثروت ملی کشور و... و...و... محصول چندین ساله انقلاب سیاه ولایت فقیه است.
مردم به ویژه اهل سنت ایران با تمام فشارهایی که ازناحیه عمال رژیم مستبدولایت فقیه دیده وتحمل کرده اند تا هنوز نمرده وبلکه حساستر وهوشیارترشده اند وبا وحدت ویکپارچگی درپی احقاق حقوق پایمال شده چندین ساله خود برآیند وبیش ازاین به زورگویان وقیم مآبانی که بدترین جفاها را برتوده های مظلوم روا داشته اند اجازه ندهند که با سرنوشتشان بازی کنند وخواسته
هایشان را به بازی بگیرند.
هرچند جو حاکم بر کشور یک جوخفقان آور وپلیسی به تمام معنی است وعرصه را برحق خواهان تنگ وتنگتر کرده وحق تنفس آزاد را از همگان سلب کرده است، ولی این جو زجرآورباید با دستهای گره کرده مردم شکسته شود وخروش آزادی خواهی و فریاد استبداد ستیزی کاخ های بی بنیاد ولایت سالاران را به لرزه درآورد و رژیم پوشالی و ستمگر آنان را در هم نوردد که این کاربه یاری خداوند وهمدلی همه اقشارمردم شدنی است وبزودی زود مرگ برجهان ستمگران خواهد گذشت ونهال آزادی به بارخواهد نشست.
میگویند: پیش ازخروج تاتارها مردم ازظلم فئودالها، خوانین وشاهان خود کامه، آنفدربه جان رسیده بودند که این طور دعا میکردند:
ای خدای زمین وسیاره پادشاهی فرست، خونخواره
عدد مردمان زیاد کند هر یکی را کند دو صد پاره
بالاخره دعای مردم مقبول گشت وتاتارها خروج کردند و هرکس وهمه چیز را درهم نوردیدند "کشتند وبردند وسوختند" تاتارها تاختند و به دار آویختندو همگان باختند.
اکنون اهل سنت ایران دراین فکرند که چگونه دعا کنند و از دست چه کسی رهایی خود را بخواهند؟
ازدست عمال اطلاعات وبازداشتهای بی رویه ویا ازدست نمایندگان ولی خودکامه فقیه وقیم مآبی آنان، ازدست دخالتهای بی جای دفترولی خود کامه فقیه درعزل ونصب ائمه جمعه وجماعات وسیطره بر مراکزدینی وحوزوی اهل سنت ویا ازدست رسانه های گروهی وشیخهای رذل رژیم که افسار گسیخته به مقدسات اهل سنت توهین میکنند وبی شرمانه دم ازوحدت و تساوی حقوق میزنند.
ازدست چه کسانی ؟ ازدست همه وهمه کس، ازولی خودکامه فقیه گرفته تادژخیمان سیه چالها، ازبیدادگاه های رژیم گرفته تا هیئتهای نظارتگر آن، ازشورای نگهبان گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت نظام، ازمحافظه کاران گرفته تا به اصطلاح، اصلاح طلبان. از راس هرم گرفته تا قاعده آن!!!ازدست همه وهمه کس، درواقع همه ایشان سروته یک کرباسندوخونخوارترازتاتارها هستند، اگرمغولها بنام "یاسا" مردم را قتل عام میکردند، اینان بنام"ولایت مطلقه فقیه والتزام عملی به آن" خون مردم را میمکند وبرگرده مردم حکمروایی میکنند.
ولایت سالاران ازقطره های خون بی گناهان برای خود سفره های رنگین ساخته وبا زر و زور و تزویرملت را به زنجیرکشیده اند وبا زندگی مردم معامله کرده ومیکنند. هرچند که دیگر رضای ایشان رنگ باخته وماسک ازچهره های کریهشان برداشته شده است و نسل انقلاب علیه بیدادهایشان به پا خواسته است.

وحشت استاندار منتصب بر بلوچستان از خشم و نفرت مردم از نظام



به گزارش آژانس خبری تفتان علي‌محمد آزاد استاندار منتصب بر بلوچستان در ديدار با مردم نيكشهر وحشتش را از نفرت و خشم مردم از نظام را اظهار کرد و مانند دیگر دولتمردان این نفرت را دسیسه دشمنان و استکبار جهانی خواند و گفت دشمن مردم را نقطه اتكا نظام مي‌داند و براي نابودي نظام درصدد دامن زدن به اختلاف جزئي و سليقه‌اي ميان مردم است، و افزود: دشمن از هر فرصتي حتي اختلافات سليقه‌اي براي ضربه زدن به نظام و ايجاد شكاف در بين مردم استفاده مي‌كند.

که باید چنین اصلاح گردد ایجاد شکاف بین نظام و مردم که نه دسیسه دشمنان بلکه نتیجه جنایت در حق مردم مظلوم و ستمدیده بلوچ می باشد و کاسه صبر مردم لبریز شده است و شکاف به اوج خود رسیده است و دیگر مردم حاضر نیستند به دروغپراکنیهای افرادی همچون محمد علی آزاد گوش دهند.


آزاد در بخشی دیگر از سخنانش از معتمدان کمک خواست و گفت تا اجازه ندهند كه حرف‌هاي اختلاف‌انگيز دشمن باعث رخنه‌ در صفوف به هم فشرده و اتحاد و برابري مردم شود.

اما ریش سفیدان و بزرگان ملت بلوچ به نیرنگهای شوم رژیم سرتا پا جور پی برده اند و دیگر فریب دسیسه های رژیم را نخواهند خورد.

امام جمعه شیعیان مقیم زاهدان نیروی انتظامی جنایتکار را نماد امنیت خواند



به گزارش آژانس خبری تفتان سلیمانی امام جمعه شیعیان مقیم زاهدان نیروی انتظامی که عامل نا امنی برای مردم بلوچ است را نماد امنیت خواند.

سلیمانی در خطبه های نماز جمعه مصلای قدس که متعلق به شیعان مقیم زاهدان است گفت :نيروي انتظامي در استان ما باعث دلگرمي و احساس آرامش مردم بوده و با كساني كه قصد ايجاد ناامني در جامعه را داشته باشند، در چارچوب قانون برخورد خواهد كرد.

این در حالی است که نیروی انتظامی وحشیانه ترین جنایتها را در حق مردم بلوچ مرتکب شده است و هزاران فرزند بلوچ بدست این نیروهای جانی و سفاک به شهادت رسیده است و نیروی انتظامی در بلوچستان مرادف با وحشت و ترس و جنایت و قتل و کشتار می باشد.

خطاب به دکتر عبدالستار دوشکي درباره مطلب « بلوچستان , مظلومترين قرباني »

آقای دوشکی سلام
مطلبتان رسا و پر محتوا بود و نیک مسائل را بازگو کرده بودید و امیدواریم در آینده هم شما را اینچنین محکم ببینیم
آری متاسفانه قشر سیاسی مرکز برای ۲ وبلاک نویس تهرانی چه بلواها که بپا نمی کنند اما در بلوچستان جان انسانها به عناوین مختلف سودا می شود و کوتاهی روشنفکران و سیاسیون احزاب سراسری در یاری و همبستگی با بلوچ آنچنان کمرنگ است که میتوان آن را در محدوده صفر بحساب آورد و همه ما حتی همان دوستان سیاسی خوب می دانند که جنایت رژیم و کم لطفیهای این دوستان بلوچ را به سوی حقیقتی سوق می دهند که همانا این نکته است که بلوچ تافته ای جدا بافته است و به قول خلخالی جنایتکار که در اول این انقلاب ننگینشان در مجلس آخوندی گفته بود که سیاست کشور در قبل و بعد انقلاب ایجاب می کرده و می کند که بلوچ اینچنین باشد .
آقای دوشکی
من نمی خواهم حرفی از تجزیه بزنم ولی عملکرد سیاسیون احزاب سراسری و همفکرانشان نیز در کنار جنایات رژیم یصورت بدیهی و طبیعی بلوچ را به سوی جدایی به پیش می برد و شما نیز کم ندیده اید که اگر بلوچی سخن از محرومیت و تبعیض به میان آورد به نوعی مشهود می بینیم که همسویی بین اپوزیسیون خارج نشین و رژیم متبلور می شود .
بلی بلوچسنان واقعا مظلومترین قربانی در این خطه است تا جایی که که از مظلومیتش اگر قلم بساییم حکایت ۷۰ من کاغذ است و در مورد همبستگی آن چهره ها که منظور بحث است لازم است یادآور شد که تا زمانی که در مردم این دیار مقاومت سازمان یافته ای دیده نمی شود آنچنان به فراموشخانه سپرده می شوند که این سوال پیش می آید که آیا بلوچ هم ایرانی است؟!
اما به محض اینکه مبارزان بلوچ در برابر ظلم و بیداد رژیم مقاومتی آغاز می کنند از هراس اینکه نکند مبارز بلوچ فکر جدایی در سر بپروراند بازتاب جسته گریخته ای از این دوستان مشاهده میشود و اگر کمی غور کنیم بسادگی می توان دریافت که همان به اصطلاح حمایتها نیز مغرضانه اند .
درست است که همگان می بایست در راه سرنگونی رژیم آستین همت بالا زنند بلوچ و غیر بلوچ ولی آیا بار کج به منزل خواهد رسید؟!
در این راه خطیر بی شک اتحاد همه نیروها الزامی است اما اتحادی که بر پایه احترام و یکرنگی خشتش نهاده شود و آنگاه رسیدن به سر منزل نهایی که همانا سرنگونی رژیم آخوندی و رسیدن به دموکراسی و حقوق همه شهروندان است دست یافتنی است
آقای دوشکی درد شما را ارج می نهم و بعنوان یک بلوچ به شما این اطمینان را می دهم که بلوچ در بلوچستان دیگر آن بلوچ سابق نیست که بازیچه هر حزب و مسلکی گردد و گذر زمان و تجربه ناملایمتها و نیرنگها به او نیک آموخته که چگونه دوست را از دشمن تمییز دهد حتی اگر دشمن در لباس بلوچ باشد و هم اکنون بلوچ برخاسته و همانطور که خود ساده و بی آلایش است با همان سادگی تنها داراییش که همانا جانش است در دست گرفته و کفن پوشان برای رسیدن به همه حقوق پایمال شده اش کمر همت بر بسته و هیچ سدی را در برابر این موج خروشان تاب ایستادگی نحواهد بود
با سپاس
بلوچی

آسيب ديدگان توفان گنو هنوز زير چادر زندگی می کنند

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از ايرنا : معاون بازسازي و مسکن روستايي بنياد مسکن انقلاب اسلامي گفت : بدليل عدم اعطاي تسهيلات بانکي به روستاييان آسيب ديده از توفان "گنو "، هنوز دربعضي مناطق جنوب سيستان و بلوچستان مردم زير چادر زندگي مي کنند .
"عزيزالله مهديان افزود: براساس برنامه قرار بود، بازسازي واحدهاي مسکوني روستايي استان سيستان و بلوچستان که بر اثر توفان گنو طي خرداد ماه 1386تخريب شدند، در نيمه نخست سال جاري به اتمام برسد.
وي سپس شيوه کند اعطاي تسهيلات بانکي را مانع جدي براي تکميل برنامه بازسازي واحد هاي مسکوني روستايي در مناطق جنوب استان سيستان و بلوچستان دانست .
معاون بازسازي و مسکن روستايي بنياد مسکن تصريح کرد، سيل و توفان گنو موجب تخريب بالغ بر 30هزار واحد مسکوني در استان مذکور شده است.
مهديان در ادامه ميزان تسهيلات تخصيصي براي هر يک از واحدهاي مسکوني روستايي را 70 ميليون ريال با کارمزد چهار درصد به همراه 15ميليون ريال کمک بلاعوض دولت اعلام کرد.
همچنين ميزان تسهيلات خصيصي براي واحدهاي مسکوني تخريب شده شهري 90 ميليون ريال با 15ميليون ريال کمک بلاعوض است.
مهديان در ادامه از مناطق چابهار، نيک شهر، کنارک، ايرانشهر و سرباز در استان يادشده به عنوان نقاطي که واحدهاي مسکوني آنها بر اثر توفان تخريب شده است ، نام برد.
همچنين منطقه "قلعه گنج " استان کرمان و "جاسک " هرمزگان از ديگر نقاطي بودند که شماري از واحدهاي مسکوني آنها بر اثر سيل و توفان گنو تخريب شده است و تحت پوشش برنامه بازسازي قرار گرفتند.
مهديان با بيان اينکه براي تکميل 10هزار واحد مسکوني تخريب شده ناشي از زلزله "زرند " کرمان اعتبارات جديدي تخصيص يافته است، گفت: متاسفانه بانک ها براي بازسازي اين واحدها نيز همکاري نمي کنند.
معاون بنياد مسکن سپس تصريح کرد، برنامه تکميل بازسازي حدود شش هزار واحد مسکوني تخريب شده ناشي از زلزله در استان لرستان که فروردين ماه 86 بوقوع پيوست ، هم اکنون با مشکل اخذ تسهيلات بانکي مواجه است

به یاد آن وارستگانی که ترک این وادی فانی کردند

به یاد آن وارستگانی که ترک این وادی فانی کردند و در آن نورد شکوهمند آسمانها حتی نظری بما در خاکماندگان نیفکندند. آزاد بلوچ

گناهم چيست پايم بود در خواب

اگر دير آمدم مجروح بودم

اسير غبض و بسط روح بودم

در باغ شهادت را نبنديد

به ما بيچارگان زانسو نخندي

درفيقانم دعا کردند و رفتند

مرا زخمي رها کردند و رفتند

رها کردند در زندان بمانم

دعا کردند سرگردان بمانم

ادامه مطلب

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۱, پنجشنبه

امیر حمزه کردی همچنان در بازداشت به سر می برد



به گزارش آژانس خبری تفتان از خاش فعال فرهنگی اهلسنت امیر حمزه کردی تمندانی همچنان در بازداشت به سر می برد.

امیر حمزه کردی هفته گذشته توسط نیروهای امنیتی ربوده و به مکان نامعلومی برده شد و تاکنون هیچ اطلاعی از ایشان نیست.

دستگیری جوانان بلوچ سنی همچنان ادامه دارد و هر روز چندین جوان به بهانه های مختلف دستگیر و روانه بازداشتگاههای رژیم می شوند.

تدمير مدرسة الامام ابى حنيفة


السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
اخوانى الموحدين أتيت لكم اليوم بمقطعين فيديو يوضحه تدمير المدرسة ويوضح أستهزاء الروافض لعنة الله عليهم بالقرآن الكريم ووضعه فى المرحاض لعنة الله عليهم
الفيديو الأول
لا تنسونى وتنسوا أخوانكم أهل السنة فى إيران من صالح دعائكم

بلوچستان


الی متی تهضم حقوق شعب مضطهد؟


الی متی تهضم حقوق شعب مضطهد؟

محمد یوسف اسماعیلزهی
فی الوقت الذی تواجه فیه الحکومة الإیرانیة الضغوط الدولیة حول أنشطتها النوویه و تسعی القوی الکبری فی غزوها أو مقاطعتها تماماً و فی ظل ظروف تحتاج فیها الحکومة إلی شعبیة واسعة بین القومیات و المذاهب المختلفة تقرع الآذان أخبار قد أصبحت عالقة علی أذهان کثیر من الناس.
نعم! فی الوقت الذی یعانی فیه أهل السنة من التمییز العنصری فی کثیر من المجالات قد ضاق المجال علیهم أکثر فأکثر من قِبَل بعض المتطرفین العنصریین فی الدوائر الحکومیة.فی طهران عاصمة إیران التی تسمی بمرکز الإسلام و عاصمته الأصلیة تحظی کل طائفة و فرقة من الکفار کالیهود و النصاری و المجوس و غیرهم من أماکن خاصة للعبادة، ففی أقطار طهران و خاصة فی شوارعها الرئیسیة توجد کنائس و معابد متعددة مع أنه لا یبلغ عدد کل المعتنقین لهذه الفرق و الادیان الی إثنین فی المائة وفقا للإحصائیات الرسمیة و لکن أهل السنة محرومون من مسجد خاص لهم فی طهران مع أنه یبلغ عددهم الی أکثر من خمسة و عشرین فی المائة و فی أرجاء ایران و یسکن أکثر من میلیون نسمة من أهل السنة فی طهران.
کان أهل السنة فی طهران فی حرمان تام فمنذ اربعین سنة کانوا یذهبون إلی السفارة الباکستانیة لإقامة صلاة الجمعة فی مدرسة للباکستانیین حتی ثقل الأمر علی بعض المسئولین و رجال الحکومة وأجبروا الجهات المسئولة فی السفارة علی منع إقامة الجمعة فی ذاک المکان و اُعلن فی الآونة الأخیر أنه لا تسمح لإقامة الجمعة فی هذا المکان فأعلن الدکتور جلالی زاده ممثل سنندج السابق فی مجلس الشوری الإسلامی أننا نضطر إلی إقامة الصلاة فی المنتزهات العامة و نبدأ بمنتزة ملت العام و لکن مع الأسف الشدید لماحان الأوان واجه الناس بحکم عسکری عام فی المنتزهات و قد اُغلقت کافة المنتزهات العامة فی طهران حتی أن عدداً من الطلبة الجامعیین خرجوا یوم الجمعة للتفرج و النزهة و لکن لما کان یرتدی أحدهم ملابس تشبه ملابس علماء السنة منعتهم القوات المسلحة من الدخول فی المنتزه و أما الاوضاع فی منتزه ملت العام الذی کان من المقرر أن تقام فیه صلاة الجمعة فکانت متوترة متأزمة و کان المنتزة فی حصار القوات المسلحة و قد أجبر الحقد الدفین بعض المتطرفین و العنصریین الذین ینتمون إلی الدوائر الحکومیة إلی وضع العراقیل فی سبیل إقامة صلاة الجمعة فی ذاک المکان و أجبروا الناس علی مغادرة المکان بغیر صلاة.هذه قضیة تسترعی الإنتباه و تثیر أسئلة عدیدة فی الأذهان:لماذا یثقل إقامة الصلاة و لو فی المنتزه العالم علی هؤلاء المتطرفین؟؟!!
لماذا لا یثقل علیهم إقامة الیهود و النصاری و المجوس أعیادهم و عباداتهم فی أماکنهم الخاصة؟؟!!
هل یعتقد هؤلاء المتطرفین أن خطر أهل السنة علیهم أکثر من الیهود و النصاری؟؟!!ألیست الصلاة من المتفقات بین الشیعة و السنة؟؟!!
لماذا ینادی قادة الحکومة بالوحدة بین الفرق الاسلامیة و خاصة بین الشیعة و السنة و یخالف قولَهم فعلُ هؤلاء العنصریین؟؟!!
ألیس یرید هؤلاء المتطرفین إشعال نار الفتنة الطائفیة فی ایران و یهدفون أمن البلاد؟؟!!هل هم ناصحون للبلاد أو الحکومة أو الشیعة؟؟!!
هل هم منطلقو العنان و یفعلون ما یشاءون أم یتلقون هذه الأوامر من الدوائر الحکومیة العلیا؟؟!!
لماذا سکت کبار المسئولین فی مثل هذه المسئلة المهمة و یسمحون لیضیق المجال علی أهل السنة أکثر من قبل؟؟!!
هل هذه سلسلة ضغوط تزداد کل یوم أم یحاول أصحاب السلطة فی رفعها یوماً ما؟؟!!
هذه أسئلة تخطر ببال کل إنسان حرٍ متنورٍ و لا بد من الإجابة علیها.
هذا و لیست صلاة شیئا محذوراً فی بلاد الکفار فضلاً عن بلاد المسلمین و لا یمنع عن الصلاة فی مراکز الشیوعیین و العواصم التی تهیمن علیها الشیوعیة التی لا تعترف بإلهٍ و لا تعبد إلا المادة و لا یوجد بلد من بلاد الکفار إلا و فیه مساجد المسلمین وتقام الصلوات فی کل من مساجد الشیعة و السنة.
ان صلاة الجمعة فرض عند أهل السنة لما جاء فی الحدیث النبوی الشریف: «من کان یؤمن بالله و الیوم الآخر فعلیه الجمعة یوم الجمعة» و جاء فی حدیث آخر: «واعلموا أن الله فرض علیکم صلاة الجمعة»
فکیف یسوغ لهم أن یغمضوا عما فرضه الله.من المؤسف جداً أن هذه الضغوط تاتی فی حین جعلت الحکومة شعارها العدالة و رفع التمییز العنصری من القومیات و المذاهب المختلفة و یعتقد أهل السنة أن هذه الظروف الراهنة و الضغوط المفروضة علی أهل السنة أوان لتثبت الحکومة صدقها فی شعارها و هذا إختبار عظیم للحکومة و علیها أن تنزع فتیل الأزمة الحالیة و ان تحول دون دس الدسائس و الموامرات من قِبَل البعض و أن تتخذ قراراً حاسما حیال هذا الأمر لیضیق المجال علی العنصریین.هذه لیست قضیة شائکة صعبة لیصعب حلها علی رجال الحکومة.أما الأمر الذی یحیر أصحاب العقول و یدفعهم إلی التفکر فی شأنه هو أن الحکومة لماذا لا تسمح و لا توافق علی بناء مسجد لأهل السنة فی طهران؟؟!!
هذا رغم جهود زعماء أهل السنة فی إیران منذ بدایة الثورة الاسلامیة لأخذ جواز لبناء مسجد فی طهران و لکن من المؤسف المؤلم کانت هذه الجهود دون أی جدوی و یبدو أنه قدیئس زعماء السنة و فقدوا الأمل فی هذا الشان و إنما یرغبون أن لا تعرقل الحکومة أمام إقامة الجمعة و لو علی رصیف شارع او منتزه عام.إن بناء مسجد خاص لأهل السنة لاتکون مناورة ضد الشیعة فی طهران بل یدل علی الوحدة الوطنیة و الحریة التامة للفرق الموجودة فی ایران و یعزز هذا الامر مکانة إیران فی سائر الدول الاسلامیة و إن سکوت أهل السنة طوال هذه السنوات العدیدة لیس صفحا عن حقهم المشروع و تنازلا عنه بل إنما کان لحفظ الوحدة و لأن لا یسبب هذا الأمر فوضی و زعزعة فی البلاد.إنما یطالب أهل السنة بحقوقهم فی إطار الدستور الایرانی و لا یطالبون بأکثر مما جاء فی الدستور لأن الکل سواسیة أمام القانون.
الدستور الإیرانی قد منح الحریة التامة لأهل السنة و لم یمنعهم من بناء المسجد او إقامة الصلوات و علی الحکومة أن تنفذ الدستور بتمامه فی هذا المجال.أهل السنة من المواطنین الایرانیین و ما وفدوا إلی ایران من البلاد الإسلامیة المجاورة و معلوم أنهم شارکوا فی إسقاط النظام البهلوی بعد ما سمعوا الکثیر من الوعود حول حقوق المساواة من قادة الثورة الاسلامیة و قد ساهموا فی کل المجالات و المیادین الوطنیة حتی قتل کثیر منهم فی الدفاع عن بلادهم و مشارکتهم الواسعة فی کافة الانتخابات خیر شاهد علی حبهم لبلادهم فلا بد أن یتمتعوا من الحریة التامة فی کافة المجالات و خاصة فی بناء المساجد و إقامة الصلوات.
لا یتنازل أهل السنة عن حقوقهم المشروعة و یطالبون بها فی إطار الدستور و یرجون قادة البلاد و کبار المسئولین أن یسدوا أبواب الظلم و الحصار علی أهل السنة و أن یختاروا رحابة الصدر و بُعد النظر أمام متطلباتهم.
هذا ما یحبه الله و رسوله
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

سياسة التمييز الطائفی ضد اهل السنة في ايران

فإن قضية أهل السنة تحتاج إلى حل جذري، وذلك من خلال تحديد مكانة أهل السنة في الدولة، عبر الاعتراف أولاً بحقوقهم كمواطنين من الدرجة الأولى، شأنهم في ذلك شأن سائر أبناء المذاهب، والطوائف الإيرانية الأخرى، و رفع كافة القوانين التمييزية، التي تحرمهم من التمتع بحقوقهم المشروعة،
عقب الثورة الشعبية ضد الشاه، والتي سميت فيما بعد "بالثورة الإیرانیة"، اشتدت معانات أهل السنة في إيران، وذلك جراء سياسية التمييز الطائفي، التي تمارس ضدهم، على الأصعدة الدينية، السياسية، الاقتصادية، الاجتماعية والثقافية، ضد هذه الشريحة من المجتمع الإيراني، وقد تركت هذه السياسة آثارها على أهل السنة، وجعلتهم محرومين من المشاركة في إدارة شئونهم، و أبعدتهم عن المشاركة في أمور الدولة عامة.

ومن أجل إثبات حسن نواياهم، و حرصهم على الوحدة الوطنية، فقد حث علماء أهل السنة المجتمع السني إلى المشاركة في جميع الانتخابات الرئاسية، والبرلمانية، وغيرها، للتعبير عن حسن نواياهم، و لكي لا يتهموا بمقاطعة الحكومة والنظام، ليتخذ ذلك وسيلة للزيادة في اضطهادهم. وقد سعى العديد من العلماء، والشخصيات الفكرية السنية البارزة، طوال الوقت الماضي، على إيصال صوت مظلومية أهل السنة، إلى أعلى المسئولين في النظام الإيراني، إلا أن كل تلك المواقف، والمساعي الحثيثة طوال الـ28 عامًا الماضية ـ عمر النظام الإيراني الحالي ـ قد باءت بالفشل، ولم تفلح في رفع سيف التمييز الطائفي من على رأس أهل السنة، وقد بقيت النخب السنية محرومة من حصتها في المناصب السياسية، و الإدارية العليا، كمنصب نائب رئيس الجمهورية، أو منصب وزير، أو معاون وزير، آو وكيل وزارة، أو محافظ، أو سفير. وحتى في المناطق ذات الأغلبية السنية، لم تراعى فيها العدالة في توزيع المناصب، فالغلبة فيها دائما للشيعة، وفي الكثير من المناطق السنية يتعامل مسئولو الدوائر الحكومية وفق مزاجهم، ضاربين بالقوانين، والمقررات، عرض الحائط ما تسبب في سلب الحقوق القانونية للسكان السنة.

وعلى الرغم من مرور أكثر من 28 عامًا على سقوط حكم الشاه، وقيام نظام ما يسمى "بالجمهورية الإسلامية الإيرانية"، إلا أن سياسة التمييز الطائفي والعنصري ضد أهل السنة، والقوميات غير الفارسية عامة، ماتزال قائمة بقوة، إن مسئولي الدولة والنظام ما زالوا يتعمدون الإساة لأهل السنة، ويرفضون الاعتراف بحقوقهم المشروعة، ويعتبرونهم مواطنين من الدرجة الثانية والثالثة، في الكثير من الأحيان. هذا، في الوقت الذي يعلم الجميع أن حكومة العدل الإلهي، التي يتحدث عنها القادة الإيرانيون، لا يمكن الوصول إليها دون تحقيق الوفاق الوطني، والوفاق لا يتم بدون تحقيق المساواة الاجتماعية، والسياسية، عبر رفع التمييز القومي والطائفي، و إلا فلن يكون هناك أية معني لحكومة العدل التي يدعونها.

من هنا، فإن قضية أهل السنة تحتاج إلى حل جذري، وذلك من خلال تحديد مكانة أهل السنة في الدولة، عبر الاعتراف أولاً بحقوقهم كمواطنين من الدرجة الأولى، شأنهم في ذلك شأن سائر أبناء المذاهب، والطوائف الإيرانية الأخرى، و رفع كافة القوانين التمييزية، التي تحرمهم من التمتع بحقوقهم المشروعة، ومن جملة القوانين التي وضعت أوائل الثورة أمام أهل السنة، ومنعتهم من ممارسة حق الموطنة الكاملة، كانت الفقرة الدستورية التي تشترط الاعتقاد بالمذهب الشيعي "الاثني عشري"، شرطًا أساسيًا لتولي منصب رئاسة الجمهورية، وقد لاقت هذه الفقرة آنذاك اعتراضًا شديدًا من قبل الإيرانيين السنة، الذين يبلغ اليوم عددهم قرابة العشرين مليون نسمة، حيث شكلت هذه الفقرة فيما بعد الأساس لبناء سياسة التمييز الطائفي، التي حولت أهل السنة إلى رعية لا مواطنين.

ولعل في هذه الرسالة التي وجهتها جمعية أهل السنة في محافظ كردستان، إلى القيادة الإيرانية، تكشف جزءًا من الإجراءات الطائفية، التي تمارس ضد أهل السنة في المناطق الغربية. كما قدمت الرسالة بعض المقترحات؛ لتخفيف تلك الإجراءات التمييزية، ومنها على سبيل المثال:

1- إن "المركز الإسلامي الكبير لغرب البلاد "يشمل محافظة كردستان وما جاورها" الذي كان الهدف من إنشائه - حسب ما أعلن - هو تلبية احتياجات، و إدارة الشئون الدينية، لطلبة، وعلماء أهل السنة في تلك المنطقة، فإن رئاسة هذا المركز - ومنذ بدء التأسيس - قد سلمت بيد رجال علمآء الشيعة، على الرغم من وجود علماء بارزين من أهل السنة، في المناطق الغربية، إلا أنه لم يعط لهم أي دور في إدارة هذا المركز.

2- إن الرواتب الشهرية التي تعطى لطلبة العلوم الدينية، الذين هم تحت غطاء هذا المركز غير قابلة للذكر، لقلتها، مقابل الرواتب التي تدفع لرجال علمآء الشيعة العاملين في المركز المذكور، و الذين يتمتعون بمستوى مالي ومعيشي عال جدًا، يساوي مستوى حياة المسئولين الكبار في الدولة.

3- رغم الميزانية الكبيرة التي يتمتع بها "المركز الإسلامي الكبير" فإنه لا يصرف منها سوى الشيء القليل للعلماء، وطلبة العلوم الدينية السنة، و باقي هذه الميزانية يصرف تحت عناوين مختلفة، من ضمنها شراء عقارات، ومباني في مدن "قم"، و "طهران"، ليس لعلماء أهل السنة نصيب فيها.

4ـ على الرغم من أن % 90 من سكان محافظة كردستان، والمناطق الغربية، هم من أهل السنة، إلا أن شبكة الإذاعة والتلفزيون الإيرانية - في تلك المناطق - تبث الأذان بالتوقيت والصيغة الشيعية.

5- إن أسئلة مادة العلوم الإسلامية في امتحانات المفاضلة لدخول الجامعات، تقدم سنويًا لطلبة أهل السنة، حسب الأحكام العقائدية، و الفقهية، للمذهب الشيعي، و نتيجة لعدم المعرفة الكاملة للطلبة السنة بهذه الأحكام والعقائد، فإن ذلك يؤدي إلى سقوطهم في هذه المادة، وبالتالي تحرمهم من التنافس مع أقرانهم من الطلبة الآخرين، في الحصول على الكراسي الجامعية.

6ـ تقوم وزارة الإرشاد والثقافة الإيرانية سنويًا، بمنع طبع وانتشار كتب العديد من علماء أهل السنة، أو أنها تسمح لبعضها بشروط محددة، الأمر الذين يثير غضب العلماء، والمفكرين السنة.

أما الاقتراحات التي قدمتها الجمعية إلى المسئولين الإيرانيين، فقد قالت فيها: إن "المركز الإسلامي الكبير في غرب البلاد"، و الذي يعده النظام واجهته في خدمة متطلبات الشئون الدينية لأهل السنة في المنطقة، فإنه لم يكن موفقًا في تحقيق هذا الواجب، لذا فإنه، ومن أجل تصحيح الأخطاء وتسيير الأمور حسب الصورة الصحيحة، فإننا نقترح مايلي.

أولاً: تسليم مسؤولية و إدارة "المركز الإسلامي الكبير" لعلماء الدين السنة، لكي يحقق المركز الهدف الذي أنشئ من أجله، وهو تلبية احتياجات، و إدارة الشئون الدينية لأهل السنة في المنطقة، وذلك لقطع الطريق على مناورات بعض الأطراف السياسية، والطائفية المتطرفة.

ثانيًا: يقترح علماء، وطلبة العلوم الدينية، من أهل السنة، نقل ملف شئونهم من "المركز الإسلامي الكبير"، وتحويله إلى منظمة الأوقاف والشئون الخيرية.

ثالثًا: يطلب من وزارة العلوم والمعارف، القيام بوضع أسئلة مادة الدين في امتحانات المفاضلة للطلبة السنة، وفق الاعتقادات الفقهية لأهل السنة، والمستندة على المصادر الإسلامية.

رابعًا: يجب الاهتمام بمسألة توظيف القوى السنية المتخصصة في جميع المؤسسات، والمناصب العليا للبلاد، المدنية منها والعسكرية.

خامسًا: في حال تم تطبيق المادة 15 من الدستور، التي تجيز تدريس اللغة والآداب الكردية، فإن ذلك سيكون مؤثرًا في تنظيم، وضبط المطالب القومية في المنطقة.

سادسًا: إن الإذاعة والتلفزيون، ومن خلال تسليطها الضوء على الشئون الدينية والثقافية والاجتماعية والسياسية، لمناطق أهل السنة، والاستفادة من الطاقات الفنية، والدينية، في المنطقة، سوف تقلل من متابعة الناس للقنوات الفضائية الأجنبية، التي تأثر سلبًا على ثقافة المجتمع.

سابعا: لقد لعبت الشخصيات السياسية، والدينية السنية في كردستان دورًا مهمًا في التحولات السياسية والاجتماعية في المحافظة، لذا فإن التعامل الإيجابي مع هذه الشريحة من أهل السنة، أمر ضروي، حيث باستطاعة هذه الشخصيات لعب دور مؤثر في ضبط الأوضاع في كردستان، خصوصًا الأوضاع القومية والدينية منها. "انتهى"

وكعادتها في غلب الحقائق، فإن السلطات الإيرانية تحاول - دائما - نكران ممارساتها التمييزية ضد أهل السنة، والدليل على ذلك ما ادعاه أمين عام ما يسمى "المجمع العالمي لتقريب المذاهب الإسلامية" الإيراني "محمد علي تسخيري"، أثناء مشاركته في مؤتمر حوار المذاهب الإسلامية، الذي انعقد في العاصمة القطرية "الدوحة"، في الفترة من 20 إلى 22 يناير/كانون الثاني 2007 م، من أن لأهل السنة الإيرانيين أكثر من مسجد في العاصمة طهران، وقد جاء ادعاء "التسخيري" هذا - في معرض رده على سؤال لأحد العلماء المسلمين، المشاركين في المؤتمر، عن السبب الذي يمنع الحكومة الإيرانية من السماح لأهل السنة الإيرانيين من بناء مسجد واحد لهم، في العاصمة طهران، حيث.. وكما هو معروف فإن طهران العاصمة الوحيدة في العالم الإسلامي، التي لا يوجد فيها مسجد لأهل السنة، ومعروف أيضًا أن أهل السنة في طهران، و الذين يبلغ عددهم أكثر من مليون نسمة، كانوا يقيمون صلاة الجمعة في المدرسة الباكستانية، والسفارة السعودية، قبل أن يتم منعهم من أداء صلاة الجمعة نهائيًا.

و ما زاد من قلق أهل السنة في إيران - في الأيام الأخيرة - كانت بعض الإجراءات الحكومية، والتي من بينها: منع السكان السنة في مدينتي طهران، و أصفهان، من إقامة الصلاة، ولكن على الرغم من أن صلاة الجمعة بالنسبة لأهل السنة فرض عين، ولا توجد أية مصلحة تمنع إقامتها.
أما الأمر الثاني الذي زاد من قلقهم أيضًا، فهو إقالة اثنين من أئمة الجمعة السنة في مدينة مشهد، من مناصبهم، وهم من العلماء الذين يحظون بتأييد، واحترم كبير من الناس، ولكن السلطات الإيرانية أقالتهم، لكون خطبهم لم تتناسب وتوجهات النظام الإيراني.
هذه الأمور، وغيرها، كانت السبب وراء توجيه عدد من علماء سنة إيران - المشاركين في اللقاء الفكري الأول لعلماء أهل السنة والشيعة الذي انعقد في طهران مؤخرًا - رسالة مقتضبة إلى مرشد الثورة الإيرانية "علي خامنئي" الذي أتيحت لهم فرصة اللقاء به، ضمن باقي الأعضاء المشاركين في الاجتماع المذكور، وقد شرحوا في هذه الرسالة جزءًا من القضايا التي تقلق بال المواطنين السنة.
وهذا هو النص المعّرب للرسالة:

إلى مقام القائد المعظم حضرة آية الله الخامنئي دامت بركاته

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
بعد تقديم الاحترام و الإعلان عن وفائنا لنظام الجمهورية الإسلامية، وتمسكنا بوحدة الأمة الإسلامية "خصوصا الشيعة و السنة"، وفي ظل هذه المرحلة الحساسة، فإننا نلفت نظر عناية القائد جليل الشأن إلى الأمور التالية.
1ـ إن أهل السنة في البلاد يعانون من التمييز الطائفي الشديد في قضايا التوظيف، و الحصول على المناصب في عموم البلاد، وهم منزعجون جدًا من هذه الناحية.
2ـ بسبب الوظائف الإدارية والأعمال التجارية يتواجد العديد من أهل السنة في مدينة أصفهان، بالإضافة إلى وجود عدد كبيرة من الأفغان السنة، لذا فإن منع إقامة صلاة الجمعة لأهل السنة في أصفهان - منذ شهر رمضان الفائت - و منع صلاة الجمعة لأهل السنة في طهران، والتي لها سابقة تاريخية تمتد إلى أربعين عامًا، وكانت تقام في المدرسة الباكستانية. لذا، فإن منع صلاة الجمعة في هذا الظرف الحساس قد أزعج أهل السنة، و زاد من قلقهم، وأثار استغرابهم، حيث في دار أم القرى إيران الإسلامية، ومنذ شهرين، والإخوة أهل السنة في طهران محرومون من أداء صلاة الجمعة، كما أنهم قد حرموا من صلاة عيد الأضحى أيضًا.
لذا فإننا نأمل من القائد المظفر، ومن أجل قطع الطريق على الاستغلال السيئ من قبل الأعداء لهذه الأمور، ومن أجل إسعاد قلوب أهل السنة، وكسب رضى الخالق، نأمل إصدار الأوامر العاجلة بشأن الموضوع.
3ـ منذ مدة تم قطع اتصال علماء أهل السنة بسيادتكم ورئيس الجمهورية المحترم، لذا نرى من الأفضل اتخاذ أجراء يتم فيه نقل مشاكل أهل السنة إلى سيادتكم ورئيس الجمهورية الموقر مباشرة، ومن دون وساطة، لكي يتم إيجاد الحلول المناسبة لها.
ختامًا ندعو الله السلامة والتوفيق لسيادتكم
علماء أهل السنة المشاركين في اللقاء الفكري السني الشيعي الأول
طهران- 25 ديماه 1385ش
14 كانون الثاني ديسمبر 2007م
صباح الموسوی
نقلا عن مفكرة الإسلام

خطبة الشیخ عبدالحمید أمام أکثر من مأتي ألف من المصلین:

وأكد فضيلته أخيرا : على أنه لولم تقم الحكومة بحل هذه المشاکل الأخیرة فإننا المجتمع السني سنجعل المشارکة في انتخابات الرئاسة الجمهوریة المقبلة في میزان النظر و الإستعراض.


بل نحن نصر على أن لا تضيع حقوق مواطنتنا وحريتنا ، لأننا نريد العيش بكرامة ولا نريد حياة الذل وحياة البؤس والمسكنة ونقدم هذا النوع من العيش إلى من يريد أن يعيشها وكنا دائما راعينا أمن المحافظة وتابعنا قضايانا ومشاكلنا بالطرق المشروعة والعالمية وأعتقد أن هذه الأحداث والضغوط كلها صب للماء في رحى العدو. فنسعى جميعا في إصلاح هذه الأوضاع . وأكد فضيلته أخيرا : على أنه لولم تقم الحكومة بحل هذه المشاکل الأخیرة فإننا المجتمع السني سنجعل المشارکة في انتخابات الرئاسة الجمهوریة المقبلة في میزان النظر و الإستعراض.
تحدث فضيلة الشيخ عبد الحميد حفظه الله تعالى إمام وخطيب الجمعة في مدينة زاهدان في خطبة عيد الفطر التي ألقاها أمام الجماهيرمن الناس في أكبر مصلى لأهل السنة في مدينة زاهدان حيث یقدرعددهم أکثر من مأتي ألف نسمة وقدکان المصلي والطرق المنتهیة الیه ممتلئة بالمصلین حول "الإستقامة على الطاعة " ، وكذلك تطرق في القسم الأخير من الخطبة إلى ذكر القضايا والضغوط الأخيرة على أهل السنة والجماعة مطالبا الجهات الحكومية وعلى رأسها قائد الثورة بإلغاء القرارالذي صدر مؤخرا في شؤون المدارس الدينية .




ثم واصل فضيلته :إن الآية التي تلوتها أمامكم تحمل كلمات وجيزة ، ولكنها جامعة ،فإنها تتناول موضوع الإستقامة في العبادات والطاعات ، قال الله تعالى "إن الذين قالوا ربنا الله " أي تقبلوا الله تعالى كمرب ، واتخذوه ربا لأنفسهم ، وبتعبير آخر أقروا بوحدانية الله وأقاموا صلة ربانية معه تبارك وتعالى ، ثم بعد إدخال محبة الله تعالى في القلب والإعتقاد به إعتقادا صحيحا و اٌلإقرار بعظمته والجزم بأن كل شيئ بيده ، فبعد هذا الإعتقاد الصحيح والعقيدة المستقيمة كما يفهم من الكتاب والسنة ، قال الله تعالى " ثم استقاموا "يعني لا يكفي الإيمان فحسب ولا الإقرار بلا إله إلا الله فقط ، بل لا بد من الإستقامة على الإيمان والتوحيد والسيرة النبوية وإتباع النبي عليه الصلاة والسلام . ولا بد من الإستقامة من وقت الهداية إلى الموت وإن إقرارنا ب"ربنا الله "يتطلب منا اتباع الشريعة وإطاعة الله والرسول ،قال الله تعالى " أطيعوا الله والرسول " ، وقال أيضا " من يطع الرسول فقد أطاع الله " ، فالتي شيبت النبي صلى الله عليه وسلم وبيض شعره المبارك قبل مجيئ آوانه هي آية سورة هود "فاستقم كما أمرت فعن ابن عباس قال :قال أبو بكر الصديق رضي الله عنهما لرسول الله : أراك قد شبت ؟ قال : شيبتني هود و الواقعة و عم يتساءلون و إذا الشمس كورت . وهذا الأمر غير منحصر في شخص النبي صلى الله عليه وسلم بل موجه إلى أتباعه ومحبيه أيضا فقال الله عزوجل " فاستقم كما أمرت ومن تبعك. فعباد الله المقربين المخلصين الذين كانوا يعرفون حقيقة هذه الإستقامة كان الهم البالغ والقلق الأكبر في حياتهم أن كيف يصلوا إليها .

هناك الكثيرين من الناس من قال إنا مؤمنون ، ومن قال " ربنا الله "وصاموا وصلوا وتابوا ليالي رمضان عن المعاصي والذنوب ، ولكنهم ما استقاموا على ذلك بل تركوا كل شي ونسوا كل شي ووقعوا في المعاصي والذنوب بعد ذلك ، وكثيرمن هم صرحوا ب" قالوا ربنا الله " وتحير الآخرون من هدايتهم وإيمانهم ولكن لما ابتلوا وواجهوا المشاكل والمحن ودعوا كل شي ، وتأخروا عن الميدان ، وما صبروا وما استقاموا . قال صحابي لرسول الله صلى الله وعليه وسلم مرني بأمر في الاسلام لا أسأل عنه أحدا غيرك بعدك قال قل آمنت بالله ثم استقم .

فالعمل على الشريعة والسنة والعباىات والإستقامة عليها أكبر كرامة لا توجد كرامة فوقها فلو وفقنا الله للعمل بسنة واحدة فذلك أفضل لنا من أن نعطى كرامة ، فإن في السنن نور وضياء وإن البدع والخرافات والمعاصي ، مليئة بالظلمات قال الله تعالى "الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور " يخرجهم من ظلمات الجهل والمعصية ومن ظلمات الحياة الضيقة إلى نور الطاعة وسعة عيش الدنيا فالله ولي المؤمنين ،والشيطان ولي العصاة والكافرين . فلا بد من الإستقامة ، ولا تكفي عبادة شهررمضان ولا عبادة ليالى القدر بل علينا بالحضور المتواصل في المساجد والتزام العبادات التي فرضت وكتبت علينا وعلي من كان قبلنا ، كالصوم والصلاة والحج الذي هو سنة أبينا إبراهيم عليه الصلاة والسلام ، ونكون بذلك عبيدا لله عزوجل مخلصين ، مستقيمين على أوامره طول السنة ، ولا نتجه نحو المعاصي التي تهوي بنا إلى جهنم . وعلينا بهذه اللسان الصغير الذي ربما تخرج منها كلمة تلقينا في النار وفي سخط الله ،فنحن مسئولون أمام الله تعالى بما نتفوه ، وإن الملائكة لا يغفلون لحظة عما نتكلم ونتحدث به ،لا سيما الخطباء الذين يخطبون للناس فربما يلقون كلمة ترضي الله والرسول وربما يتكلمون ما يجعلهم في سخط الله وعذابه ، والله تعالى رقيب وشهيد على جميع ما يعمل العباد وإننا مراقبون من جهات وبطرق مختلفة ، نراقب بالأرض وأعضاء الجسم والملائكة وكذلك نحن مراقبون بعلم الله تعالى ، فنواظب على أفعالنا وأقوالنا ولا نذهب إلى المعاصي والذنوب من إدمان الخمور والسرقة والقتل وتفرج الأفلام الماجنة وسائر المفاسد والمنكرات .

فإن الوقوع فيها هو الوقوع في سبيل الشيطان ،ونحن ملزمون أن نقطع سبيل الرحمان وسبيل الله تعالى وذلك هوالسبيل السوي ، والصراط المستقيم . ولكن ما معني الإستقامة ؟ الإستقامة أن نوفي جميع حقوق الله وعهوده ونبقى دائما مؤمنين مسلمين ، و نعمل بمقتضيات الإيمان والإسلام ونراعي كذلك حقوق الأطفال والنساء قال النبي صلى الله عليه وسلم "اللهم إني أحرج حق الضعيفين حق اليتيم وحق المرأة "فلا نضيع حقوق اليتامى والورثة والأيامى و جميع الضعفاء و من لا يقدر أن يرفع شكواه إلى محكمة ، فإننا سنسئل عنها يوم القيمة وإن الله تعالى يسخط بضياع حقوق هؤلاء . فلو قمنا بأداء حقوقهم سنحضر أمام الله تعالى يوم القيمة إن شاء الله بوجه أبيض .

فالذين يستقيمون أمام هذه العواصف والأعاصير، بشرهم القرآن ببشارة عظيمة و تأتي الملائكة إليهم عند الموت ويقولون لهم أبشروا بالجنة التي كنتم توعدون ، يقول العلامة محمد إقبال اللاهوري في شعر له بالفارسية "عندما أقول أنا مسلم أقشعر لأني أعرف مقتضيات لا إله الا الله ".ولنعلم أن الله سبحانه وتعالى يمتحننا بأمور صغيرة أوكبيرة فقال عزوجل " الم أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا وهم لا يفتنون " بل يفتننا الله عزوجل ليميزالخبيث من الطيب والكاذب من الصادق ، قال الله تعالى " ليعلمن الله الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين " .

خطر ببالي لماذا ذكر الله تعالى هذه الآية في هذا الموضع ؟ ثم انتبهت إلى أنه جاءت قبلها آية "وقال الذين كفروا لا تسمعوا لهذا القرآن وألغوا فيه " وجاء ذكر الكفار وجزاهم فيها ، ثم أتبعها بذكر هذه الأية " إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا " ثم تابع " ومن أحسن قولا ممن دعا إلى الله وعمل صالحا وقال إنني من المسلمين " وبين في هذا القسم الأخير أن الدعوة والعمل على أحكام الشريعة ، أحسن طريق للإستقامة على الإيمان .

ثم تطرق فضيلة الشيخ عبدالحميد في القسم الأخير من الخطبة إلى ما يعانيه المجتمع السني الإيراني في هذه الأيام من الضغوط قائلا :كنا ولا زلنا ـــ إن ثبتنا الله على الإستقامةـــ نرى أنفسنا من المشفقين على النظام و على أتباع سائر الأديان ، ونريد الخير للجميع .

ولا شك أن المجتمع السني بعد إنتصار الثورة لحد الآن ، لقد ظل محافظا على جميع أصول وقواعد النظام من الوحدة والأمن وغير ذلك ، وكانوا في الصف الأول في جميع المجالات وكان منهجهم منهج الوحدة والأخوة الإيمانية ، لأجل ذلك شاركوا في جميع المجالات وأيئسوا بذلك أعداء النظام قديما وحديثا ، فكان هذا الشعب وإن وقع دوما فريسة التمييز المذهبي الشرس أدى دوره بأحسن وجه ممكن، فلم يروا أنفسهم منفصلين عن غيرهم ولم يبعثوا القلق لمسئولي النظام في وقت ما . مع ذلك كله لم يتلقوا الحقوق التي كانت مطمح أنظارهم من قبل الفريق الحاكم .

ولا زال بعد مرور ثلاثين سنة على عمر الثورة ، وجودهم غير مشهود في المناصب القيادية وكذلك ما وجد ولايوجد لهم حضور يليق بشأنهم في المناصب المحلية ، بل هناك دوائر حكومية لا تواجد فيها لأهل السنة نهائيا ، وقد أقلق الجميع أمر تصفية قوات الحرس والشرطة والجيش والدفاع من أبناء السنة وهذا الأمر مثير للعجب . فهل توجد بلدة إسلامية لا تستخدم الأقلية الشيعية في قوات الشرطة وغيرها من المؤسسات العسكرية ، لا أعرف حسب علمي بلدا يسئل عن المذهب قبل الإستخدام بأن يقولوا لرجل يريدون إستخدامه ماهومذهبك يا فلان ؟

فنحن نحب أيضا أن نضحي بأنفسنا في سبيل الدفاع عن وطننا وأمن بلادنا وهذا الإستعداد موجود في أهل السنة والجماعة . ثم استطرد قائلا :في هذه المدة الطويلة التي مرت على عمر الثورة لم نشتك من فقدان الحرية الدينية وإن كانت بعض الممارسات البسيطة تؤذي بعض أهلنا في بعض المناطق ، ولكن الأمر الذي أقلق الجميع وشغل بالهم هو الضغوط الأخيرة على أهل السنة ، كمحاولة الدولة للسيطرة على المدارس الدينية.

ونحن على يقين أن التقارير الكاذبة التي ينقلها المتطرفون المحليون إلى المسئولين هي السبب الأصلي لفرض هذه الضغوط على أهل السنة التي ذهبت بهم إلى ميادين القلق والإضطراب ، وينبغي أن أذكر أن هناك فرق كبير بين الحوزات الدينية سواء كانت للشيعة أو السنة وبين الجامعات ، فحوزات الشيعة مختصة بمذهب الشيعة وطلابها وحوزات السنة مختصة بالسنة .

وبالنسبة إلى هذه المدارس والحوزات كنا ملتزمين أصلين ، الأول :عدم النشاط ضد النظام و الثاني عدم القيام بنشاطات معادية و مضادة لمذهب الشيعة ، مع ذلك تحاول الدولة تغيير مناهجها التعليمية وسلب إستقلالها في التعليم والتربية ، أوكد على أن أهل السنة لن يرضوا بهذا القرارأبدا .

ثم أضاف قائلا : لقد شاهدنا في هذه السنوات زيادة الإساءات لمذهب أهل السنة ومعتقداتهم بالنسبة إلى الماضي حيث فوجئنا أخيرا بتخريب مدرسة عظيم آباد الدينية ثم إتهام هذه المدرسة بالوهابية ، وأقول بصراحة أن الوها بية التي تتهمون هذا المركز العلمي الذي خربتموه وتتهموننا أيضا بها لا توجد في أي مكان ، فنحن لسنا وهابيين وليست جامعة دارالعلوم جامعة وهابية ولا المدارس الدينية الموجودة في ايران مدارس وهابية كما یزعمون .

نحن من دعاة الوحدة والإنسجام لماذا تتهموننا بالوهابية والله يعلم نحن بريئون من ذلك ، نحن أهل السنة ولأهل السنة أفكار ومذاهب مختلفة كما يعلم الجميع . ثم ذكر فضيلته : أن أكثر هذه الهجمات والتحريضات تنشر من خلال قناة السلام الفضائية التي أسست من أول يوم على التفرقة ونشر الفتن بين المسلمين وهي تتهم المراكز الدينية بالوهابية وتقول أن هذه المدرسة كانت مركزا لنشرالوهابية مع أنه لم يكن فيه إلا التعليم والتربية .

قفد قمتم بتخريب المدرسة فلماذا تبررون عملكم بتوجيه التهم ولماذا تلقون على الجرح ملحا ؟

ثم أشار فضيلته إلى إعتقال بعض العلماء الذين إعتقلتهم السلطات الإيرانية معتبرا هذه الإعتقالات ممارسات سياسية مجردة من المبررالمعقول ،بهدف المزيد من الضغوط وقال من المؤسف أن الحكومة لم تسمح لهؤلاء أن يلقوا أهلهم في هذه المدة الطويلة .

وأردف قائلا :نحن نطالب حسب ماجاء في دستور البلاد ،وحسب ماورد في الميثاق الدولي لحقوق الإنسان الذي لا يسمح لدولة بالتدخل في شؤون المذاهب والأقليات الدينية وقد قبلت الدول كلها هذا الميثاق كما أن إيران قبلته ووقعت عليه ، أن تعطى حريتنا المذهبية وتراعى حقوق مواطنتنا ، ونطالب قائد الثورة أيضا بإلغاء هذا القرار الجديد وإيقافه .

وأن يسمح لنا بالحرية المذهبية كما كنا عليها في الماضي ،فكان طريقنا طريق الوحدة والتقريب و أن يكون طريقنا في المستقبل أيضا الأخوة والتقريب ، ونكون ناشطين في جميع المجالات ، فأبناءنا بحاجة إلى أن يستخدموا في المجالات المختلفة ، كما أن الشيعة في أفغانستان وباكستان يتمتعون بحرية وبالمشاركة في المناصب الحكومية العليا ونحن نرجو أن تقبل ايران على مشاركة مواطني السنة في المجالات السياسية والإقتصادية وأن لا تحرمهم أكثر من هذا من حقوق المساواة والحرية ،فإننا أهل السنة لسنا مخالفين للنظام ولا معارضين له ولا وراء إسقاطه ، ولم نضع أرجلنا يوما ما في الخطوط الحمراء ، ولسنا كما يزعم البعض أعداء الطوائف الموجودة في المحافظة .

بل نحن نصر على أن لا تضيع حقوق مواطنتنا وحريتنا ، لأننا نريد العيش بكرامة ولا نريد حياة الذل وحياة البؤس والمسكنة ونقدم هذا النوع من العيش إلى من يريد أن يعيشها وكنا دائما راعينا أمن المحافظة وتابعنا قضايانا ومشاكلنا بالطرق المشروعة والعالمية وأعتقد أن هذه الأحداث والضغوط كلها صب للماء في رحى العدو.

فنسعى جميعا في إصلاح هذه الأوضاع .

وأكد فضيلته أخيرا : على أنه لولم تقم الحكومة بحل هذه المشاکل الأخیرة فإننا المجتمع السني سنجعل المشارکة في انتخابات الرئاسة الجمهوریة المقبلة في میزان النظر و الإستعراض.

والسلام علیکم و رحمة الله

سنی آنلاین

ادامه هجوم جمهوری اسلامی به طرفداران حقوق اقليتها

ادامه هجوم جمهوری اسلامی به طرفداران حقوق اقليتها

ادامه هجوم رژيم جمهوری اسلامی به فعالان و طرفداران حقوق اقليت ها در ايرانرادیو آمریکا: هجوم رژیم ایران به فعالان و طرفداران صلحجوی حقوق اقلیت ها ادامه دارد، و بنظر می رسد بر گستره آن افزوده می شود.روز ١٠ سپتامبر، مانوران امنیتی بیش از ۱۹ ایرانی آذری - روزنامه نگار، استاد دانشگاه و شاعر - را که در خانه ای در تهران برای برگزاری مراسم افطار جمع شده بودند دستگیر کردند.
همسر و فرزندان عباس لسانی طرفدار زندانی حقوق اقلیت ایرانیان آذری از جمله آنها بودند.در همان روز، حسن رحیمی، یک مدافع برجسته دیگر حقوق انسانی ایرانیان آذری در تهران دستگیر شد.
برخی از آنها، از جمله رقیه لسانی و فرزندانش آزاد شده اند. اما بسیاری هنوز در زندان اوین باقی هستند.
دستگیری ایرانیان آذری در پی مبازره ای برای سرکوب گروه های اقلیت ، شامل کردها و بلوچ ها ، و نیز آذری ها صورت می گیرد.
سازمان عفو بین الملل گزارش داده است تبعیض عمیقی که کردهای ایران تجربه کرده اند بدون کنترل ادامه دارد، و یاد آور شد که مدافعان حقوق انسانی کردها، از جمله فعالان و روزنامه نگاران، با دستگیری های خودسرانه، بدرفتاری و آزار روبرو هستند.
عفو بین الملل به مورد محمد صدیق کبودوند، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اشاره می کند که در ماه ژوئن دستگیر و به ۱۱ سال زندان محکوم شد.
در اوائل سال جاری، فرزاد کمانگر و علی حیدریان، فعالان حقوق بشر، در پی آنچه عفو بین الملل آنرا یک روند بسیار ناقص قضائی نامید، به مرگ محکوم شدند.
ناظران حقوق بشر همچنین از سرکوب ایرانیان بلوچ شکایت می کنند.
در ماه اوت، ماموران امنیتی یعقوب مهرنهاد را اعدام کردند. او روزنامه نگار و مدیر سازمان اجتماعیِ مدنی صدای عدالت بود که در برگزاری رویدادهای فرهنگی برای جوانان بلوچ فعالیت دارد.
همچنین گزارش می رسد که صدها ایرانی بلوچ در استان سیستان و بلوچستان زندانی هستند و به مرگ محکوم شده اند.در اوائل سال جاری، ایالات متحده به اتحادیه اروپا پیوست و نگرانی خود را از خراب شدن وضع حقوق بشر در ایران، بویژه زنان، اقلیت ها و مدافعان حقوق آنها ابراز داشت.

اگر چنانچه مشکلات پیش آمده حل نشود ما (جامعه اهل سنت) شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار خواهیم داد



مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز عیدفطر زاهدان


ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون).

مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز عیدفطر زاهدان بعد از بیان مطالبی پیرامون آیه مذکور در رابطه با جریانها و مشکلات اخیر اهل سنت مطالب مهمی بیان کردند ایشان گفتند: ما نه فقط وظیفه خیرخواهی و دلسوزی در قبال مسلمانان شیعه و سنی را داریم بلکه خود را نسبت به همه انسانها دلسوز می دانیم.

مولانا عبدالحمید :مدیر حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان افزود:ادیان و گروههایی که در کشور زندگی می کنند حق همسایگی و بشری بر ما دارند و در انسانیت با ما شریکند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: جامعه اهل سنت ایران پس از پیروزی انقلاب تمام اصول نظام جمهوری اسلامی را از وحدت ملی که بزرگترین دغه دغه مسئولین نظام بوده تا امنیت ملی و حمایت از نظام رعایت کرده است . مسیر اهل سنت ، مسیر وحدت و حمایت از جمهوری اسلامی در تمام عرصه ها و صحنه های سیاسی و اجتماعی بوده و همواره تلاش کرده اند تا دشمنان قسم خورده ملت را مأیوس و ناامید کنند و موجب شدند که رهبر معظم انقلاب به سجده افتاده و برای حضور برادران شیعه و سنی در انتخاباتها از خداوند شکرگزاری نمایند.

مولانا عبدالحمید در ادامه فرمودند: جامعه اهل سنت هرگز مایه سرشکستگی مسئولین و نظام نبوده اند و عملکرد غرورآفرین و افتخار انگیزی داشته اند. اهل سنت علیرغم اینکه مورد تبعیض های شدید قرار گرفته و دومین جمعیت بزرگ شهروندان ایرانی را بین 20 تا 25 درصد تشکیل می دهند و کما بیش در تمام شهرها حضور دارند ، خود را جدای از ملت ایران ندانسته و دغه دغه و پریشانی برای مملکت و مسئولین ایجاد نکرده اند.امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: اهل سنت ایران در طول 8 سال دفاع مقدس شهدای بسیاری تقدیم کردند.

بسیاری از زنان بیوه , دختران وپسران یتیم شدند؛.با این حال از بسیاری از حقوق قانونی خویش محروم بوده اند. , در مدیریت کلان کشور در طول 30 سال جای اهل سنت خالی بوده است و در مدیریت منطقه نیز سهم بسیار اندک و ناچیزی داشته اند ؛ در بعضی وزارتخانه ها وجود اهل سنت حتی در پایین ترین سطوح نیز مشهود نیست و در نیروهای نظامی, انتظامی و نیروهای مسلح اهل سنت مورد پاکسازی قرار گرفته و این نیروها نیز از وجود اهل سنت خالی شده اند.

مولانا عبدالحمید افزود: نخستین شهید کشور در جهاد سازندگی, شهید امام بخش ریگی بوده است و کلیه اقشار مردم اهل سنت از علماء گرفته تا فرهیختگان و نخبگان و افراد عادی جامه به نوبه خود در انقلاب شهید داده اند و من سخنان مولانا عبدالعزیز رحمه الله را یاد می آورم که می گفتند: "هر شهیدی که از جبهه بیاید مایه سر بلندی من است" .تا جایی که ما تحقیق و بررسی کرده ایم در هیچ یک از کشورهای اسلامی اقلیت اهل تشیع از استخدام در نیروهای مسلح محروم نبوده اند و در هیچ جای دنیا در استخدامهای دولتی از مذهب سؤال نمی شود در حالی که در ایران اسلامی در استخدامهای دولتی و در فرمهای استخدامی و پذیرش بیمارستانی بیماران و پرونده های مراجعین قضایی از مذهب سؤال می شود اگر چه این بررسی صد در صد نیست اما تا حد زیادی به واقعیت نزدیک است و من نشنیده ام که در استخدامها از مذهب سؤال كنند حتی در کشور عربستان سعودی در فرمهای استخدامی پرسشی به نام شیعه یا سنی وجود ندارد مسئولین نظام باید به این موضوع توجه کنند.

مولانا عبدالحمید گفت: این مسئله حیاتی و مهم است که ما نیز دوست داریم در راه امنیت کشور و دفاع از تمامیت ارضی و آزادی و استقلال میهن اسلامی نقش داشته باشیم و شهید بدهیم . ما بارها در ملاقاتهایمان با رؤسای جمهور وقت و رهبر معظم انقلاب مسایل و دغدغه های اهل سنت را جهت رسیدگی مطرح کرده ایم و بر این باور هستیم که رسیدگی به این مسایل امید اهل سنت و وابستگی آنها را به مرکز کشور بیشتر می کند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: هر چند در 30 سال گذشته آزادیهایی به اهل سنت در مسائل مذهبی داده شده بود, اما گاهی برخوردهای سلیقه ای و غیر قانونی موجب نقض این آزادیها شده است , با این حال با توجه به محدود بودن این برخوردها به انعکاس آنها به مسئولین نظام کفایت شده , اما فشارهای اخیر که بر اهل سنت وارد شده است و احیانا ناشی از ارائه گزارشهای دروغ از مناطق سنی نشین به مرکز کشور می باشد , بیش از هر زمان دیگری موجب پریشانی و دغدغه خاطر اهل سنت شده است تندروهای مذهبی با فشار هایی که به مسئولین , دولت و نظام وارد کرده اند موجب افزایش فشار های نگران کننده ای بر جامعه اهل سنت شده اند که باید با دلسوزی و تدبیر و اندیشه مسئولان عالی نظام راه حل اساسی و جدی برای رفع این نگرانیها اندیشیده شود.

مولانا عبدالحمید در ادامه گفت: دولت در تلاش است مدارس دینی اهل سنت را که مرکز تعلیم و تربیت اهل سنت و متعلق به مذهب هستند در اختیار خود بگیرد , حوزه های علوم دینی خاص هر مذهبی هستند .در مدارس دینی اهل سنت , طلاب سنی تربیت می شوند و در مدارس دینی اهل تشیع نیز طلاب شیعه به تعلیم می پردازند به همین دلیل هرگاه طلاب شیعه برای تعلیم و آموزش به ما مراجعه کرده اند ما به درخواست آنها پاسخ منفی داده ایم و به آنها گفته ایم از مراجع و آیات عظام قم معرفی نامه بیاورید تا کسی معترض نشود حتی برخی طلاب شیعه ما را به خاطر عدم پذیریش , متهم به تنگ نظری کرده اند اما باز هم ما از پذیرش آنها پرهیز کرده ایم و ما معتقد هستیم به دو اصل باید پایبند باشیم :1-در حوزهای علیمه اهل سنت علیه حکومت و نظام اجازه هیچ کاری را ندهیم .2- نمی گذاریم حرکتی در مدارس دینی ما بر خلاف مذهب شیعه انجام گیرد و موجب ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی شود .ما می خواهیم راه تقریب و وحدت را ادامه دهیم اما برنامه اخیر دولت که می خواهد مدارس اهل سنت زیر سلطه حکومت بروند و برنامه درسی آنها را تغییر بدهند و بخش مذهبی یعنی مدارس و مساجد را دولتی کنند , موجب نگرانی جامعه اهل سنت شده و در میان اهل سنت پذیرش ندارد.امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به تخریب مدرسه دینی عظیم آباد گفت: در گذشته با رها به مقدسات اهل سنت اهانت شده است, اما ما برای حفظ وحدت تحمل و به تذکر اکتفا کرده ایم اما آنچه بیشتر موجب نگرانی ما شده تشدید اهانتها و فشارها در سالهای اخیر است .حوزه علمیه عظیم آباد زابل دومین حوزه از لحاظ جمعیت طلاب و کیفیت درسی است ومن به جرأت می گویم که هیچ جریان وهابیتی در این مدرسه و در دیگر مدارس ما وجود ندارد , به بهانه های واهی و تهمت های دروغ مدرسه عظیم آباد تخریب شده است ؛ و می گویند اینجا مرکز فساد و وهابیت و ...... بوده است اما خدا می داند حوزه عظیم آباد از بهترین مراکز دینی زابل بوده و هیچ مشکلی برای شیعیان زابل و حاکمیت ایجاد نکرده است و فعالیت این حوزه در محدوده درس و تعلیم و تعلم منحصر بوده و تخریب و دستگیری علمای مخلص و صالح موجب نگرانی بیشتر جامعه شده است.

مولانا عبدالحمید افزودند: مدرسه دینی را تخریب کرده اید چرا تهمت های اضافی به آن می زنید , چرا نمک بر زخم ما می پاشید اگر ما جرمی مرتکب شویم از مقامات قضایی و امنیتی انتظار نداریم که با ما برخورد نکنند اما ما می دانیم که دستگیری های اخیر با توجه به شناختی که ما از افرادمان داریم , سیاسی و برای اعمال فشار بیشتر است این افراد کسانی نیستند که بر خلاف مسیر نظام و ملت ایران و وحدت حرکت کنند و افراد صالح جامعه ما هستند که بازداشت شده اند و متأسفانه خانواده هایشان نیز با آنان تا کنون ملاقات نداشته اند و خبری از وضعیت شان ندارند.

امام جمعه اهل سنت گفت: اهل سنت همانند شیعیان دارای تفکرات و گروههای مختلفی هستند و از مذاهب حفنی , شافعی, مالکی و حنبلی تبعیت می کنند و جریانی به نام وهابیت با تعبیری که امروزه در ایران مطرح شده است اصلا وجود ندارد ما اهل سنت هستیم و وهابی نیستیم چرا به ما تهمت وهابیت می زنید و بعضا مراجع و آیات عظام از این موضوع ابراز نگرانی کرده اند اینها شایعات و تهمتهای نادرستی هستند که از سوی گروههای افراطی از جمله شبکه سلام با هدف ایجاد تفرقه و دو دستگی مطرح می شوند و به بیگانگان وابسته هستند.

مولانا عبدالحمید گفت: هرگاه نظام ما را فرا خوانده است ما لبیک گفته ایم و از مقام معظم رهبری انتظار داریم که ایشان شخصا مسایل اهل سنت را بررسی کنند , ما بارها در مجامع خود اعلام کرده ایم که ایشان رهبر شیعه و سنی می باشند و همه ما از ایشان پیروی می کنیم و نیز بصورت مکتوب و شفاهی مسایل اخیر را به محضر ایشان انعکاس داده ایم و اینک نیز از این تریبون تقاضا داریم که بر اساس حقوق مشروع ما در قانون اساسی که میثاق ملی ماست و همچنین کنوانسیونهای بین المللی و میثاق ملل متحد که جمهوری اسلامی نیز آن را پذیرفته و امضا کرده است , آزادیهای اساسی و مذهبی ما محترم شمرده شوند و از مقام معظم رهبری می خواهیم که برنامه و شرایط جدید را لغو و دستور توقف آن را صادر کنند و اجازه دهند همچون گذشته که راهمان راه وحدت و تقریب بود در آینده نیز با اخوت و برادری در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: در میثاقهای بین المللی نیز دولتها اجازه ندارند در مسائل مذهبی دخالت کنند و همه مذاهب و ادیان در عبادات خود و در تعلیم و تعلم آزادی کامل و مطلق دارند ما نیز با ید بتوانیم در تمام عرصه ها فعالیت و حقوق برابر داشته باشیم ما نیز انسان و بشر هستیم فرزندان ما نیاز به استخدام دارند و این حق ماست , در افغانستان و پاکستان برادران شیعه در سطوح مختلف مدیریتی حتی در حد وزیر نیز حضور دارند و همچنین در کشورهای دیگر اسلامی مشارکت خوبی در حکومتها دارند جمهوری اسلامی ایران با توجه به اینکه بنابر تعبیر مقام معظم رهبری ام القرای جهان اسلام است , باید از تمام کشور ها در زمینه حقوق و توجه به اهل سنت پیشگام تر باشد , مجمع تقریب مذاهب اسلامی در ایران است و مسئولین نظام داعیه وحدت جهان اسلام را دارند و این داعیه نباید در شعار باشد بلکه در عمل نیز باید رعایت شود.

مولانا عبدالحمید گفت: ما شهروند ایرانی هستیم و به ایران علاقه مند و برای ایران , استقلال کشور و اسلام می میریم و از نظام جمهوری اسلامی و تمامیت ارضی و وحدت ملی دفاع می کنیم , نباید از حقوق مساوی و آزادی محروم باشیم ما نه مخالف و نه معارض و نه برانداز هستیم ما هرگز پا بر خط قرمز حکومت و تشییع نگذاشته ایم زیرا واقعا به اخوت و برادری با برادران شیعه پایبند بوده ایم , ما دشمن هیچ قومیت و مذهبی نیستیم و حق آزادی خود را می خواهیم , ما می گوییم آزادی ما را سلب نکنید و حقوق شهروندی ما را طبق قانون به ما بدهید , حقوق قانونی ما را مراعات کنید و ما می خواهیم با حرمت و کرامت زندگی کنیم , زندگی ذلت بار برای ما ناگوار است و هر کس آن را می خواهد ما به او تقدیم می کنیم

مولانا عبدالحمید در ادامه گفت: همه کسانی که حرف ما را گوش می کنند می گوییم در برابر مشکلات خویشتن داری کنند , ما از راههای قانونی و از طریق مجامع بین المللی حقوق خود را پیگیری می کنیم و دشمن می تواند از شرایط موجود و جریان مدرسه زابل سوء استفاده کند چون آب به آسیاب دشمن ریخته می شود و ما تلاش داریم که به دشمن فرصت سوء استفاده را ندهیم و امنیت استان و کشور را رعایت کنیم و معتقدیم که همه ما باید در جهت اصلاح این مسائل همکاری و هماهنگی داشته باشیم.
ایشان در پایان افزود: اگر چنانچه مشکلات پیش آمده حل نشود ما (جامعه اهل سنت) شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار خواهیم داد.و در آخر افزودند: انتصاب استاندار جدید را به فال نیک گرفته و موفقیت ایشان را در جبران شکستگی های مدیریت گذشته و حل بحران اخیر منطقه خواستاریم و برای ایشان دعای خیر می کنیم و توفیقات شان را از خداوند متعال مسئلت داریم.

نوارهای صوتی سخنرانی شیخ عبدالملک ملازاده

امام جماعت سني ترور شد


امام جماعت سني ترور شد
همزمان با کشتن دو فعال سياسي در کردستان
‏‏سامناک آقايي (زمان آنلاین)
ابوبکر تينا، روحاني اهل سنت و امام جماعت يکي از مساجد مهاباد روز يکشنبه به ضرب گلوله دو موتور ‏سوار ناشناس کشته شد.همزمان با ترور اين روحاني مهابادي، طي سه روز گذشته دو مورد قتل مشکوک ‏ديگر از جمله قتل يک فعال سياسي با ضربات چاقو نيز در سقز روي داده است.‏
بنابه گزارشات منتشر شده در خصوص ترور امام جماعت مسجد خلفاي راشدين در مهاباد، وي صبح روز ‏يکشنبه هنگام عزيمت به مسجد براي اقامه نماز صبح هدف گلوله دو موتور سوار قرار گرفت و قبل از ‏رسيدن به بيمارستان جان سپرد. ترور ابوبکر تينا، از روحانيون سرشناس مهاباد موجي از نگراني بين مردم ‏اين شهر بوجورد آورده است.هنوز هيچ شخص و يا گروهي مسئوليت ترور اين روحاني اهل سنت را به عهده ‏نگرفته است. خانواده و نزديکان وي و همچنين منابع محلي نيز تاکنون جزئيات بيشتري از اين حادثه ارائه ‏نداده اند. طبق آخرين شنيده ها جسد وي هنوز در بيمارستان و دراختيار پزشک قانوني است.‏
منابع آگاه در مهاباد در اين باره مي گويند با توجه به اينکه شب هاي آخر ماه رمضان مصادف با شب هاي ‏قدر است و بيشتر مساجد اهل سنت، به ويژه مسجد خلفاي راشدين اين شهر اقدام به برگزاري مراسم هاي ايام ‏قدر با حضور روزداران مي کنند، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي به منطور جلوگيري از برگزاري اين مراسم و ‏يا هرگونه تجمع اعتراضي نسبت به ترور اين روحاني، اطراف مسجد خلفاي راشدين و هميچنين منزل ‏شخصي اين روحاني را به محاصره درآورده و از هرگونه رفت و آمد و تردد در اين محله ها جلوگيري مي ‏کنند.‏
يک منبع آگاه ديگر در مهاباد، به نقل از فرمانداري اين شهر اعلام کرده است که در تاکنون چهارتن به ظن ‏دست داشتن در ترور اين روحاني دستگير شده اند. اين منبع در مورد انگيزه و ياعلت ترور روحاني ابوبکر ‏تينا هيچ اظهارنظري نکرده است. ‏
گفتني ست همزمان با آغاز ماه رمضان امسال، نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي به بسياري از روحانيون اهل ‏سنت در شهر هاي مهاباد، بوکان و سقز و سنندج نسبت به برگزاري هر گونه مراسم مذهبي ويژه هشدار داده ‏بودند. ‏
سال گذشته نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي به علت برگزاري مراسم مشابهي در مناطق سني نشين کردستان ‏بسياري از برگزار کنندگان و هواداران يک گروه اهل سنت به نام "مکتب قرآن" را دستگير و روانه زندان ‏کردند.‏
از سوي ديگر در سه روز گذشته دو قتل مشکوک ديگر در سنندج و سقز رخ داده که تاکنون هيچ فرد و يا ‏گروهي مسئوليت آنها را برعهده نگرفته است.‏
بنابه گزارش کميته حمايت ازاعتصاب زندانيان سياسي و مدني، يکشنبه شب گذشته به دنبال ترور اين ‏روحاني، يک فعال سياسي به نام دياکو صالحي در سقز مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت و با ضربات ‏چاقو از پاي درآمد. اين فعال سياسي که به طرز فجيعي به قتل رسيده، در چند سال اخير بارها به اتهام ‏همکاري با اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي تحت تعقيب قضائي و امنيتي قرار گرفته و مدتي را نيز در ‏زندان وزارت اطلاعات اين شهر سپري کرده بود. جسد اين فعال سياسي يک شنبه شب ساعت 12 شب به ‏وقت محلي در يکي از مناطق مسکوت همين شهر پيدا شد.‏
قبل از دو حادثه مزکور، در جاده منتهي به يکي از روستاهاي توابع شهرستان دهگلان، پيکر نيمه جان اشرف ‏حسين پناهي، برادر انور حسين پناهي يکي از پنج معلم کرد محکوم به اعدام توسط مردم روستا پيدا و به يکي ‏از بيمارستان هاي سنندج انتقال يافت. نامبرده پس از انتقال به بيمارستان درگذشت. ‏
علت مرگ اشرف حسين پناهي ابتدا ضربه مغزي در اثر تصادف با اتومبيل اعلام شد، اما به دنبال پيگيري ها ‏و تحقيقات پزشکي، پزشک قانوني مرگ وي را در اثر ضرب و شتم شديد بوسيله يک چند تن اعلام کرد. ‏
شايان ذکر است که اشرف حسين پناهي به دنبال صدور حکم اعدام براي برادرش انور حسين پناهي و ‏همچنين ارسلان اوليايي خواهرزاده و ديگر معلم محکوم به اعدام، بارها براي پيگيري وضعيت اين دو به ‏مراکز امنيتي و قضائي مراجعه و در خصوص وضعيت آنان و همچنين اعتصاب غذاي زندانيان سياسي و ‏مدني در سنندج اطلاع رساني کرده بود. وي به همين دليل چندين بار به ستاد خبر وزارت اطلاعات سنندج ‏احضار و توسط اين وزارتخانه و ساير محافل امنيتي و اطلاعاتي به همراه ساير اعضاي خانواده اش مورد ‏آزار و اذيت و تهديدهاي حضوري و تلفني قرار گرفته بود.‏