۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

آیت الله تسخیری و قصه چوپان دروغگو!..



آیت الله تسخیری و قصه چوپان دروغگو!.. ·


سید قیام الدین ـ دوشنبه، تاجیکستان


اولا از سایت سنی نیوز کمال تشکر را دارم که پرده از خیانت اخلاقی دختران بی بند و بار ایرانی در اماکن مقدسه مکه و مدینه برداشتند. در حقیقت این یک معضل بسیار دردناکی است که خیلی ها را در مراسم حج و عمره می آزارد. ولی متأسفانه مسئولین برنامه های حج و عمره از آن سهل انگاری می کنند.

امیدوارم که اندیشمندان عاقل ایرانی ـ قبل از بیدار شدن سعودیها ـ جلوی این حرکت زشت را بگیرند که باعث بدنامی بزرگی برای این کشور در خارج شده است.

برخی از دوستان در سایتهای دیگر از روی نادانی شدیدا بر این نقطه حمله کرده بودند. البته اگر سخن دروغی می بود شایسته بود که حمله کنند. شایان آن عزیزان بود که در این زمینه تحقیق کنند و جلوی این حرکت زشت و نازیبا را بگیرند، نه اینکه کورکورانه داد و هوار براه بیندازند و پرده روی این حرکت نازیبا و ننگ آور کشند!


و از این کاسه های داغتر از آش می خواهم که اگر چنانچه حرفهای من هم برایشان ناگوار آمد عاقلانه مرا براه آورند، نه اینکه هوار کشند و دروغ سر هم کنند!..

آشنایی من با فعالیتهای آیت الله تسخیری قدیمی است. و بارها به کنفرانسهایی که ایشان در کشورهای مختلف تشکیل می داده اند دعوت شده ام. ولی هرگز بخودم اجازه نمی دادم که وقت گرانبهایم را در اینگونه مسائل پوچ و دروغ پردازیها صرف کنم.


ولی در مجموع از آیت الله تسخیری چیزی به دل نمی گرفتم. چون ایشان از دیدگاه من که سختیهای هجرت و دربدری را دیده بودند مجبوربودند و معذور!!

حکومت ایران به ایشان ملیت ایرانی داده و جیبش را تا گلو پر از پول کرده، حالا اگر در کفش ایمان انسان ریگی باشد قاعدتا از ولی نعمت خویش در همچنین مواردی مو به مو اطاعت خواهد کرد!ماه گذشته به کنفرانس جهانی جماعت اسلامی پاکستان دعوت شده بودم که فرصت ملاقات با آیت الله تسخیری بوجود آمد.


یک جوان ایرانی هم همراه ایشان بود که با یکی از دوستانش درد دل می کرد و می گفت: از روزی که احمدی نژاد روی کار آمده بودجه فعالیتهای ـ تقریب بین مذاهب ـ را لغو کرده و ما وضع خوبی نداریم (!) احمدی نژاد می گوید تقریب بی تقریب، وحدت بی وحدت، اینها همه اش حرف است!

با شنیدن این حرفها با خودم می گفتم: سبحان الله! منافق از دو طرف سیلی می خورد!


در این کنفرانس دریافتم که آیت الله تسخیری یا:مردی است نادان و ابله که از آنچه زیر گوشش اتفاق می افتد هم بی خبر است!ایشان هر جا دم از مراعات حقوق اهل سنت در ایران می زند. مگر ایشان در ایران نبوده اند، و هرگز فرصت این را پیدا نکرده اند تا دریابند که سنیهای ایران در چه وضع فلاکتی بسر می برند!

مدرسه های دینیشان بخصوص در مناطقی که اقلیت هستند خراب می شود، مسجدهایشان نیز پلم شده ویران می گردد تا مرکز تجمعی نداشته باشند و بتدریج در جامعه شیعه ذوب شوند.

علمایشان ترور می شوند. آنهم ای کاش ترور!

استاد گرانقدرمان حاج ضیایی رهبر اهلسنت بندر و جنوب را تکه تکه کردند، حاج دکتر احمد صیاد میرین را قیمه قیمه کردند که بزرگترین تکه اش گوشش بود!

قصه قتل علمای اهل سنت که سر پوشیده ای نیست که آیت الله تسخیری از آن بی خبر باشند. در مجلس شورای به اصطلاح اسلامی ایران بارها مطرح شده است.

و همراه قصه ی قتلهای زنجیره ای بارها در روزنامه های خود ایران به تصویر کشیده شده است.

و همچنین قصه ی مدارس دینی و مساجد، و ظلم و ستم حکومت صفوی منش ایران بر این اقلیتی که یک سوم جمعیت کشور را تشکیل می دهد بر هیچ کسی پوشیده نیست.

آه و ناله یشان به ما رسیده است، چطور به آیت الله تسخیری نرسیده؟!

همه تاجیکستان امروز می دانند که برخی از مشهورترین علمای اهل سنت ایران چون عالم ربانی ملا احمد نارویی شخصیت دوم دار العلوم زاهدان بلوچستان امروزه در سیاهچالهای این حکومت بسر می برد.

تنها به این گناه که چند جوان تاجیکستانی در این مدرسه دینی مشغول به تحصیل اند. و حکومت صفوی منش به آنها گفته که اگر تعهد دهند که هیچ تاجیکی را به مناطق اهل سنت و مدارس سنیها راه ندهند. مولوی احمد و سایر گروگانها را آزاد می کنند!!

آیا به نظر آیت الله تسخیری اینگونه رفتار و گروگان گیریها شایان یک حکومت اسلامی است و یا راهزنان و دزدان دریایی!!پس آیت الله تسخیری یا ابله و نادان و از همه جا بی خبر تشریف دارند، و از روی نادانی با ساز جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران می رقصند.

و یا روباهی بسیار مکارند که خود را از همه جا بیخبر جلوه می دهند. و فضایی از خیالات را در ذهن خویش بتصویر می کشند و سپس در هر جا سازی می زنند که سنیها به خیر هستند.دیگر اینکه آیت الله تسخیری در هر جا ادعا می کنند که ما شیعه ها دیگر به تحریف قرآن ایمان نداریم، و دیگر صحابه و یاران رسول پاک الهی را دشنام و ناسزا نمی گوییم، و لعن و نفرین نمی کنیم و …ما که از خدایمان است شما به کتاب خداوند متعال پایبند شوید. خدای نا خواسته ما که از گمراهی شما لذت نمی بریم!

ما آرزو داریم که ایران بار دگر مهد اسلام گردد، و از این روحیه وحشیگری و آدم کشی و تعصب کورکورانه دست بردارد. در اینصورت بدون شک ایران می تواند رهبریت جهان اسلام را بدست بگیرد. آخوندهای این کشور جز با مکر و حیله به پیش نمی روند.
و این باعث شده که کشور فرسنگها از دین و آیین دور شود. ملت ایران به عنوان یک ملت ستمدیده در تاریخ معاصر مطرح شود. ایران بطور کلی ویران و جنگلی شده پر از پلنگان و شیران!

پس گزینش دوم اینست که آیت الله تسخیری مکاری است که بنا به وصیت حجت الاسلام مرتضی مطهری تنها بر منبرها دروغ می گوید!

در هر صورت ایرانیهای عزیز شما را بخدا آیا قصه این آیت الله شبیه به قصه چوپان دروغگو نیست؟!

“سنی نیوز”صدای اهل سنت ایران

آینده مبهم حوزه علمیه تخریب شده عظیم آباد سیستان واُسراء اهل سنت



سنی نیوز:سه ونیم ماه از بازداشت غیر قانونی فعالان اهل سنت ایران گذشت….

در اوایل ماه مبارک رمضان ۱۴۲۹ ه.ق (سه ونیم ماه پیش) مامورین وزارت اطلاعات ایران بطور گسترده دست به ربودن جوانان وفعالان اهل سنت در دو شهر بزرگ سیستان وبلوچستان زدند که تا کنون هیچ اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست.
با وجود گذشت بیش از صد روز از ربوده شدن فعالان مذهبی اهل سنت، خانواده هیچ یک از أسراء موفق به ملاقات عزیزان خود نشده است که این امر باعث دغدغه ومضاعف شدن پریشانی خانواده ها و دوستان وعموم مردم اهل سنت ایران شده است.
لازم به ذکر است هیچ یک از ارگانهای دولتی تا کنون حاضر نشده علناً مسئولیت دستگیری فعالان اهل سنت را به عهده بگیرد. مسئولان امنیتی و اطلاعاتی در نشست های مذاکراتی خود با رهبران اهل سنت ایران از ربوده شدن این افراد که تعدادشان از دهها نفر می گذرد سخن گفتند و از آن بعنوان اهرمی برای اعمال فشار استفاده کرده و می کنند.
به گزارش منابع خبری اهل سنت ایران، افراد ربوده شده از نزدیکان و دوستان مولانا عبدالحمید رهبر اهل سنت ایران ومولانا حافظ محمدعلی شه بخش مدیر حوزه حوزه تخریب شده سیستان می باشند.
به گزارش “سنی نیوز ” فعالان دستگیر شده از شهرستان زاهدان وزابل تحت سخت ترین فشارها و شکنجه ها قرار دارند تا جلوی دوربین تلویزیون دولتی، صحنه های توهین به قرآن مجید بهنگام تخریب حوزه علمیه حضرت امام ابوحنیفه(رح) سیستان توسط نیروهای مسلح ایران را ساختگی و دروغین اعلام کرده واز نفرت مسلمانان و بیزاری شان از دولت جمهوری اسلامی ایران بکاهند.
نه حوزه علمیه تخریب شده بازسازی شده است نه افرادی که پس از تخریب حوزه بازداشت شده اند از اسارت و شکنجه های جسمی و روحی مامورین امنیتی رژیم ایران نجات یافته اند{بجز دو، سه جوان که در اواخر هفته پیش به آغوش خانواده وعزیزان بازگشتند}.
لازم به یادآوریست پانزده تن از نمایندگان اهل سنت در مجلس شورای اسلامی ایران طی بیانیه ای خواستار مجازات عاملان تخریب حوزه علمیه امام ابوحنیفه (رح) شده بودند ومسئولین محلی سیستان وبلوچستان قول دادند حوزه علمیه اهل سنت سیستان را بازسازی نموده و أسراء را در اسرع وقت آزاد نمایند.
این وعده مثل وعده های سابق مسئولین دولتی ایران تاکنون عملی نشده است.ماه مبارک رمضان، عید سعیدفطر، دهه اول ماه ذوالحجه وعید سعیدقربان از مبارکترین ایام سال و روزهای خوشی و سرور برای اهل سنت جهان می باشد که به میمنت سیاستهای تنگ نظرانه رژیم ایران به ایام غم وحزن، بلا و ابتلا برای اهل سنت ایران ومنطقه تبدیل شدند.

هنگامیکه خامنه ای جنایتکار درس وحدت می دهد



هنگامیکه خامنه ای جنایتکار درس وحدت می دهد
جهان و بویژه اهلسنت ایران می دانند که دستهای خامنه ای پشت تمامی جنایات در حق اهلسنت می باشند و تمامی اهانتها و جنایتها و تبعیضها بدستور وی انجام می پذیرد واگر آقای خامنه ای تبعیض و جنایت علیه اهلسنت را نمی خواست هرگز کسی در ایران جرات نمی کرد به اهلسنت چپ نگاه کند.
آقای خامنه ای یکی از مکار ترین و فریب کارترین آخوندهای ایران است که حقیقتش مملو از دشمنی و بغض و عداوت با اهلسنت و اصحاب پیامبر می باشد اما برای گول زدن اهلسنت جهان هر از چند گاهی پیام وحدت می فرستد.
بدستور خود خامنه ای مسجد شیخ فیض در مشهد تخریب گردید و مصاحف قرانی در چاههای فاضلاب دفن گردید و اگر این مسجد به دستور وی تخریب نمی گردید چرا عاملان این جنایت بزرگ مجازات نشدند.
حوزه علمیه عظیم آباد بدستور خامنه ای و توسط عوامل زابلی پلید تخریب گردید و مصاحف قران عظیم الشان در چاههای فاضلاب انداخته شد.
این جنایات و دیگر اهانتها پرده از حقیقت کثیف خامنه ای بر می دارد و تصویر حقیقی وی را به نمایش می گذارد.
بیشترین اجحافات در حق اهلسنت در دوره احمدی نژاد انجام گرفت که از بیشترین حمایت دربار خامنه ای برخوردار است و اکنون که جهان اسلام به اندکی از مکاریهای این جنایتکاران پی برده است و کشورهای مصر و عربستان سعودی به اقدامات برون مرزی رژیم و ایجاد موسسه های تبشیری توسط رژیم در کشورهای همسایه هشدار دادند آقای خامنه ای مکار و حیله گر و آخوند کثیف به یاد وحدت امت مسلمه افتاده و باری دیگر می خواهد با دروغهای گذشته جهان اسلام را بفریبد.
در این میان برخی از علمای اهلسنت از بیانات رهبر خوشحال شدند که باید به عرض مبارک آنها برسانم که آقای خمینی بیانات به مراتب وحدت آفرین تر ارائه داد ولی کجا رفتند و چه کار کردند.
این اظهارات نه برای اهلسنت داخل کشور بلکه برای فریب مسلمانان جهان می باشند که اخیرا اندکی به حقیقت رژیم ایران پی بردند و نمونه آن در بیانات و اظهارات قرضاوی قابل رویت می باشد.
و این بیداری در جهان اسلام روند تبشیر شیعی را در جهان اسلام کند کرده است و مبلغین شیعه را با مشکل مواجه نموده است به همین خاطر باز باید به حیله قدیمی مراجعه کنند و بانگ وحدت سر دهند و علمای اهلسنت ایران بیخودی خوشحال نشوند و به این سادگی فریب نخورند.
پیامبر اسلام صلوات الله علیه فرموند: لا یلدغ المومن من جحر واحد مرتین
مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
دلاور بلوچ

استعفای شهردارها در بلوچستان

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از آژانس ایران خبر :مدتی از استعفای شهردار سراوان نمی گذرد که شهردار راسک نیز به علت نا توانی در تامین منابع مالی استعفای خود را به شورای شهر این شهرستان ارسال کرد.
بی توجهی مسئولین به مقوله شهرداری در سیستان و بلوچستان موجب شده تا شهرداری ها که نسبت به سایر ارگانهای دولتی از دریافتی های کمتری از دولت بهر مند هستند در این استان با مشکلات مالی دست در گریبان باشند.
شهرداری ها موظف اند با توجه به امکانات تحت اختیار تا حدی منابع مالی خود را تامین کنند که با توجه به شرایط خاص سسیتان و بلوچستان این امر در شهرداری های این استان محقق نشده است.
برخی از شهرداری ها ماه هاست که از پرداخت حقوق کارمندانشان باز مانده اند .

۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

بهای نفت در نيويورک به زير 34 دلار سقوط کرد


شبکه تلویزیونی بي بي سي دقايقي پيش خبر داد بهاي نفت در بازار نيويورک به کمتر از سي و چهار دلار در هر بشکه رسيد.کارشناسان مي گويند سقوط شديد بهاي نفت يکي از نشانه هاي مهم رکود اقتصاد جهاني است. تا چند ماه پيش بهاي نفت به ميزان بي سابقه حدود يکصد و پنجاه دلار در هر بشکه رسيده بود.کاهش شديد بهاي نفت در حالي اتفاق مي افتد که اوپک اعلام کرده است بيش از دو ميليون بشکه ديگر از توليد نفت خود مي کاهد اما اين تصميم نتوانست مانع کاهش بهاي نفت شود.

سه سرباز دانمارکی در افغانستان کشته شدند


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبرگزاري فرانسه از کوپنهاگ، سه نظامي دانمارکي که توسط نيروهاي ناتو در افغانستان به خدمت گرفته شده بودند، روز جمعه براثر اصابت خودروشان با مين يا بمب کنار جاده اي در استان هلمند کشته شدند و يک دانمارکي ديگر نيز زخمي شد.
ارتش دانمارک با صدور بيانيه اي اعلام کرد اين سه سرباز دانمارکي بعد از ظهر روز جمعه هنگامي کشته شدند که خودرو زرهي حامل آنها با يک بمب کنار جاده اي يا مين اصابت کرد.
بدين ترتيب شمار نظاميان کشته شده دانمارکي در افغانستان از سال دو هزار و يک که اين کشور در چارچوب نيروهاي کمک به برقراري امنيت در افغانستان سرباز به اين کشور اعزام کرد، به بيست و يک نفر رسيد.
شمار نظاميان دانمارکي در افغانستان هم اکنون حدود هفتصد نفر است که بخش عمده آنها در استان هلمند و تحت فرماندهي نظاميان انگليسي بسر مي برند.
گفتنی است مقامات افغان و ناتو در گذشته از کشف مین های ساخت رژیم تهران در داخل افغانستان خبر داده اند.

سالانه يك ميليون كودك انگليسي شكنجه مي‌شوند



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از سی ان ان اخبار و آمارهاي جديدي كه از برخي كشورهاي غربي منتشر مي شود، نشان از گسترش خشونت و تزلزل در نهاد خانواده اين كشورها دارد .
بر اساس گزارش سي ان ان ، انتشار گزارش مراكز پزشكي حامي كودكان در انگليس، موجي از نگرانی را در جامعه سنتي بريتانيا بوجود آورده و خانواده ها از اينكه تا اين اندازه حقوق كودكان در كشورشان ناديده گرفته مي شود، اظهار شرمندگي مي كنند .
اخيرا شبكه هاي تلويزيوني انگليس با نشان دادن جسد يك كودك شيرخوار كه آثار 30 ضربه بر بدن آن مشهود بود، پرده از يك جنايت خانوادگي برداشته و از مقامات سياسي خواستار پايان دادن به اين وحشي گري در جامعه متمدن انگلستان شدند .
بر اساس آمارهاي به دست آمده سالانه يك ميليون كودك انگليسي مورد آزار و اذيت و شكنجه قرار مي گيرند .
پيش تر نيز اخباري در باره تجاوز جنسي به يك كودك 17 ماهه در اين كشور منتشر شد كه باعث واكنش نخست وزير انگليس به آن شد .

بدفهمی بیشتر تحصیل کرده ها در باره ی اسلام


همچنین تعداد دیگری از روشنفکران ما نسبت به عناصر و مایه های(( ابدیت و خلود )) و جوانب قوت و عظمت اسلام ، در جهل به سر می برند و از ارکان و ویژگیهای اسلام هم چیزی نمی دانند . اسلام را از مشرقین و مبلغین مسیحی و یا واقعیت ناهنجار حاکم بر مسلمانان می گیرند ! و براین باورند ، چیزی که امروزه مردم دور آن جمع شده و به آن متمسک گردیده اند اسلام است .! و پدیده هایی همچون عقب افتادگی (( سیاسی و اقتصادی و علمی و مشکلات اجتماعی )) را به اسلام نسبت می دهند، در حالی که اسلام با اینها هیچ گونه میانه خوشی ندارد و دامن خود را به این پلیدی ها آلوده نمی نماید .




بدفهمی بیشتر تحصیل کرده ها در باره ی اسلام
دکتر یوسف قرضاوی
با وجود گسترش بیداری اسلامی در میان بسیاری از تحصیل کرده های جوان ، هنوز بسیاری از آنان به خاطر آثار و بقایای عصر ارتجاع و یا نتایج ناهنجار تهاجم فکری و فرهنگی معاصر ، نسبت به اسلام دارای شناخت ناقص ، مشوش و آشفته می باشند . به طوری که بعضی از آنها – با وجود تحصیلات دانشگاهی – به عقاید خرافی باور دارند و صورتهای گوناگونی از شرک و بدعت در عقاید و عبادتشان دیده می شود و از نظر سلوک و اخلاق مشوش و در هم ریخته هستند ، و با همه اینها خود را مسلمان و دیندار به حساب می آورند و ...
این گروه هرچند تعدادشان با توجه به وسعت موج مادیگری و هجوم فکری و فرهنگی غربی زیاد نیست اما باز به حکم تأثیر تعالیم تصوف انحرافی که هنوز هم در بیشتر نقاط اسلام دارای قدرت و نفوذ است و دستگاههای حکومتی هم به شیوه ها و دلایل مختلفی – که از نظر خوانندۀ محقق پوشیده نیست – آن را حمایت می کنند نمی توان وجود آنها را نادیده گرفت . لذا ضرورت دارد که این عده با اصول و مبانی عقیدۀ سالم و واقعی اسلام و عبادت های خالص مورد قبول خداوند ، آشنا بشوند .

همچنین تعداد دیگری از روشنفکران ما نسبت به عناصر و مایه های(( ابدیت و خلود )) و جوانب قوت و عظمت اسلام ، در جهل به سر می برند و از ارکان و ویژگیهای اسلام هم چیزی نمی دانند . اسلام را از مشرقین و مبلغین مسیحی و یا واقعیت ناهنجار حاکم بر مسلمانان می گیرند ! و براین باورند ، چیزی که امروزه مردم دور آن جمع شده و به آن متمسک گردیده اند اسلام است .! و پدیده هایی همچون عقب افتادگی (( سیاسی و اقتصادی و علمی و مشکلات اجتماعی )) را به اسلام نسبت می دهند، در حالی که اسلام با اینها هیچ گونه میانه خوشی ندارد و دامن خود را به این پلیدی ها آلوده نمی نماید .

این گروه لازم است بدانند که باید اسلام را از کجا بشناسند و دریافت کنند ، منابعی که تعالیم اسلام از آن سرچشمه می گیرند ، کدامند ؟ و اینکه اسلام بر مسلمانان سند و حجت است ، نه اینکه مسلمانان بر اسلام شاهد و حجت باشند .

همچنین تعدادی از تحصیل کرده ها هنوز هم بر این باورند که در عین مسلمان و متعهد بودن ، می توان حاکمیت و قوانین و دستورات غیر اسلامی را نیز در جامه پذیرفت و عملی نمود . و در این تصورند که در سایه حکومتی که دارای آرمان و قوانین و ارگانهای غیر اسلامی است ، می توان مسلمانانه زندگی نمود ؟!
این گروه لازم است بدانند ، که اسلام همچنان که دارای عقاید و جهان بینی خاصی است ، برای خود قوانین و مقرراتی نیز دارد . خداوند قران را نفرستاده تا بر مردگان خوانده شود ! بلکه هدف از فرستادن قرآن آن است که در واقعیت های زندگی مردم حضور داشته باشد .

((إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ)) (نساء/105)

((ما این کتاب را بحق بر تو نازل كرديم ; تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى ))

لذا هر کس به غیر آنچه از جانب خدا نازل گردیده حکم نماید ، مهر کفر و ظلم و فسق و یا همه اینها بر پیشانیش چسبانده می شود .

بعضی از روشنفکران همچنان در این توهم قرار دارند ، که اسلام چهره و صورتی دیگر از مسیحیت است ! و چون مسیحیت می پذیرد ، که انسان زندگی را میان حاکم و خدا تقسیم نماید ! (( حق قیصر را به قیصر و حق خدا را به خدا بده )) . لذا اسلام را به علاقه و ارتباط فردی میان انسان و خدا محدود می نمایند ! آن هم علاقه و ارتباطی بسیار خصوصی که از درون فرد تجاوز نمی کند و چنانچه از درون انسان خود را بیرون بزند ، دامنه اش از مسجد فراتر نمی رود ! اما نظام زندگی فرهنگ و جریانهای آن ، تعلیم و تربیت و روشهای آن ، اقتصاد و عملی نمودن برنامه های اقتصادی و قوانین و مقررات قضایی و جزایی هیچ ربطی به دین ندارد و اصلاً به دین مربوط نیست .

علاوه بر آن دیده می شود بعضی از آنها مدعی مسلمان بودن هستند ، و از اینکه خود را به اسلام نسبت می دهند ، به خود می بالند ، نماز می خوانند و به حج می روند . با وجود اینها دیگران را به اندیشه ملی گرایی و ضدیت با نظام اجتماعی اسلام دعوت می نمایند !؟ و روابط اجتماعی بر اساس ملی گرایی را بر روابط اسلامی برتری می دهند ! و آن را با افکار و فرهنگ غربی بدون برسی و پاک سازی توجیه و تبلیغ می کنند ! به طوری که نظریه تکامل داروین ، تحلیل روانی فروید ، تفسیر مادی مارکس برای تاریخ ، تئوری پیدایش ادیان دورکهایم می پذیرد و نمی داند که اسلام در هر کدام از این موضوعات جهت گیری و نظر خاص خود را دارد .

حتی یک روز یکی از روشنفکران گفت : من یک مسلمان مارکسیست هستم !
من نمی دانم که این دو اندیشۀ کاملاً متفاوت با هم چگونه کنار می آیند ؟ و اصلاً سرچشمه الهام و اندیشه چنین انسانی چیست ؟ آیا قرآن است و یا کتاب (( سرمایه )) و بیانیه های مارکس ؟! و به هنگام اختلاف میان این دو ] اسلام و مارکسیسم [ الگو و قاضی خویش را چه کسی قرار می دهد ؟ محمد صلی الله علیه و اله وسلم یا مارکس !؟ آیا اگر کسی بگوید من یک مسلمان مسیحی و یا مسلمان بودایی هستم ، پذیرفتنی است ؟ ] اگر نه [ پس چگونه می توان قبول کرد که کسی هم مسلمان باشد و هم مارکسیست ؟

بسیار روشن است که مارکسیسم دین نیست ، و با همه ادیان سر جنگ و ستیز دارد و آنها را به عنوان افیون ملتها معرفی می کند ! و به همین خاطر از دیدگاه مسلمانان اصل بر آن است که مارکسیسم مردود و غیر قابل قبول است . از طرف دیگر وقتی که اسلام ، اشتراک با هیچ دین دیگر – حتی اهل کتاب – را نمی پذیرد چگونه با عقیده ای که در برابر تمام ادیان می جنگد اشتراک و سازگاری پیدا می کند . با این همه مارکسیسم اگر چه دین ستیز است و می خواهد از آن پاک شود ، به نوعی خاصیت دین را به همراه دارد . یعنی دیگران را در برنامه خود شریک نمی کند .

پس مارکسیسم مکتبی است شامل و ویرانگر و بر اساس سرشت خود برای اسلام و دیگر ادیان هیچگونه اعتباری را قائل نمی شود . مگر اینکه در شرایط ضروری و تسامح آن را به عنوان حاشیه ای و تابع بپذیرد .

باز تا کنون تعدادی از روشنفکران چنین می پندارند که ضعف سیاسی مسلمانان ، شکست های نظامی ، عقب ماندگی از کاروان تمدن و انحطاط آنها در میدان علم و تکنولوژی ناشی از دین است ! و اسباب و عوامل پیشرفتها و پیروزی های غرب هم ناشی از آزادی آنها از قید و بند های دینی و پذیرش نظریه جدایی دین از سیاست است .

اما آنچه لازم است مورد توجه قرار گیرد آن است که کسانی که اینگونه می اندیشند ، باید حقایق اصلی دین را که از منابع صاف و بی غل و غش آن ( یعنی قرآن و سنت رسول خدا ) اتخاذ می شود بشناسند .

درست به همان صورت که مسلمانان صدر اسلام ، صحابه و تابعین این گونه عمل کرده اند . آنگاه در می یابند که اگر حقایق اسلام به صورت درست و واقعی فهمیده و عملی شوند ، جز نتایج خوب و سازنده ، چیز دیگری را در بر نخواهد داشت ؛ چرا که در آن چیز هایی هست که موجب آزاد سازی قلوب و اندیشه ها ، تزکیه نفس ، پاره نمودن زنجیر اوهام ، تقویت جسم ، ساختن خانواده بر مبنای محکم و استوار ، پیشبرد جوامع بر اساس (( علم و ایمان )) ، تعاون ، حسن اخلاق ، ایجاد حکومتی بر پایه (( عدل و مشورت )) و تحکیم هدایت ها و حقیقت های الهی و هدایت انسانها به سوی استوار ترین و پابرجا ترین راه و مسیر می شود .

همچنین ضرورت دارد که این گونه افراد از مراحل مختلف تاریخ اسلام به خوبی آگاهی یافته و آن را مورد مطالعه قرار دهند ! و در دگرگونیهای و پیروزی و شکست های آن تحقیق کافی بنمایند . و عوامل قوت و ضعفش را مورد برسی قرار دهند ! در این صورت به خوبی متوجه خواهند گردید که اسباب پیروزی و ترقی مسلمانان ، و همچنین عوامل ضعف و شکست و عقب گرد آنها با پشت نمودن و دوریشان از تعالیم اسلام رابطه مستقیم دارد و در زمان و شرایطی که مسلمانان در سایه خلیفه و یا حاکمی متعهد و متقی با حرکتی نشأت گرفته از اسلام در ارتباط بوده اند به تفوق و برتری دست یافته اند . چنانچه در عصر خلفای راشدین پیش از شعله ور شدن آتش اختلاف میان مسلمانان ، و همچنین در عصر عمر بن عبد العزیز و ابو جعفر منصور و هارون الرّشید و نور الدّین محمود شهید ، و صلاح الدین ایوبی و ... مشاهده می شود . اما همه شکست هایی که مسلمانان به آن دچار گردیده اند ، ناشی از فاصله گرفتن آنها از حقایق و مسئولیتهای دین خدا بوده به طوری که هر چه بیشتر از دین اسلام فاصله گرفته اند ، گرفتاری و مصیبت شان بیشتر گردیده است .

تعدادی از روشن فکران تا کنون هم نسبت به بسیاری از امور بدیهی اسلام در بی خبری و اشتباه به سر می برند ! تا جایی که گروهی قضیه به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی مسیح علیه السلام را چنان مورد تحقیق قرار می دهند ، که انگار واقعیت دارد . در حالی که از نظر اسلام چین واقعه ای به طور قطعی مردود است .

یا در مورد حوا می گویند که او آدم علیه السلام را به خوردن از درخت ممنوعه وا داشت و باعث طرد و اخراج او از بهشت و در نتیجه موجب بدبختی و رنج و محنت ما در این دنیا شد . در حالی که این برداشت ، از همان گفته هایی سرچشمه می گیرد که در تورات و آسفار عهد قدیم آمده است و ار نظر اسلام استدلالی کاملاً بی اساس تلقی می شود ؛ چرا که از نظر اسلام کسی که از درخت خورد ، آدم بود . و خودش به مخالفت امر خدا پرداخت و به تعبیر قرآن :
(( وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا )) ( طه / 115 )
(( پيش از اين، از آدم پيمان گرفته بودیم ; اما او فراموش كرد ; و عزم استواری براى او نيافتيم ))

((وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى))( طه/121-122 )
((آدم پروردگارش را نافرمانى كرد ، و از پاداش او محروم شد! * سپس پروردگارش او را برگزید ، و توبه‏اش را پذیرفت ، و هدايتش نمود. ))

بنابر این در بینش اسلامی در قضیه اخراج از بهشت ، مسئول اول در ارتکاب نافرمانی خدا و خوردن از درخت ممنوعه آدم است ، و همسرش حوا به پیروی از او به خوردن از آن درخت پرداخت .
باز همواره تعداد بسیاری از روشنفکران با نگاهی غربی به فرهنگ و تمدن می نگرند ، و به همین خاطر رقص و پایکوبی را از مقدمات تمدن به حساب می آورند ، روی این حساب ملت و قومی را که در میان آنها این گونه کارها وجود نداشته باشد ، مردمی متمدن به شمار نمی آورند .چنانچه به این روشنفکران بگویی شیوه های دیگری از رقص و پایکوبی ملی در میان مردم ما نیز وجود دارد ، مانند پایکوبی همراه با شمشیر و عصا ، که در مناسبتهای مختلفی از قبیل عروسی و جشنها آن را انجام می دهند ، و بازی های مانند کشتی ، چوگان بازی و ... داریم . مسخره می کنند ؛ چرا که نتوانسته ای منظور آنها از رقص را خوب درک کنی . منظور آنها از رقص ، این است که زنی با یک مرد بیگانه ] نا محرم [ و یا برعکس مردی با زنی نا محرم برقصند ، همدیگر را در آغوش بگیرند و با همراهی آهنگهای موسیقی دلها را به هیجان وا دارند .و البته باید کاملاً مواظب باشی که به آنها نظر سوء یا منفی نداشته باشی چون اینها مثل من و شما نیستند که دارای غریزه باشند بلکه آنها بالاتر از آنی هستند که این گونه وصله ها به آنها بچسبد و اصلاً فرشتگانی هستند که در زمین زندگی می کنند .
اما قضیه (( حلال و حرام )) و اینکه مسلمان نمی تواند هر چه را که دلش میخواهد انجام دهد بلکه در چهار چوب و حدودی که خدا برای او تعیین نموده کار می کند و نمی تواند آن حدود را نادیده بگیرد و پا را فراتر بگذارد و به فرمایش قرآن :
((تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ )) (طلاق / 1 )
((این حدود خداست، و هر كس از حدود الهی تجاوز كند به خویشتن ستم كرده ))
این نوع از آیات خدا برای آنها بسیار غریب و نامأنوس است ، و در اندیشه و تفکر آنها کمترین جایگاهی ندارد .
-----------------------------------------------------
منبع : آینده حرکت اسلامی و اولویت های آن
مؤلف : دکتر یوسف قرضاوی
مترجم : محمد ملا زاده
انتشارات : نشر احسان

سقوط بهای نفت؛ اقتصاد رژیم در آستانه نابودی




براساس پیش‌بینی کارشناسان اقتصادی کشور و دیپلمات‌های اروپایی، با سقوط قیمت نفت، اقتصاد ایران نابود خواهد شد.
به گفته کارشناسان، باتوجه به نوسان قیمت نفت درحدود بشکه‌ای 40 دلار و کیفیت پایین نفت خام ایران، اخبار ناخوشایندی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود.
درآمد نفتی کشور از 300 میلیون دلار به 100 میلیون دلار در روز رسیده است و اگر قیمت آن درحد بشکه‌ای 30 تا 40 دلار باقی بماند، بیش از 70 میلیارد دلار از درآمد نفتی کشور کم‌تر خواهد شد.
این در حالی است که به گفته کارشناسان اقتصادی، نفت ایران 60 درصد بودجه دولت و میلیاردها دلار یارانه دولتی کالاهایی مانند بنزین، شکر و آرد را پوشش می‌دهد.
برخی پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که در صورت سقوط قیمت نفت، درآمدها به شدت کاهش خواهد یافت، ارزش پول رایج کشور ضعیف‌تر و نرخ تورم به مراتب بیش‌تر خواهد شد.
درپی بحران اقتصادی در سطح جهانی، بهای انواع نفت سقوط کرد، به‌گونه‌ای که قیمت نفت اوپک از بشکه‌ای 142 دلار ماه در جولای به 42 دلار در ماه نوامبر رسید.
دانیل یرگین، مورخ و نویسنده تاریخ نفت می‌گوید که 70 میلیارد دلار کاهش درآمد نفت، یک شوک بزرگ نفتی برای ایران است و فشار اقتصادی سنگینی بر این کشور وارد خواهد کرد.
آینده اقتصاد ایران
آینده اقتصادی ایران موضوع مورد توجه دولت باراک اوباما، رییس‌جمهور منتخب آمریکا و دولت‌های اروپایی است.
واشنگتن درمطرح کردن تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، با هدف متوقف کردن برنامه غنی‌سازی اورانیوم پیشگام بوده است.
این تحریم‌ها به همراه دشواری‌های نظام مالی جهان، کشور را در تنگناهای اقتصادی سختی گرفتار کرده است.
برخی ناظران بر این باورند که شرایط سخت کنونی کشور برای احمدی‌نژاد و رهبری ایران مهم نیست، زیرا آنها که تصمیم‌ گیرنده نهایی در موضوعات حساس کشور هستند، تسلیم نخواهند شد و موضوع هسته‌ای را کنار نخواهند گذاشت.
مهدی فاخری، معاون رییس امور بین‌الملل اتاق بازرگانی ایران گفت که در سه تا چهارماه آینده باید منتظر یک شوک اقتصادی در کشور باشیم.
فاخری تاکید کرد که در این صورت دولت با نارضایتی مردمی روبه‌رو خواهد شد و اگر بحران جهانی و قیمت نفت به همین وضعیت باقی بماند، احتمال بروز ناآرامی اجتماعی وجود دارد.

سایت مردمک

۱۳۸۷ آذر ۲۸, پنجشنبه

استخاره با سرعت بالا !

بازداشت 23 نفر از مقامات ارشد وزارت کشور و دفاع عراق


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی بیست و سه نفر از کارکنان وزارت کشور و دفاع عراق به اتهام عضویت در حزب غیرقانونی العوده، وابسته به حزب منحل شده بعث عراق، بازداشت شده اند.
در میان بازداشت شدگان چند افسر عالی رتبه عراقی نیز به چشم می خورند.
ژنرال عبد الکریم خلف سخنگوی وزارت کشور عراق در بغداد خبر بازداشت این بیست و سه نفر را تایید کرد و گفت که این افراد اکنون تحت بازداشت قرار دارند.
تمامی بازداشت شدگان مظنون به عضویت در حزب بعثی العوده هستند که فعالیت آن درعراق ممنوع اعلام شده است.
حزب بعث صدام حسین مدت بیش از سی سال حزب حاکم عراق بود اما پس از حمله نیروهای تحت رهبری امریکا به عراق در سال 2003، فعالیت آن ممنوع اعلام شد .
برخی از بازداشت شدگان عضو وزارت دفاع بودند و برخی نیز در وزارت کشور عراق کار می کردند که مسئولیت پلیس و امنیت داخلی این کشور را بعهده دارد.
سخنگوی وزارت کشور عراق گفت که هنوز معلوم نیست این افراد شیعه و یا سنی هستند و برخلاف گزارش رسانه، این افراد قصد کودتا علیه نوری مالکی نخست وزیر عراق را نداشتند .
این افراد در حالی بازداشت شده اند که قرار است در ماه ژانویه انتخابات استانی در عراق برگزار شود.
بسیاری در عراق امیدوارند که این انتخابات با صلح و آرامش برگزار شود اما فضای سیاسی قبل از انتخابات در عراق با شایعه‌ کودتا، توطئه و ائتلاف‌های تازه، پرتنش به نظر می رسد.

اعتراض روحانیون اهل سنت به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی


سنی نیوز: تشکیل دبیرخانه ای از سوی دولت ایران که قرار است مدیریت مدارس اهل سنت را بر اساس مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی برعهده بگیرد با واکنش اعتراض آمیز گروه هایی از روحانیون اهل سنت روبرو شده است.به گزارش»«سنی نیوز»به نقل از بی بی سی:در تازه ترین این اعتراض ها جمعی از علمای اهل سنت شهر کرد نشین مهاباد با ارسال نامه سرگشاده ای به رئیس جمهوری ایران مصوبه شورای انقلاب فرهنگی را ناقض استقلال مدارس اهل سنت و حقوق شهروندی و قانون اساسی خوانده و از او خواسته اند تا این مصوبه را لغو کند.
محمود احمدی نژاد که ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را نیز بر عهده دارد اخیرا دستور تشکیل دبیرخانه ای را داده است که مسئول اجرای مصوبه سال گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر تشکیل شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور است.
پیش از این مولوی عبد الحمید، امام جماعت اهل سنت زاهدان و گروهی از نمایندگان اهل سنت مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را نسبت به این مصوبه اعلام کرده بودند.
جلال جلالی زاده، استاد فقه شافعی در دانشگاه و نماینده پیشین سنندج در مجلس شورای اسلامی که از جمله منتقدان است، به بخش فارسی بی بی سی گفت: “مدارس دینی اهل تشیع در همه کشور های اسلامی از عربستان گرفته تا عراق مستقل است و زیر نظر دولت ها نیست و این مصوبه در راستای تعطیل کردن مدارس دینی اهل سنت در ایران است. چون نه عالم دینی اهل سنت در اداره مدرسه اهل تشیع موفق خواهد بود و نه یک عالم اهل تشیع در اداره مدرسه اهل سنت دلسوزی لازم را دارد به ویژه که شورای عالی انقلاب فرهنگی هیچ جایگاهی در قانون اساسی ندارد.”
آقای جلالی زاده همچنین می افزاید “از ابتدای جمهوری اسلامی هر روز که می گذرد فشار ها بر اهل سنت بیشتر شده و اهل سنت از حقوق قانونی خود محروم می شوند اما در دولت آقای احمدی نژاد این فشار ها افزایش یافته است.”
او همچنین به این نکته اشاره کرده است که در سال جاری عملا روال پذیرش برای رشته الهیات در فقه شافعی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران که از پیش از انقلاب وجود داشته متوقف شده و در امتحانی هم که انجام شده تصحیح اوراق به دانشگاه مذاهب اسلامی سپرده شده که رییس آن عضو شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت است.
آقای جلالی زاده با اشاره به وجود آنچه او علمای برجسته اهل سنت در کردستان می خواند در زمان پیش از انقلاب، نگرانی خود را از شباهت پیامد تصویب شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت با تاسیس مرکز بزرگ اسلامی درکردستان در سال های پس از انقلاب ابراز می کند که به گفته او به خالی شدن کردستان از فعالیت های دینی و بی امام و پیشنماز ماندن مساجد در کردستان انجامیده است.
مصوبه شماره ۶۳۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنوان اساسنامه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور یک شورای ۱۱ نفره را بنا بر ماده ۲ اساسنامه برای تربیت علمای اهل سنت و ساماندهی امور آموزشی و نشر فرهنگ تقریب و وحدت ارایه آموزش های تطبیقی در نظر گرفته است. حداقل هشت نفر از اعضای این شورا از میان مقامات جمهوری اسلامی و از اهل تشیع هستند و حداقل سه نفراز علمای اهل سنت هم به انتخاب نمایندگان رهبر ایران در آن حضور خواهند داشت.
چندی پیش حیدر مصلحی، نماینده آیت الله خامنه ای در امور اهل سنت و رئیس شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت در پاسخ به این اعتراض ها، با “جو سازی” خواندن آن ها گفت که ۶ نفر از علمای اهل سنت در شورا حضور دارند و “ارایه تسهیلات مناسب - پیگیری مشکلات سربازی طلاب اهل سنت و ارایه پشتیبانی های خدمات در مانی و بازنشستگی از جمله مسایلی است که با تشکیل این شورا پیگیری و حل خواهد شد.”

محمد حسین خلیلی پس از سه ماه بازداشت آزاد شد



به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سنی آنلاین، محمد حسین خلیلی روز سه شنبه 26\9\87 بعد از سپری نمودن سه ماه بازداشتی آزاد شد.محمد حسین خلیلی مسئول موسسه فرهنگی خلیلی که در تاریخ 17\6\87 بعد از تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم‌آباد زابل و دستگیری تعدادی از علما و جوانان فرهنگی زاهدان و زابل دستگیر شده بود در تاریخ سه‌شنبه 26\9\87 آزاد شد.

شهادت


شهادت

شهادت واژه ای است که از اعماق کلام خدا از بی نهایت امیدی بودبه سوی تمام نا امیدیها ،
شهادت نهایت سعادت است ،
شهادت نهایت رحمت خدا به سوی انسانیت ،
شهادت تنها مسیری است که جلوه گرزندگی همیشگی است،
شهادت مقامی است که ابر مردان اسلامراآرزو بود ،
شهادت آرزوی سرورکائنات شهادت سرمشق زندگیصحابه بود ،
شهادت نهایت عشق انسانیت به خداونداستشهادت دریچه برآورده شدن تمام رویاها وآرزوهای یک مجاهداست ،
مجاهد با تمام جد وجهدی که انجام می دهد تنها یک آرزودارد وآن هم شهادت است،
شهادتی که فقط رضایت خدا درآناست ودیگر هیچ تمنایی از انسانیت ندارد اما وقتی قلم را دردستان خویش می چرخانیم حقیقت درون را آشفته می بینیم کهما چگونه انسانهای هستیم که خیر خواهان (شهدا)را نمی بینیموبه تنگ نظران واصحاب جحیم جرات دخالت در ماورایحقیقت درون خویش را داده ایم


با تشکر از برادر مجاهد

۱۳۸۷ آذر ۲۷, چهارشنبه

كردها و اهل سنت سخت‌ترین دوران تاریخ معاصر را تجربه می كنند

به گزراش پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت«سنی نیوز» به نقل ازكورد نیوز جمعی از فعالان سیاسی وفرهنگی مناطق کردنشین با ارسال نامه ای برای سیدمحمدخاتمی کاندیدای اصلاح طلبان، دولت نهم رامتهم کردند که حداقل های پایه‌ریزی شده دردوران خاتمی در مناطق كردنشین جهت كاهش نابرابری و گسترش اعتماد متقابل میان مردم و حاكمیت، تحت تأثیر بی تدبیری‌ها و تصمیمات غیر‌علمی و غیر كارشناسانه ی دولت نهم كه مبنای آن‌ها نیازمندتر كردن هرچه بیشتر مردم و بازتولید نگاه امنیتی است به نابودی كشیده‌ است.
آنان خطاب به خاتمی گفته اند « فعالین سیاسی و فرهنگی كرد واهل سنت، روش‌ها و اهداف اصلاح‌طلبانه را با لحاظ نمودن نقدهای وارده، مناسب‌ترین و كم‌هزینه‌ترین راه برای بهبود وضعیت جامعه می‌دانند»وبه همین جهت از او خواسته اند« با ازخودگذشتگی، برای پایان بخشیدن به این ویران‌گری همه‌جانبه که بر همگان آشكار شده‌است»و برای عمل به تعهد ومسئولیت خطیری كه مردم ایران در مقابل او قرار داده‌ اند تردیدی به خود راه نداده و در این راه سرنوشت‌ساز قدم بگذارد.
به عقیده فعالان سیاسی وفرهنگی مناطق کردنشین«دولت نهم در سال‌های گذشته با رجوع مجدد به نگاه امنیتی و گسترش آن به تمامی حوزه‌ها باعث شده‌است كردها و اهل سنت یكی از سخت‌ترین و پرهزینه‌ترین دوران حیات خود را در تاریخ معاصر ایران تجربه كنند.»
آنان در این نامه که در«روژهه لات»منتشر شد، نوشته اند«در بحران گسترده‌ای كه از رهگذر سیاست‌های دولت در سه سال گذشته گریبانگیر اقتصاد ایران شده‌، مناطق كردنشین به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌ها، عدم تخصیص بهینه‌ی منابع و سرمایه‌گذاری‌های لازم بیشترین آسیب‌ها را متحمل شده‌است به طوری‌كه حتا آمارهای مجعول و غیرواقعی مرسوم‌شده نیز روی خود‌نمایی ندارند.»
فعالان سیاسی- فرهنگی مناطق کردنشین گفته اند« رشد باورهای خرافی و توهین و بی‌احترامی به اعتقادات مذهبی مردم منطقه كه اغلب از پیروان اهل سنت نیز هستند به طرز شگفت‌انگیزی افزایش یافته‌ و هزینه‌ی فعالیت‌های آرام و قانونی روز به روز بیشتر شده‌است. متأسفانه وضعیت یادشده زمینه‌ی تقویت رویكردهای افراطی و خشونت‌آمیز را در میان برخی گروه‌های اجتماعی مهیا ساخته و باور به بهبود و اصلاح تدریجی شاخص‌های زندگی را به‌طور كامل تضعیف كرده‌است.»متن کامل نامه به این شرح است:
نامه‌ی جمعی از فعالان سیاسی و فرهنگی مناطق كردنشین به سید‌محمد خاتمی
بسم‌الله الرحمن‌الرحیم
جناب آقای خاتمیاكنون كه اوضاع نابسامان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی كشور، جناب‌عالی را در راه اتخاذ تصمیم نهایی جهت حضور در عرصه‌ی دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری به برزخ تردید كشانده و آینده‌ی سیاسی ایران را بیش از پیش در محاق ابهام و پیچیدگی فرو برده‌است ما به عنوان جمعی از فعالین فرهنگی و سیاسی مناطق كرد‌نشین كشور لازم دیدیم با نوشتن این نامه و ارائه‌ی گزارشی هر چند كلی از وضعیت نامطلوب و دردناك حاكم بر منطقه، كه بار مضاعف این رنج سراسری را نیز به دوش می‌كشد در حد وسع خود، هم شما را در راه رسیدن به تصمیم‌تان یاری نموده و هم نسبت به آینده‌ی حساس پیش‌رو ادای دین كرده‌باشیم.
جناب آقای خاتمی
متأسفانه حداقل‌های پایه‌ریزی شده توسط دولت شما در مناطق رنج‌كشیده‌ی كردنشین جهت كاهش نابرابری و گسترش اعتماد متقابل میان مردم و حاكمیت، تحت تأثیر بی تدبیری‌ها و تصمیمات غیر‌علمی و غیر كارشناسانه‌ی دولت نهم كه مبنای آن‌ها نیازمندتر كردن هرچه بیشتر مردم و بازتولید نگاه امنیتی است به نابودی كشیده‌شد.
اندك مدیران كرد و اهل سنت منطقه كه بر پایه‌ی رواج نسبی فرهنگ شایسته‌سالاری دوران اصلاحات، برخی مناصب دولتی را در اختیار گرفته‌بودند به سرعت حذف شده و جای خود را به مدیران غیر بومی یا ناكارآمدی دادند كه با سؤ‌تدبیر و ناتوانی علاوه بر ضربه زدن به اعتماد عمومی، سبب ایجاد مشكلات وسیعی برای مردم شدند.
آیا چنین امری جز ناباوری به اصل شایستگی و عدم اعتماد به مدیران كرد و اهل سنت كشور مصداق دیگری دارد؟
از سوی دیگر وضعیت اقتصادی بغرنج و نامطلوب منطقه و محرومیت وسیع و تاریخی آن، زمینه را برای اجرا و تحقق سیاست‌های اقتصادی غلط، غیرعلمی و غیر قابل دفاع دولت نهم فراهم نمود كه برپایه‌ی توزیع فقر، صدقه‌یی كردن و افزایش احساس نیاز هرچه بیشتر به دولت تعریف شده‌است. متأسفانه این وضعیت بسیاری از مردم را ناچار نموده‌ تا امید به آینده‌ی اقتصادی بهتر برای خود و فرزندانشان را در برابر برنامه‌های شعاری و غالباً سیاسی دولت مانند طرح تحول اقتصادی، مسكن رؤیایی مهر، تسهیلات مقروض كننده‌ی مهر و مهرهای بی‌شمار دیگر به فراموشی بسپارند.
به جرأت می‌توان گفت در بحران گسترده‌ای كه از رهگذر سیاست‌های دولت در سه سال گذشته گریبانگیر اقتصاد ایران شده‌، مناطق كردنشین به دلیل عدم توجه به زیرساخت‌ها، عدم تخصیص بهینه‌ی منابع و سرمایه‌گذاری‌های لازم بیشترین آسیب‌ها را متحمل شده‌است به طوری‌كه حتا آمارهای مجعول و غیرواقعی مرسوم‌شده نیز روی خود‌نمایی ندارند.
جناب آقای خاتمی
دردناك‌تر از همه، واقعیت‌های حاكم بر عرصه‌های فرهنگی و سیاسی مناطق كردنشین است.
دولت نهم در سال‌های گذشته با رجوع مجدد به نگاه امنیتی و گسترش آن به تمامی حوزه‌ها باعث شده‌است كردها و اهل سنت یكی از سخت‌ترین و پرهزینه‌ترین دوران حیات خود را در تاریخ معاصر ایران تجربه كنند. در سه‌ونیم سال گذشته بخش اعظم مطبوعات فعال و كم‌تعداد منطقه توقیف شده و بسیاری از روزنامه‌نگاران یا به زندان افتاده و یا در بهترین حالت كارشان را از دست داده‌اند.
بسیاری از فعالین زن و مرد در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، كارگری و دانشجویی با تعطیلی اجباری فعالیت‌ها و زندان و احكام بعضاً سنگین چون حبس‌های طویل‌المدت و حتا اعدام دست و پنجه نرم می‌كنند.
هم‌چنین رشد باورهای خرافی و توهین و بی‌احترامی به اعتقادات مذهبی مردم منطقه كه اغلب از پیروان اهل سنت نیز هستند به طرز شگفت‌انگیزی افزایش یافته‌ و هزینه‌ی فعالیت‌های آرام و قانونی روز به روز بیشتر شده‌است.
متأسفانه وضعیت یادشده زمینه‌ی تقویت رویكردهای افراطی و خشونت‌آمیز را در میان برخی گروه‌های اجتماعی مهیا ساخته و باور به بهبود و اصلاح تدریجی شاخص‌های زندگی را به‌طور كامل تضعیف كرده‌است.با عنایت به موارد ذكر شده، ضرورت تلاش و از خودگذشتگی برای پایان بخشیدن به این ویران‌گری همه‌جانبه بر همگان آشكار شده‌است.
ما به‌عنوان جمعی از فعالین سیاسی و فرهنگی كرد و اهل سنت كه روش‌ها و اهداف اصلاح‌طلبانه را با لحاظ نمودن نقدهای وارده، مناسب‌ترین و كم‌هزینه‌ترین راه برای بهبود وضعیت جامعه می‌دانیم، پیش‌شرط‌های شما را نیز كه اهم‌ آن‌ها ارزیابی نهایی وضعیت كشور و تدوین كامل و دقیق منشور اصلاح‌طلبی است نقطه عزیمت ارزش‌مندی برای حضور در رقابت‌ها به حساب آورده و مشروط بر این‌كه منشور یادشده و برنامه‌ها‌ی منبعث از آن مبتنی بر اصل انسانی و دمكراتیك رفع تبعیض در عرصه‌های گوناگون و عادلانه ساختن امكان دستیابی به فرصت‌ها برای تمامی اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی و توجه به حضور برابر همگان در مدیریت كلان كشور باشد حمایت خود را از جناب‌عالی اعلام نموده و از شما دعوت می‌كنیم برای عمل به تعهد و مسئولیت خطیری كه مردم ایران در مقابل شما قرار داده‌است تردیدی به خود راه نداده و در این راه سرنوشت‌ساز قدم بگذارید.
به امید برگزاری انتخاباتی آزاد، عادلانه و رقابتی

۱- قاسم احمدی۲- د. یعقوب احمدی۳- فرهاد امین‌پور۴- د. خالد توكلی۵-مهدی رضایی۶- آزاد جلالی‌زاده۷- احمد حبیبی۸- د. صلاح‌الدین خدیو۹- د. محمد خضری۱۰- حاصل داسه۱۱- فرشاد دوستی‌پور۱۲- سهیلا راد۱۳- مختار زارعی۱۴- عبدالله سهرابی۱۵- د. احمد ستوده۱۶- امیر سجادی۱۷- سالار ساكت۱۸- رضا شجیعی۱۹- سید‌معروف صمدی۲۰- آسو صالح۲۱- صلاح‌الدین عباسی۲۲- احمد عزیزی۲۳- مسعود علایی۲۴- د. بهروز فاتح۲۵- عبدالحامد فرازی۲۶- اجلال قوامی۲۷- صلاح قاسمیانی۲۸- حبیب‌الله قادرمرزی۲۹- د. رئوف كریمی۳۰- سهراب كریمی۳۱- عبدالله لطیف‌پور۳۲- عبدالعزیز مولودی۳۳- كامران محمدرحیمی

2008؛ دست کم 300 نفر تا کنون در ایران اعدام شدند


رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی طی روزهای گذشته 8 نفر را در شهرهای مختلف ایران بدار آویخت.
روز سه شنبه اعلام شد مردی در شهر مشهد اعدام شده است.
خبرگزاری فرانسه با مخابره این خبر نوشت با این اعدام تعداد اعدامها در سال جاری میلادی در ایران به 299 نفر رسیده است.
گفتنی است این اعدامها تنها مواردی را شامل می شود که اخبار آن در رسانه های حکومتی درج شده است. مسلما آمار واقعی اعدامها در ایران بیش از اینها است.
سردمداران تبهکار رژیم جمهوری اسلامی بی اعتنا به قطعنامه های غیرالزام آور با زور و قلدری بر 70 میلیون ایرانی حکومت میکنند، شمشیر را از رو بسته و دسته دسته جوانان زندانی را بجرمهای واهی، اعدام میکنند.
فعالان حقوق بشر می گویند زمان آن فرا رسیده است که پرونده سیاه جمهوری اسلامی در زمینه حقوق بشر برای رسیدگی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود.

سَـقط شده ها

سَقط شده ها" در مورد کسانی بکار برده شده که به نوعی با اطلاعات رژیم ولایت فقیه همکاری می کنند، این اصطلاح بیانگر طرز فکری است که سردمداران انقلاب ایران نسبت به سنی های خبرچین وزارت اطلاعات، دارند و نیز بنا به جمله ی فراموش نشدنی است که یکی از مقامات عالی رتبه وزارت اطلاعات رژیم ولایت فقیه در حین بازجوئی و گفتگو با من در مورد سنی هایی که با اطلاعات همکاری می کنند، به کاربرد، جمله ای که من هرگز آن را فراموش نکرده و نخواهم کرد، او برای این قبیل افراد گفت:
"میدانیم چه جوری سقطشان کنیم" که من از آن تعبیر به "سقط شده ها" یعنی تلف شده ها کرده ام و این هشداریست برای آن دسته از سنی هایی که به نوعی با اطلاعات رژیم همکاری می کنند و باعث تقویت نظام مستبد ولایت فقیه می گردند، این سنی ها لازم است بدانند که همکاری با نظامی که قالب شیعی رافضی سبائی به خود گرفته است حاصلی برای آنان جز خسران هر دو جهان نخواهد داشت؛ چرا که زمامداران حکومت ولایت فقیه برخلاف گفته هایشان که دم از وحدت و تساوی حقوق می زنند در واقع امر، هیچ حق و حقوقی برای اهل سنت قائل نیستند و آنان را دشمن بالقوه خود می پندارند و با آنان همانند دشمن رفتار می نمایند و در عمل هم نشان داده اند که به هیچ اصلی از اصول اسلامی و انسانی و اخلاقی پایبند نیستند، بلکه با نیرنگهای گوناگون در پی قلع و قمع کلی سنی ها هستند بنابراین بعد از استفاده لازم از سنی های وابسته به اطلاعات و سپری شدن تاریخ مصرف آنان، با ترفندهای مختلف –همانگونه که شیوه ی جنایت کاران است– وابسته های تاریخ گذشته را بدور می اندازند و فریب خورده های دیگری را جایگزین تلف شده ها می نمایند و کماکان به بیدادگری و اختناق خود ادامه می دهند و این شیوه ی برخورد را که برخاسته از طرز فکر ولایت سالاران نسبت به سنی هاست از بدو انقلاب تا به حال ما شاهد بوده ایم.

ادامه مطلب

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

تصاویر شهداء

شهید حسین شنبه زهی (یاسر)
شهید حامد خراسانی (حامد)

شهید الله نظر کبدانی(رشید احمد)

شهید عبدالحمید سراوانی (عمران)




شلاق پاسداران بر بدن یک فعال کرد در هوای سرد


یک فعال کرد در بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران مریوان تحت شکنجه‌ قرار دارد
دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان: یک فعال کرد که‌ حدود 20 روز پیش دستگیر شده‌ است در بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران مریوان تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روحی قرار دارد.
نیروهای امنیتی وابسته‌ به‌ سپاه پاسداران ساعت 3 نصف شب به‌ منزل یک فعال کرد به‌ نام “رفیق ذوالقدر” فرزند صادق و ساکن سرو آباد مریوان یورش برده‌ و پس از تفتیش منزل ، وی را همراه با خود برده‌ و سپس به‌ بازداشت گاه اطلاعات سپاه مریوان انتقال دادند.
در گفت و گوی دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان با یکی از اعضای خانواده‌ نامبرده،‌ ایشان اعلام داشتند که‌‌ چند روز پیش توانسته‌اند مدت 5 دقیقه‌ با وی ملاقات حضوری داشته‌ باشند،اما با بدن به‌ شدت شکنجه‌ شده‌ی رفیق ذوالقدر مواجه‌ گردیده‌اند.
بنا به‌ اعلام این عضو خانواده‌ ، نامبرده‌ اظهار داشته‌ که‌ مکررا در هوای سرد و بدون لباس آب بر بدن او ریخته‌ و سپس توام با توهین و تحقیر لفظی شلاق زده‌ می شود.

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

افزعوا لها يا اخوان ـ صباح الموسوي



صباح الموسوي : بتاريخ 14 - 12 - 2008

الحديث عن سياسة التمييز والاضطهاد الطائفي والقومي التي يمارسها النظام الايراني بحق القوميات غير الفارسية عامة و اهل السنة منهم خاصة‘ لايمكن اختزالها بمقال او مقالين وذلك بسبب سوء هذه السياسة و حجم الاثار المؤلمة التي خلفتها وماتزال تخلفها كل يوم بحق ابناء هذه الشرائح المجتمعية . ولذلك تجد المتابع مضطرا للكتابة باستمرار عن مستجدات هذه القضية التي يطغي عليها صوت الشعارات الاعلامية الخادعة التي يطلقها نظام طهران باستمرار و التي كان آخرها المظاهرات التي نظمتها مليشيا الحرس وقوات الباسيج " التعبئة " امام مبنى السفارة المصرية في طهران بحجة دعم اهالي غزة المحاصرين حيث يتهم النظام الايراني مصر بمنعه من ايصال المساعدات الى القطاع المحاصر!!.
فتحت غطاء الشعارات العاعطفية التي يتأثر بها البسطاء من ابناء الامة فقد تمكن النظام الايراني من ممارسة ابشع انواع الاضطهاد والقمع ضد اهل السنة ناهيك عن تدخلاته السافرة في العديد من البلدان العربية واثارته النعرات الطائفية التي وصل بعضها حد المذابح الجماعية كما هو حاصل في العراق حيث تواصل المليشيات الطائفية الموالية لايران عمليات قتل العلماء والكفائات العلمية والثقافية السنية بطريقة مبرمجة .

۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

تصویر: اعتراض دانشجویان شیراز به پورمحمدی



مصطفی پور محمدی وزیر سابق کشور و رییس کنونی سازمان بازررسی کشور روز چهارشنبه برای سخنرانی به دانشگاه شیراز آمده بود که با اعتراض دانشجویان این دانشگاه جلسه سخنرانی وی بسیار متشنج شد به طوری که وی در بسیاری از اوقات مجال سخن نمی یافت

'کبودی چشم' سخنگوی بوش در حادثه پرتاب کفش


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی کاخ سفید می گوید که در جریان حادثه حمله با لنگه کفش به جورج بوش در عراق، یک چشم دانا پرینو، سخنگوی کاخ سفید، کبود شده است.
در نشست مطبوعاتی جورج بوش با نوری مالکی در بغداد، یک خبرنگار عراقی سعی کرد که از راه دور با دو لنگه کفش خود جورج بوش را هدف قرار دهد، اما موفق نشد.
اما آن طور که کاخ سفید اذعان کرده است در گیر و دار این حادثه میکروفونی به طور اتفاقی به چشم راست خانم پرینو اصابت کرد و باعث کبودی آن شده است. کاخ سفید می گوید که این جراحت جدی نیست.
مهاجم در زمان پرتاب کفش به سمت جورج بوش او را "سگ" نامید، عبارتی که در عراق دشنام است، اما برای آمریکایی ها نوعی تعریف مثبت به حساب می آید.
نیروهای امنیتی بلافاصله این مرد عراقی را بازداشت کردند.

وخامت وضع سلامتی روحانی اهل سنت در زندان



خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان
ایوب گنجی روحانی سرشناس اهل سنت به دلیل وخامت بیماری به مراکز درمانی خارج از زندان منتقل گردید
ایوب گنجی امام جماعت مسجد قبای شهرک بهاران سنندج که در اردیبهشت ماه سال جاری به دلیل انتقاد از حکومت دستگیر و زندانی شده بود اخیرا به دلیل وخامت بیماری برای درمان به خارج از زندان منتقل گردید.
یادآور میگردد نامبرده که از روحانیان منتقد وسرشناس حکومت در منطقه است پیش از بازداشت حداقل دوبار توسط نیروهای ناشناس ربوده و پس ازضرب و شتم و شکنجه فراوان در مکانهای دوردست رها شده بود.

نظر یک بازدید کننده در مورد خبرنگار عراقی و بوش و کفش



منتظر الزیدی قهرمان پرتاب کفش خبرنگار شبکه البغدادی با پرتاب کفشهایش به سوی جرج بوش توانست چندین رکورد را از آن خود کند و نامش را در کتاب رکوردها و احتمالا در تاریخ به ثبت برسانداولین خبرنگاری که کفش پرتاب کرداولین خبرنگاری که به یک رئیس جمهوری کفش پرتاب کرداولین عراقی که به رئیس جمهور امریکا کفش پرتاب کرداولین مسلمانی که به رئیس جمهور امریکا کفش پرتاب کرداولین عربی که به رئیس جمهور امریکا کفش پرتاب کرداولین کارمند تلویزیون البغدادیه که به رئیس جمهور امریکا کفش پرتاب کرد...و همچنین جرج بوش رکوردار اولین رئیس جمهور امریکا شد که از یک خبرنگار عرب عراقی مسلمان در عراق با کفش (آن هم شماره ۱۰) در جلسه ای مطبوعاتی مورد حمله قرار گرفت
البته لیست رکوردهای این دو شخص شاید از یک دو جین هم در این زمینه بیشتر باشد که کارشناسان و صاحب نظران قطعا در روزهای آینده در اکتشاف و تشخیص آنها تلاشهای لازم را بعمل خوهند آورد


کریم بلوچستانی

پرتات دو لنگه کفش به جورج بوش توسط خبرنگار عراقی (فیلم)

اعتراض علمای دینی مهاباد به نقض استقلال حوزه‌های دینی اهل سنت


اعتراض علمای دینی مهاباد به نقض استقلال حوزه‌های دینی اهل سنت

به گزارش دوهفته‌نامه‌ی کردی «روژهه لات» علمای دینی مهاباد در نامه‌ای سرگشاده به رییس جمهور ایران خواستار لغو مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد حوزه‌های علمیه‌ی اهل سنت شدند.
در این مصوبه تشکیل شورای برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت پیش‌بینی شده است.
علمای دینی مهاباد مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی را موجب از میان رفتن استقلال مدارس علوم دینی اهل سنت دانسته‌اند. آنان همچنین تاکید کرده‌اند که این مصوبه حقوق شهروندی بخش کثیری از ایرانیان را نادیده گرفته و مغایر با قانون اساسی کشور و ناقض اعلامیه‌های جهانی حقوق بشر است.

مصاحبه‌ای در این زمینه با دکتر جلال جلالی‌زاده، نماینده مردم کردستان در مجلس ششم.
دویچه وله: آقای جلالی‌زاده، علمای مهاباد در نامه‌شان به رییس جمهور، آقای احمدی‌نژاد، خواستار لغو مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد حوزه‌های اهل سنت شده‌اند. نخست می‌خواستیم بپرسیم که این مصوبه چه تاثیری بر کار و زندگی در مدارس علوم دینی اهل سنت می‌تواند داشته باشد؟

جلال جلالی‌زاده: متاسفانه، همه اهل سنت ایران و علمای اهل سنت خوش بین بودند که با پیروزی انقلاب همه مردم می‌توانند از مزایای برابر برخوردار شوند. ولی متاسفانه با وجود تصویب قانون اساسی، ما شاهد آن هستیم که هر روز دایره تضییقات و فشارها بر اهل سنت تنگ‌تر می‌شود و شاهد اعمال نظرهای خلاف قانون هستیم. نمونه جدید آن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است. در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی چنین مصوبه‌ای تصویب شد که به نظر من دخالت آشکار حکومت در امور مذهبی اهل سنت و مرحله و گامی است برای تعطیلی مدارس دینی اهل سنت. یکی از افتخارات حوزه‌های علمیه اهل تشیع این بوده که همیشه مستقل از حکومتها بوده‌اند. اما من نمی‌دانم که چرا حکومت شیعه ایران باید همیشه تلاش بکند که حوزه‌های دینی اهل سنت را وابسته به خود بکند و در امور مدارس دینی اهل سنت دخالت بکند.

دویچه وله: شما تایید می‌کنید که در زمان محمود احمدی‌نژاد فشارها و محدودیتها بر اهل سنت بیشتر شده است؟

جلال جلالی‌زاده: کاملا تایید می‌کنم. متاسفانه از طرف ایشان هم به برخی نهادها دستورالعمل‌هایی هم داده شده است. شورای نگهبان در رد صلاحیت کاندیداهای اهل سنت در راستای همین سیاست بوده است. فشارهایی که در این دو سه سال بر اهل سنت وارد شده است، را در دوره‌های مختلف جمهوری اسلامی ندیده‌ایم.

دویچه وله: در زمان ایشان چه اتفاقی افتاده است؟ این موضوع ربطی به مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی دارد یا برخاسته از دیدگاه دولت است؟

جلال جلالی‌زاده: نه، متاسفانه هیچ ربطی به مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی ندارد. کلا حاکمیت، حاکمیتی ایدئولوژیک و مذهبی است. اما طیف‌های دیگری که هستند، از نظر برخورد با جریانهای دیگر متفاوت‌اند. نگرش طیف‌های اصلاح‌طلب، ملی مذهبی‌ها و نهضت آزادی و گروههای دیگر متفاوت است. اما دولتی که سر کار آمده به نظر من نگاهی ویژه به اهل سنت و قومیت‌ها دارد. این دولت با توجه به بافتی که دارد نمی‌تواند تامین‌کننده نیازهای شهروندان ایرانی باشد و همچنین نمی‌تواند با نگاهی یکسان به اهل سنت هم بنگرد. دولتی که همیشه روی مسائل مذهبی و مسائل مذهبی شیعه تاکید دارد، به هیچ وجه حاضر به اجرای عدالت بین همه شهروندان ایرانی نیست.

دویچه وله: الان نزدیک به موعد انتخابات هستیم. آیا شما اطلاع دارید که چه جوی در میان شهروندان اهل سنت ما برقرار است، با توجه به تضییقاتی که برایشان وجود دارد؟

جلال جلالی‌زاده: با توجه به فشارهایی که دولت بر اهل سنت آورده، مدتی قبل در زاهدان اعلام کردند که اگر چنین فشارهایی ادامه داشته باشد، احتمال عدم شرکت اهل سنت در انتخابات وجود دارد. اما بسیاری از اهل سنت به حضور آقای خاتمی خوش‌بین هستند. من فکر می‌کنم که تنها آقای خاتمی می‌تواند اهل سنت را در انتخابات مشارکت بدهد. در غیر این صورت فکر می‌کنم که با توجه به تجربه دو سه سال اخیر در زمان آقای احمدی‌نژاد به دست آمده، اگر این فشارها ادامه داشته باشد، ما با کاهش شدید مشارکت اهل سنت در انتخابات مواجه خواهیم بود.

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری
دویچه وله

مقاومت بلوچستان، سازمان اکثریت، و برخی از جمهوری خواهان

رضا حسین بر‫ ‫
ظالمتر از ظالم کسی است که به ظالم کمک می کند و یا ظلم او را عادلانه جلوه می دهد. افرادی که ظلم جمهوری اسلامی را توجیه می کنند از جمهوری اسلامی ‫ظالمترند. آنهایی که ظلم را می پذیرند ‫به گسترش ظلم کمک می کنند و پذیرفتن ظلم را توسط مردم تشویق می نمایند. از این راه است که ظلم در جامعه رواج پیدا می کند. هرگاه هم که مردمانی بر خیزند و در مقابل ظالم بایستند عوامل ظلم به ملامت آنها پرداخته و آنها را از مقاومت باز می دارند. چنین است که جمهوری اسلامی به ظلم بر مردم ایران تشویق می شود.
هر کس که وجدان اجتماعی بیداری داشته باشد می داند که عده ای جمهوری اسلامی را ـ از همان آغاز ـ در کشتار مردم ایران همراهی می کردند و اکنون هم کوشش می نمایند تا آنهایی را که از شرف و ناموس خود دفاع می کنند بد نام سازند.
‫سازمان اکثریت که روزگاری کارهای تروریستی را با شکوه جلوه می داد اکنون مردم ایران را سرزنش می کند که چرا از ناموس و شرف خود دفاع می کنند. دفاع از آزادی، حقوق بشر، حثیت، مال و جان مظلومان وظیفۀ همۀ انسان هاست. اگر کسی شهامت دفاع از ناموس و شرف خود را ندارد و اجازه می دهد که مأموران جمهوری اسلامی به ناموس و حقوق او تجاوز کنند، حق ندارد که انسان های آزادیخواه دیگر را به جرم دفاع از حقوق خود سرزنش کند.
جمهوری اسلامی می خواهد که فرهنگ فاسد خود را بر تمامی ایران زمین تحمیل کند، دزدی را در میان مردم رواج دهد، رشوه خواری و بی ناموسی را عادی سازد، روشنفکران، زنان، کارگران، و دانشجویان حق طلب را در قتل های زنجیره ای از بین ببرد؛ ولی مردم دلیر ایران، و مخصوصاً مردم بلوچستان، همچنان در مقابل آنان مقاومت می کنند. اینک مردم بلوچستان، همچنان که سابقۀ تاریخی شان نشان می دهد، پیشاپیش مردم ایران، برای دفاع از آزادی، ناموس و شرف ایرانیان پیشگام شده اند، جنایتکاران را تنبیه می کنند، از مظلومان دفاع می نمایند و راستی و درستی را دوباره به ایران باز خواهند آورد.
سازمان اکثریت و برخی از جمهوریخواهان که مبارزات مردم بلوچستان را برای رسیدن به عدالت، آزادای، دمکراسی و برابری محکوم می کنند، بدانند که «مردم ایران» دوستان و دشمنان خود را بخوبی می شناسند. مردم ایران به تجربه می دانند که یعقوب مهرنهاد یک نویسنده بود و به جرم فعالیت مدنی اعدام شد. آنها می دانند که هیچکس در ایران قادر نیست از راه مراجعه به دستگاه دیوانسالاری جمهوری اسلامی و شکایت به قوۀ قضائیۀ آن به حقوق خود برسد. به همین دلیل برای احقاق حقوق خود از همان وسایلی استفاده می کنند که جمهوری اسلامی از آنها بهره می گیرد.
این حق همۀ مردم است که با همان استراتژی و وسایلی که مورد حمله قرار می گیرند از خود دفاع نمایند. و تنها آن گاه که یک نظام دمکراتیک با رأی مردم ایران روی کار آمد و ثابت کرد که از حقوق مردم دفاع می کند، وظیفۀ دفاع از شرف و ناموس مردم به آن واگزار می گردد.
‫تسلیم به زور در ذات خود گناه بزرگی است ولی ‫تسلیم به فساد و زور، هر دو، گناهی است تباه کنندۀ انسانیت.
‫دوستان اکثریت و جمهوریخواه قبلاً مبارزۀ مسلحانه را، هم به عنوان تاکتیک و هم به عنوان استراتژی، تجربه و تجویز کرده اند. بلوچ ها همان کاری را می کنند که آنها می کردند. از ما نخواهید که تسلیم زور و فساد شویم.

شونیسم فارس ، در حال مرگ.


شونیسم فارس ، در حال مرگ.
به برکت وجود و استقامت بی نظیر ملت ستم کشیده بلوچ و در نتیجه مبارزات چشمگیر فرزندان دلیرش و شهامت و پایمردی سرمچاران بیباک و شهدای پاک بلوچستان ، حال و آینده سرزمین بلوچستان و مردم زجرکشیده مان ، خیلی ها را به خود مشغول کرده است و شونیستان خون آشام و چپاولگر فارس را به وحشت انداخته است.
از وزیر عاجز اطلاعات و جاسوسی رژیم گرفته تا حسینعلی شهریاری نمک نشناس زبون ، آن چه را که می خوستند، طی هفته های اخیر گفتند و نشخوار کردند ، مبارزات طولانی و بر حق مردم بلوچ را کار بیگانگان دانستند، دروغگویی کردند و بالاخره طبق معمول بازهم ملتمان را تهدید کردند و بدین ترتیب بار دیگر به شکست و عجز و زبونی خویش در مقابل فرزندان مصمم بلوچستان اعتراف کردند.
آوای رسای مبارزات ملت بلوچ چنان در منطقه و جهان طنین افکن شده که سرتاپای سیستم پوشالی شونیستی ـ مذهبی به لرزه افتاده است. سرکردگان جاهل و کوته فکر رژیم شیعی ـ فاشیستی تهران باید بدانند که بلوچستان تنها نیست زیرا آ ذربایجان جنوبی سرزمین صمد و پیشه وری نیز قد علم کرده است. بلوچستان تنها نیست زیرا کردستان قهرمان عزم راسخ دارد تا حقوق تاریخی و از دست رفته اش را بگیرد. فرزندان شیخ خزعل هم بیدارند و برای آزادی الاهواز وبرای بازپس گرفتن و کنترل نفت خویش، با شونیستان فارس در جنگ هستند. ترکمنهای ستم کشیده خواهان حقوق ملی
خویش و خواهان نام گذاشتن وطن خویش به نام زیبا و تاریخی ترکمنستان هستند. پس بلوچستان تنها نیست. به همین دلیل است که حکومت شیعی ـ شونیستی ایران همه را، هم ملیتهای در بند و مبارز و هم کشورهای دورو نزدیک را به دخالت در امورکشور «ایران» متهم میکند. اما کار به جایی رسیده که بهانه پوچ وفارس فریبانه «حفظ تمامیت ارضی» هم کمکی به شونیسم مذهبی و غیر مذهبی نمی کند.
وحشت و ترس چنان برپیکر شوم و در حال مرگ شونیسم مذهبی و غیر مذهبی فارس چیره گشته که حتی برخی ازشونیستان پیر و مکار فارس که چندین دهه در اروپا و امریکا در بدر و سرخورده هستند و به فسیل های سیاسی بدل گشته اند ، نشخوار ذهنیات و نظرات شونیستی خود را از سر گرفته اند.
اولا این فسیلهای سیاسی هیچ گونه احترامی نه به وجود و حقوق ملت بلوچ قائل هستند ونه به دیگر ملل تحت ستم..
ثانیا این آقایان تا حدی در افکار و توهمات شونیستی و برتری طلبانه شان غرق هستند که حتی قادر نیستند در مورد احترام به وجود و حقوق فرد یا ملیت غیرفارس فکرکنند.
ثالثا هیچ کس ازاین آقایان در مورد حال و آینده بلوچستان نه پرسیده و نه خواهد پرسید. البته خودشان هم می دانند که نظراتشان هیچ تاثیر مثبتی برای آینده تابناک بلوچستان ندارند. می خواهند باز هم کارشکنی کنند و بیهوده سعی بر آن دارند تا چند روزی به عمر پایان یافته حکمرانی شونیسم افزوده شود.
و اما رابعا تنها کمکی که این شونیستان پیر ناتوان و غیر مذهبی می توانند به خودشان و بقیه بکنند این است که لطف نموده و به تکرار و نشخوار افکار برتری طلبانه و عقب مانده شان پایان دهند، بیانیه حقوق بشر را که در کشورهای غربی دستیاب است برای یکبار هم که شده بخوانند . به خود وبه دیگر انسانها و حقوقشان احترام بگذارند. هنوزهم برایشان دیر نیست ! تا خود را ازدام افکار و توهمات پوچ برتری طلبانه و شونیستی رها سازند و بالاخره به انسانهایی آزاد تبدیل شوند.
حکمرانان و شونیستان شیعی آخوندی و شاهی که مانع اصلی پیشرفت و ترقی بلوچستان در هشتاد سال اخیر بوده اند ، علاوه بر چپاولگری و غارت منابع و معادن بلوچستان وبه سرقت بردن اموال مردم بیدفاع با قساوت ، وحشیگری و ددمنشی آنقدر بلوچ به قتل رسانده اند که هیچ کس نمی تواند آمار دقیقی از شهدای بیشمار بلوچستان ارائه دهد. آنها ( شونیستان شاه پرست و شونیستان شیعی حاکم ) چهره کریه شونیسم نژاد پرستانه فارس را در بلوچستان از سال ۱۳۰۷ هجری شمسی تا به حال ، بخوبی به نمایش گذاشته اند.
هیچکدام فارس چه سیاسی یا غیر سیاسی قادر به درک آن نیست که بر بلوچ و بلوچستان چه ظلم و بیعدالتی هایی شده، زیرا حاکمیت طولانی شونیسم و برتری طلبی جنون آمیز آمیخته با فرهنگ فارس چنان مردم عادی فارس و حتی زابلیهای فارس و نمک نشناس را در دام تنگ نظری ، خودخواهی و منفعت پرستی گرفتار کرده است که خود را از تمام انسانهای روی زمین برتر می دانند. به آنها از کودکی یاد داده اند که از دیگران برتر و بالاتر هستند. کم کم این توهم عجیب و مشکل سازرا باور کرده و بزرگ که شدند به خود اجازه می دهند که به عنوان شهروند "ایرانی درجه اول"، صرفا به خاطر فارس بودن از دیگران مزایای بیشتری داشته باشند ، حقوق فردی و اجتماعی دیگران را سیستماتیک پایمال کنند وبا اعمال زور، قلدری وحشیگری بر دیگران حکمرانی کنند. این توهمات و آموخته های مخرب را خواسته، آگاهانه و برنامه ریزی شده از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند. با پایمال کردن حقوق دیگران است که غریزه های برتری طلبی و زیاده خواهی شونیستان فارس تشدید می یابد.
بدین دلیل است که برای شونیستان «خون بلوچ رنگین نیست» و به خود اجازه هر جنایتی دربلوچستان می دهند.
برای ادامه غارت منابع بلوچستان و ادامه زندگی انگلی شان به ددمنشی ها و جنایات آشکارو پنهان خود شبانه روز ادامه می دهند. تا کی ما بلوچها و ملیتهای دیگر که در « تمامیت ارضی»ایران اسیرهستیم بهای حکمرا نی جنون آمیز و برتری طلبی های سیری ناپذیر شونیستان کوته فکر و خون آشام فارس را بپردازیم؟
تاکی شاهد باشیم که اراذل و اوباشان انگل صفت و حکومتی های منفعت پرست صادراتی با ملت مان و با فرد فرد ملت برخورد تحقیر آمیز می کنند؟
بلوچ می خواهد آزاد باشد ، نه میخواهیم ونه اجازه خواهیم داد تا سیاسیون مذهبی و غیرمذهبی فارس به حکمرانی شونیستی، برتری طلبانه و چپاولگرانه خود در بلوچستانمان ادامه دهند.
می خواهیم آینده بلوچستان از وجود نگهدارها، مجاهدین، سلطنت طلبان و آخوندها ی رافضی و افکار مخرب و برتری طلبانه شان پاک و مبرّا باشد.. نیازی به این وارثان شونیسم فارس در بلوچستان نیست.
بلوچ به عنوان یک ملت نه به قیم نیاز دارد و نه به بیگانگان غارتگر و مفت خور برتری طلب.
حالا اگر شونیستان فارس خون خود را زرد می بینند یا سیاه برای ما مهم نیست ، این گرگ صفتان ، مکاران، قاتلین بیرحم ، غارتگران و حکمرانان صادراتی و بی صلاحیت این بلوچ کشان وحشی هشتاد سال است مانند غده های بدتر از سرطان در بلوچستان ، خود را نشان داده اند.
باید این غده های ما فوق سرطانی از بیخ و بن کنده شوند تا بلوچ با آسودگی خاطر به تعمیر
خرابی ها و به علاج اثرات و زخمهای عمیق هشتاد ساله بپردازد و برای آبادانی و پیشرفت سرزمین مادری خویش برنامه ریزی کند. البته بدون دخالت مستقیم یا غیرمستقیم شونیستان فارس. هرچند که قبول این امر برای آنان به مثابه مرگ شان است. اما هیچ چاره ای غیر قبول این واقعیت برای شان نمانده است.
برای خودشان بهتر است برای یکبار هم که شده به خود بیایند. باید گورشان را از بلوچستان گم کنند. مگر هشتاد سال تخریب ، ویرانگری قتل و غارت هنوز کافی نیست ؟
بلوچ می خواهد و می تواند آینده را خودش رقم بزند، بدون دخالت شونیستان جور واجور فارس. عمران و آبادی سرزمین مادری مان بلوچستان، پس از آزادی از چنگال کثیف شونیستان فارس میسر است.
تا کوچکترین اثری ازحکمرانی شونیستان غارتگر فارس در بلوچستان باقی است ، نباید آرام نشست.
محمد کریم بلوچ