ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

جایگاه اهل سنت در جمهوری اسلامی ایران



آیا قانون اساسی در حق اهل سنت ایران اجرا شده است؟
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 جامعه اهل سنت ایران که پس از سیطره استبداد صفوی از ظلم و ستم حکومتهای زمان دراین کشور رنج برده بودند به امید روزهای بهترو در پناه یک حکومت دینی و داعیه دار اسلام متحد با این انقلاب همراه شدند. رهبران اهل سنت ایران از نقاط مختلف ده روز قبل از پیروزی انقلاب و در بدو ورود امام خمینی به کشور پیام تبریکی را برای ایشان ارسال کرده و از انقلاب اسلامی ایران اعلام حمایت کردند.
شادروان مولانا عبدالعزیز (رح) و شهید احمد مفتی زاده(رحمهم الله) تلاش بسیار کردند تا جامعه اهل سنت را با انقلاب اسلامی همراه و همگام کنند تا مگر در سایه نظام اسلامی به حقوق مشروع و اساسی خود دست یابند. بر این اساس آنان در تدوین قانون اساسی که آن را متکی بر آرای جمهور خوانده و مردم ایران به جمهوری و اسلامی بودن آن رای آری داده بودند مشارکت جستند اما آنچه در عمل اتفاق افتاد رسمی کردن مذهب شیعه به جای دین اسلام و تغییر بر عدم تغییر این اصل بود. اعتراضات گسترده جامعه اهل سنت که به گواهی روزنامه اطلاعات سال 58 یک چهارم جمعیت ایران را در آن زمان تشکیل میدادند مخالفت شدید مولانا عبدالعزیز و یارانشان و حتی وعده امام خمینی در پاسخ به این اعتراضات مبنی بر افزودن متممی به این اصل برای جلب رضایت سنی مذهبان ایران کارِگر نیفتاد و جناح تندرو و افراطی مذهبی همچنان بر تصمیم خود پای فشرد و آن را به کرسی نشاند. با این همه جامعه اهل سنت بدلیل پرهیز از تنش و اختلاف در نهایت پذیرفتند که به امید اصلاح چنین اشتباهاتی در آینده و اجرای دیگر اصول قانون اساسی که بر حقوق مشروعشان تاکید ورزیده است در جهت سازندگی و حفظ امنیت کشور بکوشند.
بند 9 اصل سه قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران این دولت را موظف کرده است تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی بکوشد. اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است گسترش این تبعیضات ناروا و ایجاد و توزیع ناعادلانه امکانات در مناطق سنی نشین در همه ابعاد است تا آنجایی که 29 سال پس از پیروزی انقلاب استانهای سیستان و بلوچستان،کردستان، هرمزگان و دیگر مناطق سنی نشین کشور در آمارهای رسمی جزء فقیرترین و محروم ترین استانهای ایران قرار دارد. نرخ رشد بیکاری در این استانها همچنان سیر صعودی دارد . بطور مثال در آمارهای سال 81 از کل جمعیت استان سیستان و بلوچستان 11 و یک دهم درصد بیکاربوده اند. این آمار در سال 86 به 9/21 درصد رسیده است. و البته این آمارهای رسمی با توجه به مشاغل کاذب و ارائه آمارها و گزارشهای نادرست واقعی نیست و نرخ واقعی بیکاری در استان به مراتب بیش از این است. از نظر شاخص های سواد و سلامت این استانها در گزارش های رسمی در پایین ترین رده ها معرفی شده اند. تبعیض در استخدام ها و مدیریت ها در مناطق سنی نشین چنان فاحش و آشکار است که در کل کشور نمی توان حتی یک استاندار و یا مقام عالی رتبه سنی را یافت. بیشتر نیروهای سنی مذهب در گزینش های ادارات و استخدام ها و حتی در عرصه های انتخابی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی رد صلاحیت می شوند و حضور نیروهای اهل سنت در مراکز تصمیم گیری در حد صفر است.
اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید بر آزادی،استقلال،وحدت و تمامیت ارضی کشور میگوید: هیچ مقامی حق ندارد به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات وضع کند. در بسیاری موارد آزادی فعالیتهای مذهبی از اهل سنت سلب گردیده و جماعتهای تبلیغی و مبلغان اعزامی اهل سنت که بر پایه مشترکات دینی و وحدت اسلامی و ارشاد مردم می پردازند در استانهای مختلف مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند در حالیکه طبق گزارش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم سالانه بیش از 9 هزار مبلغ از سوی این حوزه به سراسر کشور و بویژه مناطق سنی نشین اعزام شده و آزادانه فعالیت میکنند. همین دفتر آمار تعداد مبلغان مذهبی اعزامی شیعه را در کل کشور از سوی سازمانهاو ارگانهای مشابه بیش از 50 هزار نفر ذکر کرده اند. در برخی نقاط از جمله تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران که ام القرای جهان اسلام خوانده می شود از ساخت مساجد جلوگیری شده و حتی مدرسه پاکستانیها که مردم اهل سنت تهران به علت نداشتن مسجد بیش از 30 سال نمازهای جمعه خود را در آنجا برگزار می کردند تعطیل شده و مردم تهران نماز جمعه خود را در خانه های خود و با هراس از برخوردهای حکومتی برگزار میکنند و اصل 9 قانون اساسی در جاهای مختلف نقض شده است.
برخلاف تصریح اصل 9 قانون اساسی بخشنامه ها و قوانین بسیاری برای سلب آزادیهای مشروع مردم وضع گردیده و مورد اجرا قرار گرفته است.
در اصل 12 قانون اساسی علی رغم تصریح در رسمی بودن مذهب جعفری اثنی عشری که در ابتدا به آن اشاره شد چنین می خوانیم: مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ،شافعی،مالکی،حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه،ازدواج،طلاق،ارشاد،وصیت و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت دارد و در هر منطقه ای که پیروان این مذاهب رسمیت داشته باشند مقررات محلی و در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود.(با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب)
پرسش اینجاست که آیا پخش و انتشار دهها فیلم و صدها کتاب و مقاله و غیره در صدا و سیما و مطبوعات مورد حمایت و زیر نظر دولت، علیه مقدسات اهل سنت،برگزاری میزگردهای اختلاف بر انگیز علیه اهل سنت و حضور امثال تیجانی در این برنامه ها حتی در ماه مبارک رمضان احترام به اهل سنت است؟ آیا این حرکت ها و اقدامات در تریبون هایی رسمی و عمومی نظام همان چیزی نیست که مسئولان عالی نظام و رهبری از آن به عنوان خط تفرقه آمریکا و اسرائیل یاد می کنند؟ چگونه این خط تفرقه تا عمق رسانه ملی نفوذ کرده و چرا هیچ برخوردی با آن صورت نمی گیرد و چرا رسانه باصطلاح ملی ضمن انتقاد از نفاق افکنی های دشمنان، خود مجری ایده های اختلاف افکنانه آنان شده است. در کدام منطقه سنی نشین ایران رسمیت دادگاهها در دست اهل سنت است؟ و کدام مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق مذاهب اهل سنت در مناطق آنان تدوین شده است؟
اصل 15 قانون اساسی کشور تصریح می کند زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون کتب درسی باید با این زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی درمطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی آزاد است. این در حالی است که نه تنها در هیچ یک از مدارس کشور ادبیات زبانهای محلی و قومی تدریس نمی شود بلکه انتشار نشریات و کتابها به زبان محلی با محدودیت های خاصی روبروست تا آنجا که در مورد زبان بلوچی می توان گفت کشورهایی از جمله پاکستان و برخی از کشورهای حوزه اسکاندیناوی تولیت احیا و حفظ این زبان اصیل ایرانی را در مدارس و دانشگاههای خود برعهده گرفته اند.
اصل 19 قانون اساسی بر برابری قومی تاکید میکند و می گوید: مردم ایران از هر قوم وقبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ،نژاد،زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. اینک چگونه است که در مناطق قومیت نشین ایران که عمدتا سنی مذهب هستند اقوام اکثریت از کمترین حقوق و امتیاز برخوردارند. بسیاری از معلمان اعزامی به مناطق جنوبی بلوچستان غیربلوچ هستند در حالیکه نیروی واجد شرایط بلوچ در این بخش به حد کافی وجود دارد. از بیش از 400 عضو هیئت علمی دانشگاههای استان کمتر از20 نفر بلوچ هستند . در کل استان کمتر از 10 نفر مدیر کل و مسئول عالی رتبه بلوچ و سنی وجود دارد و با این همه کمترین صدای حق خواهی که از سوی این جامعه بلند می شود به سلب خواهی تعبیر شده و حق خواهان با انگهای وهابی و اشرار و غیره روبرو می شوند تا موقعیت اقلیتی که به ناحق و بر اساس معیارهای برتری طلبی قومی و مذهبی قدرت را در این مناطق به دست گرفته اند خدشه دار نشود.
اصل 23 قانون اساسی می گوید: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد. اصل 37 این قانون تصریح می کند: اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه اثبات گردد.
و اصل 41می گوید: تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی است و دولت نمی تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند. تک تک این اصول بر حقوق مسلم و اساسی ملت ایران و اقوام و مذاهب تاکید دارد و متاسفانه خلاف آن در بسیاری موارد اجرا می شود. بدون اثبات جرم افراد مجرم معرفی می شوند و شناسنامه بسیاری از ایرانیان بلوچ به بهانه هایی توقیف گشته است و غیره. اینها نمونه هایی اندک از نقض آشکار قانون اساسی در کشور ایران است.
اینک جامعه اهل سنت پس از 30 سال حضورفعال و یک طرفه در صحنه های مختلف نظام انتظار دارد:
1- موانع وحدت اسلامی و همبستگی ملی در قانون اساسی ودیگر قوانین کشور بر طرف گردد.
2- صدا و سیما رسما به خاطر پخش فیلمها و برنامه های اهانت آمیز علیه اهل سنت از مردم ایران و جهان اسلام عذرخواهی کند.
3- اصول مترقی قانون اساسی که بر اساس حقوق مسلم و آزادیهای اساسی مردم بنا نهاده شده است بطور کامل اجرا گردد و با خاطیان اجرای قانون اساسی که از هر دشمن خارجی بیشتر به نظام ضربه زده و می زنند بطور جدی برخورد شود و نتیجه این برخوردها به مردم اطلاع داده شود.
4- کلیه تبعیضات ناروا بر طرف شده و کلیه امکانات بصورت عادلانه در مناطق سنی نشین توزیع گردد.
5- جامعه اهل سنت همواره پشتیبان مرزها و حیثیت این مرز و بوم بودند و در این شرایط حساس تاریخی که دشمنان ایران از هر سو منافع مارا تهدید می کنند نیز هرگز تن به خیانت ندادند. ما معتقدیم اهل سنت با خویشتنداری و صبر و شکیبایی و حضور فعال و صادقانه در صحنه های مختلف نظام پشتیبانان واقعی نظام هستند و دشمنان و ضد انقلاب واقعی کسانی هستند که با بی توجهی به قانون اساسی و حقوق مشروع این جامعه و با سوء استفاده از ابزارهای رسانه و قدرت در جهت ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و عفو بخش بزرگی از ملت ایران از حضور در صحنه های مدیریتی به نارضایتی و اختلاف دامن می زنند تا پایه های نظام اسلامی را سست کرده و در شرایطی که دشمنان از هجوم خارجی مایوس شده اند کشور را از داخل به نابودی بکشانند. بدیهی است تدابیر مسئولان عالی و قوه عاقله نظام می تواند از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند. هیچ قدرتی بهتر از مردم و مرزداران این کشور نمی تواند در برابر هجوم دشمنان کشور را پاسداری کند.
در پایان در ایام شهادت سیدنا حضرت حسین(رض) ، یاد شهدای اهل سنت ایران را که در مسیر حق خواهی و عدالت طلبی جان باختند گرامی می داریم راهشان پاینده و روانشان شاد.
محمد سعید بلوچ دی ۱۳۸۷

هیچ نظری موجود نیست: