۱۳۸۷ دی ۲۸, شنبه

بلوچ



بلوچ
همدل و همیارین بلوچ
دلگوش کن گپے بلوچ
گپ اون دو انت،چار انت بلوچ
پر تو سلام اے راج بلوچ
تو چاکرے اوبادگء
میر هملء تو وارس ء
هر بزگی تو اوپاراتگ
باهوٹء سر تو پلگاراتگ
تو بندیگ نداتگ دژمنان
په آجویی سر تے شتگ
او بلوچ
همدل و همیارین بلوچ
آتکگ کدین اے ویل بدین ؟
چمدارء و پنڈے چرپین دپار
کشے تریاک و جنے زنڈین دپار
افسوس مناں بژنیگ هزار
گون تو کناں من واه و زار
ڈیه ات شتگ رهن انت ڈگار
دلجم نهے تو لوگا وتی
اوه بات په من اوه بات په تو
جهانگیر- زاهدان



آتش بس یک طرفه رژیم جنایتکار صهیونیسم در غزه


به گزارش آژانس خبری تفتان رژیم جنایتکار صهیونیستی پس از هفته جنایت و کشتار و قتل نتوانست جنبش مقاومت اسلامی حماس را شکست دهد و با رسوائی اعلام آتش بس یکجانبه نمود .

اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل، گفته است که کشورش تهاجم سه هفته ای علیه مجاهدان حماس در نوار غزه را متوقف خواهد کرد.
نخست وزیر اسرائیل که در آغاز جنگ گفته بود حماس را تماما نابود خواهند کرد در یک نطق تلویزیونی گفت فقط به آسیب وارد شدن به حماس اعتراف نمود.

در مقابل جنبش مقاومت اسلامی حماس گفته که این گروه در صورتی که به درخواست های آن توجهی نشود، به مبارزات خود ادامه خواهد داد. حماس خواهان آن است که اسرائیل نیروهای خود را خارج کند و به محاصره غزه پایان دهد.

به ذات پاک خدایم سوگند این راه خونین تا فتح عزت و آزادی پیموده خواهد شد


بنگرید بر خلقم
خلقی در بند با ظلمتی ناباورانه که در حیطه حصار نا اهلان گرفتارند ، نا اهلان زوال پرستی که لحظه به لحظه سایه ظلمتشان بر مظلومان گسترانیده تر و عطش جنایتشان فزونتر میگردد
بنگرید بر مردمم نه آنانی که بر دار آویختند یا در خون پاک خویش غلطیدند و یکی پس از دیگری خاک سرد را در آغوش کشیدند
بر پدرانشان بنگرید که می نگرند جان سپردن فرزندشان را بر دار
بر برادرانشان بنگرید که می گریند در آغوش بی جان و خون آلود برادر
به خواهران سوگواری که اشک میبارند بر پیکره سرزمینم بنگرید
به مادرانم که نیمه شبان با کابوسی برمیخیزند و خیره و مبهوط بر بستر خالی فرزندان خفته در خاکشان مینگرند وخون میبارند بنگرید
بر پسرانی که با اشک ، جامه مانده از پدر را می شویند بنگرید
به سرزمینم بنگرید که خون میبارند بر پیکرش ، خون پاک مردم نجیبش را
ای سرزمینم ، زادگاهم ، خاک در خونم سخنم با توست بنگر به خویشتن بنگر
بنگر به خاکت و گواهی ده خون ریخته بر دامانت را
بنگر به مظلوم مردمانت و گواهی ده آه جانسوز در خفقانشان را
بنگر به دژخیمان و گواهی ده سنگینی چکمه شان را بر قلب خواهرانم
و بگو به شیر مردانت که همچون تفتان ، با صلابت و استوار ،و همچون طوفان پر خروش ویرانگر بتازند بر اهریمن که امید این خلق خاموش و ستم دیده به دستان پر توان غیرتشان است


بگو به مالک بگو که دل خلقی در دستان تدبیر توست و بگو به یارانش، جان برکفان لشکر حق که اشک و دعای مادرانم با شماست.
و بگو
به دژخیمان بگو همانگونه که بند بند تنتان بر پیکره سراوانم گسترانیده شد به ذات پاک خدایم سوگند این راه خونین تا فتح عزت و آزادی پیموده خواهد شد
نصر من الله و فتح قریب


یارمحمد زهی_خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com




تصویر: اهانت ایادی رژیم ایران به سران كشورهای عربی




اوضاع اهلسنت در ایران


مولانااحمدناروئی‌آزادشد


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سنی آنلاین مولانا احمد نارویی حفظه‌الله معاونت محترم اداری دارالعلوم زاهدان آزاد شد. این عالم برجسته اهل سنت ایران که در تاریخ 19\5\87 بعد از احضار به دادگاه ویژه روحانیت مشهد، بازداشت شده بود، به فضل خدا، بعد از پنج ماه حبس، امروز شنبه مورخه28\10\87 آزاد شد و مورد استقبال جمع مشتاق و پرشور اساتید و طلاب دارالعلوم زاهدان قرار گرفت.

۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

خاطرات خبرنگار زن اروپایی در غزه

زمانی که از مهلکه گریختیم یک موشک دیگر ، این بار در پشت سر ما به یک کارخانه فولاد اصابت کرد...
مردم بر روی اجاق های گلی و سفالی دست ساز و با استفاده از چوب و نفت سفید آشپزی می کنند .

«اوا جازیویچ» (Ewa Jasiewicz) یک روزنامه نگار خانم و فعال حقوق بشر اروپایی است. وی از معدود روزنامه نگاران بین المللی حاضر در غزه محسوب می شود .
«اوا» در حال حاضر هماهنگ کننده «جنبش غزه آزاد» است؛ گروهی متشکل از فعالان صلح مستقر در آمریکا که هدف آن شکستن محاصره غزه است .وی مشاهدات خود از حملات وحشیانه اسرائیل به نوار غزه در طول هفته گذشته را در روزنامه انگلیسی گاردین به رشته تحریر درآورده که در ذیل می آید :
یکشنبه
اولین روز از حملات اسرائیل بیش از 230 نفر در عرض 24 ساعت قتل عام شدند.
من و دوستم، محمد، امروز به سمت شهر بیت لاحیا در شمال نوار غزه حرکت کردیم تا شب را نزد خانواده یک فعال حقوق بشر محلی سپری کنیم. در اواسط راه از شلیک یک موشک اسرائیلی شوکه شدیم، از جا پریدیم و تصمیم گرفتیم تا از یک کارخانه رنگ در منطقه جبالیا که بر اثر اصابت موشک در حال سوختن بود فیلم تهیه کنیم.
هیچ کس در این حادثه مجروح نشده بود.
زمانی که از مهلکه گریختیم یک موشک دیگر، این بار در پشت سر ما به یک کارخانه فولاد اصابت کرد. مردم فریاد می زدند: «فی شهید، فی شهید»، به این معنا که یک نفر شهید شده است، اما ما کسی را مشاهده نکردیم.
اتومبیل ما تنها خودروی عبوری در جاده بود.
راننده به ما گفت: «ترس و وحشت بر خیابان ها سایه افکنده است، هیچ کس تمایل ندارد از خانه اش بیرون بیاید.»در شهر بیت لاحیا، دوست ما اعلامیه هایی را که از هواپیماهای اسرائیلی پخش شده بود، نشانمان داد. در این اعلامیه ها با دستخط خوانا نوشته شده بود: «نیروهای دفاعی اسرائیل مشغول انجام وظیفه علیه عاملان عملیات تروریستی (حماس) هستند... ما همه سعی خود را می کنیم که هیچگونه خسارت یا جراحتی را به غیرنظامی ها تحمیل نکنیم».
دوستمان که فعال حقوق بشر است ما را به پشت بام خانه خود برد و اهداف احتمالی حملات اسرائیل را نشان داد.

اینجا یک مسجد وابسته به حماس، یک پاسگاه محلی پلیس و کاخی وجود دارد که زمانی محل رفت و آمد اعضای شاخه نظامی حماس بود. صدای تانک ها در امتداد نوار مرزی، حملات آپاچی ها به جبالیا، بمباران ناوهای جنگی اسرائیل علیه ساحل غزه و حملات جنگنده های F16 به دانشگاه اسلامی غزه آرامش شب را از ما گرفته بود.
یکی از دوستانم که عضو نیروهای داوطلب پزشکی است از جبالیا تلفن کرد و گفت: «آنها مسجد ایمان آجین را بمباران کرده اند، ما پنج دختر کوچک را از زیر آوار بیرون آورده ایم که هر پنج نفر شهید شده اند.»

دوشنبه

به منطقه جبالیا رفتیم. حملات متعدد اسرائیل یک مسجد و خانه مجاورش را با خاک یکسان کرده است. اعضای خانواده ای که فرزندان دختر خود را در این حادثه از دست داده اند در مقابل این مسجد تخریب شده به سوگواری نشسته اند. اصلاً و ابداً امکان دلداری به پدر دختران شهید وجود نداشت. وی رهبران عرب و آمریکا را لعن و نفرین می کرد و می گفت: «آنها خوابیده اند، آنها خوابیده اند و اسرائیلی ها خانه ما را بمباران کردند، جهان، مرده است. جهان، مرده است»

سه شنبه

دیروز دانشگاه اسلامی غزه، جایی که محل تحصیل دانشجویان از همه مذاهب، اقوام و ملیت هاست، بمباران شد. برای مشاهده خسارت ها عازم این محل شدم و از حجم خسارات وارده شوکه شدم. یک هفته قبل بود که درباره ژورنالیسم و روزنامه نگاری در این دانشگاه سخنرانی کرده بودم.
هم اکنون ساختمان علوم، مهندسی و فناوری تخریب شده، کتاب های درسی پاره و روی زمین پخش و پلا شده، تجهیزات رایانه و ... همگی منهدم شده است .

چهارشنبه

صبح چهارشنبه مشغول بررسی آخرین خسارات وارده شدیم. سقف، دیوارها، اثاثیه و کف خانه خانواده النعیم - که پنج شهید دختر داده بودند - براثر فروریزی آوار ویران شده بود. در حالی که مشغول صحبت با اعضای خانواده و فیلم برداری از خرابی ها بودیم صدای ناهنجار قطعات شکسته به گوش می رسید.
عازم بیمارستان بیت حانون شدیم. مردم سراسیمه و پریشان بودند و جمعیت عظیمی جمع شده بود. انتظار داشتم یک آمبولانس را مشاهده کنم که به سرعت جلوی بیمارستان می پیچد اما به جای آن یک گاری با الاغ دیدم که سه کودک و دو تن از بستگان شان را حمل می کرد .«حیا»، 12 ساله، کشته شده بود، بدن سوخته وی سریعاً با یک ملافه سفیدرنگ پوشانده شد . «لاما»، چهار ساله، نیز مقابل چشمان ما فوت کرد. «اسماعیل»، 9 ساله، زنده بود. دکترها گفتند: «تصور می کنیم حال این پسربچه خوب شود. باید از پاهای وی عکسبرداری کنیم» (اسماعیل صبح پنج شنبه فوت کرد).
ساعاتی بعد عازم دفتر شبکه خبری رامتان (Ramattan News) – شبکه تازه تاسیس فلسطینی ها برای مقابله با شبکه الجزیره – شدم. شب را آنجا سپری کردم. خبرنگاران رامتان همگی محلی هستند، آنها فاقد لباس های ضدگلوله یا کلاه ایمنی هستند اما تعدادی از بهترین تصاویر و فیلم ها در اختیار دارند.
مدیر «بخش غزه» در این کانال خبری گفت: آنها نگرانند هر لحظه هدف حملات اسرائیل قرار بگیرند. انتشار شایعاتی درباره احتمال حمله اسرائیل، همه خبرنگاران را وادار به ترک ادارات خود کرده به نحوی که دوربین ها و رایانه هایشان را به یک خانه امن منتقل کرده اند .نزدیک به سه ماه است که محموله ای حاوی نوارها، قطعات یدکی، تجهیزات ماهواره ای و تصویربرداری شبکه رامتان در مرز توقیف شده و اکنون مشخص نیست این شبکه به چه طریقی تصاویر حملات اسرائیل را به طور زنده پخش می کند .

پنج شنبه

از گوشه و کنار شنیدیم روز گذشته دو بهیار که در تلاش برای تخلیه تعدادی از مبارزان فلسطینی در جبالیا بودند براثر اصابت موشک کشته و مجروح شده اند. «محمد ابو حصیرا»، 24 ساله، در دم جان باخت و یک بهیار 35 ساله را نیز در بیمارستان کمال آدوین از نزدیک ملاقات کردم. وی از چند نقطه بدنش آسیب دیده بود. او بی تاب و بی قرار بود، سرش باندپیچی شده و مایع مغزی، بالش پشت سرش را مرطوب کرده بود. وی اندکی بعد فوت کرد .

من و علی، یک فعال حقوق بشر فلسطینی، تلاش کردیم صحنه این حادثه را از نزدیک تماشا کنیم اما موفق نشدیم. علی، من را به خانه اش در حوالی جبالیا برد. خانه وی فاقد پنجره بود و همه اعضای خانواده 12 نفره اش در کنار هم در یک اتاق خوابیده بودند. «صالح» پسر سه ساله وی شجاع و نترس به نظر می رسید .
اصابت موشک به خیابانی در بیت حانون منجر به آسیب دیدگی 16 نفر از جمله ده کودک شده بود. بیمارستان بیت حانون مملو از کودکان وحشت زده و خون آلود بود. یک پسربچه توسط دو تن از بستگانش آورده شده بود. ای کاش حال وی خوب شود
یکی از بستگان کودک می گفت: «مشاهده می کنید که چگونه کودکان در این سن و سال با موشک آشنا می شوند. آنها به محض آنکه بزرگ شوند همین موشک ها را به سمت دشمن خواهند فرستاد.»
در بیمارستان همه صحبت ها حول و حوش یک تجاوز زمینی احتمالی به غزه است .

جمعه

با گذشت یک هفته از آغاز حملات، هواپیماهای مراقبت همچنان بالای سر ما در پروازند. هر شب بیشتر نقاط غزه در خاموشی کامل فرو می رود. گاز، در دسترس قرار ندارد. مردم بر روی اجاق های گلی و سفالی دست ساز و با استفاده از چوب و نفت سفید آشپزی می کنند، مواد خوراکی به ویژه نان، کمیاب شده است .با گشتن در اینجا، هم نشینی با خانواده ها و مشاهده این مصائب احساس می کنم که جزئی از آوارگان هستم .



جمع آوری اسلحه در بلوچستان توسط رژیم ، ریش سفیدان نباید فریب بخورند


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از ایسنا در راستای اجرای طرح جمع آوری سلاح و مهمات غیر مجاز تعداد 40 قبضه سلاح غیر مجاز در سطح استان کشف و ضبط شد.فرمانده قرارگاه عملیاتی فتح و انتظامی استان سیستان و بلوچستان از کشف 40 قبضه سلاح در راستای طرح جمع آوری سلاح و مهمات غیرمجاز در سطح استان خبر داد و گفت: طی دو هفته گذشته ماموران انتظامی در سطح استان با بکارگیری منابع اطلاعاتی و کمک های مردمی موفق شدند این تعداد سلاح غیر مجاز را به همراه 21 تیغه خشاب و 305 عدد فشنگ جنگی کشف نمایند.

سردار غلامعلی نکوئی در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه سیستان وبلوچستان افزود: از این تعداد سلاح 13 قبضه به همراه 10 تیغه خشاب و 27 عدد فشنگ آن بصورت خود معرف با همکاری ریش سفیدان و معتمدان محلی تحویل پلیس گردیده است. وی خاطر نشان کرد: این سلاح ها که از نوع کلت کمری و کلاش و شکاری است در شهرهای زابل، چابهار، نیکشهر، زاهدان، خاش، سراوان، زهک، ایرانشهر و هنگ مرزی سراوان و هنگ مرزی جیکیگور کشف شده است.
جمع آوری اسلحه مردم بلوچ در حالی انجام می گیرد که زابلیها به طور گسترده مسلح می شوند که در صورت خطر بتوانند در برابر مردم بلوچ بایستند قبلا آقای شهریاری علنا گفته بود که باید زابلیها مسلح شوند اما دولتمردان شهریاری را ساکت کردند و طی طرحی به عنوان بسیج به صورتی گسترده زابلیها را مسلح کردند و ریش سفیدان باید مواظب باشند و فریب توطئه های رژیم را نخورند و سلاحها را تحویل ندهند.

سرزمینم با من سخن می گوید



سرزمینم با من سخن می گوید

در خود و بسی دور از خود و غرقه درغفلت خود بودم که ناگاه نسیم یاد در سرای ذهنم وزیدن گرفت، نسیمی که از جنس فراق بود. نسیمی که روحم را بر فراز آن دوردست کهن، آن خاک پاک، آن صحرای طلایی، آن کوههای استوار با صلابت، آن دریای نیلگون آرام وآن نخلستانهای تشنه،برد.نسیم یادی که با خود، نمایی از سیاهی(گدام) چادرهای عشایر غیوربلوچ وآسمان الماس نشان کویر و خارستان بیابانهای بی انتهای وطنم بلوچستان آورده بود .
نسیمی پیام آور بود که راوی ناگفته ها و نا شنیده ها،اسطوره ها ، افسانه ها و حماسه هایی از رادمردان خفته در خاکش بود، ودردناکتر از فراق و غربتم، از درد و ناله ، شکنجه و ضجه سرزمین مظلومم بلوچستان حکایت می کرد. نسیمی که با زوزه های جانکاه خویش سعی درفاش نمودن جنایتی هولناک می کرد. نسیم مرا گفت : ای جلاوطن آواره، بیا اکنون به مظلومیت سرایت بنگر! بیا و اکنون صدای شیون و مویه را از غربت سرزمینت بشنو! بیا و آه های سوزناک مادران دیارت که هر کدام بر سوگ سیاه فرزندی جوان سر و صورت می خراشد را به گوش جان بسپار،.بیا بنگر که کودکان بیشماری که به دست بی مهر ظالمان یتیم گشته اند چگونه بر مزار پدران شهیدشان می گریند و می نالند و شکوه ناملایمتی های بیگانگان را با خاکی بیجان در میان می گذراند. بیا و بنگر که چگونه غرور و عزت زنان ومردان، نونهالان، جوانان وپیران سرزمینت در زیر چکمه های دژخیمان لگدمال می شوند



گفتم نسیما! مرا با غم فراق و درد روح فرسای خویش به خود واگذار و بگذر که دگر مرا نه یارای شنیدن پیام روح کاهت و نه طاقت ایستادگیست. نسیم گفت : هیهات بر تو ای فرزند بلوچستان! ای نواده شیرمردان کوهستان! ای جگرگوشه مادران شیرزن! ای خلف غیرت و مردانگی! ای میراث دار مادر وطن! ای حافظ ناموس وشرف! ای اسطوره رشادت و سلحشوری! ای رهنورد راستین عرصه دلاوری وجوانمردی! در گذرشوم زمان و غفلت، چه ها بر تو رفته است که اینگونه ننگ را برجنگ، ذلت را بر عزت و رذالت را برشرافت پسندیدی؟! مگر نه آنکه جای جای سرزمینت گواه حماسه آفرینیهای برادران و رشادتهای خواهران و دعای مادرانت بوده است که برای پاسداشت دین و شرف و وطن سینه در برابر گلوله نفرت دشمن سپر کرده و با خون گلگون خویش این امانت الهی را به تو سپردند؟!
در سکوت بودم که نسیم ناگاه به تندی مرا خطاب کرد و گفت : آنچه بر دینت ، سرزمینت ،مردمت و شرافتت رفته است ، جملگی از غفلت توست از سکوت توست. ازغفلت توست که با چوب درخت باغهای خشکیده وطنت چوبه های دار را برای آویختن برادرانت برپا می کنند، از سکوت توست که حرمت پیرانت و غرور و جوانانت شکنند وحتی ...و حتی... گوهرخواهرانت را ، آن متداعیان مهر و پاکدامنی را تنها به اتهام عصمت و عزت میبرند و...و می کشند..و هنوز تو در غفلتی و گریز؟!
نسیم که اینک از هیبت و سنگینی پیام دادخواهی خاک مظلومم که برایم آورده بود سهمگین گشته بود و طوفان ، نعره ای زد و گفت : مادرت ، خاکت، سرزمینت ،عزتت و دینت ، تفتانت و دریایت همه و همه تو را می خوانند و داد به نزد تو آورده اند ! وطن غرقه در خونت نیازمند دستان همت وغیرت توست.
برخیز که گر تو بر نخیزی که برخیزد!؟
نسیم بر من همچنان می تاخت و می کوفت ولی من سر در گریبان شرم خویش فرو کرده بودم تا باری دیگر به نمای چشم گداز حقیقت ننگرم و آوای سوزناک حقیقت را نشنوم . میان من وخود سکوتی حکمفرما بود . آری باری دیگر همان سکوت، همان سکوت نفرینی که همواره مرا از فغان و فریاد باز می داشت .سکوت همچنان بود اما این بار حقیر،من دیگر سرا پا نسیم گشته بودم و وطن، که ناگهان جوششی در درونم برپا شد. خروشی آغاز، طغیانی نمودار و انقلابی پدیدار گشت . بغضی که به کهنگی اسارتم بود ترکید و سرانجام از ژرفای ضمیر و وجودم فریاد بر آوردم : نسیما ! ای قاصد صادق وطنم بلوچستان برو و خاک در بندم را مژده ده که من هنوز زنده ام و هستم ، من همانم که خون رشادت پدرانم در رگهایم هنوز جاریست، من همان میراث دارنجیب مادر وطنم ، من همان داعیه دار سربلند شرافتم ، من همانم که تا خون عزت در رگم می خروشد با ظلم و ذلت و استبداد خواهم جنگید و بر اهریمن خواهم تاخت. من همان خواهم بود که به پاس خون پاک شهیدان وطنم و حفظ آرمان والایشان آنقدر دریاهای خون را بپیمایم تا یا ساحل عزت وپیروزی را در یابم و یا شهادت و سعادت را.

فریاد سوخته-عرفان بلوچ

faryade.sookhteh@yahoo.com

آتش خشم مردمان دیار ایمان و مقاومت


آتش خشم مردمان دیار ایمان و مقاومت

براستی که نمی دانستند چنان زبونانه در شعله های آتش خشم مردمان این دیار ، دیار ایمان و مقاومت ، دیار غیرت و شهامت ، دیار مردانگی و شهادت ، دیار اسلام و قرآن تبخیر شده و به هوا می روند...
مغرورانه نعره مستانه سرداده و با نخوه و غرور می گفتند نام بلوچ و سنی را از دیار بلوچستان می زدائیم و بی شرمانه (العیاذ بالله) قرآنها را زیر پاهایشان له کرده و مدرسه ها را با خاک یکسان نموده انگار ایمان مردمان این دیار را برای همیشه از بین برده اند.....
چنان دم از خاک و بوم می زدند که انگار بلوچستان ارث پدریشان است و بلوچ دیگر از جرات و شهامت تهی شده است و باید سربزیر کافران متجاوز باشد و از کافرانی که هیچ نسبتی با مردم مسلمان بلوچ ندارند فرمان برند و هیچ نگویند .....
و چنان بازار ظلم و ستم و تجاوز گرم کرده بودند و بر سر کودک و پیر و زن می زدند که شاید دیگر چیزی به نام غیرت در این قوم همیشه غیور مانده باشد....
آری علاوه از اشغالگری و تصاحب سرزمین مادری ملت بلوچ که هیچ ربطی به تهران نداشته و تهران را هرگز حقی بر این سرزمین نبوده عرصه زندگی را برای مالکان این دیار چنان تنگ کرده اند که گویا بلوچ را هیج حقی در سرزمینش نیست و بلوچ خود را در سرزمینش بی یار و یاور و غریب و بیگانه بداند و بیگانگان را مالک سرزمینش بداند.....
اما تا کی
تا کی این ذلت باید ادامه داشته باشد ...
خیر دیگر خشم و نفرت از دشمنان دین و ملت تبدیل به آتشی شده که خانه ظالمان را در شعله های سوزانش خاکستر نموده و اثری از اجساد پلیدشان بر جا نخواهد گذاشت.....
دیگر بغض ترکیده و انفجارش پایگاههای دشمن را سرنگون کرده و گوشهای دشمنان را کر کرده و عقلهایشان را از سرشان پرانده که دیگر سکوت کرده اند.....
آری عملیات افتخار آفرین فرزند مومن و غیور سرزمین بلوچستان شهید عزت و آزادی لرزه بر تهران انداخت و کاخ آمالشان را فروریخت و این اولین شعله آتش بود که دیگر شعله هایش کاخهای دشمنان بلوچ و اهلسنت را با خاک یکسان خواهند کرد.....

تورم در ایران افزایش یافت


بانک مرکزی ایران گزارش داده که متوسط تورم در ایران در آخرین ماه پائیز به ۲۵.۵ درصد رسیده است که نسبت به ماه گذشته نیم درصد افزایش نشان می دهد.
تورم به معنی افزایش سطح عمومی قیمت هاست و نرخ آن در ایران با محاسبه قیمت ۳۵۹ قلم کالا و خدمات مصرفی تعیین می شود.
گزارش بانک مرکزی نشان می دهد که نرخ تورم در یک سال گذشته نزدیک ۲۶ درصد افزایش پیدا کرده است.
البته برای محاسبه نرخ تورم، بانک مرکزی هر ماه آمار قیمت کالاها و خدمات مصرفی را در مناطق شهری و روستایی تهیه و با بررسی آن نرخ تورم را تعیین می کند.
کالاها و خدماتی که در محاسبه نرخ تورم مورد استفاده قرار می گیرد، عبارتند از: "خوراکی ها و آشامیدنی ها"، "دخانیات"، "پوشاک و کفش"، "مسکن"، "آب و برق"، "گاز و سایر سوخت ها"، "اثاث و لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه"، "حمل و نقل و ارتباطات"، "تحصیل، بهداشت و درمان"، "تفریح و امور فرهنگی"، "رستوران و هتلداری" و "کالاهای و خدمات متفرقه".
رشد نرخ تورم در ایران از حدود دو سال پیش آغاز شد و همچنان ادامه دارد. نرخ تورم فروردین ماه سال گذشته خورشیدی ۱۲.۸ درصد بود که در آذر ماه سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل دو برابر شده است.
هم اکنون دولت لایحه موسوم به "تحول اقتصادی" را به مجلس فرستاده که مهم ترین بخش آن پرداخت نقدی یارانه ها به خانواده های کم درآمد است و این نگرانی وجود دارد که با اجرای آن تورم به شدت افزایش یابد.
بر اساس لایحه دولت که هم اکنون نمایندگان مجلس مشغول بررسی آن هستند، یارانه کالاها و خدمات حذف و این یارانه ها به صورت نقدی بین خانوارها توزیع خواهد شد.
با اجرای این طرح، کالاها و خدمات به نرخ تمام شده و بین المللی عرضه خواهد شد.
بنزین، گازوئیل، آب، برق و گاز از جمله کالاها و خدماتی است که قرار است به قیمت تمام شده و بین المللی عرضه شود.
کارشناسان نسبت به تورم زا بودن این برنامه اقتصادی هشدار داده و اعلام کرده اند که با اجرای این طرح، تورم به بیشتر از ۵۰ درصد خواهد رسید.
به عقیده این گروه، سیاست های انبساطی دولت باعث شده که تورم در سه سال و نیم اخیر دو برابر شود و اجرای شتابزده یک طرح گسترده که ابعاد آن معلوم نیست، می تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی وخیمی به دنبال داشته باشد.
این نگرانی از آن رو اهمیت بیشتری می یابد که با وجود تلاش های بانک مرکزی، تورم کنترل نشده و میانگین قیمت کالاها نشان دهنده سیر صعودی آن در ایران است.
رشد نقدینگی
از نظر برخی کارشناسان، افزایش شدید نقدینگی عامل اصلی رشد تورم به حساب می آید و تا زمانی که رشد نقدینگی کنترل و به مسیر درست هدایت نشود، نمی توان تورم را مهار کرد.
برخی کارشناسان نیز بر این باورند که افزایش نقدینگی باعث افزایش قدرت خرید می شود و این قدرت خرید افراد را روانه بازار خرید کالا می کند و طبیعی است که افزایش تقاضا قیمت کالاها را افزایش می دهد.
در سه و نیم سال اخیر نقدینگی در اقتصاد ایران افزایش شدیدی داشته و از حدود ۷۰ هزارمیلیارد تومان به مرز ۱۷۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
به عقیده کارشناسان اقتصادی، بخش کمی از این نقدینگی به سمت تولید رفته در حالی که بخش عمده ای از آن وارد بازار شده و بخش تقاضا را به شدت تحریک کرده است.
این در حالی است که به عقیده برخی صاحب نظران، اگر نقدینگی به سمت تولید برود و سرمایه گذاری افزایش یابد، نه تنها افزایش نقدینگی به تورم منجر نمی شود بلکه با افزایش تولید، موجب کاهش بیکاری نیز خواهد شد.
سیاست بانک مرکزی در دوران طهماسب مظاهری رئیس کل پیشین بانک مرکزی بر مهار نقدینگی و کنترل تورم استوار بود اما با کنار گذاشته شدن آقای مظاهری این نگرانی وجود دارد که برنامه انقباضی بانک مرکزی کنار گذاشته شود.
آقای مظاهری تلاش کرد تا با محدود کردن پرداخت وام جلوی رشد نقدینگی را بگیرد اما تعدادی از وزيران دولت معتقد بودند که این سیاست مانع اشتغال و تولید می شود.
محمد جهرمی وزیر کار که طرح بنگاه های زود بازده را به عنوان مهم ترین برنامه اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد اجرا می کند، از مخالفان سرسخت برنامه محدود کردن وام بود.
در سه و نیم سال اخیر بخشی عمده ای از درآمدهای سرشار نفتی ایران به ریال تبدیل و وارد اقتصاد شده است. بخشی از این درآمدها در بخش های غیر مولد و تامین هزینه های جاری دولت صرف شده است که به گفته تحلیلگران اقتصادی، به افزایش نقدینگی و رشد تورم منجر شده است.
بی بی سی

سلطان عبدالله زیر پای ایرانیان ، این هم فرهنگ 2500 ساله


درگیری نیروی انتظامی با ترکهای سنی مدهب روستای قیزیل خنه یه در ارومیه

روز سه شنبه ۲۴ دیماه ۱۳۸۷ عده ای از اهالی روستای خانقاه سرخ (قیزیل خنه یه) اورمیه به علت مخالفت با کانال کشی در زمینهای روستا مورد حمله نیروهای انتظامی بخش انزل و نوشین شهر قرار گرفتند. دراثر این درگیری دهها نفر از اهالی روستا زخمی و نزدیک به ۴۰ تن توسط مأموران انتظامی بازداشت شده اند.کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ اسامی چند تن از بازداشت شدگان به نامهای محمد جعفری٬ نادعلی علیپور٬ معراج علیپور٬ بهرام قلیزاده و پسرش را از طریق بستگان این افراد به دست آورده است.
همچنین بنا به گفته های سرهنگ شهنام رضایی مسئول اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی در مصاحبه با خبرگزاری مهر٬ پاسگاه انتظامی نوشین شهر اسامی چهار تن از دستگیر شدگان را به این شکل اعلام کرده است: «حیدر- ع، نقی -ع، داوود - ش، معراج - ع ».در اثر این درگیری جاده اصلی اورمیه - سلماس به مدت شش ساعت مسدود و ترافیک سنگینی ایجاد گشته٬ مأموران انتظامی که از نزدیک شدن خبرنگاران به منطقه جلو گیری می کردند به مدت ۴ ساعت با اهالی این روستا که سرهنگ شهنام رضایی تعداد آنها را ۴۰۰ نفر اعلام کرده است دگیر شده اند.خانواده زخمی شده ها و بازداشت شدگان از وضعیت اعضا خانواده خود که تحت نظارت پلیس می باشند اظهار نگرانی کرده و از ضرب و شتم زنان و کودکان بوسیله پلیس ضد شورش شاکی هستند.
به دلیل کنترل شدید روستای «قیزیل خنه یه» و بخش بستری بیمارستان امام خمینی (محل انتقال زخمیها) توسط نیروهای لباس شخصی و پلیس امکان اطلاع یافتن از وضعیت زخمی ها و بازداشت شدگان بسیار مشکل شده است. بنا به گفته های فخرعلی نیکبخت مدیرکل سیاسی و انتظامی آذربایجان غربی در گفتگو با خبرگزاری مهر تعداد مجروحین ۱۵ نفر بوده است.
اين درگيري پس از اقدام کارخانه شن و ماسه براي حفر چاه در زمينی به مساحت ۲۰۰ متر مربع در رخ داد که براي احداث اين خط انتقال آب، جاده فرعی واقع در زمين‌های کشاورزی تخريب مي‌شد و اهالی روستا از اين امر ممانعت به عمل آوردند. فخرعلی نيکبخت در گفتگو با ايسنا اظهار داشت:
« اهالی منطقه دراين خصوص به مرجع قضايی عليه مالکان کارخانه شکايت کردند که دادگاه ابتدا به نفع مردم و سپس در دادگاه تجديد نظر به نفع صاحبان کارخانه رای داد.»روستای «قیزیل خنه یه» که نام ترکی آن به صورت «خانقاه سرخ» تغییر داده شده است٬ از توابع بخش نازلو ارومیه بوده و نزدیک به ۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. اهالی این روستا عمدتا از ترکهای سنی مذهب می باشند که مردم منطقه آنها را «کوره سوننی» می خوانند. آذربایجانیهای سنی مذهب از تبعیضهای اقتصادی٬ فرهنگی٬ اجتماعی و سیاسی فراوانی رنج می برند. این تبعیضها به هنگام حضور آنها در مراکز قضایی و دادگاه نمود بیشتری داشته است.
آنها بسیار به ندرت در ادارات و مراکز دولتی به کار گرفته می شوند و با اینکه تعدادشان در شهرهای ارومیه٬ سلماس و خوی نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر است تا کنون موفق به تأسیس هیچ تشکل غیر دولتی اجتماعی و یا مذهبی نگشته اند. علیرغم مراجعت مکرر ترکهای سنی آذربایجان غربی به مسئولین جهت احداث مدارس دینی٬ هیچگاه این اجازه به آنها داده نشده و پیگیری کنندگان را به ارتباط با کشورهای خارجی و وهابیگری متهم نموده و تهدید به بازداشت کرده اند.
در سالهای گذشته نیز حادثه های مشابهی برای دیگر روستاهای ترکهای سنی مذهب اتفاق افتاده است.در سال ۱۳۸۲و ۱۳۸۲ مراجع قضایی در خصوص شکایت اهالی روستای کهریز ارومیه در خصوص حفر چاههای عمیق یک سازمان دولتی که موجبات بی آب شدن زمینهای کشاورزی روستا را فراهم می آورد٬ بر علیه آنها رأی دادند. زمینهای بعضی از روستائیان در سالهای بعد از انقلاب از طرف ارتش٬ سپاه و یا پایگاههای انتظامی تصاحب شده است.
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان
علیرضا جوانبخت

۱۳۸۷ دی ۲۶, پنجشنبه

عکس: سندي تاريخي از حکومت بلوچستان به حاکميت مير دوست محمدخان بارکزهي

تا هشتاد سال پیش بلوچستان دارای حکومت مستقل خود بود که رضا خان با حمله با به بلوچستان حکومت مستقل بلوچستان را از بین برد و بلوچستان را به اشغال خود در آورد و تا امروز بلوچستان در اشغال فارسیان مجوسی است.
تصویر از آرشیو رادیو بلوچی گرفته شده است

گزارش ارتش آمريكا؛مكزيك و پاكستان در آستانه فروپاشي


گزارش ارتش آمريكا؛مكزيك و پاكستان در آستانه فروپاشي



سرويس بين‏الملل «تابناك» ـ بنا بر گزارش جديد فرماندهي ستاد مشترك ارتش آمريكا كشورهاي مكزيك و پاكستان در خطر فروپاشي سريع و ناگهاني قرار دارند.به گزارش «فاكس نيوز»، اين گزارش در حالي منتشر شد كه باراك اوباما، رئيس‏جمهور بعدي آمريكا در حال آماده شدن براي رویارویی با چالش‏هايي مانند بحران غزه و جنگ‏هاي عراق و افغانستان و تنش‏هاي ميان هند و پاكستان است و به تازگی هم اعلام كرده كه بن لادن ديگر هدف اول آمريكا و او نيست.در اين گزارش آمده است: درباره بدترين سناريوهايي كه مي‏تواند براي نيروهاي مشترك آمريكا و در واقع جهان رخ دهد، بايد به دو كشور بزرگ و مهم اشاره كرد كه به شدت به سمت فروپاشي سريع و ناگهاني پيش مي‏روند؛ پاكستان و مكزيك.
يكي از مقامات مركز فرماندهي مشترك ارتش آمريكا در اين باره گفت كه اين گزارش احتمالا پیش از حملات تروريستي بمبئي تهيه شده بوده و پس از اين حملات، تنش‏ها در جنوب آسيا شدت بيشتري يافته است.گزارش كارگروه محيط عمليات مشترك كه براي بررسي مسائل امنيت جهاني در ارتش فعاليت دارد، در اين گزارش اعلام كرده كه پاكستان در صورت چنين اتفاقي به شدت در خطر يك جنگ خونين قومي داخلي قرار دارد كه با توجه به بحث زرادخانه اتمي اين كشور، خطر اين پديده بيشتر خواهد شد.
اين گزارش ادامه مي‏دهد كه خطر فروپاشي در مكزيك كمتر از پاكستان است، اما اعلام كرده كه ساختار دولتي در اين كشور به شدت تحت فشار و ضربات شبكه‏هاي مواد مخدر و اوباش است. فروپاشي اين همسايه جنوبي آمريكا هم مي‏تواند نيازمند واكنش سريع آمريكا براي تضمين امنيت داخلي خود باشد.

نمایندگان مجلس بر تصویب 3 هزار میلیارد تومان بودجه برای مرزها به توافق نرسیدند



به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبر آنلاین نمایندگان مجلس با رای ندادن به یک فوریت طرح «تقویت مرزبانی جمهوری اسلامی ایران»، عملا با تقویت حفاظت از مرزهای کشور، مخالفت کردند.
طبق گزارش مذبور این طرح با امضای 58 تن از نمایندگان مجلس ارائه شده بود که اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بخش اعظم طراحان این طرح را تشکیل می دادند.

این طرح که پس از تکرار حوادث تروریستس در سراوان تدوین شده بود در مقدمه خود با اشاره به 7300 کیلومتر مرز خاکی و آبی کشورمان، از حضور «مخلین امنیت و اشرار» در مرزهای شرقی و مسائل امنیتی «عدیده» در مرزهای شمال غربی و غرب کشور سخن گفته و بر لزوم تجهیز مرزهای خاکی و آبی تاکید کرده بود.


در این طرح، شورایی با عنوان «شورای مرز» با ریاست رئیس جمهور در نظر گرفته شده بود که وزرای کشور، اطلاعات، دفاع، امورخارجه، راه و ترابری و اقتصاد، به همراه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده ناجا و معاونین هماهنگ کننده ارتش و سپاه و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح نیز اعضای آن را تشکیل می دادند. وظیفه این شورا، سیاست گذاری و تعیین خط مشی همکاری های مرزی با همسایگان و اتخاذ تدابیر در امور توسعه و امنیت مرزها بود.


در طرح «تقویت مرزبانی جمهوری اسلامی ایران» که با هدف تقویت و ترمیم مرزهای کشور ارائه شده بود، برآورد شده بود که انسداد مرزها نیازمند 3 هزار میلیارد تومان اعتبار است و باید ردیفی خاص و با رشد اعتباری متناسب با نیاز مرزها، به ان اختصاص داده شود.

بر اساس این طرح بخشی از بار مالی ناشی از اجرای این طرح از محل جریمه متجاوزان به مرزهای کشور و مسافران قاچاق تامین شده بود.

اما هادی قوامی در مخالفت با یک فوریت این طرح خاطرنشان کرد: این طرح برخلاف اصل 75 قانون اساسی است و پیشنهاد نمایندگان نباید بار مالی داشته باشد و این را دولت باید در لایحه سال آینده پیش‌بینی کند.

وی حفظ مرزها را وظیفه اصلی دولت‌‏ها دانست و ادامه داد: فوریت این طرح به دلیل اشکالات موجود توصیه نمی‌‏شود.

البته در عین حال حمیدرضا فولادگر، نماینده اصفهان در موافقت با یک فوریت این طرح با بیان اینکه بحث انسداد مرزها از دغدغه‌های همیشگی نظام و مدیران بوده است، ادامه داد: البته گاهی در مجلس هم در زمان بودجه به این مساله توجه می‌شده و بودجه نیروی انتظامی تقویت می‌شد.

به گفته وی نمایندگان در صورت تصویب این طرح می توانستند در بررسی لایحه بودجه سال بعد، ردیفی را به ان اختصاص دهند.

علی رغم این اظهارات، یک فوریت این طرح را با 105 رای موافق و 60 رای مخالف رد شد.

کشته شدن یک ژنرال ارشد افغانستان در اثر سقوط هلیکوپتر


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از بی بی سی یک فرمانده ارشد اردوی (ارتش) ملی افغانستان و 12 نفر دیگر در اثر سقوط هلیکوپترشان در غرب کشور کشته شده اند.
وزارت دفاع افغانستان گفته است که هلیکوپتر حامل ژنرال فضل الاحمد سیار، و همراهانش بدلیل هوای نامساعد در هرات سقوط کرده است.
ژنرال سیار یکی از چهار فرمانده ارشد ارتش افغانستان و مسوول ناحیه (زون) غرب کشور بود.
ژنرال سیار و همراهانش برای بازدید از یک مقر نظامی در ولایت فراه در جنوب ولایت هرات به منطقه سفر کرده بودند.
ژنرال ظاهر عظیمی، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، به خبرگزاری فرانسه گفته است که از سال 2001 تاکنون این بدترین حادثه هوایی ارتش افغانستان بوده است.
برخی از گزارشها مبنی بر این بود که طالبان گفته است که حمله آنها باعث سقوط این هلیکوپتر شده است. اما وزارت دفاع افغانستان این اظهارات را رد و تاکید کرده است که سقوط هلیکوپتر ژنرال سیار و همراهانش یک سانحه بوده است.
بر اساس گزارشها فرمانده عملیاتی واحد نظامی منطقه، مسوول مخابراتی این واحد نظامی، پنج محافظ، چهار خدمه هلیکوپتر و رئیس ستاد ژنرال سیار، از دیگر سرنشینان این هلیکوپتر بوده اند.

اوباما: القاعده دشمن شماره يک آمريکاست


به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، باراک اوباما رئيس جمهور منتخب آمريکا روز چهارشنبه گفت شبکه القاعده و اسامه بن لادن سرکرده اين شبکه، تهديد شماره يک براي امنيت آمريکا به شمار مي رود .
اوباما اين اظهارات را پس از پخش نوار جديدي از بن لادن مطرح کرد که در آن به وي هشدار داده شده بود با جبهه هاي جديدي از جهاد بن لادن عليه منافع غربي روبرو خواهد شد .
اوباما تصريح کرد ما نهايت تلاش خود را براي ناکام گذاشتن تلاش هاي بن لادن و شبکه القاعده به کار خواهيم گرفت.

عضو سایت سنی آنلاین مولوی یوسف اسماعیل زهی پس ازچهارماه بازداشت آزاد شد.



عضو سایت سنی آنلاین مولوی یوسف اسماعیل زهی بعد از ظهر سه شنبه 19 شهريور ماه 1387بازداشت و بيش از چهار ماه بدون اعلان جرم در باز داشت به سر بردند٬ساعاتي پيش به خانه اش برگشت.

مولوي يوسف اسماعيلزهي يکي از اعضاي فعال سايت سني آنلاين وابسته به دارالعلوم زاهدان که در پي جريانات تخريب حوزه علميه زابل به همراه بسياري از جوانان دستگير شده بود آزاد شد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز(رح) وي که بعد از ظهر سه شنبه 19 شهريور ماه 1387دستگير و بيش از چهار ماه است بدون اعلان جرم در باز داشت به سر ميبرد ساعاتي پيش به خانه اش برگشت.
اين گزارش مي افزايد : اين هشتمين نفر از بازداشت شدگان تخريب حوزه زابل است که تا به حال آزاد شده اند و هنوز بسیاری از جوانان در بازداشت به سر مي برند.
نکته قابل تامل اين که واژه(مولوي يوسف اسماعيل زهي) تا هنگام
تنظيم اين خبر در موتور جستجوگر گوگل فيلتر مي باشد!!.

آینده بلوچستان درخشان است. (۴)

آینده بلوچستان درخشان است. (۴)
منابع طبیعی و آبهای ترش، شور و شیرین در سرزمین مادری مان که برایمان جنبه حیاتی دارند، منابعی فوق العاده با ارزش هستند. منابعی ملی که صاحب اصلی آن ملت زجردیده بلوچ است نه شونیستان اشغالگرو مهمانان ناخوانده از شهرها و مناطق فارس نشین که وحشیانه هجوم آورده و درسرزمین تاریخی حمل کلمتی ءُ میرکمبرجا خوش کرده اند.
در بلوچستان پهناورمان کمبود منابع آب نداریم. مانع بزرگ شونیستهای بیخرد و تبهکار فارس هستند که این منابع را سوءِ استفاده کرده یا عمدابه طرق نادرست کنترل و بهره برداری می کنند تا درنهایت ضرر و زیان ناشی ازهدررفتن این منابع حیاتی به ما برسد. حکمرانان جنایتکارتهران که رویای کشورگشایی و گسترش امپراتوری شیعی ـ شونیستی شان را درسردارند با ماجراجوییها و دخالتهای بیجا درامورداخلی جمهوری افغانستان بخصوص برتری طلبیهای جاهلانه درنیمروز، فراه و هرات باعث شده اند تا آب رودخانه هلمند به طرف سیستان بسته شود ودریاچه هامون نیز بخشکد.
برخی ازآنها می خواهند بلوچستان را « سرزمینی خشک و سوزان» معرفی کنند. سرزمینی که به کمک تهران ، اصفهان و یزد وابسته است. دراثر چنین تبلیغاتی است که ازباورها وذهنیات عجیب بخشی از مردم فارس، حتی باصطلاح روشنفکرانشان است که بلوچستان چنان خشک است که مردم بلوچ محتاج ومنتظرآب آشامیدنی از یزد واصفهان هستند.
رودخانه سرباز(۳۱۳ کیلومتر)، رودخانه ماشکید، رودخانه ایرندگان، رودخانه ڈمن، رودخانه کارواندر، رود لادیز، رودخانه کنارو، رود کاجو، رودخانه گُوَيْمَرْكْ، رودخانه بَخْتَكْ، رود سهمان، رود هيسكان ، رود سُموكان (گُوَرْدَشت) ، رود مَچكور، رودخانه نِهنگ ، رودخانه كهيرى، رود مُشكُند ،سيرين كَوْرْ، سُورْوَشان و رودخانه کشیگ ، رودخانه بنپور، سوراپ ،رودخانه باهوکلات، رودخانه کالان، رود ناهوت، رود مَلنتاک، رودخانه کارواندر، رود هنزامان ، رود خانه لادیز، رود پیرسوران، رود ایرکشان ... و هزاران «کلبیر» ، هزاران حلقه چاه نیمه عمیق، هزاران رشته قنات پرآب، منابع با ارزش دایمی آب دربلوچستان مان هستند. مردم ما طی هزاران سال در این دیارتاریخی با منابع موجود و باران رحمت اللهی زندگی خود را گذرانده و هرگز چشمداشت یا نیازی به سراب کویریزد نداشته اند.
آری منابع آب کافی در وطنمان بلوچستان داریم و نیازی به آب از کویر یزد نیست. کم نیستند رودخانه های بلوچستان که در صورت برنامه ریزی، ذخیره سازی و بهره برداری درست می توا نند بخش قابل توجهی ازآب مورد نیاز مان را از تامین کنند.
بدون آنکه که زابلی ها ی نمکدان شکن، نظامیان و فرستادگان حکومتی هجوم بیاورند و با زور و نیرنگ زمینهای حاصلخیز شستون، بنپور، واش، دشتیاری و دهوار را غصب و تصرف کنند. به این بهانه بیایند که حکومت شیعی و « نائبان امام زمان کشاورزان فقیر بلوچ» را کمک میکند تا سیل بند خاکی درست کنند. در کوی و برزن از منابر ومساجد و حجره هایشان در اینترنت داد و فریاد راه بیاندازند که درنتیجه طرحهای « آبرسانی » حکومت فاشیستی و تبه کارتهران است که در بلوچستان محصولاتی مانند گندم، جو، ذرت، خرما، زیتون، انبه، موز، خربزه درختی، چیکو، مرکبات، انواع دیگر میوه جات، سبزیجات، صیفی جات و حبوبات به بار می آید.
برخی از این حکومتیها در تبلیغات ضد و نقیض شان چنان دستپاچه و گیج می شوند که بلوچستان را «هندوستان کوچک ایران» وحتی یکی از «جاذبه های گردشگری ایران» می نامند و از طرفی گروهی دیگر از فاشیستا نِ ِ نیرنگ باز، بلوچستان را «کویری سوزان»، « استان خشک سیستان»، سرزمینی با « مردمی محروم و فقیر» و .. می نامند.
شونیستان اشغالگرمنفعت پرست بخوبی می دانند که منابع آب فراوان دروطنمان بلوچستان داریم. درغیر اینصورت اراضی حاصلخیزمان را غصب نمی کردند. به دلیل اینکه کویرهای بدون آب در یزد، کرمان و اصفهان فاقد ارزش هستند، یزدی ها، کرمانی ها، اصفهانی ها برای تصرف و غصب زمینهای حاصلخیزمان، ازهمدیگروحتی از زابلی ها ی نمکدان شکن سبقت می گیرند. خوشبختانه در موارد زیادی ازاین اعمال ضد اسلامی و خودخواهانه ضد انسانی آنها توسط صاحبان اراضی جلوگیری شده است.
غارتگران غاصب که از شهرهای دورو نزدیک چون مور و ملخ به سرزمین آبائی و اجدادی مان هجوم آورده اند در مواردی وقاحت را بدانجا کشانده اند که با همکاری ادارات دولتی ضد بلوچ، برای خودشان اسناد و مدارک جعلی نیز درست کرده اند. غافل ازاینکه حتی یک وجب از این سرزمین « سوزان» به آنها داده نخواهد شد. حالا زابلی ها یا اصفهانی ها به یک خروار سند و مدرک جعلی دل خوش کنند و با پررویی نامحدود خاص خودشان، مدعی باشند که بلوچ آباد، زمینهای دشتیاری و سد پیشن با «گانڈو» هایش ارث پدری آنهاست!
شونیستهای ایرانی به عمد کاری کرده اند که شهر و بندر مهمی مثل چابهار که درآمد آن سالیانه میلیاردها دلار می تواند باشد، آب آشامیدنی ندارد . کارگزاران بدون صلاحیت چه در زمان شاه وچه اکنون نه خواسته و نه توانسته اند مسئله آب آشامیدنی چابها ررا حل کنند. خدا می داند طی هشتاد سال گذشته چه سرمایه ها و درآمدهایی از چابهار به یغما برده اند. مگرتصفیه آب دریا و نصب چند دستگاه آب شیرین کن برای اهالی این شهرپردرآمد به هشتاد سال نیازدارد؟
حل مسئله آب آشامیدنی چابهارو تمام بنادر بلوچستان و نصب چند دستگاه آب شیرین کن دربنادر بلوچستان غنی امری است قابل اجرا، آنهم در کمتر از هشتاد هفته. البته در صورتیکه موانع اصلی یعنی «نائبان امام زمان» دروغین، سربازان جنایتکارش، فاشیستهای مذهبی جاهل و شونیستهای غیرمذهبی ِمنفعت پرست گورشان را برای همیشه ازبلوچستان مان گم کرده وبه دخالتهای مکارانه و بیجای آنان برای همیشه پایان داده شود.
تکنولوژی شیرین کردن آب دریا امروزه چنان پیشرفته و رایج است که حتی برخی ازکشتیهای مسافربری و باربری اقیانوس نورد، دستگاههای تقطیر و تهیه آب آشامیدنی را در موتورخانه های خود دارند. حالا بیائید وببینید که شونیستان منفغت پرست و خودخواه فارس چه برسرمردم مان، ساکنین و صاحبان تاریخی این سرزمین آورده اند . عمدا مردم صبورچهبار را درکناردریای پهناور بلوچستان ازآب آشامیدنی در «محرومیت » نگه داشته اند. آن «شاه شاهان» نالایق و این «نائبیان امام زمان» دروغین در طول هشتاد سال فقط توانسته اند لوله هایی زنگزده و غیرقابل استفاده را به چهبار بیاورند و این را جز افتخارات خود هم می دانند که مردم « محروم و تشنه» چهباررا سیراب کرده اند.
چنین کلاهبرداری حرفه ای و شیادی بیشرمانه و به تمسخر گرفتن مردم ونادیده گرفتن نیازهای اساسی شان، آنهم آب آشامیدنی در کجای این دنیا بغیر ازایران می تواند رایج باشد؟
یکی از حقایقی که همیشه سعی در پنهان کردن آن داشته اند این است که حکمرانان و فرستاده های تهران به بلوچستان می دانند که موقتی در بلوچستان هستند و به همین دلیل از کارهای رفاهی اساسی جلوگیری کرده وآنچه را که به پیشرفت بلوچستان کمک می کند به تاخیرو تخریب کشانده اند.
بطورمثال پروژه سد معروف پیشن چند دهه طول کشید یا همین پروژه آب آشامیدنی چابهارو قضیه لوله های زنگزده چقدر طول کشید و چند بار به همین بهانه ها «بودجه » گرفته و حیف و میل کرده اند؟
دقیقا همین شونیستان بیگانه و تبهکارریشه مشکلات و مانع آبادانی و پیشرفت بلوچستان مان هستند. زندگی ما را از تیرگی مطلق تیره تر و بلوچستان ما را روز به روز تباه ترمی کنند. کارشان فقط مشکل سازی و ایجاد موانع بیشمار است تا جیبهای گشاد و حسابهای پرنشدنی خود را پرتر کنند.
زمانیکه مبارزات طولانی ملت مان بر علیه این بیگانگان جنایت پیشه به پیروزی برسد و گور شونیستان غارتگر و زالو صفت برای همیشه از بلوچستان غنی گم شود، مردم بلوچ آلترناتیوهای زیادی برای حل مسئله آب آشامیدنی خواهند داشت. بخصوص تامین آب آشامیدنی در بنادر بلوچستان دراسرع وقت عملی است. هم اکنون صدها شهر ساحلی درروی کره زمین از تکنولوژی شیرین کردن آب دریا استفاده می کنند وشماره تلفن های صدها شرکت خصوصی که در این زمینه سرمایه گذاری، فعالیت و تجارت دارند هم دراینترنت و هم در کتابچه های تلفن دراروپا، آسیا، استرالیا، افریقا وامریکا در دسترسهمگان قرار دارند. در این مورد کافی است دو مثال بیاورم. در ماه دسامبر ۲۰۰۸ شرکتی اروپایی اعلام کرد که با مقامات چینی قراردادی امضا کرده که با شیرین کردن آب دریا، برای ۲۰۰۰۰۰ خانوار چینی آب آشامیدنی فراهم کند. مرحله اول این قرارداد که شامل فازهای برنامه ریزی این پروژه ،احداث کارخانه و تاسیسات مورد نظر درشرق پکن است، به مدت دو۲ سال طول خواهد کشید. یعنی این پروژه تا دو سال دیگر به مرحله بهره برداری می رسد و طبق همین قرارداد شرکت اروپایی موظف است به مدت ۳۰ سال برای۲۰۰۰۰۰ خانوار آب آشامیدنی تهیه کند تا از طریق شبکه لوله کشی به مردم برسد، در خانه هایشان. کل این قرارداد سالیانه حدود نود و پنج (۹۵) دلاربرای هرخانوارچینی هزینه خواهد داشت که در مراحل اولیه توسط دولت چین پرداخت می شود.
مثا ل دوم اینکه ابوظبی با بکارگیری دستگاههای آب شیرین کن مدرن قادراست به وسیله هردستگاه یک میلیون ونیم مترمکعب آب آشامیدنی درشبانه روز تهیه کند.
تصفیه و تقطیر آب دریا کاری است ساده و نسبتا ارزان . این تکنولوژی دربرخی از مناطق ساحلی دنیا چنان پیشرفته است که ازآب دریا برای کشاورزی نیزاستفاده می شود.
علاوه بر شرکتهای خصوصی، کشورهایی مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی، ژاپن، قطر، برزیل، شیلی، اسپانیا ،امریکا، آلمان، دانمارک،کویت، نروژ، پرتغال، استرالیا و افریقای جنوبی و ... به تجارب ارزنده ای در این زمینه دست یافته اند.
متخصصین کاردان، مهندسین بلوچ، مردم و دولت مردمی و انتخابی بلوچستان در فردای آزادی آلترناتیوهای زیادی برای حل مسئله آب تمام مناطق ساحلی مان خواهند داشت. لازم است بار دیگر به نیروهای متخصص و آینده نگربلوچ و به دانش آموزان عزیز، دانشجویانمان چه در بلوچستان اشغالی و چه در خارج توصیه کنم که به مطالعات اساسی و دقیق در زمینه جغرافیای بلوچستان و منابع با ارزش آبهای سرزمین مان بپردازند و با استفاده از دنیای اینترنت وبکارگیری امکانات واقعی و عینی دراین زمینه به کسب تجربه بپردازند تا در فردای آزادی مان آب شیرین مورد نیاز مردم تمام جنوب بلوچستان غنی را از آبهای شوردریای مان تامین کنیم. با اطمینان می توان گفت که حتی تهیه آب آشامیدنی سیستان ازدریای پهناور بلوچستان نیزامری است شدنی.
آری تکنولوژی شیرین کردن آب دریا چنان پیشرفته و در دسترس عموم است که مردم چابهارو مهندسین و متخصصین بلوچ بدون کمک مقنی های یزدی، می توانند مسئله آب این شهر پردرآمد واستراتژیک را درکمتر ازهشتاد هفته حل کنند.
شونیستان اشغالگر زورگو می توانند وعده های پوچ و لوله های زنگ زده شان رابا خود به کویریزد یا به دهات اصفهان ببرند.
به امید آنروز که سرزمین مادری مان از وجود این اشغالگران مفتخور پاک باشد.

آزات ءُ آباد بات گنجین بلوچستان.
ادامه دارد.
محمد کریم بلوچ
توصیه می کنم تا به لینک های زیرنیز توجه کنید.

t
http://www.aqualyng.com/Lyng/PageMaker.aspx?PageContainerID=10826
http://www.iwaponline.com/
http://www.drinkexpo.ae/
http://www.c-watershow.com/en/index/index.asp
http://www.waterland.net
http://siostudents.ucsd.edu/ESP/

http://www.unep.or.jp/ietc/publications/insight/fal-94/7.asp

http://www.wisegeek.com/what-is-a-freshwater-generator.htm

فیلم تنبيه و تحقير دانش آموزان بلوچ در قلب بلوچستان توسط مهاجران فاشیست زابلی

ملالي طهران ... استغلال مأساة غزة للتنكيل بسنة إيران ـ صباح الموسوي


صباح الموسوي
مصائب قوم عند قوم فوائد" هذا المثال كان ولا زال شعار نظام طهران الدائم فهو اليوم يستغل مأساة غزة ليتخذها جملا للايغال في سياسة التمييز العنصري والاضطهاد الطائفي بحق أهل السنة في إيران الذين ينتمون إلى قوميات وشعوب ( كردية وعربية وبلوشية و تركمانية) متعددة يرى فيهم عدوا رئيسيا له وذلك لكونهم و رغم قساوت الاضطهاد الذي يمارس ضدهم منذ العهد الصفوي و إلى اليوم فأنهم ما زالوا متمسكين بعقيدتهم ولم تتمكن الأنظمة الإيرانية المتعاقبة ثنيهم عن إيمانهم بها و كانوا دائما مؤثرين بأصحاب العقائد الأخرى وهذا ما اعترف به كبار رجال الحوزة الدينية الإيرانية الذين راحوا يطالبون نظامهم باتخذ المزيد من الإجراءات التعسفية بحق أهل السنة.
وكمثال على هذه الدعوات يمكن الاستماع إلى التصريحات التحريضية التي أطلقها مؤخرا احد ممثلي مرشد الثورة الإيرانية علي خامنئي في الجامعة "المدعو حجة الإسلام " مهدي دانشمند " ضد أهل السنة
ادامه مطلب

فیلم تنبيه و تحقير دانش آموزان بلوچ در قلب بلوچستان توسط زابلیهای فاشیست

به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از آژانس ايران خبر: علي رغم منع قانوني تنبيه دانش آموزان به دليل آثار سو اين ناهنجاري اجتماعي ،تنبيه دانش اموزان بلوچ که از هر گونه امکانات رفاهي، بهداشتي و معيشتي محرومند موجب شده تا اين کودکان روحيه اي شکست خورده را با خود به کلاس هاي درس بياورند.
آنچه جاي تامل است عدم نظارت و بي توجهي مسوولان برضرب و شتم دانش آموزان در اين استان است كه همچنان مانند سالهاي بسيار دور رواج دارد.
فيلمي كه ملاحظه ميكنيد يکي از فجيع ترين صحنه هايي است که قلب هر انسان شريفي را به درد مي آورد, تحقير کودکان بلوچ و تنبيه آنان به دست يکديگر و از همه بدتر تهيه فيلم از ان صحنه هاي شرم آور جهت تمسخر و تحقير اين بي گناهان . فيلمي كه خشم ساير معلمان شريف كشور رابرميانگيزد .
معلمان شريفي كه به شدت با اين گونه اعمال مخالفند , معلماني كه با پرداخت بها از زندگي خود وبه سربردن در سياهچالهاي مخوف , سالهاي سال به جهت مخالفت با سيستم غلط آموزش و عملكرد غير انساني و غير ايراني آن كه به تحقير و توهين درمناطق محروم ميپردازدبرخاسته اند , معلمان آزاده اي كه برتخته سياه مدرسه ايران , نام هر معلم و آموزگاري را سربلند و درس آزادي و آزاده گي را در تاريخ آموزش ايراني نگاشته اند .براي ديدن فايل تصويري آن را دانلود كنيد

ضميمه خبر : براي ديدن فايل تصويري آن را دانلود

۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

جمهوری اسلامی و نوستالژی عهد صفوی


مهدی خلجی
پژوهشگر مسايل اسلامی


جمهوری اسلامی از آغاز کوشیده است انقلاب ایران را براندازی نهاد سلطنت و نفی مطلق تاریخ پادشاهان گذشته بداند؛ اما یادکرد دوره‌ پادشاهی صفوی به تازگی در گفتار سیاستمردان جمهوری اسلامی پررنگ شده است.
در زبان روحانیان حاکم، عهد صفوی نماد اوج قدرت سیاسی روحانیت و بدل شدن تشیع به ایدئولوژی حکومت است.
کنگره‌بزرگداشت شیخ بهایی که به تازگی در مشهد برگزار شد، عرصه ‌ای آشکار برای ستایش پادشاهان صفوی و توجیه همکاری علما و فقها با آنان بود.
در این کنگره، اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام سخنانی را در مدح دوران صفوی و مقام شیخ بهایی بیان کرد.
پیشتر نیز، وی در کنگره‌بزرگداشت ملامحسن فیض کاشانی، از علمای عهد صفوی گفته بود:"در دوره‌ صفوی بود که ایران سراسر هویتی شیعی پیدا کرد و در این دوره بود که با تکیه بر عمیق‌ترین احساسات مردم، روحانیت با حکومت همراه شد."
در همین سخنرانی وی تاکید کرد:"اگر روحانیت دچار انزوا شود، مشکلات واقعی در کشور ایجاد می‌شود و خود روحانیت هم نباید تسلیم انزوا شود."همچنین آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه علم و صنعت از ضرورت "شجاعت در برابر هیبت دشمن" سخن گفت و تصریح کرد:"آن روزی که شهر اصفهان در دوره‌ شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت باعظمت صفوی نابود شد، خیلی از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند، اما شاه سلطان حسین ضعیف بود."
در جدل و جنجال جناح‌های سیاسی، کسانی سخن وی را ناظر به محمد خاتمی یا عبدالله نوری دو فرد مطرح برای نامزدی ریاست جمهوری آینده ایران تعبیر کردند.
به نوشته‌ روزنامه‌ کیهان، عبدالله نوری ظاهرا گفته است:"به نظر می‌رسد پادشاه وقت صفویه چاره را در آن دید که قدرت خود را فدای کشور نکند. او می‌ دانست که سرنگون خواهد شد. پس از این رو بهتر دید که کنار برود و بدین ترتیب ایران و شهرها و میراث فرهنگی و تاریخی حفظ شود."
عهد صفوی، رؤیایی شیرین یا الگویی سیاسی؟دوره‌ پادشاهی صفوی برای روحانیان شیرین ‌ترین خاطره‌ تاریخی می‌نماید. این دوره، نخستین تجربه‌‌ کامیاب دولت شیعی در ایران است.
عهد صفوی همواره در زبان روحانیان حاکم، نماد اوج قدرت سیاسی روحانیت و بدل شدن تشیع به ایدئولوژی حکومت بوده است
شاه اسماعیل، بنیادگذار سلسله‌ صفوی، خود رهبر فرقه‌ای صوفی بود و کوشید منش دینی خود را اساس سیاست قرار دهد.
در ایرانی که اکثریت آن با اهل سنت بود، وی با جنگاوری و سلحشوری و به قهر و خشونت مذهب مردم عادی را از تسنن به تشیع تغییر داد و گفت:"اگر رعیت حرفی بگوید شمشیر می‌کشم و یک کس را زنده نمی‌گذارم."
پادشاهان صفوی از عالمان شیعی جبل عامل لبنان که رهبران اقلیت شیعه تحت امپراتوری عثمانی قلمداد می‌شدند، برای حضور در دربار پادشاهی دعوت کردند. این فقیهان نظام روحانیت تازه‌ای را پی ‌ریزی کردند و تحولی عمیق در فقه پدید آوردند و فقه شیعی را در خدمت اداره‌ سیاسی کشور قرار دادند.اما عهد صفوی تنها از آن رو که رويای گوارای قدرتی از دست رفته برای روحانیان را تداعی می‌کند، اهمیت ندارد.
پس از آنکه در پی حمله‌ اعراب، ایران زمین تجزیه شد و به حکومت‌های محلی و قبیله‌ای سپرده شد، صفویان آرزوی احیای شوکت دیرین ایران زمین را در دل پرواندند و کوشیدند مرزهای ایران را تا جای ممکن گسترش دهند و حشمت ایران دوره‌ ساسانیان را بازگردانند.
در همین دوره، ایران به قدرت منطقه‌ای عظیمی بدل شد که با جهان اسلام و امپراتوری عثمانی رقابت می‌ کرد.
پادشاهان صفوی با برگزیدن دیپلماسی ويژه‌ ای تلاش می‌کردند به اروپاییان نزدیک شوند و در ائتلاف با دولت‌های مسیحی توازن قدرت با امپراتوری عثمانی را در منطقه حفظ کنند.شماری از تحلیلگران سیاسی بارها تاکید کرده‌ اند که دست‌ کم برخی از رهبران ایران در آرزوی پدید آوردن یک «امپراتوری» در منطقه‌ خاورمیانه هستند، اما این بار احیای امپراتوری را نه در ائتلاف با دولت‌های مسیحی که در چالش با این دولت‌ ها ممکن می‌دانند.
عهد صفویه در برابر دوران مشروطیت
هرچه خاطره‌ عهد صفوی برای روحانیان حاکم شیرین است، یادآوری دوران مشروطیت کام آنان را تلخ می‌کند.
روحانیان حاکم، دوران مشروطیت را آغاز شکل‌ گیری نهادهای مدرن در ایران و کوتاه شدن دست آنان از نهادهای سیاسی و حقوقی و آموزشی می‌انگارند.
بسیاری از سیاستمداران ایرانی به مناسبت‌های مختلف، در باره‌ "تکرار تجربه‌ مشروطیت" هشدار داده‌ اند و دانشگاهیان و روشنفکران را مسئول انزوای سیاسی نزدیک به سه ربع قرن خود می‌دانند.
آیت الله خمینی و دیگر رهبران روحانی، شخصیت‌هایی چون شیخ فضل الله نوری را که به دست مشروطه‌ خواهان کشته شد، تقدیس کرده‌اند.
هرچه خاطره عهد صفوی برای روحانیان حاکم شیرین است، یادآوری دوران مشروطیت کام آنان را تلخ میکند. روحانیان حاکم، دوران مشروطیت را آغاز شکل گیری نهادهای مدرن در ایران و کوتاه شدن دست آنان از نهادهای سیاسی و حقوقی و آموزشی میانگارند.
شیخ فضل الله نوری در تاریخ مشروطیت نماد جبهه‌ اسلام‌ خواهی در برابر تجددطلبی و دشمن آزادی و برابری شناخته می‌شود.
در عوض، اندک روحانیانی که به مشروطه‌خواهان نزدیک بودند و از این جنبش حمایت می‌کردند، هیچ یک در گفتار رسمی جمهوری اسلامی جایگاهی بلند ندارند.از سوی دیگر، آیت الله خمینی روحانیانی را که با دربار پهلوی همکاری می ‌کردند، "روحانی درباری" نام داد و آنها را فاسد و منحرف خواند؛ اما از روحانیانی که مانند محمد باقر مجلسی یا ملااحمد نراقی، مقامی منیع در دربار صفوی و قاجار داشتند، ستایشی احترام‌آمیز کرد.
حتی روحانیانی که در دوره‌ محمدرضاشاه پهلوی گرایشی انقلابی نداشتند یا مانند حسین‌علی راشد در دانشگاه تدریس و در رادیو وعظ می‌ کرددند، در جمهوری اسلامی مغضوب و مهجور ماندند.
تاریخ ‌سازی، نیازی سیاسی
ساختن روایتی رسمی از تاریخ، نیازی سیاسی است. حکومت‌های غیردموکراتیک بیش از حکومت‌های دیگر تاریخ ‌سازی را ضروری می‌بینند.
با ساختن روایتی رسمی از تاریخ، حکومت می‌کوشد خاطره‌ جمعی را مصادره کند؛ زیرا جا انداختن مشروعیت سیاسی حکومت با این کار ممکن می‌شود.
اگر همگان روایت حکومت از گذشته را بپذیرند، به واقع به معیارها، ارزش‌ گذاری‌ها و الگوپردازی ‌های کنونی آن حکومت هم تن داده‌اند.
حکومت تنها دل‌مشغول اکنون و آینده نیست؛ بلکه سخت نگران پرداختن تصویری خاص از گذشته نیز هست و از طریق نظام آموزشی، رسانه و دیگر ابزارها روایت رسمی خود از تاریخ را شکل می‌دهد و بر خاطره‌ جمعی تحمیل می‌کند.اما تاریخ‌سازی حکومت می‌تواند بازی خطرناکی باشد و حتی برای خود حکومتگران توهم‌بیافریند.
بر خلاف عقیده‌عمومی، تاریخ هرگز تکرار نمی‌شود و هر حادثه تنها یک بار در گذر تاریخ رخ می‌دهد. اگر در روایتی رسمی، حکومتی بکوشد دوره‌ ای تاریخی را الگوی خود قرار دهد یا با استناد به موفقیت آن دوره‌تاریخی، راهِ برگزیده‌ کنونی خود را موجه و مشروع بینگارد، دچار خطایی معرفت‌ شناختی شده که ممکن است پیامدهای عملی سهمگینی داشته باشد.
دوره‌ صفوی یا مشروطیت، ورای نیک و بد آن، زمانی از دست رفته و سپری‌ شده ‌اند. منطق معادلات سیاسی کنونی با ارجاع‌های تاریخی قابل توضیح نیست. حکومت‌هایی که به منطق زنده، جاری و متحول سیاسی هر روزه اعتنای بیشتری دارند، کمتر پروای تاریخ ‌سازی، قهرمان‌پردازی و دستکاری حافظه‌ جمعی می‌کنند.

bbc

الاحواز به سوی نبرد مسلحانه می رود


طبق گزارشهای رسانه های مختلف جوانان الاحواز در حال آماده شدن برای نبرد و رویاروئی با نظام ولایت فقیه می باشند و طی هفته گذشته چندین عملیات علیه مقامات دولتی و اشغالگران سرزمین ثروتمند و اشغال شده شان انجام داده اند.
چنانچه سایت تابناک وابسته به محسن رضائی فرمانده سابق سپاه پاسداران که عموما توجه امینیتی ویژه ای به تحرکات ضد نظام دارد در گزارشی در این مورد می نویسد:اقدامات آشوب گرانه در خوزستان (الاحواز )در روزهاي اخير به شدت افزايش يافته است.
تابناک در این ضمن به گروگان گرفته شدن یکی از کارمندان رژیم در منطقه توسط افرادی خبر می دهد که این گروگان گیری منجر به هلاکت کارمند رژیم می شود
تابناک ادامه می دهد :
در يك اقدام ديگر ، قاضي شريفي عصر ديروز هنگام ورود به خانه اش توسط عوامل ناشناس با شليك چندين گلوله كشته شده است. قاضي شريفي مستشار شعبه اول دادگاه تجديد نظر خوزستان بوده است.
و در گزارش مجموعه حقوق بشر در این مورد آمده است :امرالله شریفی ، قاضی 40 ساله دادگستری شهرستان اهواز سه شنبه 24 دیماه در منطقه کوی رمضان این شهر در حین رانندگی توسط دو ماشین دیگر با هویت نامعلوم سرنشینان آن محاصره گردید و طی تیراندازی و با اصابت 8 گلوله به سینه، جان خود را از دست داد.خانواده ایشان مدعی هستند این قاضی دادگستری پیشتر از سوی جریانات مسلح فعال در منطقه مورد تهدید قرار گرفته بود.
طبق گزراشهای دیگری طی هفته جاری چندین تن از اشغالگران الاحواز توسط افراد مسلح به هلاکت رسیدند و هنوز تحقیقات در این مورد ادامه دارد.
به هر صورت تحرکات اخیر روزنه امیدیست که شاید الاحواز را تبدیل به جبهه ای جدید علیه نظام در کنار بلوچستان و کردستان نماید و نویدیست برای همه ملتهای تحت ستم ایران جریان مبارزه مسلحانه به خاطر پیروزی چشمگیرش در بلوچستان و تحت قیادت جندالله در حال درنوردیدن مرزهاست و رو به پیش می رود و باید ملل ایران همه دست در دست هم نهند و از هر سو رژیم را هدف قرار دهند و در صورت باز شدن جبهه های جدید نیروهای رژیم متشتت و متفرق شده و قدرتش از هم می پاشد.
دلاور بلوچ
http://www.delaavar33.blogspot.com/

فرماندهان هنگ های مرزی بلوچستان عزل شدند

فرماندهان هنگ های مرزی بلوچستان عزل شدند
به گزارش آژانس خبری تفتان سرهنگ اسحاق مقدم فرمانده هنگ مرزی میرجاوه از مقامش عزل و به جایش سرهنگ "حسن شجاعي نسب" به عنوان فرمانده جدید هنگ مرزی میرجاوه منصوب گردید.
در مراسم عزل و نصب اسحاق مقدم و حسن شجاعی جانشين فرماندهي انتظامي بلوچستان سرهنگ شهرکی حضور یافته و گفت : تامين امنيت نيازمند حفاظت و صيانت از مرزهاي كشور است.
وی اذعان نمود که رژیم برای حفظ امنیت نیروهایش بهای سنگینی پرداخته است .
در همین حال گزارشها حاکیست فرمانده هنگ مرزي جكيگور نيز عزل و فرماندهی جدید به جایش منصوب شده است .
در آييني كه به همين مناسب ديروز در مسجد ستاد هنگ مرزي جكيگور با حضور فرماندار سرباز، مسوولان محلي و شماري از فرماندهان انتظامي استان برگزار شد، سرگرد "براتعلي ميرشكار" به عنوان فرمانده جديد هنگ مرزي جكيگور و نگور معرفي شد.
همه این فرماندهان زابلی هستند و زابلیها که اقلیت ناچیزی را در بلوچستان تشکیل می دهند سوار بر گرده ملت بلوچ شده اندکه امید است همه این جانیان به درک واصل شوند.

خبرنگاران ترکيه جنايات رژيم صهيونيستي را محکوم کردند


به گزارش آژانس خبری تفتان يک گروه از خبرنگاران ترکيه روز چهارشنبه با حضور در مقابل سرکنسولگري رژيم صهيونيستي در استانبول، جنايات اين رژيم عليه مردم مسلمان و مظلوم غزه را به شدت محکوم کردند.

" احمد گميجي " سخنگوي اين گروه با قرائت قطعنامه اي تاکيد کرد : اسراييل بدون توجه به اين که چه کسي را مورد هدف قرار مي دهد همه را در غزه از دم تيغ مي گذراند.

وي گفت : در حملات نيروهاي اسراييلي علاوه بر زنان و کودکان بي گناه که شمار آنها به يک هزار نفر رسيده، پنج تن از خبرنگاراني که براي رساندن صداي مظلوميت فلسطينيان به دنيا درحال انجام وظيفه بودند را نيز به قتل رسانده و 15 تن ديگر از آنان را بشدت زخمي کرده است.

وي گفت : ما خبرنگاران و روزنامه نگاران از اسراييل مي خواهيم که به اين خونريزي ها و جنايات خاتمه داده و بيش از اين خون کودکان و زنان بي گناه را به زمين نريزيد. احمد گميجي گفت : روزنامه نگاران و خبرنگاران ترکيه خواهان باز شدن راه کمک به غزه و رساندن کمک هاي انساني مواد غذايي و دارو به اين منطقه هستند که از ماهها قبل بي رحمانه در محاصره نيروهاي اسراييلي قرار دارد.

بر پايه اين گزارش، خبرنگاران بعد از قرائت قطعنامه عليه اسراييل، از محل متفرق شدند. در اين ميان نهادهاي مدني ترکيه اعلام کردند در تدارک برگزاري يک همايش بزرگ در آنکارا هستند که انتظار مي رود صدها هزار تن از مردم ترکيه در محکوم کردن جنايات رژيم صهيونيستي در آن شرکت کنند.

اين تجمع قرار است روز يکشنبه در يکي از ميدان هاي بزرگ شهر آنکارا برگزار شود.

از شروع حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي در غزه، مردم مسلمان ترکيه به طرز کم سابقه اي همه روزه در گوشه و کنار اين کشور با برگزاري تظاهرات گسترده اي، اين رژيم جنايتکار را محکوم مي کنند.

هم چنين کمپيني نيز در ترکيه براه افتاده که هدف از آگاه سازي مردم به کد محصولات اسراييلي است و در اين کمپين از مردم خواسته شده تا مصرف کالاهاي اسراييلي را تحريم کنند.

سه رقم اول بارکد به طور معمول مربوط به کشور توليد کننده محصول است و اين کد براي رژيم صهيونيستي 729 مي باشد.

بوليوي روابط ديپلماتيك خود را با رژيم صهيونيستي قطع كرد


به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از خبرگزاري فرانسه، "اوو مورالس"، رئيس جمهور بوليوي امروز اعلام كرد كه كشورش روابط ديپلماتيك با رژيم صهيونيستي را در اعتراض به حملات مرگبار اين رژيم به نوار غزه قطع كرده است. مورالس گفت: اعلام مي‌كنم كه بوليوي روابط ديپلماتيك خود را با اسرائيل قطع مي‌كند.

قطع روابط ديپلماتيك بوليوي با رژيم صهيونيستي در شرايطي است كه ونزوئلا نيز 6 ژانويه سفير رژيم صهيونيستي را از "كاراكاس"، پايتخت ونزوئلا اخراج كرد. اين اقدام ونزوئلا با استقبال فراوان مردم كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي جهان مواجه شد.

حملات رژيم صهيونيستي به نوار غزه كه نوزدهيمن روز خود را سپري مي‌كند تا كنون بيش از هزار شهيد بر جاي گذاشته است. بر اساس آمار اعلام شده حدود نيمي از شهدا را كودكان و زنان بيگناه فلسطيني تشكيل مي‌دهند

توصیه گلبدین حکمتیار به مجاهدان فلسطینی



به مجاهدين فلسطين توصيه مى كنيم كه فريب حرفهاى دروغين سردمداران ايران را نخورند،
به مجاهدين فلسطين توصيه مى كنيم كه فريب حرفهاى دروغين سردمداران ايران را نخورند، ايران در طول تاريخ همواره و در تمامى جنگهايى كه عليه امت اسلامى به راه افتاده؛ دست در دست دشمن گذاشته و امت را از عقب به خنجر زده، ايران دشمن خطرناكى در جامۀ دوست است، ايران نخست با مسكو و كمونيستها عليه مجاهدين افغان همكارى كرد و سپس در اشغال كابل به دست نيروهاى صليبى به كمك دشمن شتافت، در اشغال عراق؛ صميمى ترين و جدى ترين همكار امريكا شد، به گروههاى شيعه افغانى و عراقى دستور داد تا تحت قومندۀ افسران امريكايى عليه سنى ها بجنگند.
تعداد كسانى كه در عراق به دست ناپاك شيعه هاى وابسته به ايران كشته شده كمتر از كسانى نيست كه بدست نيروهاى صليبى در آن كشور كشته شده، صدها عالم و دانشمند و ساينسدان عراقى به دست تروريستهايى كشته شده كه در ايران آموزش ديده اند، ده ها عراقى مظلومى كه هر روز در بغداد بطور مرموز كشته شده و اجساد شان در خريطه هاى سياه پلاستيكى در گوشه و كنار بغداد يافت مى شوند؛ همه به دستور مسئولين ايرانى و توسط گروههاى وابسته به تهران كشته مى شوند.
به حرفهاى ميان تهى زمامدارانى باور نكنيد كه در ظاهر از داعيۀ فلسطين حمايت مى كنند ولى در عمل هيچ كارى به نفع مجاهدين فلسطين و عليه صهيونستهاى وحشى و خونخوار انجام نداده اند، هيچ انسان عاقلى اين بهانه هاى دروغين را از آنان نمى پذيرد كه راه كمك به فلسطينى ها به روى شان بسته است، مگر آنها نمى توانند به جنگجويان حزب الله لبنان دستور بدهند تا از هزاران راكتى كه ايران و سوريه در اختيار شان گذاشته چندتا را به سوى اسرائيل شليك كنند؟!!
اين راكتها را براى كدام روزى نگهداشته اند؟ اگر اينها خواهان دفاع از اسلام و مسلمين اند به گروههاى شيعه افغانى و عراقى دستور بدهند كه از همكارى با امريكائيها دست بكشند و با مجاهدين يكجا شوند.

تظاهرات مردم عرب اهواز در حمايت از غزه سركوب شد و40 نفر بازداشت شدند



العربیه : برخى از سازمانهاى مدافع حقوق بشر در ايران گزارش دادند كه نيروهاى ضد شورش جمهورى اسلامى ايران تظاهراتى را كه توسط مردم عرب اهواز در حمايت از فلسطينيان غزه برگزار شد سركوب كردند.


در جريان تظاهرات مركز استان خوزستان واقع در جنوب غرب ايران تعدادى از افراد هنگام متفرق ساختن تظاهر كنندگان توسط پليس ضد شورش مجروح شدند و تعداد 40 نفر نيز توسط نيروهاى دولتى بازداشت گشتند.

در يك بيانيه ى صادره از سوى "سازمان اهوازى حقوق بشر" كه نسخه اى از آن در روز دوشنبه 12-1-2009 توسط "العربيه. نت" دريافت شد، "اين تظاهرات از سوى مسئولان دولتى ممنوع اعلام شد و با دستگيرى و ضرب و شتم افرادى كه نسبت به فلسطينيان ابراز همدردى مى كردند، با خشونت سركوب گرديد".

اين در حالى است كه كشتار بيش از 911 تن فلسطينى، واز جمله 277 كودك در غزه توسط ارتش اسرائيل براى دفاع از اشغالگرى خويش از 27-12-2008 تا كنون عواطف بسيارى از ملل مسلمان و غير مسلمان را بر انگيخته است.

سازمان اهوازى حقوق بشر در بيانيه ى خويش آورده است: "در روز چهار شنبه 7-1-2009 ، صدها تن از توده هاى مردم عرب اهواز در خيابانهاى كوى علوى از مناطق اصلى و مركزى اهواز با برافراشتن پرچمهاى فلسطين و پلاكاردهايى در محكوميت وحشيگريهاى تجاوزگران غير بومى عليه فلسطينيان بيگناه و بى دفاع راهپيمايى كردند و خشم خود را از ادامه ى سركوب و كشتار مردم فلسطين ابراز داشتند".

اين بيانيه مى افزايد: "تظاهر كنندگان دخالت حكومت ايران در امور داخلى فلسطين را محكوم ساختند و اين كار را به عنوان عاملى مؤثر در پديد آمدن فجايع خونبار غزه ويكى از سياستهاى نابخردانه ى رژيم جمهورى اسلامى ايران تلقى كردند"بنا بر بيانيه ى مذكور تظاهر كنندگان "حكومت ايران را در نسل كشى فلسطينيان، با رژيم اسرائيل سهيم دانستند و به هواداران فتح وحماس هشدار دادند كه تا دير نشده مانع دخالت سردمداران ايران در امور داخلى خود شوند واجازه ندهند خون فلسطينيان وسيله اى براى تحقق اهداف خاص رژيم ايران گردد.

به گفته ى اين سازمان، "تظاهرات مردمى مذكور با سركوب نيروهاى ضد شورش مواجه شد، و پس از دستگيرى 40 تن و زخمى شدن تعدادى از تظاهر كنندگان متفرق شد".

در بيانيه ى سازمان مذكور نام 38 تن از دستگير شدگان اهوازى ذكر شده است.يادآور مى شود مقامات امنيتى استان خوزستان و بويژه شهر اهواز از 3 سال پيش تا كنون برگزارى هر گونه تجمع و تظاهراتى را ممنوع اعلام نموده و براى چنين تحركاتى مجازات تعيين كرده اند.

اين استان كه پيش از سلطه ى صفويها بر ايران، سرزمين اهواز خوانده مى شد، و از آن زمان تا دوران پهلوى رسماً عربستان خوانده مى شد، در مجاورت عراق و كويت قرار دارد و اكثريت مردم آن را عربهاى شيعه مذهب تشكيل مى دهند.

گزارشهايى مطبوعاتى اخيراً حكايت از انتشار مذهب تسنن بين تعدادى از تحصيل كرده هاى عربهاى خوزستانى داشته است كه گفته مى شود بر اثر ناسازگارى با حاكميت از يك سو و توسعه ى مطالعات و دسترسى محدود به رسانه ها از سوى ديگر پيش آمده است.

ناگفته نماند كه مناطق جنوبى ايران نيز از ديرباز ساكنان بومى عرب داشته است جمعيت چند ميليونى مردم عرب اين منطقه علاوه بر فشارهاى شديد اقتصادى و ويرانى هاى انقلاب و جنگ ، از اينكه هويت زبانى و فرهنگى آنان در معرض خطر است رنج مى برند تشكيلات مدنى و سياسى فعال در اين منطقه گرايشات مختلفى دارند كه از مطالبه براى تطبيق مواد قانون اساسى از قبيل اصل 15 و19 گرفته تا مبارزه براى استقلال كامل را شامل مى شوند.

منتقدان ايرانى مى گويند كه هنوز پس از سپرى شدن 3 دهه از بر سر كار آمدن نظام جمهورى اسلامى، مواد قانونى مربوط به حقوق مردم بومى واصلى مناطق مختلف ايران، از قبيل تدريس به زبان محلى و فعاليت رسانه ها به زبان بومى و توزيع مناسب ثروت ملى پياده نشده است.

گفتنى است در اواسط آوريل 2005 شهر اهواز و نقاطى ديگر از اين استان شاهد تظاهرات وسيعى در اعتراض به نامه اى گشت كه به آقاى محمد على ابطحى (رئيس دفتر سيد محمد خاتمى رئيس جمهور وقت) نسبت داده شد.

در آن نامه به نقل از مصوبات امنيتى آمده بود كه بافت جمعيتى استان بايد ظرف 10 سال با ترفندهاى مختلف از اكثريت عرب به اكثريت غير بومى تبديل گردد.

خوزستان 80 در صد نفت ايران (دومين كشور صادر كننده نفت جهان) را تامين مى كند.

دولت جمهورى اسلامى ايران در واكنش به اعتراضات مذكور اعلام كرد كه نامه ى معروف به دفتر ابطحى يك نامه ى جعلى براى تفرقه اندازى است و حكومت ايران هيچگونه تلاشى براى "فارسى كردن" منطقه يا مردم آن ندارد.

در پى حوادث آوريل 2005، تعدادى انفجار نيز عليه مؤسسات دولتى و نفتى صورت گرفت كه موجب كشته شدن حدود 20 تن گشت. حكومت نيز تعدادى را دستگير نمود و طى مراحلى به اعدام 30 نفر پرداخت.

سازمانهاى حقوق بشر حكومت ايران را متهم به آن كردند كه در محاكمات و اقدامات خويش معيارهاى بين المللى را رعايت نكرده است.

یکی از قضات رژیم در اهواز بضرب گلوله بهلاکت رسید


یکی از قضات دادگستری اهواز صبح روز گذشته در این شهر توسط عوامل ناشناس ترور گردید.امرالله شریفی ، قاضی 40 ساله دادگستری شهرستان اهواز سه شنبه 24 دیماه در منطقه کوی رمضان این شهر در حین رانندگی توسط دو ماشین دیگر با هویت نامعلوم سرنشینان آن محاصره گردید و طی تیراندازی و با اصابت 8 گلوله به سینه، جان خود را از دست داد.خانواده ایشان مدعی هستند این قاضی دادگستری پیشتر از سوی جریانات مسلح فعال در منطقه مورد تهدید قرار گرفته بود. جسد آقای شریفی همچنان به خانواده ایشان تحویل داده نشده است.


گزارشگران مجموعه از اهواز عنوان میدارند در طی هفته جاری در سطح این شهر چندین مورد قتل دیگر نیز روی داده است.

اکنون مرا بودنی دگر می باید



اکنون مرا بودنی دگر می باید
بیزارم از این ظواهر تهی،از این شادیهای پوشالی، از این لحظات مبتذل و زودگذر که در پس آن غفلت و گریزی نافرجام از حقیقت نهفته است ،گریزی بی سود به سوی شکست.
بیزارم از امید و دل سپردن به آنچه که فانیست.از آنچه که خود برای بقا محتاج است و برای دست یافتن به آن باید ننگ تن سپردن به ابتذال و حقارت و حتی خیانت و جنایت را پذیرفت.
بیزارم از این تلاش و تقلایی که در ورای آن مرگ و نیستی نهفته است،تلاشی که متضمن رسیدن به هیچ مقصدی نیست،
بیزارم از خود و تو شب زده نیز که در شبی به تاریکی شبانگاه من گرفتاری ولی مسخ این ظلمت نورنما گشته ای
بیزارم از گریزان بودن از نور و تن دادن به این بودن بیهوده و از این خنده های تلخ و زهراگین که پشتوانه اش را با غم و پوچی که خود خالق آنیم ساخته ایم .
بیزارم از این شب سیاه که هرگز قلب هیچ سپیده ای برای آن نتپید و اگر هم تپید آن جوهره نورانیش را با ظلمت شب در آمیختیم و آلودیم.
بیزارم از تظاهر به آنچه که نیستم ولی بودنش ستودنیست.بیزارم از دانستن راه و بیراهه را پیمودن.
براستی من کیستم چیستم و چرا آمده ام به این سرای خاکی؟آیا میتوان به حقارت پذیرفتن آن تن بسپارم که آمدنم فقط برای گذری مبتذل از این لحظات گرانبها بوده است؟آیا میتوانم خودم را ،روحم را محدود به این حصار خاکی بدانم؟روحی که پرواز را آموخته ولی اسیر خودکامگیهای نفسم گشته است.نفسی که ذلت را در من عزت می بیند و حقارت را در من شرافت. براستی آیا صعود دست نیافتنیست و دل دادن به آن و نیزاجتناب از سقوط جرم است همانگونه که اهریمن زمان آن را برای من و همنوعانم جرم می پندارد؟
آری هر گاه با قلبی آکنده از صداقت وسادگی و حسی از نوع تمنا و نیاز در برابر روحم زانو زدم ندایی جز طغیان بر خود و طاغوت از او نشنیدم.روحی که چکیده ای از روح آن یگانه بی همتاست.روحی که مرا فراتر و ماورای این بند و این خاک واین نوع بودن می داند.روحی که واژه بودنم در این سرا را با سرافرازی در سایه ابدیت و جاودانگی متجلی و متعالی نمود..روحی که آسمانیست و تکامل و صعود را در آسمانی بودنم می داند.روحی که مرا میخواند تا آینه زنگ گرفته دل را در این کوته سفر زمینی جلا داده و بی هیچ آرایه خاکی و پیرایه زبونی، راهی مدینه فاضله ای شوم که خلق شده ام برای آن و لایق گشته ام برای کوشش فتحش.مدینه ای که منزه است از ظلمت، و پاک است ازتظاهروتجمل، از نخوت ونفرت ،وذلت وبند ..مدینه ای ملکوتی و آسمانی که آن یگانه مبری ازکاستی، خشت زرینش را از عشق لا یتناهیش به من و تو بنا نهاد و ستونش را از نور محبتمان به ذاتش برافراشت و بهایش را فقط در سرافرازی، سربلندی و آزادمنشی من و تو در این دار فانی نهاد.
من آن بودم که آزاد ورها آفریده شدم همچون بادی هستی نورد . پاک ومطهر خلق شدم چونان شبنمی بر عصمت برگی سبز و دادخواه و ظلم ستیزبه تیزی تیغ فریاد و قیام..
ولی افسوس در این عرصه خاکی بلا و آزمایش، دانه دانه برگهای سبز عصمتم را به خشکی و زردی تند باد گناه وعصیان سپردم و دردا و ندامتا که رهاییم را با دستان خویش به قفس ذلت و بند اطاعت ازطاغوتیان تقدیم کرده و رخ قبله بندگی آن یگانه را به سوی بتهای تهی ولی زراندود دژخیمان گردانیدم وفریاد سهمگین و خروش مهیبم را که فروپاش بنای تمامی کاخهای ظلم استکبار و اهریمن بود را در آتش سکوتی مرگبار سوزاندم.
و اکنون مرا بودنی دگر می باید،.خودرا باید دیگری سازم، همانگونه دیگری که در بدو ، آن بی همتا آفرید، آزاد و رها ، پاک و مطهر، دیگری سرکش و عاصی بر غیر او و تازنده و غران برصفوف شکننده سپاه اهریمن.باید از این ویرانه دژی سازم ، مستحکم وپایدار در برابر بنای فانی ظلم وظلمت و جهل، واین طغیان است که مرا با مالک ملکوت پیوند می دهد، پیوندی جاودان و ناگسستنی. آری اکنون از ژرفای یقین و اعماق ایمان می دانم ره این صعود اهورایی، این هجرت عظیم وصف ناپذیر که در سیطره علم منتهی به سد این بشر، هرگز نگنجد.
به نویدبخشی سپیده در ظلمت کور شبهای غربتم سوگند،به نگاه سیمین مملو از اندوه ماه که بر سردی غربت و فرجام بد ما آدمیان گمراه در خود می شکند سوگند ، به پیام طلایی محزون غروب خورشید که از عصیانم بر ایزد مقتدر وخشمش از تمسک هولناک بشر به بتها و خدایانی زبون ازجنس خودمان در خود می سوزد و میگرید و می گدازد سوگند، که فقط دراین خروش انقلابیست،درکشمکش این نبرد پاک بر خود و طاغوتیان زمان است ودر تشعشع نقره ای شمشیر بران اهل او علیه باطل است که ایزد ذره ذره وجود تاریکم را با نور عشق خود در خواهد آمیخت و برای باری دیگر مرا و تیرگیهایم را از گذر این دریای پرتلاطم فساد و آزمون پاک خواهد گردانید و مرا این گمکرده ره غریب را ، سربلند و پیروز، منزه ولایق گشته ، رهنمون ماورای اوج شرافت و عزت و نور و در نهایت دیدار خود و آن مدینه ملکوتی گرداند
فریاد سوخته - عرفان بلوچ

عاليجناب افغان: ببخشيد “ما با او” نه ” اوباما”!..(طنز)


عبد الناصر هروي
هرگاه اسمي از افغان و افغانستان به ميان مي آيد همه دنيا ـ البته بجز ايران اسلامي ـ ملتي دلير و رشادتمند و ايثارگر و با ثبات و استقامت را بياد مي آورد. کلمه افغان در طول تاريخ رمزي از مردماني دليري و شکست ناپذير و آزادمرد بوده و است.

ايران را از اينرو استثناء قرار دادم که افغاني از روزي که وارد ايران مي شود “پدر سوخته” است تا روزي که از ايران برآيد. و در اين کشور اسلامي (!) با او با آن روشي رفتار مي شود که در زمان قبل از رنسانس اروپائيهاي سفيد با سياهپوستان، يا آمريکائيهاي گاو چران با سرخ پوستان رفتار مي کردند.البته افغانستان هم چون ساير کشورهاي دنيا خوب و بد دارد اگر چه خوبيهايش بيش از بديهايش است!

اخيرا يکي از رهبران بازنشسته اين کشور که تاريخ مصرفش تمام شده نامه اي بسيار محترمانه به رئيس جمهور آمريکا نوشته است.

اين رهبر افغاني که ظاهرا تنها با زبان فارسي آشنائي دارد با ديدن نام مبارک عزت مآب (!) رئيس جمهور آمريکا “اوباما” گمان برده نام او فارسي است و معنايش “او با ما” است!خلاصه از چشم بد بدور اين بزرگمرد (!) به دوست آمريکائيش که تا چندي بعد مجبور است او را سرور و اعلی حضرت بخواند نامه اي فرستاده و در آن ادعا کرده که “اوباما” يعني او با ماست!


بنا به گزارشات غير رسمي از کاخ سفيد ـ که قرار است با آمدن اوباما رنگش را سياه کنند تا کاخ سياه شود! ـ در آنجا دو مترجم يکي ايراني و ديگري افغاني مشغول به ترجمه نامه رهبر از تاريخ مصرف گذشته افغان شده اند. مترجم ايراني جمله ” او با ماست” را ترجمه کرده است:

” او با ماست”؛ و در شرح جمله عرض نموده که افغانها ملتي دامدارند و “ماست” و منتجات شير از غذاهاي آنهاست و با ماست تره و پياز مي خورند. و چون عالي جناب “اوباما” به تره پژمرده و ژوليده و سياه شبيه است اين جمله را يک تهديد براي آمريکا بحساب آورده! و گمان برده هدف رهبر افغاني اين بوده که: او را با ماست مي خوريم!!

اگر تدخل بهنگام مترجم افغاني نمي بود شايد اين سوء تفاهم آتش جنگ برپا در اين کشور را دوصد چندان شعله ورتر مي کرد.البته تصحيح ترجمه توسط مترجم افغاني چندان فايده اي نداشت. چرا که اوباما اين جمله رهبر بازنشسته افغاني را يک اهانت به خود شمرد، و با صداي بلند در حاليکه سرش را بديوار مي کوبيد داد کشيد: اين مردک چطور بخود اجازه داده بمن توهين کند… من کي کشورم را به بيگانه فروختم؟ من کي به آرمانها و ايده هايم خيانت کردم؟ من کي ملتم را در مقابل پشيزي فروختم؟ من کي مردم خود را کشتم؟ و من کي… و من کي….؟عصبانيت اوباما باعث بالا رفتن فشار خون او شد و بيهوش بزمين افتاد.

گزارش عصبانيت اوباما فورا به افغانستان رسيد. دولتمردان افغان در يک جلسه اضطراري که ساعت ۴ شب به وقت کابل بفرمان و رهبري شخص کرزاي تشکيل شد و همه دولتمردان با لباس خواب در آن حضور يافتند موضوع را مورد بحث و بررسي قرار دادند. و با يک بيانيه رسمي که از دولت اين کشور صادر شد جمله ” او با ماست” را با جمله “ما با او” عوض کرده بصورت اورژانس به آمريکا فرستادند.

وقتي اوباما به هوش آمد و ديد جلويش عکس آقاي برهان الدين رباني را روي پلاکاردي بزرگ زده اند و زيرش نوشته اند: ” ما با او” به علامت رضايت لبخندي زد و زير لب زمزمه کرد: اينچنين بايد با خداوندانتان سخن گوييد!

سنی نیوز

۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

مبارزان قسام با نفوذ به پشت خطوط نظامیان صهیونیستی تعدادی از آنها را کشته و چند تانک را منهدم کردند


غزه ـ مرکز اطلاع رسانی فلسطین
گردان های شهید "عزالدین قسام" شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی "حماس" اعلام کرد که مبارزان این گردان ها با نفوذ در پشت خطوط نظامیان دشمن صهیونیستی در حال پیشروی به سوی شرق جبل الکاشف واقع در شمال نوار غزه چندین دستگاه تانک ارتش صهیونیستی را به طور کامل منهدم کردند.
گردان های قسام با صدور بیانیه ای که نسخه ای از آن به مرکز اطلاع رسانی فلسطین نمابر شد، خاطر نشان کرد که به یاری خداوند متعال مبارزان این گردان ها راس ساعت 7 عصر دیروز سه شنبه (13/1/2009) با نفوذ به پشت خطوط نظامیان دشمن در منطقه الواد واقع در شرق جبل الکاشف (در شمال نوار غزه) چندین دستگاه تانک را منهدم کردند.
این گردان ها همچنین تاکید کردند که مبارزان این گردان ها توانستند پس از منفجر کردن دو بمب از نوع "شواظ 3" در مسیر نفربرهای ارتش صهیونیستی، یکی از آنها را هدف یک گلوله توپ "تاندیم" قرار داده و به طور کامل منهدم کند.
در ادامه بیانیه گردان های قسام آمده است که مبارزان قسام توانستند با استفاده از یک گلوله ضد زرهی "آر پی جی" یک تانک ارتش صهیونیستی را هدف قرار داده و منهدم کند و زمانی که تانک دیگر به منظور نجات مجروحان و انتقال اجساد نظامیان کشته شده به این محل اعزام شد، توانستند با منفجر کردن یک بمب "شواظ 3" آنرا به طور کامل منهدم کنند.
گردان های قسام با اشاره به بازگشت سالم و موفقیت آمیز مبارزان این گردان ها پس از اجرای عملیات مذکور تاکید کرد که در این عملیات شماری از نظامیان ارتش صهیونیستی کشته و زخمی شدند که دشمن صهیونیستی تاکنون از اعلام اخبار مربوط به این عملیات خودداری کرده است.

ایران اولین بازنده کشتارگاه غزه…




سنی نیوز:برخی از دولتمردان ایرانی که با دیدی تکفیری و کوته نظرانه به دنیا می نگرند گمان می برند که چون ایران در طول تاریخ بعد از قرن دهم که صفویها چهره ایران را بکلی تغییر دادند چون خنجری در پشت امت اسلامی حرکت کرده و همواره جهان مسیحیت را منت وار خود نموده اروپا و آمریکا این خدمتهای ارزنده آنرا پاس خواهند نهاد!


همه می دانند که آمریکا و غرب ایران را بعنوان گرگی برای ترساندن عربها و دوشیدن آنها در مرحله پیشین نیاز داشتند و ایران به بهترین وجه با درگیر شدن با عراق این نقش را بازی کرد و آمریکا و غرب توانستند اسلحه ی خود را بفروشند و نفت دنیای عرب را به چپاول برند و آنها را از گرگ درنده ایران (!) بترسانند.


امروزه نیز تا حدودی جهان غرب و آمریکا به ایران نیاز دارند، و ایران توانست در قضیه عراق و افغانستان به بهترین وجه به آمریکا و جهان غرب خدمت کند ولی آنچه بر همگان روشن است اینست که اسرائیل حاضر نیست در منطقه هیچ کشور مستقر و مستحکمی را تحمل کند. هر چند هم که خادم و مخلص باشد.


آیا دولتمردان ایران گمان می برند که در چشم آمریکا و اسرائیل از صدام مخلصتر و با وفاترند؟!هرگز، پس معرکه تضعیف ایران و تفکیر در تجزیه جغرافیایی آن همیشه در سر دولتمردان اسرائیلی خواهد بود، تا ایران چون شیخ نشینان خلیج مجموعه ای از کشورهای بی بخار و بی خاصیت را تشکیل دهد.تنها راهی که ایران می تواند خودش را حفظ کند همان بازی نقش غول خیالی در مقابل اسرائیل است. و تشکیل حزب الله از سوی ایران نیز بهمین هدف انجام گرفت. ولی دولتمردان ایران مرتکب چند اشتباه بزرگ شدند:




۱. یکی اینکه در تجزیه و ویرانی عراق نقش عمده ای را بازی کردند که با این وجود اولا دوستی که می توانست در مقابل اسرائیل همیارشان باشد را از دست دادند. ثانیا با ملت عراق دشمنی خونینی را پایه ریختند که با استقرار این کشور این قضیه بصورت بسیار جدی برای ایران خطر ساز خواهد شد. حالا هر چند استقرار عراق بر پایه نوکران و دست نشانده های ایرانی باشد باز هم خون را تنها خون می شوید. و شیعه عراق بدرستی درمی یابند که ایران چگونه این کشور را به ویرانی کشید. و از آنها سوء استفاده کرد.




۲. ایران با همکاری با آمریکا در شکست طالبان و ویرانی افغانستان با ملتی دیگر دشمنی خون بر پا کرده است. همچنانکه دوستی را که می توانست روزی در کنارش بایستد را از دست داد. و حکایت افغانستان تکرار اشتباه عراق است. و در نتیجه ایران خود را بین دو سنگ آسیاب قرار داده است.




۳. اشتباه نوین اینکه دولتمردان ایران با سکوت عملی در مقابل آنچه در غزه اتفاق می افتد گمان می برند که تضعیف حماس و از بین رفتن آن حزب الله را در منطقه تقویت می کند و سنگ ایران سنگینتر می شود. و این یک اشتباه بسیار خطرناکی است. چون تضعیف حماس در حقیقت مرحله اول شکستن کمر حزب الله است.


حماس در داخل فلسطین همیشه کفه ترازو را به نفع حزب الله سنگین می نموده و حجم حزب الله را دوصد چندان نمودار می نموده. و با شکست احتمالی حماس حقیقت حزب الله بیشتر بر ملا می شود و در نتیجه از حمایت اسلامی و عربی بکلی دور گشته، چون خاشاکی تو خالی به کنار زده می شود و آنگاه است که ناقوس خطر در ایران به صدا در می آید و جغدها بر قصرهای آخوندهای خود خواه و کوته نظر ترانه مرگ می سرایند.


به گمان تحلیلگران ایران این اشتباهات را تنها و تنها از خط مشی ایدئولوژی خود مرتکب می شود. بخصوص در این مرحله که گروهی تکفیری بر سیاست کشور غالب آمده اند و گمان می برند که خطر سنیها از یهود و مسیحیت نیز بالاتر است و کشتن یک سنی برابر است با کشتن صد یهودی!


البته ایران چون همیشه سعی دارد به صورتی از فلسطین برای خوشنامی خود در منطقه و پوشاندن سیاستهای دشمنانه خود سوء استفاده کند و این سر و صداهای تو خالی ناشی از این سیاست است. اما اقدام عملی؛ ایران از آن به کلی خود را کنار کشیده و به حزب الله نیز دستور داده که بدون مدارا اعلان کند که اسرائیل به راحتی می تواند به غزه حمله کند و از جانب ما هیچ خطری او را تهدید نمی کند! و ایران و حزب الله در این مرحله تنها به لعن و نفرین سران کشورهای عربی اکتفا می کنند


تا بدینصورت هم ملت را سرگرم کنند و هم چشمها و عقلهای مردم ساده لو را از خود دور کنند!!این آستین کوتاهان کوته نظر با این دیدگاه تکفیری نه اینکه قبر خودشان را با بیلچه ی حماقت و تعصب کورکورانه می کنند بلکه کشور را به ویرانه ای تبدیل می کنند که تاریخ آنچنان که صفویها را مورد لعن و نفرین قرار می دهد اینها را دو صد چندان مورد لعن و نفرین قرار خواهد داد.




” وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ”